شعار جدید بسیج: ما اهل کوفه نیستیم زینب زنده بماند!

در بین ایرانیان، حداقل در سیصد چهار صد سال اخیر، «حسین» و یارانش به عنوان مظلوم‌ترین قهرمانان مردمی و «یزید» و سپاهیانشان به عنوان شقی‌ترین و ظالم‌ترین حاکمان مردم‌ستیز شناخته می‌شوند. ماجرای کربلا در هاله‌یی از افسانه و واقعیت شبیه حکایت و داستان درآمده و در شعرها و مثل‌ها و متل‌های فولکلوریک جای خوش کرده است و همیشه وقتی بخواهند حاکم جور و ظلم را با اشاره و کنایه نام برند همان‌قدر، و شاید بیشتر از آن که به «ضحاک» اشاره می‌کنند، از «یزید» نام می‌برند و آنجا که پای مظلومیت و شهادت است همان‌طور که از سیاووش و سهراب نام می‌برند از حسین و عباس نیز یاد می‌کنند.
در سال‌های آخر رژیم شاه، بیشتر توسط دکتر شریعتی، ادبیات نوینی از عاشورا ارائه شد که تحرک اجتماعی زیادی را فراهم آورد و بعد از «جمهوری اسلامی» استفاده از همان ادبیات به اضافه‌ی تخصص ویژه‌ی روحانیون در روضه‌خوانی برای تهیج جوانان و فرستادن آنان به جبهه‌های جنگ رواج زیادی پیدا کرد و شعار «ما اهل کوفه نیستیم حسین تنها بماند» که بعدها به «ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند» تبدیل شد شعاری بود که در سراسر ایران شنیده می‌شد و جوانان را به کام مرگ می‌کشید.
اما اکنون خامنه‌ای دقیقا در جایی قرار گرفته است که توسط مردم «یزید زمان» خوانده می‌شود. شعار مردم در عاشورای سال گذشته به روشنی خامنه‌ای را هدف قرار گرفته بود وقتی مردم فریاد می‌زدند:«این ماه ماه خون است، یزید سرنگون است» یا وقتی به با طنز و تمسخر به نیروهای ضدشورش می‌گفتند:«ما اهل کوفه نیستیم پول بگیریم بایستیم» داشتند «جمهوری اسلامی» را از شعارهای رایجش خلع می‌کردند همان‌طور که روزهای رسمی‌اش را گرفتند و به روزهای ضدجمهوری اسلامی تبدیل کردند.
به هر روی اگر حسین و یارانش را در کربلا به عنوان نمادی از مظلومیت و یزید و سپاهیانش را به عنوان نمادی از سبعیت و ظلم بدانیم پر بیراه نیست که امروز مردم می‌گویند:«خامنه‌ای روی یزید را سفید کرد.»
مردم با مقایسه‌ی واقعه کربلا با اوضاع کنونی با خود می‌گویند. در جنگ کربلا فقط نظامیان با هم درگیر بودند و هر چند از نظر تعداد برابری نبود اما شمشیر با شمشیر می‌جنگید و کاری به غیرنظامیان نداشتند و حتا زین‌العابدین که بیمار بود مورد تعرض قرار نگرفت و کشته نشد و زینب نتنها مورد تجاوز قرار نگرفت و به قتل نرسید که به بارگاه یزید برده شد و توانست آنجا سخنرانی کند و باز هم مورد تعرض قرار نگیرد و حتی زندانی هم نشود. اما حالا در بارگاه یزید خامنه‌ای نسرین ستوده‌ها در زندان تشنه لب به قتل‌گاه برده می‌شوند و ندا‌های آأقا سلطان به ضرب گلوله به قتل می‌رسند و همسر و نزدیکان محمد نوری‌زاده به جرم شیون برای او زندانی می‌شوند. امروز بسیجیان و سگ‌های زنجیر به دست جمهوری اسلامی می‌توانند افتخار کنند که روی مردم کوفه را سفید کردند. می‌توانند افتخار کنند که از مردم کوفه هم در هم‌راهی سپاهیان یزید و شمر پی‌گیرتر هستند که آنان به غیرنظامیان کار نداشتند اما اینان به مادر شهدا و زندانیان رحم نکردند. بسیجیان امروز با افتخار می‌توانند بگویند:«ما اهل کوفه نیستیم زینب زنده بماند!»
جمهوری اسلامی و امام خودخوانده‌اش خامنه‌ای نمادی از توحش و وحشی‌گری و ظلم و جنایت هستند و معیارهای جدیدی برای سبعیت از خود به جای می‌گذارند. حکومتی که به نام خون‌خواهی «حسین» آمد قاتل «زینب» شد!

Advertisements

11 دیدگاه »

  1. sabzkherad said

    متن قشنگی بود. من یزید را دیگه دوسش دارم!

  2. رعد said

    ازاربابت اوباما اجازه گرفتی چنین متنی را نوشتی چونکه فردا میاد تکذیبیه میده کنف میشی

    • balva said

      رعد گرامی،
      فکر نمی‌کنی بالاخره احتیاج به یک نوع‌آوری در تهمت و افترا و توهین کردن داشته باشید؟ نیم ساعت بشین با خودت فکر کن ببین شاید در لشکر نانجیب‌ها هستی و فراموش نکن آن‌ها هم می‌گفتند «حسین» کافر است که مراسم حج را گذاشته و از اسلام خروج کرده که وابسته به ایرانیان است و می‌خواهد به ایران برود و از این حرف‌ها…

    • NIA said

      باباجون؛دری وری هم اصول داره،حساب کتاب داره…
      آخه هر چی که به ذهنت(اگر خلا نباشد)میرسه که نباید عینا به زبون که نه به کیبورد بیاری قشنگ خان.!

    • رامین said

      اربابی چون اوباما داشتن هزاران بار به جیره خوار حرامزاده ای همچون خامنه ای بودن شرف دارد.
      ضحاک ماردوش زمانۀ ما ، که نه ریشۀ انسانی دارد و نه ظاهر آن را جز فلاکت برای همۀ جهان حاصلی نخواهد داشت. تصویر او بازتاب روشنی از ابلیس و اهریمنی است که دیگر در پس نقاب دین هم پنهان نمی شود. رهبر دجال حکومت اسلام ، دیگر راه برگشت ندارد و هر آنچه که از ستمگری و بیداد و نابرابری و آدم کشی و شکنجه انجام می دهد تنها یک پیام برای ما دارد و آن اینکه او بهتر از هر کسی می داند که پایان کارش رسیده است.

  3. kourosh said

    videoye binazir az nohe khandan bar alayhe rahbar khamenei lotfan bezarid balatarin mozooye dagh mishawad :

  4. مبارز said

    سلام دوست عزیز باتوهمفکرنیستم اما تورو به خاطر نوشته های روان وبا محتوا تحسین میکنم شما به نکاتی اشاره میکنید که الحق برگرفته ازواقعیات تلخ ایران ماست ازینکه به عقاید دیگران احترام میگذارید ازشما ممنونم ..پیروزباشید

    • balva said

      دوست مبارز عزیز،
      نمی‌دانم در چه قسمتی هم‌فکر نیستیم اما می‌دانم چیزی که از هم‌فکری مهم‌تر است همین هم‌دلی است. سپاسگزارم از لطف و محبت شما.

  5. ناشناس said

    اقایان-خانمها کمی بیندیشید -این حسن وحسین از بدترین جنایتکاران تاریخ بوده اند که بسیاری از مردان ایرانی ان زمان را از دم تیغ گذرانیدند.تنفر بر انان باد.. sasan

  6. sasan mehrani said

    اقایان-خانمها کمی بیندیشید -این حسن وحسین از بدترین جنایتکاران تاریخ بوده اند که بسیاری از مردان ایرانی ان زمان را از دم تیغ گذرانیدند.تنفر بر انان باد..

  7. رامین said

    بلوای عزیز
    نوشتار جالبی بود. می خواستنم من هم چیزی به آن بیفزایم.
    نزدیک به هشت سال پیش من پیش بینی می کردم که این حکومت اسلامی در چند سال آینده کارش به جایی خواهد رسید که بی شرمانه و آزادانه ، اندیشمندان و خردمندان را بی هیچ دلیلی به زندان و شکنجه و مرگ بسپارد و همین نیز شد.
    امروز ما شاهد چهرۀ واقعی حکومت اسلام هستیم که بدبختانه همچون بختک بر سر ایران ما فرود آمده است. آنچه که در تاریخ اسلام می بینیم شور فراوان پیروانش به خون است و اندیشۀ عرب افراطی هر کجا که پا گذارد خونخواهی و جنگ بر سر آرزوهای دست نیافتۀ خویش را با خود خواهد برد و چه شیرین است برای این دژخیم ، خون ایرانی.
    آنچه ما شاهد آن هستیم روند پیش روندۀ رودررویی نیروهای خیر و شر است و ما در زمانه ای هستیم که کار بالا گرفته است. اما آنچه که هم من و شما و همه دوستان آزادی خواه باید بدانیم این است که در جهانی که زندگی می کنیم قانونی طبیعی هست به نام «شرایط مرزی» که فیزیکدانان آن را به خوبی می شناسند. در این قانون هیچ چیزی برای همیشه به یک سو حرکت نخواهد کرد و نیروهای بازدارنده ای هستند که یا رو در روی آن قرار می گیرند یا آن را از راه خود به سوی دیگری می فرستند.
    این شامل حال رفتار ما انسانها نیز می شود و همین قوانین در علوم اجتماعی نیز کارکرد دارد. ستمگرانی همچون خمینی و خامنه ای نمی توانند زمان دراز خود را پشت چهرۀ معنویت پنهان کنند و نیروهای شیطانی درون آنها این پنهان کاری را نمی پسندد و به دنبال آشکار کردن و عریان شدن است. حتا اگر مبارزان راه آزادی نیز در برابر آنان ایستادگی نکنند باز هم زمانی می رسد که آنان چهرۀ خود را آشکار می کنند و این از شگفتی های آفرینش است.
    شناخت دربارۀ نیروهای زشت و پلید بسیار روشن کننده و آزادی بخش است. شاید چنین شناختی به مسایل سیاسی بی ربط به نظر آید اما ارتباط آنها چنان در هم آمیخته است که یکی آنروی دیگری است.
    اینکه چرا ما به عنوان انسانی که ادعا می کنیم در کودکی بی گناه هستیم ، به موجودی شیطانی و پلید بدل می شویم به شناخت فراوانی نیاز دارد. دنیای درون دنیایی است که کسانی که رازهای جهان را نخست از آنجا جستجو می کنند با خودشناسی و شناخت درون می توانند افسار نیروهای شیطانی خویش را بکشند و رنجها و سرکوب های درونی خود را بر سر دیگران هوار نکنند و من شک ندارم که اگر خمینی و خامنه ای حتا گام کوچکی برای شناخت خود بر می داشتند هرگز به چنین جنایت هایی دست نمی زدند.
    اینان حتا از دینی که ادعایش را هم می کنند بویی نیرده اند. همه زندگیشان توجیه است و توجیه. آنقدر خود را توجیه می کنند که پس از چندی باورشان می شود که سوای دیگران هستند و شایسته اربابی آنان.
    اما در این میان خواهشی از دوستان آزادی خواه و میهن پرست عزیزم دارم. بزرگترین گام در راستای پیروزی این است که نخست تکلیفمان را با خودمان روشن کنیم. اینکه در کدام سوی جبهۀ نبرد ایستاده ایم. این گامی همیشگی است و به دوران ما و ماجرای امروز ما بر نمی گردد. این تصمیم تصمیمی برای همۀ عمر است. اینکه امروز عرق خوری کنیم و فردا سینه زنی امام حسین ، نتیجه اش همینی خواهد شد که هست. اگر هم تصمیم ما بر این باشد که در هیچیک از دو جبهه نباشیم شک نکنید که از آن دسته خواهیم بود که برایمان تصمیم خواهند گرفت و ما را به جایی خواهند برد که ناکجا آباد است.
    ما هیچ راهی به جز آگاه شدن و آگاه بودن نداریم ، چه خوشمان بیاید چه نه ، این چیزی است که در سرنوشت ما انسانها گنجانده شده است.
    فراموش نکنیم نابودی ایران ما بواسطۀ اسلام از زمانی آغاز شد که دیگر ایران زیر سیطرۀ عربها نبود و آنان دیدند که ایرانیان خود ، آن ماجرا را دامن می زنند و کاسۀ داغ تر از آش اسلام هستند.
    امروز همان روزی است که باید تکلیفمان را با خودمان روشن کنیم. اگر خود را با این باور که اسلام نابی هم هست که ما به دنبالش هستیم و آرزوی یافتنش را داریم فریب دهیم ، بدانبد که هرگز از این گرداب بیرون نخواهیم آمد.
    فراموش نکنیم که خداوند مردمانی را که به مویه و زاری و اندوه می پردازند دوست نمی دارد. خداوند کسانی را که شک می کنند دوست می دارد. خداوند کسانی را که نو می شوند دوست می دارد. خداوند کسانی را که فراتر از چیزی می روند که در پیرامونشان هست یاری می دهد و بالا می برد. این ما هستیم که تصمیم می گیریم در کجای این جهان پهناور بایستیم.

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: