دین و حقوق بشر

با دین یا بدون آن، انسان‌های خوب کارهای خوب می‌کنند و انسان‌های شرور، کارهای شرارت بار. اما برای این‌که انسان‌های ظاهرا خوب کارهای شرورانه بکنند، به دین نیاز است. استیون واینبرگ

«دین» وقتی به عنوان نهاد خود را عرضه می‌کند همیشه ابزاری بوده است برای این که انسان‌ها را به اعمالی خلاف وجدان‌شان وادارد و همان گونه که «افیون» موجب می‌شود حس‌های انسانی کرخت شود و چیزی غیرانسانی فرمان رفتار انسانی را در دست بگیرد مذهب و دین آنگاه که از باوری فردی خارج شده و به ابزاری اجتماعی تبدیل می‌شود کارش بیگانه کردن انسان از خویش و وادار کردن او به اعمالی است که ضد خردجمعی و شعور اجتماعی است.
انسان‌ها برای منافع فردی و جمعی‌شان می‌دانند چه کنند تا بهتر زندگی کنند از این نظر تفاوت عمده‌یی با سایر حیوانات ندارند. اعمالی که در جهت بقا و رشد باشد پاداش می‌گیرد و تشدید می‌شود و اعمالی که ضدبقا و رشد است مجازات شده و تضعیف می‌شود. اما «دین» می‌آید و عامل خارج از حیات اجتماعی را در مجازات‌ها و پاداش‌ها وارد می‌کند. عمل شما اگر ضدبقا و ضداجتماع باشد اما پاداشی موهومی پس از مرگ را موجب شود انسان مسخ شده برای دریافت آن پاداش دست به آن عمل شرورانه و ضداجتماعی می‌زند و برعکس از عمل درستی که به سود بقای جامعه‌ی انسانی است سرباز می‌زند به طمع پاداشی در بهشت یا گرفتار نشدن به عذابی در دوزخ.
قدرت متمرکز ضدانسان و جامعه‌ی انسانی است برای همین نمی‌تواند با راه‌کارهایی که به شعور متعارف انسانی مربوط می‌شود خود را تثبت کند به همین دلیل در جوامع بدوی برای اعمال قدرت گروهی خود را منتسب به قدرت‌های طبیعی ویرانگر می‌کردند تا بتوانند دیگران را رام کرده به فرمان درآورند. انسان‌ها می‌دیدند که «برق» چگونه هنگام «رعد و برق» می‌تواند قدرتی ویرانگر داشته باشد پس انسانی که با خالق «رعد و برق» در تماس است و فرمان آن را ابلاغ می‌کند قدرتی فرابشری دارد و می‌تواند در این دنیا یا پس از مرگ مجازات یا پاداش دهد پس باید به حرف او و خدایش گردن نهاد و تصادفی نیست که وقتی قوم بنی‌اسرائیل از موسی می‌خواهد که خدا را به آنان بنماید خدا چون «برق» بر کوه «طور» تجلی پیدا می‌کند.
البته شاید بتوان نقش مثبت هم برای دین قایل بود و گفت پاداش و مجازات مادی و عینی نمی‌تواند وقتی «فرد» از نگاه «جامعه» خود را پنهان می‌کند کارساز باشد پس باید آن را به عاملی درونی تبدیل کرد تا انسان‌ها حتا وقتی انسان دیگری هم حضور ندارد قوانینی که موجب پایداری جامعه بشری می‌شود را رعایت کند. اما مسئله و مشکل این‌جاست که احکام دینی ثابت هستند اما جوامع روبه‌رو شد. مثلا روزی که حکم «چشم در مقابل چشم» را حکمی از جانب خدا دانستند شرایطی بود که وقتی کسی از قبیله‌یی کشته می‌شد می‌رفتد و همه‌ی اعضای خانواده و قبیله‌ی او را مورد یورش قرار می‌داند برای همین گفتند:«جشم در مقابل چشم» یعنی اگر یک‌نفر از شما را کشتند شما هم حداکثر یک‌نفر از آنان را بکشید نه همه‌ی آن‌ها را. اما امروز همین حکم تبدیل به حکمی غیرانسانی و ضداجتماعی شده است چون اصولا دیگر آن سنت کشتن قبیله‌یی برافتاده است و حالا فقط دین است که می‌تواند انسان را به توحش وادارد موجب شود انسان قاتل انسان شود.
در زندگی مدرن اجتماعی شما خیلی ساده می‌توانید به عنوان مثال به انسان‌ها بگوید اگر از چراغ قرمز رد شوید موجب ترافیک می‌شوید و صدمه‌ی آن به خودتان و کل جامعه وارد می‌شود پس همه‌ی ما باید این قانون ساده که توسط خودمان وضع شده است را رعایت کنیم تا زندگی بهتری داشته باشیم. اگر کسانی نخواستند این را رعایت کنند مجازات می‌شوند و اگر کسانی رعایت کردن مورد تشویق قرار می‌گیرند. به طور واقعی و ملموس. اما دین می‌آید این وسط و مجازات و پاداش را به جهان بعد آن هم با ابعادی بسیار بزرگ و غیرقابل دست‌رس احاله می‌دهد.
کهریزک از دل باوری بیرون می‌آید که اعتقاد دارد در جهنم چوب نیم‌سوز به ماتحت انسان‌های خطا کار فرو می‌کنند. چگونه می‌شود اعتقاد داشت خدا آن شکنجه‌گاه عظیم را به‌پا کرده است آن‌وقت نایبان خدا حق ندارند در روی زمین شکنجه‌گاه درست کنند؟ یا چگونه می‌توان به بهشت و تبعیض عظیمی که برای گروهی از انسان‌هایی که سربرآستان قدرت فرود می‌آورند و جزوخودی‌ها محسوب می‌شوند اعتقاد داشت و آنوقت به ثروت‌اندوزی وابستگان به حکومت اعتراض کرد. برای همین است که بر سر تجارت‌خانه‌ها و برج‌های‌شان می‌نویسند:«هذا من فضل ربی»!
پس نخستین گام برای کسانی که به «خدا» یا دینی مانند اسلام باور دارند این است که بپذیرند احکام دینی دیگر کاربردی نیست و زمان قرآن را نسخ کرده است همان‌طور که در طول بیست و سه سال نوشته شدن قرآن، برخی از احکام آن نسخ شد. البته دین‌دارانی مانند حبیب‌الله پیمان یا نئوشریعتی‌ها چنین حرف‌هایی را می‌زنند و آن‌ها هم اعتقاد دارند که بهشت و دوزخ تنها تصویرهایی بوده است که برای انسان‌های قرون گذشته آمده است و اکنون دیگر کاربردی نیست و اعتقاد دارند بسیاری یا تمام احکام عملی قرآن نسخ شده است.
به هر حال «حقوق بشر» که امروز شامل حقوق حیوانات هم می‌شود دستآوردی بشری است و حتا اگر بپذیریم که انسان گذشته نیاز به خدایی ناظر و جبار و رحمان و رحیم داشته است امروز دیگر انسان رشدیافته‌ی کنونی برای نظم‌بخشیدن به حیات اجتماعی خود نیازی به چنین خدای متشخصی ندارد. اگر از نظر روحی نمی‌توانید خلاء بی‌خدایی را تاب بیاورید به خدایی غیرمتشخص و برعرش ننشسته است و به قول انیشتین «عقل علایی که خود را در جهان تجربه متجلی می‌کند» باور داشته باشید.
کسی نمی‌تواند خود را «روشنفکر» بداند اما معتقد باشد قوانینی که برای انسان‌هایی با زندگی بدوی در قرن‌ها پیش آمده است امروزه نیز قابل اجرا است.
البته ناگفته نماند با زوال دین قدرت‌مندان سعی می‌کنند بیگانه‌سازان دیگری مانند نژادپرستی یا ملی‌گرایی افراطی را جایگزین آن کنند و در کشورهای پیشرفته هم با سیستم‌های اقتصادی ویرانگر انسان‌ها را برده‌هایی می‌کنند که تمام عمر خود را پیشاپیش به بانک‌ها فروخته‌اند. از ترس بی‌خانمان نشدن و پرداخت نکردن اقساط ماهانه‌ی‌شان مجبور هستند چشم و وجدان خود را برجنایاتی که حاکمان کشورشان انجام می‌دهند ببندند. این بحث دیگری است که در این نوشته‌ی کوتاه نمی‌شود واردش شد و اصولا بحث امروز ما نیست که بحث فردایمان است.
ایران امروز نیاز به انسان‌هایی دارد که به غایت آزاداندیش باشند و «آزادی» را پای هیچ مصلحت و خدا و ملیت و زبان و نژادی قربانی نکنند. «آزادی» و «عدالت اجتماعی» که تفکیک‌ناپذیر هم هستند باید سرلوحه‌ی فعالیت همه‌ی ما باشد. مهم نیست به خدا باور دارید یا نه، اما مهم است که به شکنجه‌گاهی مانند دوزخ و تفرج‌گاه تبعیض‌آمیزی مانند بهشت اعتقاد نداشته باشیم و مهم است که انسان‌ها را به بی‌خدا و باخدا، ایرانی و غیرایرانی، آریایی و غیرآریایی، زن و مرد… تقسیم نکنیم و از حقوق برابر و آزاد همه‌ی انسان‌ها حمایت کنیم و خود را هرروز و هر لحظه محک بزنیم که چقدر جانب‌دار آزادی و حقیقت و عدالت اجتماعی هستیم و چقدر و کجاها تبعیض قایل می‌شویم و دست به سانسور و حذف و شکنجه و پرخاشگری می‌زنیم و دیگران را حقیر می‌شماریم و غم انسان‌های تهی‌دست که زیر فشار زندگی دارند له می‌شوند را نمی‌خوریم. همه‌ی ما ممکن است یک خامنه‌ای و احمدی‌نژاد در درون خود داشته باشیم که باید از درون خود بیرونشان کنیم تا انسان شویم و جامعه‌یی انسانی بنا کنیم.

Advertisements

8 دیدگاه »

  1. فرهاد said

    بلوا عزیز بیان شیوای ایده های ظاهرا دشوار هنری است که تو به نحو اکمل داری. فقط بذار یک گیر کوچیک به نوشته ات بدهم:

    «کسی نمی‌تواند خود را «روشنفکر» بداند اما معتقد باشد قوانینی که برای انسان‌هایی با زندگی بدوی در قرن‌ها پیش آمده است امروزه نیز قابل اجرا است.»

    اینجا «نمی تواند» رو حتما به معنای تجویزی «توانستن» به کار برده ای نه به معنای تاریخی؟ تاریخا این بوده که یک جماعتی هستند که خود را روشنفکر و حتی روشنفکر«ترین» خوانده اند و گفته اند که احکام اسلام امروز هم قابل اجراست یا عمدتا تقریبا قابل اجراست. حتی پیشروترین این «روشنفکران» مسلمان هم (به جز استثناهای انگشت شماری مثل عمادالدین باقی عزیز) ظاهرا با احکام ضدبشری شریعت مشکل چندانی ندارند. به خصوص درباره ی حکم ضدبشری اعدام هیچ موضع مخالف صریحی نشان نداده اند. می بینی که توانسته اند و شده 🙂

    • balva said

      فرهاد عزیز،
      همان‌طور که خودت به‌خوبی اشاره کردی. «توانستن» اینجا به معنای «قادر نبودن» نیست. مثلا وقتی حافظ می‌گوید:
      ز دلبری نتوان لاف زد به آسانی
      هزار نکته در این کار هست تا دانی
      مسلما خیلی‌ها زدلبری به آسانی لاف می‌زنند!

  2. متاسفانه دین یک پدیده ژنتیک است و به آسانی نمی‌توان آنرا از رفتار انسانها دور کرد.
    گاهی اوقات آدمهای بسیار باسواد مذهبی را که می‌بینم افسوس می‌خورم چرا انسانهایی که قادراند مسائل پیچیده علمی را حل کنند، چگونه است که از حل مساله‌ای به این پیش پا افتادگی مثل مذهب عاجزاند.

  3. خلیل said

    سلام. پیشنهاد می کنم هر کس فرصتش را دارد سری به قرآن بزند و دستورات غیر قابل انجامش را در زمان حاضر استخراج و منتشر کند.

  4. balva said

    خلیل جان،
    کار خوبی است که البته باید خود مسلمونا انجام بدن مثلا همین قطع دست:
    وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿۳۸﴾ سوره‌ی بقره.
    و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه كرده‏اند دستشان را به عنوان كيفرى از جانب خدا ببريد و خداوند توانا و حكيم است (۳۸)

  5. بهنام said

    «همه‌ی ما ممکن است یک خامنه‌ای و احمدی‌نژاد در درون خود داشته باشیم که باید از درون خود بیرونشان کنیم تا انسان شویم و جامعه‌یی انسانی بنا کنیم.»

    جمهوری اسلامی و داستان «مرد پیر و دریا» :
    http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=22227

    «…حمدی‌نژاد ترکیبی از رذالت و ساده‌لوحی است. او مجموعه‌ای از بدترین خصلت‌های فرهنگی ما را در خود جمع کرده، به این جهت بسی خودمانی جلوه می‌کند: دروغ می‌گوید و ای بسا صادقانه. غلو می‌کند، زرنگ است و تصور می‌کند هر جا کم آوردی، می‌توانی از زرنگی‌ات مایه بگذاری و جبران کنی. در وجود همه‌ی ما قدری احمدی‌نژاد وجود دارد و درست این آن بخشی است که وقتی با آزردگی از عقب‌ماند‌گی‌مان حرف می‌زنیم، از آن ابراز نفرت می‌کنیم. اما آن هنگام نیز که لاف می‌زنیم و خودشیفته‌ایم، باز این وجه احمدی‌نژادی وجود ماست که نمود می‌یابد. احمدی‌نژاد تحقیر شد‌ه‌ای است که خود تحقیر می‌کند. سرشار از نفرت است، اما کرامت دارد. به موضوع نفرتش که می‌نگرد، می‌پندارد مبعوث شده است تا او را از ضلالت نجات دهد.
    احمدی‌نژاد نماینده‌ی سنتی است جهش‌کرده به مدرنیت. او مظهر عقب‌ماندگی مدرن ما و مدرنیت عقب‌مانده‌ی ماست. او اعلام ورشکستگی فرهنگ است.
    احمدی‌نژاد نشان فقدان جدیت ماست…»

  6. بهنام said

    سوره‏ی نساء آیه 24:
    وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا

    و زنان شوهردار (بر شما حرام است؛) مگر آنها را كه مالك شده‏ايد، اينها احكامي است كه خداوند بر شما مقرر داشته و زنان ديگر غير از اينها (كه گفته شد) براي شما حلال است، كه با اموال خود آنها را اختيار كنيد در حالي كه پاكدامن باشيد و از زنا خودداري نماييد، و زناني را كه متعه مي‏كنيد مهر آنها را، واجب است بپردازيد و گناهي بر شما نيست نسبت به آنچه با يكديگر توافق كرده‏ايد بعد از تعيين مهر، خداوند دانا و حكيم است.

  7. رامین said

    بلوای عزیز

    جمله ای که از » استیون واینبرگ » آوردی گویای همه چیز بود. نوشتارت عالی بود. من دو ایمیل برایت فرستادم که شاید به این موضوع بی ربط نباشد و چهرۀ واقعی حقوق بشر اسلامی را نمایان تر کند. همچنین دوستان گرامی ما به نام بهنام و آقا خلیل درباره قرآن پیشنهاد پژوهش بیشتر داده اند که یکی از این ایمیل ها در همین رابطه است. امیدوارم جالب باشد.

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: