دیکتاتورها همه شبیه هم هستند!

بالاترین
آزادی‌خواهان چهره‌های مختلف دارند اما دیکتاتورها همه یک چهره دارند. آزادی‌خواهان رنگارنگ هستند اما دیکتاتورها همه یک رنگ دارند رنگ مرگ و تباهی رنگ سیاه. مهم نیست کدخدای یک ده باشند یا رئیس‌جمهور یک یک کشور بزرگ و قدرت‌مند یا صاحب سایتی اینترنتی یا وب‌لاگی کوچک همه مثل هم عمل می‌کنند. اتفاقی که این روزها در بالاترین افتاده است نشان می‌دهد که چگونه رئیس و نوچه‌هایش همان شیوه‌های دیکتاتورمنشانه‌ی حسین‌قلی‌خانی را در پیش گرفته‌اند که احمدی‌نژاد و خامنه‌ای و زمانی هیتلر و به شکل دیگری استالین در پیش گرفته بودند. هر چند از قدیم گفته‌اند میمونه هر چی زشت‌تره بازیش بیشتره. دیکتاتورها هم هر چه بر حوزه‌ی کوچک‌تری حکم‌رانی کنند مضحک‌تر دیکتاتوری می‌کنند اما روش‌ها همه یک‌سان است. سرکوب مخالفان و آزاد گذاشتن موافقان و چاپلوسان و بادمجان دور قاب‌چینان.
برای نمونه هر لینکی که در مخالفت با بالاترین ارسال شود فورا لینک حذف شده و حساب لینک‌گذار را مسدود می‌کنند. مثلا مطلب قبلی مرا به نام «بالانشین بالاترین بدترین شخصیت بد هفته!» یکی از کاربران به نام mrrm در بالاترین قرار می‌دهد که هم لینک را حذف کردند هم حساب کاربری ایشان را بستند. شاید نیاز به توضیح نباشد که من افتخار آشنایی با ایشان را نداشتم و از کامنت خودشان متوجه شدم که مطلب را در بالاترین لینک کرده‌اند و از روی آمار مراجعه به وب‌لاگ موفق شدم لینک مربوطه که حذف شده است را بیابم. شاید بگوید درست یا غلط طبق قانون عمل کرده‌اند و همان‌طور که نوشته‌اند «این لینک به علت در مورد مسائل داخلی سایت بالاترین حذف شد.» و قرار دادن لینک در مورد بالاترین خلاف قانون بالاترین است. حالا کار نداریم که این قانون یک‌شبه را از کجای‌شان درآورده‌اند. اما از قدیم گفته‌اند ظلم بسویه عدل است حالا باید ببینیم هر لینکی که در مورد مسایل داخلی سایت بالاترین باشد را حذف می‌کنند یا نورچشمی‌ها و پرخاشگران به مخالفان آزاد هستند و این تنها منتقدین هستند که باید قلع‌وقم شوند؟
خود سایت بالاترین اولین مجرم است اگر قرار است کسی در مورد مسايل داخلی بالاترین حرف نزند پس خودشان هم نباید حرف بزنند که از قدیم گفته‌اند حرمت امام‌زاده را متولی‌اش نگه می‌دارد. خب پس این لینک چیست؟ «محدودیت‌های بالاترین» من در خود بالاترین آن را نیافتم در فرندزبید دیدم. حالا می‌گوییم خودشان مستثنا پس حداقل سایر کاربران حتی به جانب‌داری از «بالاترین» هم نباید اجازه داشته باشند لینک بگذارند اما می‌بینیم که چنین نیست. مثلا به این مورد نگاه کنید:«دوستان آزادي بيان فرق دارد با به لجن كشيدن فضاي بالاترين و تعيين تكليف براي ديگران» چرا این لینک حذف نشده است و داغ هم شده است؟ مگر این لینک در مورد مسایل داهخلی بالاترین نیست؟ مسئله روشن است خودی ها غیرخودی‌ها، بچه‌های مثبت و عزیز بابا و بچه‌های تخس و مزاحم… همه چیز درست مانند یک دیکتاتوری می‌ماند البته واضح است که بالاترین کشور و جامعه نیست یک سایت خصوصی است که ما بر سر توهم و ندانم کاری خانه‌ی خود پنداشته بودیم و از دل و جان برایش کار می‌کردیم و تبلیغ می‌کردیم.
حالا بد نیست به نوشته‌ی مشعشع این دوستان در مورد توجیه کارشان نگاهی بیاندازید:

ما منزل خود را با امکانات شخصی و حداکثر توان برای شما آراسته‌ایم که مهمان ما باشید، ساعتها خرید کرده‌ایم و حداکثر سلیقه خود را به کار برده‌ایم تا غذایی در خور طبع حساس مهمانان‌مان فراهم کنیم. منتی بر کسی نداریم که همه از روی محبت بوده و شادی ما را نیز به همراه داشته است. از شما استدعا داریم برای رعایت حال سایر مهمانان و نیز این میزبان کم‌توان، به خانه ما ژولیده و خشن وارد نشوید. بگذارید این میهمانی به خاطره‌ای خوش برای همه مهمانان تبدیل شود.

چه کسی مهمان است و چه کسی میزبان؟ غذا را چه کسی می‌آورد؟ غیر از این است که تمام بار بالاترین روی دوش کاربران آن است و اگر باری به دوش گردانندگان است به دلیل اعتماد نکردن به کاربران و برای تحمیل دیدگاه‌های مدیرتی‌شان است وگرنه مانند ویکی‌پدیا گرداندن سایت را هم به عهده‌ی کاربران انتخابی می‌گذاشتند و خود نظرات بسیار اندکی اعمال می‌کردند. حالا کاربران بالاترین شدند مهمان! دست‌مریزاد آقای یحیی‌نژاد شما به برکت هزاران ساعت وقت و انرژی هزاران انسان گم‌نام به این منزلت رسیده‌یی که به عنوان شخصیتی مشهور رسانه‌یی شوی حالا شما شدید ولی‌نعمت و ما مهمانانی که آمده‌ایم غذای آماده جلوی‌مان گذاشتید؟ حالا منتی ندارید که از روی محبت بوده است؟ شما به برکت خون نداها و سهراب‌ها به بالارفتید و بالاترین شدید که اگر جنبش مردم نبود و اگر این فداکاری‌ها نبود شما هم سایتی بود مانند سایر سایت‌ها و کپی ناقصی از سایتی مانند دیگ ارائه داده بودید و بس حالا منت نمی‌گذارید! کسی مانند من که گمنام هزاران ساعت وقت و انرژی خود را گذاشته‌ام و در این وب‌لاگ مطلب نوشته‌ام و یک‌ریال هم درآمد نداشته‌ام و ناشناخته هم مانده‌ام باید منت سر چه کسی گذارم؟
تصور می‌کنم اگر کسی اندکی و فقط اندکی برای شخصیت خود ارزش قایل باشد دیگر نباید پایش را در بالاترین بگذارد. غذای شما نوش جان خودتان و بالایارهایتان گوارای وجودتان. و خاک‌برسر ما آزادی‌خواهان بکنند که لیاقت نداریم برای خود تشکیلاتی درست کنیم و باید منتر و بازیچه‌ی شماها باشیم که اصولا مرام و منشتان دیکتاتوری است…
من همیشه از بالاترین و آقای یحیی‌نژاد به نیکی یاد کرده بودم اما الان اینقدر ناراحت و عصبانی هستم که شاید این نوشته را پست هم نکردم. عجیب به ساده‌باور خود و به این رفتار احمقانه که چطور پنجاه و دو هزار امتیاز در بالاترین کسب کردم در حالی که با این پشت‌کار می‌توانستم خودم با کمک دوستانی که دنبال تجارت و پول درآوردن از خون مردم نیستند سایتی مانند بالاترین درست کنیم.
به هر حال بالاترین برایم مٌرد دیگر. این هم امید واهی بود که به سرانجامش رسید بازهم سرما کلاه گذاشتند باز هم امید بستیم و ناامیدمان کردند. امیدوارم دست‌به‌کار شویم و زودتر سایتی مناسب درست کنیم تا ایند جمع پراکنده نشود و این امید به یاس نگراید. جای درست کنیم که دیگر مهمانش نباشیم و همه صاحب‌خانه باشند و کسی منت غذا و آب دادن به ما را نداشته باشد. بیاید به خون ندا و سهراب قسم بخوریم که شرافت خود را برای یک مشت دلار به حراج نگذاریم بدترین تجارت تجارت با خون‌هایست که برای آزادی به زمین ریخته است و تاجران این حرفه‌ی پرسود دست کمی از قاتلان ندارند.

پی‌نوشت
ببخشید حوصله‌ی دوباره خواندن و اصلاح این متن را ندارم بگذار آخرین چیزی که در مورد بالاترین می‌نویسم همی‌جور شلخه باشد. حیف عمر که تلف کردیم برای این امید واهی.

پی‌نوشت ۲:
من خیال درافتادن با بالاترین را ندارم به نظر من بالاترین هنور نقش مثبت و خوبی برای اطلاع‌رسانی دارد اما بدون شک دیگر جایی نیست که آزادی‌خواهان بتوانند به آن اتکا کنند و حتما باید در فکر ساختن سایت مشابه آن بود و تا زمانی که جانشین موثری برایش پیدا نشده بهتر است با آن مقابله نکرد البته من دیگر با بالاترین هم‌کاری نخواهم کرد اما کاری هم برای مقابله با آن انجام نمی‌دهم بالاترین دشمن من نیست تا دیروز دوست خود می‌دانستم اما اکنون متوجه شدم اشتباه می‌کردم.

Advertisements

37 دیدگاه »

  1. رامین said

    دوست گرامی من بلوای عزیز
    نوشته پر سوزت راخواندم و همه اش راست و درست بود به جز بخش های نا امید آن. چندی پیش درباره همین نا امیدی که گفتی با دوستانم گفتگو می کردم و چیزهایی را که آموخته بودم با آنان در میان گذاشتم و اکنون نیز می خواهم با تو در میان بگذارم. امیدوارم مرا به عنوان برادر کوچکت که بارها و بارها به زمین خوردم و باز بر خواستم بپذیری.
    بلوای عزیز ، راه مبارزه همین است و شکست و نا امیدی را نمی توان از آن جداکرد و من سرسختانه باور دارم که بسیاری از ما آزادی خواهان هنوز که هنوز است به درستی راه جنگیدن را نمی دانیم و باید بیاموزیم. بسیاری از ما جنگیدن را و جنگجو بودن را با هیجان زده شدن اشتباه می گیریم. شاید شما «دون خوان ماتیوس» استاد پیر سرخپوست را در مجموعه کتابهای «کارلوس کاستاندا» بشناسی. او می گوید هر راهی فقط یک راه است و تنها راهی که ارزش رفتن را دارد راهی است که دل داشته باشد. چیزی که من را شیفته شما و نوشته هایت کرد همین نشانه هایی است که از شما دیدم که با جان و دل برای آزادی گام بر می دارید پس بگذار خیالت را راحت کنم و همینجا جلو چشم همگان بگویم که خود را دوست و همراه همۀ آزاد اندیشان کشورم می دانم و تا زمانی که نا امیدی را در دوستانی مانند تو از میان نبرم دست از سرت بر نخواهم داشت، با آنکه از سبک نوشته ها و مبارزه ات می دانم که کسی نیستی که حریف ناامیدی نشوی.
    همانگونه که گفتم بارها و بارها زمین خوردم و تنها ماندم اما باز بلند شدم تا آموختم که چه ماجرای عجیبی است این شکست خوردن و باز بلند شدن و اکنون به خوبی می دانم که هربار که شکستی به سراغم بیاید بی گمان آن سویش چیز بهتری هست.
    امیدوارم سخنانم را شعار ندانید که همه اش سخن دلم است.
    و می خواهم بگویم که هیچ اشکالی ندارد که ما اشتباه کنیم ، هیچ اشکالی ندارد که ما اعتماد کنیم و بعد ببینیم که اشتباه بوده است ، هیچ اشکالی ندارد که ما نیز نا امید شویم که همه و همۀ اینها برای ما انسانها آفریده شده است اما به باور من رازی عجیب در این شکستها و نا امیدی ها نهفته است و آن اینکه ما بیاموزیم که » چیزی برای از دست دادن نداریم». «دون خوان» می گوید: «شکارچی کسی است که پیش از آنکه به شکار برود می داند که شکار در دامش خواهد افتاد» . ما نیز باید بدانیم که آنچه می خواهیم بدست خواهیم آورد و سایتی مانند «بالاترین» تنها یک ابزار است برای حرکت و اگر نبود یکی دیگر پیدا می کنیم و از آن بهتر اصلا یکی دیگر می سازیم.
    از شما و همه دوستان که ماجرای بالاترین کمی نا امیدشان کرده است خواهش می کنم از زاویه های دیگری هم به این داستان نگاه کنند:
    _ شاید حکمتی در این بود که اکنون چنین چیزی رخ داد و شاید اگر دیرتر روی میداد تاوان سنگین تری داده می شد.
    _ شاید دوستان آزاداندیش و آزادی خواه با این ماجرا می بایست مستقل شوند و همین ماجرا نشان از پختگی و رشد این عزیزان داشته باشد که باید از این پس روی پای خودشان بایستند و نه وابسته به بالاترین یا مشابه آن.
    _ شاید همۀ این ماجراها بخشی از نیاز ما برای کسب تجربۀ جنگجو شدن و جنگجو ماندن باشد.
    شک ندارم که آنسوی همۀ این تلخی ها لبخند های همۀ ما در آینده خواهد بود و من آن روزی را می بینم که شرایط عوض شده است و همۀ ما که نگران و دلسوز کشورمان بودیم بدون نام مستعار با یکدیگر تماس بگیریم و برای بازگویی خاطره های روزهای مبارزه با هم قرار ملاقات بگذاریم و چای بنوشیم و عکس یادگاری بگیریم.
    دوست من ، پیروزی در هر گام بستگی به تعداد گام هایی دارد که تصمیم به رفتنش گرفته ایم. یادمان نرود هدف ما پیروزی در سایت بالاترین نیست که از دید من بالاترین اصلا آنقدر بزرگ نیست که بخواهد ما را غمگین کند.
    اینکه شما یا دوستان دیگر هزاران ساعت وقت گذاشته اید و این سایت را به بالاترین تبدیل کرده اید حقیقتی محظ است اما فراموش نکنیم که حتا با نابودی کامل بالاترین ، ثانیه ای از تلاش شما نابود نخواهد شد و شما آزادی خواهان با همۀ انرژی که صرف کردید ، پتانسیل فراوانی برای حرکت در دیگران بوجود آوردید که به این سادگی ها خاموش نمی شود مگر با نا امیدی.
    دوست من دورادور دستت را می فشارم و باز هم می گویم که اگر تنها یک وظیفه بر دوش من باشد که برای کشورم و دوستان عزیزم انجام دهم ریشه کن کردن نا امیدی است و بس. و به خوبی با پوست و استخوانم می دانم که شکستی در این راه وجود ندارد.

    برادر کوچک همۀ شما
    رامین

    • balva said

      رامین عزیز،
      کاملا با تو موافق هستم اما من هرگز ناامید نیستم و در زندگی هیچ‌وقت هم ناامید نشدم خشمگین چرا اما ناامید هرگز! ضمنا شما سرور ما و برادر بزرگ ما هستی.

      • رامین said

        بسیار خوشحالم که این را شنیدم. امیدوارم همه همینگونه باشند.
        من در زمینه سبک هایی از طراحی های کامپیوتری به شکل حرفه ای کار می کنم. اگر برای تشکیلات جدید و راه اندازی سایت نیاز بود در خدمتم.
        پیروز باشید

  2. hypatia said

    بلوا جان، باید از تجارب درس گرفت ولی دوباره اشتباه قبل را تکرار نکرد. تحریم بالاترین یک حرکت اصولی است. کمترین کاریست که نه تنها کاربرهای حذف شده مثل من، بلکه همه کسانی که برای آزادی بیان و اندیشه ذره ای احترام قائل هستند باید انجام دهند. من با خودم عهد کرده ام که دیگر وارد سایت حتی برای نگاهی جزیی نشوم. امیدوارم سایر دوستان هم همین شیوه را پیش بگیرند. برای کسب خبر میشود به سایتهای منبع مراجه کرد. برای دوستان وبلاگ نویس چون تو هم بهتر است جایی داشته باشیم که دیکتاتوری کوته فکر بر آن حکومت نکند. «دیگ» فارسی ایده ای بود که اندیشه مطرح کرد. پتیشن برای درخواست از سایت دیگ در وبلاگ اندیشه موجود است. میتواند شروعی خوب باشد؟

    • balva said

      هی‌پاتیای عزیز،
      کاملا با تو موافق هستم بالاترین را باید پشت سر بگذاریم و به افق‌های تازه فکر کنیم آن پتیشن را من امضا کردم لینکش را هم اینجا کنار صفحه گذاشتم.

    • NIA said

      آخ گفتی اندیشه داغ دلم تازه شد.
      بی معرفت جدی جدی گذاشت رفت! البته واقعا به یک استراحت میان مدت نیاز داشت.

  3. mrrm said

    با تشکر از شما بلوای عزیز. باید فکر سایت جدیدی باشیم. البته hypatia کاملن درست میگه باید از تجربه ی بالاترین درس بگیریم. اگر یک کپی از سایت بالاترین بدون محدودیت آزادی بیان راه بیفته به نظر من بازم فایده نداره. باید یک یا چند گام به جلو برداشت. سایتی با امکانات و قابلیتهای جدید. البته من الان دارم فقط شعار میدم چون کارم این نیست. باید از دوستانی مانند رامین گرامی استفاده کرد.

    • فرهاد said

      mrm عزیز، من و دوستم کارمان برنامه نویسی و طراحی نت است و چنین سایتی را ساخته ایم:‌ roozna.me . نوشته های بلوای عزیز هم که هر بار با نثر سلیس اش داغ ما رو از هرچی بالاترین و متفرعن ترینه تازه می کند هم البته تأثیر انگیزاننده ی فوق العاده داشته 🙂
      سایت روزنا.مه الان راه افتاده و به تدریج امکاناتی بیش از بالاترین خواهد داشت: مثل ایجاد گروه های بحث، پیام خصوصی، ویجت رأی دهی روی وبلاگ. چون این سایت اساسا بر پایه یک اسکریپ شناخته شده ی مختص social news ساخته شده (به اسم pligg) اضافه کردن این امکانات به سرعت میسر خواهد بود. اگر ببینیم که ازش استقبال می شود روی توسعه اش کار می کنیم. بنای روزنا.مه بر بالانشینان و «نخبگان» نیست. روزنا.مه می تواند با همت کاربرانش یک تجربه ی دموکراتیک در دنیای وب ۲ فارسی باشد.

  4. mrrm said

    این فریندفید چقدر طول میکشه جواب درخواست اشترک رو بده؟

    • balva said

      خودفرندزفید که زمانی نمی‌بره اگر عضو گروه خاصی بخواهی بشی هم که باید مدیر آن گروه تایید کنه. اگر گروه نیاز به تایید داشته باشه.

      • mrrm said

        من تو فریندفید عضو شدم. ولی وقتی میخوام وارد بالاانتقاد بشم میگه درخواست شما ارسال شد.!

  5. بهنام said

    ای بابا! بلوا خانوم خب تشریف بیارید به کلبه ی درویشی ما دنباله ای ها. یه چند روز هم کنار ما بد بگذرونید.

    • NIA said

      بلوا خانوم!!!؟؟
      بلوا جان شما بانویی یا من دارم اشتباه میکنم؟

      • balva said

        نیا جان،
        زن و مرد بودن بلوا مهم نیست. بدون جنس تصورم کن.

      • NIA said

        بلوا اذیت می کنی ها.منو بگو با چه شوقی این صفحه رو باز کردم جواب بگیرم.!
        بی خیال.هر جور مایلی…

    • balva said

      بهنام جان،
      اتفاقا یک آیدی توی دنباله دارم. چشم خدمت می‌رسم.

  6. سعید said

    سلام بلوای عزیز؛ باز هم عالی، مثل همیشه. بلوا جان بنده البته از کاربر های حاشیه نشین و نه چندان فعال در بالاترین بودم ولی وقتی این حرکت مسئولان بالاترین رو دیدم تصمیم گرفتم مانند شما هرگز وارد این سایت نشوم چون همان فعالیت محدود در بالاترین رو هم توهین به شعور خودم میدونم. بلوا جان ناراحتی من بعد از این اتفاق به این دلیل نبود که اهمیت بیش از حدی برای یک سایت اینترنتی قائل هستم چون میدونم همه شما دوستان که اونجا فعالیت میکردید در زندگی واقعی آدمای موفق و سطح بالائی هستید و به هیچ وجه انسانهای طفیلی نیستید که شخصی مثل یحیی نژاد بخواد ازتون حمایت کنه. ناراحتی من بیشتر برای این بود که میبینم در این مملکت هنوز هم بعد از صد ها سال در بر همون پاشنه همیشگی میچرخه و هنوز هم هر کس قدرتی پیدا میکنه (یا توهم اون رو پیدا میکنه) بالاخره یک شب یا یک سحرگاه منتقدان و مخالفانش رو به طور فله ای به خاک و خون میکشه. بلوا جان شما و بقیه دوستان بالاترین رو بالا بردید و بعد از این هم هرجا بروید اونجا رو از این هم بالاتر خواهید برد پس به قول اون دوستمون رامین جائی برای نا امید شدن وجود نداره.
    بلوا جان در کامنت ها دیدم دوستی صحبت از فعالیت در سایت دنباله کرده بود لازم دیدم در آخر صحبتم یه توضیح در این مورد بدم. چند روز پیش که اون اتفاقات در بالاترین افتاد بنده در وبلاگ جناب صادق رحیمی دیدم که در پی ایجاد محیط جایگزین هستند و با خودم فکر کردم به جای این کار بهتره کاربران بالاترین که تمایلی به ادامه در بالاترین ندارن روی دنباله که حداقل هائی رو داره تمرکز کنند و اون رو بالا ببرند. برای آشنائی با محیط اونجا یک حساب کاریری درست کردم ولی در همون ابتدای کار دیدم در یک روز دو لینک که جناب 00iran اونجا فرستاده بود رو حذف کردن. ابتدا یک لینک رو حذف کردن و وقتی ایشان در اعتراض لینک دیگه ای فرستاد خود مسئول سایت اومد زیر اون لینک و با لحنی بسیار مستبدانه (و باور نکردنی برای من) شروع به دفاع از حذف و سانسور کرد بنده اونجا جواب ایشان را دادم که بعد از اون کل اون لینک با کلی کامنت زیر اون رو حذف کرد. طوری که ایشون صحبت میکرد من به این نتیجه رسیدم که یحیی نژاد در زمینه استبداد در مقابل مسئول دنباله هیچه. بلوا جان سرتو درد آوردم که بگم بهترین کار همونه که خودت به خوبی گفتی باید یه جایگزین ایجاد بشه که آزادی بیان رو تضمین کنه و به هیچ کس اجازه قلدری نده.
    در انتها شما رو به حضرت باریتعالی که البته حسابش رو تو بالاترین بستن میسپارم. شاد و پیروز باشید.

    • balva said

      سعید عزیز،
      خیلی دقیق و روشن مسایل را طرح کردی من آشنایی زیادی نسبتا به دنباله ندارم. اما تصور می‌کنم وقتی سایتی قرار است با فعالیت کاربرانش اداره شود نباید اهداف اقتصادی داشته باشد. مانند ویکی‌پدیا که طرفا با هدف گسترش دانش توسط انسان‌های عمدتا گم‌نام که علاقه‌داشتن برای گردش آزادی اطلاعات فعالیت کنند اداره می‌شود. هزاران کاربر گمنام بالاترین کسانی هستند که وقت و انرژی خود را برای آزادی و رهایی انسان از چنبره‌های قدرت صرف می‌کردند اما ظاهرا بنیان‌گذاران بالاترین در پی اهداف مالی بودند و این‌ها با هم تضاد دارد و یک جایی خود را نشان می‌دهد.

      • فرهاد said

        بلوا جان زدی به هدف! مشکل اینه که آقای ایکس و وای با هزار وعده ی دموکراسی و حرف های قشنگ می آیند و کلی از گرده ی کاربران خوش خیال کار می کشند و بعدش که به لطف سرمایه اجتماعی کاربران، سایت شان رنک پیدا کرد و درآمدها سرازیر شد می افتند دنبال کاسبی و سرمایه ی اجتماعی رو با سرمایه ی دلاری تاخت می زنند. این دقیقا مشکلیه که مهدی یحیی نژاد دچارش شده. البته این مشکل مختص بالاترین نیست. دیگ هم همین مشکل رو پیدا کرده. سایت روزنا.مه roozna.me رو دقیقا با هدف اجتناب از این فساد ناشی از پول با هدف غیرانتفاعی ساخته شده و جدا می خواهیم به آرمان تعاون دموکراتیک وفادار باشیم. من خیلی خوشحال می شوم اگر یک گروه از دوستان معتمد و خوشنام به عنوان هیئت امنای این سایت جدید انتخاب شوند تا همه چیز تا سرحد امکان شفاف و تعاونی پیش بره و راه رو بر دیکتاتوری فردی ببنده. اگر مایل هستی لطفا توی این بحث در جریان شرکت کن:‌ http://friendfeed.com/roozna-me/

  7. هر لینکی که در مورد مسایل داخلی سایت بالاترین باشد را حذف می‌کنند یا نورچشمی‌ها و پرخاشگران به مخالفان آزاد هستند و این تنها منتقدین هستند که باید قلع‌وقم شوند؟

    کاملا درست است. برای اطلاع، دو موردش را اینجا میآورم که با گذشت دو روز، تا همین الان پابرجا هستند:
    لینک اول
    لینک دوم

  8. فرامرز said

    بلوا جان , دوستان
    باید کمک کنید و از اعتبار خود و دوستان در جهت رفع بحران بالاترین و کاربران متشخص استفاده کنید .
    این یک خواهش است .
    راه حلی پیدا کنید !
    این یک تقاضاست .
    کسی که شما را دوست میدارد

    • balva said

      فرامز عزیز،
      ما را در بالاترین «مهمان» می‌دانند «مهمان» چگونه می‌تواند بحران «صاحب‌خانه» را حل کند؟ دوری از بالاترین برای من بسیار عذاب‌اور است اما دردی است که باید تحمل کرد آن خانه بر دهانه‌ی آتش‌فشان است و هر چه بکاریم با تصمیمات فردی و یک‌جانبه که کنترلش در قدرت ما نیست از بین می‌رود. راه‌حال را در نوشته‌ی قبلی داده بودم. باید «بالاترین» متوجه باشد که کاربرانش «مهمان» نیستند که «صاحب‌خانه»اند. باید مدیران بالاترین بدانند بی‌نیاز از کاربرانش نیست و نمی‌توانند با اعمال قدرت و حذف اهداف خویش را پیش ببرند. مشکل دوستان بالاترین این است که آن را به چشم شرکتی برای پول درآوردن می‌دانند در حالی که من و دوستی مانند تو و بسیاری دیگر آن‌جا را مکانی برای مبارزه‌ی مدنی و مدرن برای خارج کردن گردش اطلاعات از چنبره‌ی قدرت‌های بزرگ می‌دانیم.
      تصور می‌کنم باید به فکر سایتی جانشین باشیم که در ان اصول «آزادی بیان» و «خودگردانی کاربران» رعایت شده باشد.

  9. مریم said

    ضمن ابرازشادمانی از همت دوستانی که اقدام به ایجاد یک سایت مردمی و دموکراتیک جدید با کیفیت بالا کرده اند، با توجه به تاثیر غیر قابل انکار اسم و عنوان یک سایت در مطرح شدن آن در سطح جامعه و حتی در بین روشنفکران، میخواستم خدمت دوست عزیزمان فرهاد و همراهان گرامی ایشان در ایجاد سایت روزنا.مه عرض کنم که اسم روزنامه برای این سایت عنوان بسیار مردمی وقشنگی است ولی به نظر من وجود دات بین روزنا و مه آنرا برای مردم نامانوس و غریب میکند. و این احساسی است که به خود من وقتی اسم این سایت را میشنوم دست میدهد. امیدوارم که همه ما بتوانیم درحد توانمان در ایجاد این سایت با این دوستان همیاری و همکاری داشته باشیم. ما پیروزیم، چون بیشماریم و به راهمان ایمان داریم!

    • فرهاد said

      سلام مریم، با اجازه ی بلوای عزیز از وبلاگش استفاده ی وبلاگی می کنم 🙂 ممنون از لطف شما. هدف اصلی همین مردمی بودن روزنا.مه است تا روزنا.مه صدای بیصداها باشد و تصمیم گیری غیرهیرآرشیک را در عرصه ی رسانه ای تمرین پیاده کند.

      در مورد نام دامنه، راستش فکر کردیم کمی ابتکار به خرج دهیم. مثل del.icio.us که بازی قشنگی با پسوند us کرده. به علاوه دیدیم چون قرار نیست این سایت انتفاعی باشد بهتر است پسوند .com نداشته باشد. تازه me دو حرف است و تایپ اش راحت تره و به علاوه تلمیحی از اینه که آنجا هر «me» باید بتواند حقیقتا یک سردبیر باشد. به علاوه قراره روزنا.مه آلترناتیو باشه با این تفاصیل امیدوارم این رگه ی نامأنوسی اولیه موجه باشه.

      لینک صفحه ای روی فرندفید که داریم این بحث های جمعی شروع کار رو پیش می بریم رو در بالا داده ام. خوشحال می شوم شما و همه دوستان و رفقا شرکت کنید.

      • balva said

        فرهاد عزیز،
        اینجا کاملا متعلق به شما و امیدوارم تلاش‌های شما به ثمر نشیند. من دارم سعی می‌کنم طرحی کلی آماده کنم به منظور قوانین و نحوه‌ی اداره‌ی سایتی جایگزین که وقتی آماده شد در همین‌جا منتشر می‌کنم.

  10. پسر بد said

    به نظر من بالاترین هم یک سایت (ابزار) بود که در زمانی مفید واقع شد، اما همین ابزار ممکنه در زمان دیگه مفید نباشه که ظاهراَ با تغییراتی که کرده خیلی باب طبع ما نیست (ممکنه باب طبع ج.ا. شده باشه) که به نظرم اونم مهم نیست. چرا فکر میکنیم یه نفر میاد هزینه میکنه و یه سایت راه میندازه تا به کسی خدمت کنه؟ هدف موسسین هم تجارت بوده و بس (اگه غیر ازینه باس شک کرد به عقلشون) در راستای تجارتی که میکنن در یک بازه زمانی خیلی به درد بخور شد. حالا هم در راستای سیاست تجاریش تغییراتی کرده که ممکنه زیاد به درد نخوره!
    من به موسسین اون خورده نمیگیرم که معتقدم اونا هم باید زندگیشون بچرخه (شاید قراردادی هم امضا کرده باشن با ج.ا)
    سوال من اینه که ما چرا باید فکر کنیم همیشه کسایی پیدا میشن که مفت و مجانی میخوان به ما خدمت کنن؟
    اون سایت یا باید از ما پول میگرفت یا از تبلیغات (که خیلی زیاد نیست) یا قراردادی که (تئوری توطئه) مثلاً با ج.ا. میبنده!
    ولی مطمئنم که کاربرا باز جاهای دیگه پیدا میکنن تا با هم ارتباط برقرار کنن

    • فرهاد said

      «چرا فکر میکنیم یه نفر میاد هزینه میکنه و یه سایت راه میندازه تا به کسی خدمت کنه؟ هدف موسسین هم تجارت بوده و بس (اگه غیر ازینه باس شک کرد به عقلشون) »

      در مورد بالاترین کاملا با شما موافقم. تمام شانس مهدی یحیی نژاد این بوده که «کارآفرین»ی بوده که در زمان مناسب در جای مناسب قرار گرفته. اما فکر می کنم این حکم رو نمی شه به هر سایتی تسری داد. هزینه کردن برای یک سایت و خدمت به دیگران حتما لازم نیست با هدف تجاری انجام بشه. برای مثلا ویکی را ببینید یا بی شمار سایت دیگه ای که هیچ هدف تجاری رو دنبال نمی کنند بلکه اهداف دیگه ای دارند: خیریه، تبلیغ یک باور یا مکتب، آگاهی بخشی، ایجاد کامیونیتی و … . خشنودی همیشه به پول حاصل نمی شه 🙂

      • پسر بد said

        با کلیت حرفت موافقم (نمونه بارزش همون ویکی‌پدیاس که گفتی) اکثر این سایتها منابع مالی (مثل دونیشن) برای خودشون در نظر میگیرن (و تفکر پشت اون مربوط به اعتقاد قوی بنی آدم اعضای یکدگیرنده! و برای ما که بطور مثال رانندگی رو هم یک امر شخصی و مسابقه‌ای میدونیم نه یک کار جمعی خیلی سنگینه) والا به لحاظ اقتصادی به مشکل برمیخورن. اما در مورد سایت بالاترین این نظر الان من نیست و معتقدم اینجور سایت‌ها از راه کلیک خوردن معروف میشن و دقیقا یه ابزار بود که حالا ممکنه دست حریف بیفته. این نظر من خیلی بدبینانه ممکنه باشه اما من اگه جای ج.ا. بودم حتماً لابی میکردم و با مدیر سایت به توافق میرسیدم تا با یه منحنی حساب شده مسیرش کاملاً عوض شه جوری که به نظر بیاد با انجام یکسری تحولات در عملکرد کاربران، کاربری سایت از یه دشمن یه دوست ساخته و قبلشم حتماً تو بوق میکردم که این سایت چنین است و چنان!
        نمیخوام زحمت تیم رو نادیده بگیرم، اما به نظر من این زحمت و تلاش رو فقط میشه از نگاه فنی ارزیابی کرد و نه بیشتر.
        در کل شاید حرفهای من کمی بدبینانه باشه، اما من بازم معتقدم کمی بدبین بودن بهتر از خوش‌بین بودن محضه (بدبینی در مقابل خوش‌بینی محض میشه یه نگاه نیمه منطقی به قضیه داشتن)
        در انتها: پشت هر کاری انتفاعی باید باشه، و انتفاع سایت بالاترین کمک به جنبش مردمی نبوده و نیست

  11. میهن said

    سلام دوستان! من یکی از خوانندگان بالاترین و همینطور این سایت هستم. این چند روزه بشدت افسرده بودم از مشاهده رفتار غیر انسانی بالا گردانان فعلی وهمینطور از دیدن لینکهای کثیفی که اطلاعاتی ها و بسیجیها در مدح مقام گوزمای ولایت و غیره میگذاشتند و به صفحه اول هم می آمدند. اگر چه از دیدن نظریات کاربران صادقی که هنوز در بالاترین باقی مانده اند در پای این لینکها خیلی حال میکردم. حالا امروز که وارد بالاترین شدم جدا خوشحال شدم و از خنده دارم روده بر میشم. کاربرای عزیزمون دارند پشت سرهم لینکهای بسیار جالب طنز و همینطور جدی در مورد خ.ر و ا.ن (مثل تصویر درونی حضرت آیت الله خامنه ای، خامنه ای در چاه جمکران، شوق دیدار رهبری، لیست دروغ های احمدی نژاد و …) و حماقتهای مذهبی و امثالهم در بالاترین میگذارند که بسیار پر بیننده هم هستند حتی اگر تکراری باشند. بنظر من این یکی از بهترین روشهای مقابله و مبارزه با وضعیت فعلی حاکم بر بالاترین است و من واقعا به هوش و ابتکار این بچه ها آفرین میگویم. ضمن اینکه تلاش های شما فرزندان راستین ایران را هم در جهت ایجاد یک سایت مردمی و دموکراتیک آلترناتیو ستایش میکنم و برای شما و مردم عزیزمان آرزوی پیروزی و بهروزی دارم.
    گمان بردند شعله میمیرد
    بساط ظلم ریشه میگیرد
    نگیرد این شعله خاموشی
    فروزد از هر کران ای عشق
    نخشکد آن شاخه سرسبز
    که آب از خون شهیدان خورد!

  12. مریم said

    فرهاد عزیز، ممنون از پاسخت. من سعی میکنم حتما به بحث شما دوستان در فرندفید بپیوندم. ولی عجالتا میخواستم در همین جا بگویم که با توجه به اهداف مردمی و اجتماعی مورد نظر از ایجاد این سایت جدید و با شناختی که همه ما از مردم میهنمان و سلیقه ادبی آنها داریم باید سعی کنیم که عنوان سایت تا حد امکان فارسی و مردم پسند باشد و شاید یکی از دلائل اولیه موفقیت بالاترین هم همین عنوان ساده و در عینحال با محتوای فارسی آن بود. البته همانطورکه عرض کردم روزنامه هم یک چنین اسمی است ولی میتوان دات را بعد از کلمه روزنامه گذاشت و مثلا ruznameh.ir میتواند یک آلترناتیو دیگر باشد. ضمن آنکه به بحث و رای گذاشتن عنوان سایت هم میتواند روش خوبی برای استفاده از خرد جمعی برای یافتن یک نام زیبا و مناسب باشد.

    • فرهاد said

      بله مریم من هیچ اصراری روی عنوان فعلی ندارم و اگر خرد جمعی این رو نامناسب دانست حاضرم دامنه ای رو که جامعه کاربران مناسب تر می بیند به این سایت پوینت کنم. اما به دلایل روشن نمی توانیم دامنه .ir داشته باشیم چون ثبت کننده .ir داخل کشوره و در آن صورت برای حفظ دامنه ی سایت دست به عصای پوسیده ی این حکومت خواهیم شد.

      پ.ن. بلوا جان با اشتیاق منتظر طرح ات هستیم.

      • رامین said

        درود بر فرهاد عزیز و مریم گرامی
        من گفتگوی شما را دربارۀ سایت روزنا.مه و نامگذاری آن دنبال کردم و خوشحالم که شما دوستان بدون نگرانی از مشکلاتی که «بالاترین» ایجاد کرد در پی جنبش تازه ای هستید.
        من به دوست گرامی «فرهاد» که به نظر میاد از دست اندرکاران سایت روزنا.مه هست تبریک و برای تلاش آزاداندیشانه خسته نباشید میگم و چند پیشنهاد دارم:
        سایت شما رو دیدم و سایت خیلی خوبی به نظر میاد و من احساس می کنم می تونه جای بالاترین رو بگیره و چه بسا بهتر.
        دربارۀ نام سایت شما چند نکته رو می خواستم بگم. نام سایت شما ممکنه برای جستجو مشکلاتی داشته باشه و علاوه بر اونچه که مریم گفت ممکنه هنگام تایپ مثلا به جای oo کسی اون رو u تایپ کنه یا ou و یک مشکل دیگه هم هست و اون اینکه مزدوران حکومتی اگر سایت مشهوری رو ببینند که میشه با تشابه اسمی مردم رو گمراه کرد سایت هایی با نام های مشابه می سازند و راه می اندازند تا هنگام جستجو خیلیها رو بکشونند توی سایت خودشون.
        اگر جسارت و دخالت توی کار شما نباشه من پیشنهادی دربارۀ یک نام خوب داشتم که هم مشکل اشتباه تایپی رو نداره و هم نام مشابه اون رو ساختن خیلی مشکله و اگر مایل بودید بهش فکر کنید برای من همینجا پیغام بگذارید تا در محیط سایت خودتون اون رو به شما بگم. علت اینکه الان اون رو نمی گم همون مشکلی هست که گفتم ، چون ممکنه حکومتی ها اون رو اشغال کنند.
        به هر حال براتون آرزوی پیروزی می کنم.

  13. مریم said

    متشکرم فرهاد از توضیحت، من این نکته را نمیدانستم.

  14. مریم said

    رامین عزیز، من هم مطالب زیبا و تاثیرگزار شما را خواندم، حضور دوستان مجرب و اندیشمندی مانند شما موجب خوشحالی و مایه قوت قلب است. آری به اتفاق جهان میتوان گرفت!

  15. […] هنوز یک ماه نشده است از روی که بعد از بحران بالاترین نوشتم: امیدوارم دست‌به‌کار شویم و زودتر سایتی مناسب درست کنیم تا ایند جمع پراکنده نشود و این امید به یاس نگراید. جای درست کنیم که دیگر مهمانش نباشیم و همه صاحب‌خانه باشند و کسی منت غذا و آب دادن به ما را نداشته باشد. بیاید به خون ندا و سهراب قسم بخوریم که شرافت خود را برای یک مشت دلار به حراج نگذاریم بدترین تجارت تجارت با خون‌هایست که برای آزادی به زمین ریخته است و تاجران این حرفه‌ی پرسود دست کمی از قاتلان ندارند. (دیکتاتورها همه شبیه همه‌اند) […]

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: