امام زمان و ولایت‌عهدی مجتبی

این روزها دیگر تشت رسوایی خامنه‌ای افتاده است و معلوم شده است که دربه‌در به دنبال تثبیت ولایتعهدی مجتبی است تا پس از او مجتبی به نام امیرالمومنین خطبه بخواند و بر مسند خلافت بنشیند. طرفه این که هواداران آقا او را سید خراسانی با علتی در دست راست می‌دانند که در زمان حیاتش امام زمان قرار است ظهور کند. خامنه‌ای خود را «علی» می‌دانند اما مانند «معاویه» به دنبال بیعت گرفتن برای آقازاده‌اش «یزید» است! حالا باید به برسرچاه‌جمکران‌نشینان گفت شما که معتقدین در زمان حیات آقایتان خامنه‌ای مهدی از چاه برون می‌آید پس این دریوزگی‌های او برای جانشینی مجتبی را نشانی از چه می‌دانید؟ آیا مجتبی قرار است قاتل امام‌زمان باشد؟ بگردید در احادیث و نشان‌های ظهور شاید چیزی یافتید که می‌گفت پسر سیدخراسانی قاتل امام زمان است و احتمالا خر دجال هم احمدی‌نژاد یا مشایی است!
تمام سروپای این حکومت را دروغ و دبنگ فراگرفته است. این‌ها فقط به مردم دروغ نمی‌گویند به خودشان هم دروغ می‌گویند و سرخدای‌شان هم می‌خواهند کلاه بگذارند. به ماجرای برکناری متکی وزیر امورخارجه‌شان نگاه کنید! اگر نگوییم برکناری وزیر امورخارجه وقتی در ماموریت است در شرایطی عادی و غیرکودتایی امری بی‌سابقه و بی‌نظیر است حداقل فوق‌العاده نادر و کم‌نظیر است. من که در حافظه ندارم و جایی نخواندم و ندیدم که این کار نظیر داشته باشد. عکسش یعنی این که رییس‌جمهور عوض شود اما وزیر امورخارجه باقی‌بماند شواهد فراوانی دارد. دروغ‌گویی و فساد در تمام ارکان حکومتی که شعارش این است که کارگزارانش از متعارف انسان‌ها صالح‌تر و درست‌کارتر هستند و خداترسند و نه در آشکار که پنهان هم خطا نمی‌کنند که خدا ناظر بر اعمالشان است، رسوخ کرده است. دیگر دروغ‌گویی یک استثنا نه که به یک قاعده و دستورکار روزانه‌ی حکومت تبدیل شده است رهبر تا کوچک‌ترین عضو دولت همه و همه در یک صفت شریک هستند و آن دروغ‌گویی است.
دروغگویی در جمهوری اسلامی صاحب نهاد حکومتی شده است و آن «مصلحت نظام» است. دروغ مصلحتی صاحب نهاد شده است در نظام و حکومتی که برای حفظ خودش هر وسیله‌یی را مجاز می‌داند. از دروغ گفتن به به مردم تا دروغ گفتن به خودی‌هایشان و دروغ بستن به «خدا» و «امام» و «پیغمبر»شان. این همه حدیث آشکارا جلعی که در طول تاریخ ساخته شده است با همین طرز تفکر و جهان‌بینی ماکیاولی هدف وسیله را توجیه می‌کند ساخته شده است. دروغ‌بگو از قول پیشوایان دینی حدیث جعل کن که راه مهم نیست مقصد مهم است. آدم‌ها را اگر شده با دروغ و کلاه‌برداری باید کشاند به سمت بهشت!
در حالی که جهان می‌رود به سمتی که نظارت مردمی بر اعمال سیاست‌مداران روزبه‌روز بیشتر شود در جمهوری اسلامی دروغ‌گویی شاخص موفقیت سیاست‌مدارانش است که هر چه دروغ‌گوتر باشند بالانشین‌ترند در جهانی که دروغ‌گویی امری نابخشودنی محسوب می‌شود که بسیار از خود عمل بد، بدتر است یعنی کسی که عمل بدی را انجام می‌دهد اگر دروغ بگوید و انجام آن عمل را انکار کند اگر آن عمل بد گریبانش را رها کند این دروغ رها نمی‌کند در جمهوری اسلامی دروغ‌گویی اگر برای حفظ نظام و مصلحت باشد نتنها بد نیست که پاداشی نکو نیز در بردارد.
سعدی از لقمان نقل می‌کند که ادب از که آموختی از بی‌ادبان، ما که مخالف جمهوری اسلامی هستیم باید با تمام وجود مخالف دروغ‌گویی و مصلحت‌اندیشی باشیم و باور داشته باشیم مهم نیست آدم‌ها در قدرت باشند یا نباشند، مهم نیست دین‌دار باشند یا نباشند، اگر دروغ‌گو هستند شک نکنید که فاسد و دیکتاتور خواهند بود یا خواهند شد. با «دروغ» که مبارزه کنیم نتنها داریم با جمهوری اسلامی مبارزه می‌کنیم که از هم‌اکنون داریم جلوی دیکتاتوری بعدی را می‌گیریم. پس زنده باد راستی و درستی در جهانی پر از دروغ و پلشتی.

Advertisements

3 دیدگاه »

  1. «آدم‌ها را اگر شده با دروغ و کلاه‌برداری باید کشاند به سمت بهشت»
    کدام بهشت عزیز اینها خودشان هم دیگر به بهشت باور ندارند! یقین بدان اگر نامی از بهشت می برند دروزغ می گویند!

    • balva said

      خسن‌آقای عزیز کاملا حق باشماست اما هنوز پیراوانی وجود دارند که ممکن است صادق باشند و درواقع این استدلال‌ها برای رنگ کردن آن‌هاست وقتی می‌خواهند دروغ گفتن خود را توجیه کنند.

  2. رامین said

    و اما بشنویم از بزرگمرد پهنۀ ایران زمین فردوسی بزرگ دربارۀ دروغ:

    چنین گفت کای نامور بخردان ….. جهاندیده و رای​زن موبدان
    بدانید کان کس که گوید دروغ ….. نگیرد ازین پس برِ ما فروغ
    دروغ از برِ ما نباشد ز رای ….. که از رای باشد بزرگی به جای
    مکن دوستی با دروغ آزمای ….. همان نیز با مرد ناپاک​رای
    __________________________________________

    ندانی تو گفتن سخن جز دروغ ….. دروغ آتشی بد بود بی​فروغ
    اگر قیصری شرم و رایت کجاست ….. به خوبی دل رهنمایت کجاست
    بدو شاه گفت ای بد بی​هنر ….. چرا کردی این بوم زیر و زبر
    __________________________________________

    چنین داد پاسخ سرافراز طوس ….. که من بر دروغ تو دارم فسوس
    پی کین تو افگندی اندر جهان ….. ز بهر سیاوش میان مهان
    برین گونه تا چند گویی دروغ ….. دروغت بر ما نگیرد فروغ
    __________________________________________

    تو با این چنین بند و چندین فریب ….. کجا پای داری بروز نهیب
    مرا از دروغ تو شاه جهان ….. بسی یاد کرد آشکار و نهان
    بدیدم کنون دانش و رای تو ….. دروغست یکسر سراپای تو
    چنین زندگانی نیارد بها ….. که باشد سر اندر دم اژدها
    __________________________________________

    همانگونه که راستی و راستگویی نیروی درون را افزایش می دهد ، دروغ و نیرنگ و ریا درون شخص را تهی می سازد و انسان های تهی برای آرامش خود به هر چیزی آویزان می گردند و آنچه که مایۀ رنج و آزار این دروغ گویان و ریاکاران است دیدن راستگویان و یکرنگان است. به همین دلیل آنان که بی شرمانه دروغ می گویند با گذشت زمان کارشان به جایی می رسد که دیگر تاب دیدن راستگویان را نخواهند داشت و با هزار نیرنگ در پی نابودی آنان می روند و تک تک آجرهای کاخ اسلامی خود را از دروغ های بی پایان می سازند.

    آری ، سزای کاخ اسلامی کلنگ است.

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: