انقلاب مصر و جنبش سبز: تفاوت‌ها، شباهت‌ها و درس‌ها!

آنچه امروز در تونس و مصر می‌بینیم شباهت بسیار زیادی با انقلاب و خیزشی است که دو سال پیش در ایران شعله‌ور شد و جهان را در شگفتی فرو برد و اکنون تونس و یمن و مصر و به زودی عربستان و سایر کشورهای منطقه را فراخواهد گرفت.
آنچه در مصر دارد اتفاق می‌افتد علی‌رغم تفاوت‌های ظاهری بسیار بین «حکومت مصر» و «جمهوری اسلامی» شباهت‌های بسیاری با جنبشی که جنبش سبز نامیده شد، دارد دیدن تفاوت‌ها و شباهت‌ها بین انقلابی که در مصر در جریان دارد و جنبش مردم ایران و تفاوت‌ها و شباهت‌های حکومت‌های‌شان درس‌های بزرگی برای ما دارد. تفاوت‌هایی که بین حکومت مصر و جمهوری اسلامی وجود دارد نشان می‌دهد این تفاوت‌ها نمی‌تواند موجب خوشنودی و عدم رضایت مردم در این کشورها باشد و مانع انقلاب و اعتراضشان بشود.
«حکومت مصر» حکومتی هم سو با غرب و آمریکاست در حالی که «جمهوری اسلامی» حکومتی است که ادعای مبارزه با آمریکا را دارد. این به‌خوبی نشان می‌دهد هم سو بودن با آمریکا نمی‌تواند موجب شود کشوری دارای حکومتی دموکراتیک و با سطحی از عدالت اجتماعی و عدم فساد اداری و نابرابری روبه‌رو باشد. حکومت‌های هم‌سو با آمریکا و سرمایه‌داری جهانی تنها از این امتیاز برخوردار هستند که نقض حقوق بشر در این کشورها عمدتا لاپوشانی می‌شود تا این که دیگر کار به جایی می‌کشد که مردم به جان آمده به خیابان بریزند و آش آنقدر شور شود که نتوان کتمانش کرد.
نقطه‌ی اشتراک بین حکومت‌های مصر و تونس و ایران با تمام اختلافات شکلی که دارند در یک چیز است «دیکتاتوری» و فقر و فاقه‌ی گسترده و نبودن عدالت اجتماعی و حداقل برابری‌های ممکن این‌ها همه به هم گره خورده‌اند. یعنی جایی که دیکتاتوری باشد حتما نابرابری شدید اجتماعی هم هست. نقطه‌ی مشترک بین حکومت‌های مورد اعتراض به ما درس می‌دهد که مهم‌ترین چیزی که باید روی آن انگشت بگذاریم و عامل وحدت‌بخش‌مان بشود چیست: آزادی و برابری.
مردم مصر، تونسی‌ها و ایرانی‌ها و یمنی‌ها و عرب‌ها و کردها و ترک‌ها و همه‌ی مردمی که امروز در خاورمیانه به پا خواسته‌اند از فقر و بی عدالتی و خفقان به جوش و خروش آمده‌اند و آزادی و برابری و کرامت انسانی می‌خواهند و این باید نقطه‌ی وحدت بخش آنان باشد.
امروز چیزی که همه‌ی ما را در ایران و در منطقه از شمال آفریقا تا آسیای میانه می‌تواند حول مطالبه‌یی مشخص گرد آورد آزادی و برابری است. این خواستی مشترک است تاکید روی خواست‌های ملی‌گرایانه‌ی افراطی و گاه نژادپرستان و از گور درآوردن دعواهای هزار سال و دشمن را عوضی گرفتن خواستی ست که از خامنه‌ای تا مبارک بر آن اصرار دارند. ملی‌گرایان افراطی مانند اسلام‌گرایان بنیادگرا عاملی را عامل وجدت می‌شمارند که عامل تفرقه است.
اسلام به چند دلیل نمی‌تواند عامل وحدت در بین ایرانیان و در بین مردم منطقه باشد. یکی برای آن که در این منطقه علاوه بر این که معتقدین به سایر ادیان وجود دارند، سکولارها و بی‌دین‌ها هم روز به روز رو به فزونی دارند. دوم این که اسلام آنقدر شاخه شاخه شده است که مذاهب مختلف آن، گاه دشمنی که با سایر مذاهب اسلامی دارند با بی‌دینان و معتقدین به سایر ادیان ندارند.مثلا دشمنی بین شیعیان و وهابیون به مراتب عمیق‌تر ا از دشمنی آنان با سایر ادیان یا با بی‌دینان است. اما به هر حال اکثریت مردم منطقه مسلمان هستند و این واقعیتی است که نمی‌توان نادیده انگاشته شود. مشی وحدت‌بخش سکولاریسم است یعنی جدایی دین از حکومت این می‌تواند مردم منطقه را وحدت ببخشد. مبارزه‌ی افراطی با عقاید دینی حاصلی ندارد جز رشد بنیادگرایی مذهبی. چیزی که باید نوک حمله‌ی مبارزه باشد نه اسلام که اسلام سیاسی و خواهان حکومت است. مبارزه‌ی افراطی با اسلام که به مبارزه با مسلمانان کشیده می‌شود تنها و تنها یک ثمر دارد و آن هم گسترش بنیادگرایی و تروریسم اسلامی است. چیزی را که باید در بین مردم ایران و سایرم ملت‌های منطقه رواج داد و نهادینه کرد «آزادی بیان» و «سکولاریسم» است. برای این کار روشنفکران بدون این که سانسور حکومتی بالای سرشان باشد باید مسئولانه‌تر بیانی را انتخاب کنند که ضمن جریحه‌دار نکردن احساسات قومی مذهبی آنان را به فکر فرو برده نقدی عمیق از مذهب در ذهنشان جا بیاندازد.
اسلام‌گرایی و اسلام‌ستیزی هر دو مانع وحدت بین ایرانیان و بین مردم منطقه می‌شود. اسلام‌ستیزی وقتی شکلی به‌خود می‌گیرد که تداعی جنگ صلیبی دارد و به جنگ کشورهای ثروت‌مند علیه فقرا شبیه می‌شود نتیجه‌یی جز این در بر ندارد که مسلمانان به سمت بنیادگرایان کشیده شده یا رضایت به حکومت‌های جبار کنونی بدهند زیرا می‌ترسند با سقوط این حکومت‌ها اسلام‌ستیزی دیگر جایی برای حیات آنان باقی نگذارد.
ملی‌گرایی چه در بیان ایرانیانی که خود را تافته‌یی جدا بافته از مردم منطقه می‌دانند و دعواهای مربوط به هزار و چهارصدسال پیش را از گور بیرون می‌آورند و مسئله‌ی امروز می‌کنند یا عرب‌هایی که نژادپرستانه بر طبل عربیت می‌کوبند این‌ها هیچ‌کدام نمی‌تواند برای مردم کشورها منطقه رفاه و آزادی و برابری بیاورد و طرفا بر طبل دشمنی‌ها می‌کوبد. اروپائیان علی‌رغم جنگ خونینی که همین نیم‌قرن پیش داشتند و کشوری مانند فرانسه توسط آلمان اشغال شد و بمباران‌های انگلیس تمام آلمان را با خاک یک‌سان کرد میلیون‌ها نفر در کشورهای مختلف اروپایی توسط یک‌دیگر به قتل رسیدند اما امروز تمام ان کشورها تحت پرچمی واحد گرد هم آمده‌اند بعد حالا گروهی در ایران می‌خواهند انتقال حمله‌ی اعراب در هزار و چهارصدر سال پیش را بگیرند!
ما ایرانی‌ها در کنار سایر مردم منطقه باید برای آزادی و برابری و رفاه و پیشرفت مبارزه کنیم و دست دوستی با مردمی که برای آزادی مبارزه می‌کنند دراز کنیم. فرقی بین «مبارک» و «خامنه‌ای» نیست پس نباید ما هم بین خود تفاوت قایل شویم. دشمن ما دیکتاتوری است علیه دیکتاتوری متحد شویم.
مرتبط
تحولات مصر از نگاه فارسی‎زبانان

Advertisements

24 دیدگاه »

  1. علی said

    جالبه که چقدر این مقایسه ها بین ایران و مصر متناقض هستند ! مثلا در نوشته مصر با انقلاب اسلامی ایران مقایسه شده .
    http://www.bahrami.in/2011/01/blog-post_30.html

  2. ali said

    ما به برادران عرب نشان دادیم چه جوری شروع کنان و آنها به ما نشان دادن چه طوری تمام کنیم.
    مصر هم سپاه دارد، نیروی انتظامی دارد، لباس شخصی و گرده ویژه و سازمان امنیت دارد
    فقط باید در خیابانها من و با مزدوران جنگید، آتش زد و و وزیت را برای چند روز مثل روزه عاشورا کرد.
    این رژیم از رژیم مبارک خیلی ظایف تر است و تمام کشورهای غربی و حتا اسرائل ازش پستیبانی میکنند.
    سپاه هم به مردم خواهد پیوست
    در ضمن حتا چین هم ترسیده ایران که دیگر عددی نیست
    به این میگویند people power و وقتی که مردم آنرا احساس کردن پیروزند .
    در ضمن تمامه دیکتاتور ها وحشی هستند همین آقای مبارک با لباس شخصی ها مصر را اداره میکرد و تجاوز و اعدام هم میکرد یک نیروی نظامی مثل سپاه هم دارد و ۱۲۰۰۰ زندانو سیاسی دارد ،،،،،،،

  3. بلوا عزیز، تحلیل ات بسیار سنجیده و منطقی بود. فقط یک نکته اضافه کنم: چیزی که مدیای سرمایه داری بهش نمی پردازه اینه که این دیکتاتوری های تا بن استخوان فاسد همه رژیم های «دوست» غرب «لیبرال دموکرات» هستند. اما چه زیباست که می بینیم فروریختن پایه های نظام های سلطه در تونس و اکنون مصر، طبقه ی حاکم را از تهران گرفته تا واشنگتن در ترس و نگرانی فرو برده است. به علاوه با تأمل در مبارزه ی مردمی در خاورمیانه شیوا تر از این نمی شد گفت که :«امروز چیزی که همه‌ی ما را در ایران و در منطقه از شمال آفریقا تا آسیای میانه می‌تواند حول مطالبه‌یی مشخص گرد آورد آزادی و برابری است. این خواستی مشترک است تاکید روی خواست‌های ملی‌گرایانه‌ی افراطی و گاه نژادپرستان و از گور درآوردن دعواهای هزار سال و دشمن را عوضی گرفتن خواستی ست که از خامنه‌ای تا مبارک بر آن اصرار دارند. ملی‌گرایان افراطی مانند اسلام‌گرایان بنیادگرا عاملی را عامل وجدت می‌شمارند که عامل تفرقه است.» امید که به زودی فروریختن پایه های نظام سلطه ی جمهوری اسلامی را هم شاهد باشیم.

  4. گرامشی said

    با سلام و درود بر تو, بلوا جان و همه دوستان دیگری که محبت کرده سایرین را نقطه نظرات خود مطلع میکنند.
    تصور میکنم یکی از مهمترین مسائلی که در بین این تحلیل و تفسیر ها جایش خالی میماند اینست که چرا اینگونه خیزشهای مردمی حالا و نه در مثلا چند سال قبل؟ بنظر این حقیر, یکی از مهمترین علل اینکونه خیزشها را باید در فشارهای اقتصادی حاصله از بحران وحشتناک اخیر سرمایه داری دید. در پی این بحران که اثرات آن خواهی نخواهی گریبان تمامی کشورها را میگرفت, که گرفته, برخی از افراد مردم کشورهای جهان سوم حتی نمیتوانستند نان شب خود را تهیه کنند و برخی از آنان علیرغم دارا بودن از میزان تحصیلات بالا , بعلت عدم توانائی در یافتن شغل و کاری مجبور گردید تا به کار سبزی فروشی و آنهم بر روی گاری دستی روی آورد و هنگامیکه گزمه های رژیم فاسدی (در این مورد تونس) حتی از اینکار او نیز جلوگیری نمودند, اقدام به خود سوزی نمود که شعله های آن اتش تمام رژیم را در خود سوزاند.
    بانک جهانی که همواره مسئول پیاده کردن نیات اقتصادی کشورهای بقول خودشان «بزرگ صنعتی» ولی در حقیقت کشورهای امپریالیستی , برای کمک به حل اینگونه مشکلات و ریختن آن به درون کشورهای جهان سوم و غارت منابع مالی و ذخائر زیر زمینی آنان موظف به پیاده کردن هرچه سریعتر حذف یارانه ها و یا همان سوبسیدهای دولتی در جهت حذف هرگونه موانع رقابتی با محصولات وارداتی از «کشورهای صنعتی بزرگ» گردید تا تحت لوای گلوبیزاسیون» بحران را به اینگونه کشورها انتقال دهند. بحران اقتصادی و مالی که زایده سیستم سرمایه داری میباشد, اکثر کشورهای کشورهای دنیا و بخصوص کشورهای به اصطلاح «صنعتی بزرگ» را در بر گرفته و اینگونه کشورها برای غلبه بر این مشکلات نیاز مبرم به صدور محصولات خود داشته که بعلت وجود سیستم یارانه های دولتی و یا همان سوبسیدها به تولید کنندگان داخلی, امکان هرگونه رقابت با محصولات محلی را از دست میدادند. لذا با فشار بانک جهانی , کشورهای جهان سوم که عمدتا مصرف کننده محصولات تولیدی کشورهای صنعتی میباشند میبایستی هرچه سریعتر اقدام به حذف اینگونه موانع مینمودند و اتفاقی نیست که بطور ناگهان مشاهده میشود که کشورهای جهان سوم از آمریکای لاتین گرفته تا اسیا و حتی کشورهائیکه سابقا مارک «سوسیالیستی» را بر پیشانی خود میداشتند, به حذف اینگونه یارانه ها اقدام کردند. ولی غافل از آن بودند که دیگر دنیا, دنیای قرن نوزدهم و یا حتی اوائل قرن بیستم نیست که عمده مردم اینکشورها فاقد دانش و اموخته های نوین باشند. حضور تعداد بسیار نیروهای انسانی تبعه اینگونه کشورها در جوامع کشورهای صنعتی و اشنا شدن انان با آخرین علوم و متد صنعتی و هم چنین بالا رفتن میزان دانش آموختگان در خود همین کشورها, بالطبیعه خالق این فکر در مغز انان گردید که چگونه است که همکلاسی من در فلان دانشگاه غرب و یا منی که همان نوع تحصیلات و آموزشهای مورد قبول غرب را در کشور خود آموخته ام میبایستی از سوی فردی که احتمالا همطراز من نیز نمیباشد و یا همکلاسی سابق من مورد امر و نهی قرار بگیرم. برای صدق گفتارم کافیست تا به میزان افراد تحصیکرده در رده های بالا که در صف «القاعده» قرار گرفته اند نگاهی شود. اینک اینگونه افراد و اقشار جامعه در جواب پرسشهای خبرنگاران خارجی عملا اینگونه جواب میدهند که ما نه تنها چیزی از شما کم نداریم بلکه بعلت دارا بودن از یک تمدن و فرهنگ غنی چندین هزار ساله شاید از شما ها نیز بمراتب بالاتر باشیم. مفهوم حرف این ناراضیان چیزی غیر از این نیست که نمیتوان گلوبیزاسیون اقتصادی داشت بدون آنکه همراه آن دموکراسی نیز گلوبیزه گردد. و این مسئله ایست که سردمداران غرب میبایستی هرچه زودتر آنرا درک کنند, در غیر اینصورت شاهد خیزشهای بیشتری و در فرم و صورتها خشن خود ودر تحت بهانه های گوناگون از مذهب گرفته تا هر نوع ایدئولوژیهای دیگر که بدون شک یکی از ابزارهایشان استفاده از خشونت خواهد بود. در ایران نیز رژیم آخوندی هر چند که تلاش خود را در بیشتر نگه داشتن سر خود در زیر برف مینماید, غافل از آنستکه بالاخره روزی نه چندان دور خواهد رسید که تمامی برفها در زیر حرارت افتاب حقایق جامعه ایران و مسائل اقتصادی ذوب خواهند شد و هیچ نیروئی توان آنرا نخواهد داشت تا از سقوط رقت بارشان جلوگیری کند. در انتها تصور میکنم که یکی از وظائف نیروهای مترقی و روشنفکر به جای آنکه بدنبال دویدن برای یافتن جوابی به هجویات و لجن پراکنی های امثال احمدی نژاد در مورد امام زمان و یا اثبات غیر واقعی و تقلبی بودن و یا نبودن فلان روایت مذهبی باشند, اینست که مسائل اقتصادی و نقش آن در زندگی روزمره مردم را برای آنان توضیح دهند. مسئله ای که کمتر میتوان از آن اثری در صحبتها و مقاله های روشنفکران دید.

    • نکته بسیار مهمی است. رسانها های دنیای سرمایه داری فیل را در اتاق نشان نمی دهد. باید رخدادهای فعلی شمال آفریقا را در چشم انداز وسیع تری ببینیم: این بحران جهانی سرمایه داری است که در اروپا و آمریکا با سیل بیکاری و زوال دولت رفاه را منجر شده. در اقتصاد گلوبال کنونی تبعا پس لرزه های این بحران در کشورهای حاشیه به رخدادهایی با دامنه بالاتر کشیده شده است. تحویل گرایی اقتصادی شاید ساده کردن بیش از حد قضیه باشد اما این واکنش زنجیره ای را می توان این طور دید: بحران اقتصادی اروپا > کاهش درآمد حاصل از توریسم (منبع اصلی درآمد در تونس و مصر) > قیام مردمی که دیگر هیچ چیز برای از دست دادن ندارند.

  5. ali said

    چه درسها ای باید از انقلاب مردم مصر برای جنبش سبز بگیریم.
    ما به عرب ها نشان دادیم چطوری شرو کنن آنها به ما یاد دادن چطور باید تمام کرد.
    – مصر با ۸۰۰۰ نفر شروع کرد.
    -مقاومت در خیابانها باید تا شکست نیروی انتظامی ، بسیج ، و سپاه ادامه پیدا کند.
    -مقاومت باید بدونه توقف باشد تا مزدوران هرچه فرسوده تر شوند.
    – اول باید بسیج و نیروی انتظامی شکست بخورند.
    -باید در خیابان ها ماند حتا اگر حکومته نظامی ایلام شود.
    .احتیاجی نیست که تمام تهران در یک نقطه باشند در محله ها باید مقاومت شود و به مقر های مزدوران حمله شود تا نتوانند نیروی اضافه به مناطق دیگر بفرستند.
    – هسته اصلی باید در یک میدان باشد از آنجائی که مردم باید در تمام شهر مقاومت کنن ،هستیه اصلی به نفراته زیادی احتیاج ندارد و یک میدان کوچک تر بسیار مناسب است.
    -شهید برای ازادیمان خواهیم داد والی اینبار بسیاری از مزدوران هم به درک وصل خواهند شد. این خیلی مهم است چون میدانند کشته خواهند شد اگر گیر بیفتند و این در آنها وحشت ایجاد خواهد کرد.
    – با تضاهراته محلی کلانتری های محله را باید زمینگیر کرد و محله ها باید از کنترل آنها در اید .
    -آتش سوزی ، و حمله به بانکها و مواسات دولتی باید انجام شود تا کشور حالته بحرانی پیدا کند » ناراحت نباشید بعدها جبران میشود.»
    – ارتش با مردم است اگر قبول کنیم که ۶۰% سپاه هم به خاتمی ترسو رای داده اند پس بدنه سپاه هم مثل ارتش است.
    – منتظر رهبر نباشیم هر کس یک رهبر است و رهبران هم خواهند آمد نگران نباشد.
    – نماز در خیابان ها فراموش نشود.
    -به قدرت مردم یا » people Power » ایمان داشته باشیم و در خیابانها بمانیم تا کشور خود را آزاد کنیم و تا آزاد نکردیم به خانه هایمان بر نگردیم.
    – فیلم فراموش نشود ، حتمن اینترنت، موبیل، و حتا برق قط خواهد شد مایوس نشوید فقط در خیابان ها بمانید تا پیروز شویم ، آتش روشن کنید،تخمه بشکنید ..،،،،،،،،،،،،،،،،،و شب را صبح کنید.
    – لطفآ اگر چیزی به ذهنتان میرسد اضافه کنید.
    – در نوشتیه بعدی ایمیلی ایلام خواهد شد که شما با ان فقط با یک ایمیل تقلبی مکاتبه کنید.
    به امید آزادی ایران.

    • رامین said

      دوست گرامی علی عزیز ،

      از اینکه تلاش می کنید مردم را به جوشش وادارید قدردانی می کنم اما دربارۀ چیزهایی که نوشتید نکات نادرستی هم هست که باید بگویم.
      نخست آنکه چیزی که ما به عرب ها آموختیم این بود که باید تکانی به خود دهند و چیزی که ما باید از آنها بیاموزیم این است که دوباره دچار اشتباه سال 57 نشویم. نسخه ای که شما پیچیده اید همان چیزی است که در سال 57 رخ داد. مصر و تونس در خطر بزرگی هستند و اگر از مردم ایران درس نگیرند همان بلایی بر سرشان خواهد آمد که بر سر ما. دربارۀ شیوۀ عملکرد ، من با «سیامک» عزیز بسیار موافق هستم و عملکرد مردم ایران باید چیزی متفاوت با مردم مصر و تونس باشد. مردم ایران با حکومتی جانورصفت روبرو هستند که هیچ شرمی از کشتار و اعدام و شکنجه و جنایت ندارد و این اشتباه بزرگ و بی انصافی بزرگی است اگر مردم مصر و تونس را شجاع تر از مردم خودمان ببینیم. اینکه شما پیشنهاد برگزاری نماز جماعت در خیابانها را می دهید باید بگویم این همان چیزی است که بسیاری از مردم ایران می خواهند از شر آن خلاص شوند. چنین رفتاری تحمیل یک فرهنگ ایدئولوژیک به کل جامعه است که در سال 57 روی داد. آزادی و ابزارهای رسیدن به آن ، پیچیدن یک نسخۀ ایدئولوژیک نیست بلکه بکار بردن شیوه هایی است که تضمین کنندۀ دموکراسی و آزادی های تک تک ایرانیان باشد نه یک گروه یا تفکر خاص.
      دوست گرامی ، مردم ما هنگامی پیروز خواهند شد که به راستی بدانند چه چیز می خواهند نه آنکه تنها و تنها بدانند چه چیزی را نمی خواهند. خواستۀ مردم ایران آن چیزی نیست که در مصر و تونس روی می دهد زیرا باید صبور بود و دید که نتیجۀ شورش در آنجا چه خواهد شد. هنوز در این دو کشور کار به جایی نرسیده است ولی اسلام گراهای تندرو دام پهن کرده اند. سیاست جهانی منتظر نمی ماند تا من و شما فقط با هیجان زده شدن به آزادی و دموکراسی برسیم بلکه برای سده های بعد هم برنامه دارد و برنامه هایش هم کاملا استثماری است. بنابراین تنها آگاهی است که می تواند چنین نقشه هایی را بر آب کند.
      دوست من ، به باور من جنبش مردم ما بسیار پخته تر از آن چیزی است که در مصر و تونس رخ می دهد زیرا پس از 32 سال ستمگری اسلامگرایانِ دیو صفت ، مردم ما بیش از مردم دیگر کشورهای منطقه می دانند که چه می خواهند. من بیش از هر چیز آرزو می کنم که به زودی زود ایران را در همه جای جهان کشوری آزاد بشناسند نه کشوری اسلامی که تا همینجا هم اسلام وصله ای ناجور و اجباری بر تن ایران بوده است.
      من با «سیامک» عزیز بسیار موافق هستم که ما راه سومی را در پی گرفته ایم که اگر کمی با اندیشه و عملکرد بیشتری به آن بپردازیم بی گمان این حکومت فاسد را از پا خواهیم انداخت. شاید چیزی که بسیاری از ما نادیده گرفته باشیم این است که چنین حکومتی توان صبر کردن و سکوت مخالفین را در حالی که می داند در دل آنها چه می گذرد ندارد و دست به هر کاری می زند تا شما را وادار به واکنش کند که اعدام هم یکی از همین کارهاست. نباید فراموش کرد که هر کاری که می کنیم باید از روی آگاهی باشد نه واکنشی که اگر واکنشی عمل کنیم نتیجه همان چیزی خواهد بود که خامنه ای فاسد می خواهد. سالها پیش رفسنجانی حرامزاده نیز برای کنترل و بهره کشی از مردم و برای نتیجه گیری از رفتارهای مردم از یک نظریه پرداز و استاد «دانشگاه هاروارد» که تخصص او جنگ روانی بود کمک می گرفت و مردم را بازی می داد.
      امیدوارم بیش از آنکه بخواهیم جنبش سبز مردم ایران هرچه زودتر به بار بنشیند بخواهیم که هر چه درست تر به بار بنشیند.

      • azad said

        مرسی .با تو موافقم. راهپیمایی میلیونی سکوت بعد از انتخابات.نشانه های فردیت شکل گرفته در ایران است.ارام و ودر پی آگاهی باشیم . تغییر با اگاهی از واقعیت ناگزیر است.کجا عربها می توانند چنین راهپیمایی برگزار کنند.برای مصر و تونس اروزوهای خوبی دارم.جهان در رویای ماست

  6. سیامک said

    مردم ایران خواهان بدست آوردن پیروزی به هر قیمتی نبودند. الان هم مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد. مردم از تبعات یک انقلاب دیگر می ترسند. اگر قرار به انقلاب بو مردم تا حالا سفره خامنه ای را بر چیده بودند.دیدیم که در جریان تظاهرات 6ماه مردم فقط کتک می خوردند و جواب نمی دادند ولی کم کم بفکر یک دفاع حداقلی افتادند و با سنگ به دفاع پرداختند و دیدیم که توتنستند در روز عاشورا نیروی انتظامی را از صحنه بدر کنند ولی حکومت دست به اسلحه برد و آدم کشی را شروع کرد.و مردم 2 راه بیشتر نداشتندیا مبارزه را مسلحانه کنند ویا بدنبال روش های دیگری برای تحت فشار قرار دادن حکومت بگردند. انجام مبارزه مسلحانه به بروز دیکتاتور بعدی می انجامید پس رفتند برای یافتن راهی دیگر. هم اینجا باید اضافه کنم اگر مردم ایران بدنبال راه مسالمت آمیز و دمکراتیک برکناری این حکومت هستند , تنها راه آن اعتصاب است اعتصاب است اعتصاب!!فقط دو تا اعتصاب کمر شکن انجام بشود تا ببینید چگونه خامنه ای دمش را روی کولش می گذارد و عقب نشینی می کند. با یک اعتصاب یک روزه ای که کردها در اعتراض به اعدام یک کرد کردند زهره چشمی از رژیم گرفتند که حکم اعدام دیگری را به تعویق انداخت. نکته بسیار مهم این است که ما مردم باید یاد بگریرم که یهر کدام ما یک جنگ خصوصی با حکومت داریم و باید یاد بگیریم که اگر اجتماع عکس العمل نشان نداد ما به تنهایی عکس العمل در حد معقول نشان بدهیم . یعنی اگر امروز 2 نفر را اعدم کردند من بینم اگر یک حرکت اعتراضی جمعی موجود بود به آن به پیوندم والا خودم یک کاری را شروع کنم مثلا 100 اسکناس را شعار نویسی کنم و یا یک روز را سر کار نرومو این را به بقیه هم بگویم . کم کم این قطره های منفرد جمع می شود و تشکیل یک رودخانه خروشان را می دهد.اگر هم موفق نبودیم لاقل پیش وجدان خود شرمنده نیستیم.. همانگونه که در روانشناسی می گویند اگر نمی توانی انتقام بگیری لاقل یک عکس العمل جزئی مثل اخم کردن نشان بده تا خشمت سرکوب نشود و تبدیل به عقده نگردد
    .دامنه انجام انواع اعتصابات آنقدر وسیع است که در فکر نمی گنجد. مگر فقط باید کارکنان شرکت نفت باید اعتصاب کنند تا اسم آنرا اعتصاب گذاشت. ما در دنیایی زندگی می کنیم که از سر تاپای آن به هم وابسته استبینید یک روز فقط کامیوندارن سر کار نرفتند دولت هراسان عقب نشینی کرد. من می دانم که این نفت دل سیاه باعث قوت گرفتن یکی از نفرت انگیز ترین دیکتاتوری های تاریخ شده است ولی نفت همه چیز را نمی تواند جبران کند. ما هنوز یک دعوت به اعتصاب یک روزه انجام نداده ایم تا ببینیم واقعا چگونه قدرت خود را نشان می دهد.اعتصاب یکی از الزامات جامعه مدنی است و ملت ایران اگر بدنبال دمکراسی است باید آن را یاد بگیرد ولو این حکومت را هم سرنگون کرده باشد

  7. گرامشی said

    با سلام خدمت همه دوستان
    هر چند که من منتظر جوابی و یا نقدی بر نظرات خود که در بالاتر آمد را داشتم, یا آنها آنقدر بی ارزش بودند و یا همه دوستان با آن موافق. در هر حال در مورد نظرات دوستان «علی» , «فرهاد» و «سیامک» در مورد اقدام به مثل , مایل بودم این موضوع را مورد تاکید قرار دهم که, علیرغم تاکید بر حرکتهای غیر خشونت آمیز و صلحجویان از سوی مردم و همانطوریکه تا کنون شاهد آن بوده ایم باید این نکته را در نظرداشت که مبارزه و بزیر کشیدن این رژیم با رژیم شاه زمین تا اسمان متفاوت است. در رژیم شاه ارتش در کارهای اقتصادی وارد نشده بود و عملا آنها را میشد بدیده کارمندان اداره ای دید که تنها فرقشان با سایر کارمندان مسلح بودن و داشتن یونیفورم بود و بس, ولی در این رژیم و دقیقا بعنوان تضمین حیات آن, سپاه و افسران ارتش را وارد کارهای اقتصادی از هر نوعی کرده اند و همانگونه که همه میدانند اخیرا سپاه در بیانیه ای اعلام کرد که شرکتهائیکه به «ولایت فقیه» اعتقاد ندارند هیچگونه کار و یا پروژه ای داده نخواهد شد! مفهوم این بخشنامه و یا بیانیه بطور خیلی ساده آنستکه برای زنده ماندن باید تحت فرمان ما باشید و در غیر اینصورت باید از گرسنگی بمیرید. بنابر این داشتن هرگونه انتظار از کنار رفتن صلحجویانه و بدون خشونت سردمداران این رژیم , خیالی خواهد بود خام و تلاشی است بر بیعملی و صوفیگری, وتنها راهی که میتوان آنها را به عقب نشاند, جواب دادن خشونت آنها با خشونت ما خواهد بود. البته شکی در این نیست و نباید داشت که ما هرگز شروع کننده خشونت نخواهیم بود و آنرا تبلیغ نیز نخواهیم کرد, ولی نباید این فکر را تشویق کرد که چنانچه مورد حمله قرار گرفتیم نباید از خود دفاع کنیم, بلکه و اتفاقا میبایستی از این اسلحه کمال استفاده را برد همانگونه که آنها ما را تهدید به دستگیری, محاکمه , زندان و یا اعدام میکنند , که میکنند و هر روز فردی را از طناب دار آویزان مینمایند, ما نیز باید پاسخی مناسب بدانها بدهیم تا آنها نیز بدانند که نمیتوانند برای همیشه به یکه تازیهای خود ادامه دهند و باید همواره اینرا در نظر داشته باشند که که حرکتاشان میتواند برایشان بقیمت جانشان نیز تمام شود و این تنها اسلحه ایست که میتوان با آن از خشونت آنان کاست و یا تشویقشان به تغییر مواضعشان نمود.
    از سوی دیگر, صبر و تحمل نیز حدی دارد, بیش از سی سال است که همه زندگیمانرا, رفاهمانرا و اسودگی حتی راه رفتن در خیابانها را از ما گرفته اند, لازمست حداقل یکبار هم که شده از خود بپرسیم زبونی و بیعملی تا به کی؟ اگر اقایانیکه خود را «رهبران» خوانده اند میخواهند صبر و تحمل کنند , انتخاب خودشان است ولی نباید به آنها اجازه داده شود تا نظرات خود را بر ما دیکته کنند. انها همه شان درامدهای خود را دارند, رفت و آمدهای خودشانرا دارند و اگر هم هرازگاهی از طرف یکی از این اوباش و اراذل مزاحمتی کوتاه برایشان پیش میاید, تنها باید آنرا بعنوان یکی از ترفندهای رژیم دید. در مقابل مردم عادی را ببینید که تنها بخاطر بیرون رفتن و یا حتی رفتن به پارک با فردی که در آینده ای نزدیک همسر قانوی آن شخص خواهد بود توسط همین اوباش و اراذل دستگیر میشود و براحتی خوردن یک لیوان آب در بازداشتگاه پس آنکه مورد تجاوز قرار میگیرد کشته میشود و کسی نیست که بپرسد چرا؟
    چرا اقایان اینها را نمیبینند؟ چرا اقایان به جای این همه روضه خوانی و دعوت به صبر و تحمل اقدام به حرکت نمیکنند, مگر نمیدانند که این مردم هستند که جانشان به لب رسیده و برای ازاد کردن خود حاضر به هرکاری هستند. در هر حال تصور میکنم که میبایستی مردم را آموزش داد که خود را برای یک رویاروئی خشن آماده کنند, رویاروئی با قومی وحشی که هیچ چیز برایشان ارزش و اهمیت ندارد .

  8. عکس بیش از دویست تن از سران رژیم گندیده و پوسیده ولایت فقیه در هفده برگ said

    عکس بیش از دویست تن از سران رژیم گندیده و پوسیده ولایت فقیه در هفده برگ

    http://www.flickr.com/photos/iranbriefing

  9. […] This post was mentioned on Twitter by Iran-e-Azad-e-Ma, P. R. P. R said: .اسلام‌گرایی و اسلام‌ستیزی هر دو مانع وحدت بین ایرانیان و مردم منطقه می‌شود دعواهای مربوط به هزار و چهارصدسال پیش… http://fb.me/EDQC7Zhu […]

  10. ali said

    به نظر من این دلایل فقط مثله ترمز دستی هستند.
    تونس پیروز شد گفتیم اه اسلامی ها میاند بعد دیدیم که نه نیروهای دموکرات آمدند بعد گفتیم کوچیک است رو نقشه نگاه کردی ،،،،،،،
    بعد مصر شد گفتیم اسلامی ها میاند دیدیم دموکراتها داران میان ، دیدیم حکومت مصر بسیار شبیه ایران اداره میشود. در زندانهایش برای سالهای بسیاری به زندانیان تجاوز میکردند و اگر مقاومت میکردند در جلوی چشم زندانی به زن و دخترش تجاوز میکردند تا به حرف بیا،،،،،، ۱۲۰۰،۰۰۰ لباس شخصی و بسیجی دارد ،،،،،،،،
    حالا میگیم اصلان این جنبشها از ما یاد گرفتن و پیروز شدن و کسی نیست بگوید شاید ولی آنها به ما نشان دادند چه طوری تمام کنیم.
    ما فقط نشستیم دلیلی برای شکست های خودمان پیدا کنیم و حاضر نیستیم واقیت را که در جلویی چشمانمان در aljzeera live میگذرد نگاه کنیم و بفهمیم دلیله شکستمان چی بوده ؟
    ما فقط دنباله این هستیم که ببینیم اختلافهای رژیمه دیکیتاتوری در تونس و مصر با دیکتاتور ایران چیست … ولی دنباله شباهتهای زیاده آنها نیستیم و چه گونه با آنها مبارزه میشود .
    دیکتاتورها هم مانند انقلابهای مردمی دارای شباهتهای زیاد و همچنین اختلافهای زیاد میباشند چه از نظر مذهبی، ناسیونالیستی ، قومی، فرهنگی،،،،،،،،،،،،،،،،
    به نظر من ما باید به هدف اصلی فکر کنیم و ان سرنگونی دیکتاتور است و بعد انتخاباته آزاد … به نظر من ما به تعرفه یک جمهری ملی دموکراتیک در هاله حرکت هستیم و دنباله انقلاب مردمی ۵۷ است.
    اگر دقت کنیم بعد از هر انقلابی در دنیا دیکتاتور ها برای مدتی به روی کار آمدند شاید این از خصلت های انقلابات مردمی باشد

  11. افشین said

    بدترین تحلیلی که می شد و کردی، تو بیشر شباهت هاشو با جنبش سبز گفتی. که مثلا مردم علیه دکتاتوری قیام کردن و …، بذار یه چیزی رو یادت بیارم همین مبارک که داری ازش انتقاد می کنی یه روز از افتخارات جنبش سبز به حساب میومد چون خیلی از این جنبش خائن حمایت می کرد. شما همتون یه مشت ادم خائن هستین که اگه شکمتون و زیر شکمتون را تامین کنن حتی میرحسین و کروبی رو هم تو گور می کنید.

  12. ali said

    بهتر از کاره تو هست که بخاطر ۲۰۰۰۰۰۰ تومان مردم خودت را میکشی ……مزدوره ساندیس خور آدمکش

  13. اشکان said

    مردم مصر بر علیه امریکا و اسرائیل قیام کردند ولی حامی اصلی جنبش سبز امریکا و اسرائیل بود ، تا جائیکه اسرائیل از جنبش سبز بعنوان تکیه گاه خودش در ایران نام برد!

    درضمن چهارتا سطل آشغال سوختن کجا ، حکومت نظامی و تانک و ارتش کجا!!!!!!!!

    • balva said

      مردم برای آزادی و رفاه قیام می‌کنند و کار ندارند رژیم‌ها «درود بر آمریکا» می‌گویند یا «مرگ بر آمریکا». این که شما تصور می‌کنید چند میلیون مردمی که در ایران به خیابان آمدند و آزادی و عدالت اجتماعی می‌خواستند طرف‌دار آمریکا بودند دارید خواسته با ناخواسته به سود آمریکا کار می‌کنید.
      به هر حال سرخود را کلاه نگذارید جنبش مردم ایران آتش زدند سطل آشغال نبود آتش زدن آشغالی به نام ولی‌فقیه بود. جنایاتی که خامنه‌ای و اوباش حکومتی در ایران کردند هرگز فراموش نخواهد شد. «خامنه‌ای» و «مبارک» دو دیکتاتور کثیف و خون‌آشام هستند که نشان دادند طرفداری یا ضدیت با آمریکا نمی‌تواند دلیلی بر خوب یا بد بودن حکومت‌ها باشد.

  14. balva said

    از همه‌ی دوستان خوب عزیز که با گفت‌وگو زوایای مختلف بحث را باز کردند تشکر می‌کنم و شرمنده هستم که به دلیل گرفتاری‌هایی که این روزها دارم نتوانستم در بحث‌ها شرکت کنم اما نظرات دوستان را خواندم و بهره‌مند شدم.

  15. فرخ said

    کجای انقلاب مصر مثل تظاهرات چند سال پیش بود؟
    اینا الان 10 روزه که توی خیابون هستن ، اونوقت جنبش سبز چند روز تو خیابون بود؟
    توی سایت بالاترین و دنباله برای 14 بهمن پیام داده بودید ! من که تا ساعت 4 میدون ولی عصر بودم و هیچ خبری نبود !
    اسم واقعیت چیه balva ؟
    توی مصر مردم با وبلاگنویسی و دنباله و بالاترین و اسم های تقلبی انقلاب نکردند ، رفتن تو خیابون ! تظاهرات کردن !
    شما هر وقت رفتی میدون ولی عصر تونستی یه گروه 10 نفره رو جمع کنی ، اونوقت بیا بگو داریم انقلاب می کنیم !

  16. مانی said

    البته به نظر من تفاوت اساسی این دو حرکت، هدف‌گیری بوده است. در مصر و تونس هدف برکناری دیکتاتور اول مملکت با بهره‌گیری از قوه قهریه بوده است. اما در ایران هیچ‌گاه حرکت مردم به روشنی با چنین هدفی دنبال نشد. بدیهی است که در یک فضای مبهم که هدف نامعلوم است، دست یابی به چنان تغییر بزرگی هم نا ممکن است. اگر هم رخ دهد چیزی شبیه به معجزه است.
    علاوه بر آن، چهره‌های اصلی اپوزیسیون (موسوی و کروبی) که مردم از آنها حرف‌شنوی داشتند نیز از پذیرش وظیفه رهبری سر باز زدند و حتی به این بسنده نکردند و بر خلاف مسیر خواست عمومی هم بیانیه صادر کردند.

  17. […] متن کامل را در وبلاگ بلوا بخوانید […]

  18. میثاق جوهری said

    در واقع موضوعی که می توان به صورت عمیق تر بدان اشاره کرد فرآیند های یک نظام سکولار یا به عبارتی فرآیندهای جدایی دین از سیاست است … به طور کلی تنها عاملی که ما ایرانیان و جنبش سبزمان را از اتفاقات اخیر خاور میانه جدا می سازد عدم وجود هدفی واحد در بین مخالفین دولت یا حتی مخافین نظام است …
    تولید و توضیع یک هدف والادر بین اقشار به پا خواسته ی ایرانی که همانا می تواند مطالبه ی یک نظام سکولار باشد به نظر من عاملی بسیار برانگیزاننده در بین ما ایرانی هاست …
    ایدئولوژی واحد در یک جنبش بسیار بسیار تعیین کننده است …
    ممنون از مطلبتون …

  19. […] متن کامل را در وبلاگ بلوا بخوانید […]

  20. […] انقلاب مصر و جنبش سبز: تفاوتها، شباهتها و درسها! « بلوا […]

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: