خدای «بی‌بخار» و نایب آب‌پاش!

آب‌پاشی در تهران
هشدا: این متن ممکن است برای کسانی که باور مذهبی شدید دارند ناراحت کننده و برخورنده باشد. لطفا از خواندن آن اجتناب کنید.

ظاهرا خامنه‌ای بالاخره موفق شد همه‌ی رقبا را کنار بزنه و «اکبر» رو خونه‌نشین کنه و بشینه روی منبر ولایت و عمامه رو بسر بذاره و نظام را مثل خودش یک‌دست کنه. حالا در تمام کائنات فقط یک رقیب داره اونم خود «باری تعالا» ست. باری تعالی به گفته‌ی بزرگ‌عمامه‌داران نظام، که ظاهرا با او حشر و نشر زیادی دارند، از این که نوامیس کشور اسلامی به بهانه‌ی ورزش رفته‌اند در بلاد کفر و لنگ وپاچه نشان داده‌اند عصبانی ست و، زبانم لال، مانند شمربن ذی‌الجوشن آب بر مردم تهران بسته است.
طبق اسنادی که از ویکی‌ لیکس به‌دست آمده بین «رهبر» و «خدا» مکاتباتی صورت کرده که به قدر حوصله‌ی این مطلب در این‌جا نقل می‌شود.
رهبر: «بابا این که نمی‌شه پس ما نظاممون را چطوری حفظ کنیم. آب را که به رومون می‌بندی، زیرمونو که هی می‌لرزونی، سرطان هم که بستی به نافمون، دشمنانمون را هم که روز به روز چاق و چله‌تر می‌کنی اصلا من نیستم همون مهدی‌تو بفرست بیاد ما بریم تارمونو بزنیم و پیپ‌مونو بگشیم و بستمونو بچسبونیم»
خدا:«دهه، اگه مهدی راضی می‌شد که یک شب هم نمی‌ذاشتم سر منبر بمونی. از وقتی کشتی نوح به گل نشست تا حالا اینقدر که توی حکومت تو فحش و ناسزا و نفرین شنیدم، توی هیچ دوره و زمونه‌یی نشنیده بودم. می‌گی نه، از جنتی بپرس که قبل از طوفان نوح و بعد از اونو دیده و تا تو را کفن نکنه هم قصد نداره کفن بشه. مردک! حیثیت واسه ما و پیغمبر ته تغاریمون نذاشتی. دیگه کار را به جایی رسوندی هر ننه قنبر شله‌پزی هر چی از دهنش در میاد نثار ما می‌کنه، آخرینش این بلوای ماتحت نشسته، اونم دهن باز کرده خجالت نمی‌کشه مزخرف بار ما می‌کنه، دیگه حالا کار را به جایی رسوندی که باید متوسل بشیم به بالایارهای بالاترین که توهین به ما و آل ما رو سانسور کنند.»
رهبر: «تقصیر من چیه؟ خودت گفتی اینقدر گند بزن که مردم خواهان ظهور شوند و استغاثه کنند برای دردانه‌ات که ظهور بفرمایید!»
خدا: «استغفرالله (عین لفظ مبارک است!) بابا تو دیگه کی هستی کفر ما رو هم درآوردی من گفتم به نام کفار ظلم کنند نه به نیابت از من و ائمه اطهار آخه آدم ناحسابی تو کاری کردی که مهدی جرات نمی‌کنه سرشو از چاه دربیاره روش نمی‌شه. هر چی بهش می‌گم: «مگه تو از زورو کمتری برو این گروهبان گارسیا (مفسران و شارعان ویکی لیکس می‌گویند احتمالا منظور سرلشکر فیروزآبادی هستند.) را سرجاش بشون هی امروز و فردا می‌کنه»
وقتی رهبر می‌بینه که نمی‌تونه خدا را قانع کنه دست از عذاب ورداره چند بار به قم می‌رود از بزرگ عمامه‌دارن می‌خواهد نماز بارانی چیزی بخوانند تا بلکه خدا از خر شیطون پایین بیاد و راه آب را باز کنه. اما پیش هر بزرگ‌عمامه‌داری رفت اونای که طرف دار خدا بودن که تحویلش نگرفتن اونایی هم که طرفدار و جیرخوار خودش بودن گفتن:«آقا قربونت بریم از وقتی نون حرام حکومت آمد تو سفرمون دیگه دعامون برای رفع بواسیر اهل منزل هم افاقه نمی‌کنه چه برسه به باراش باران» از قم که ناامید شد سراغ قمبل را گرفت و دست به هاله‌ی «محمود» شد و به او می‌گه برو از این «مشایی» بپرس بلکه جوکی‌های هندی یه فکری برای این نظام روبه زوال ما بکنند. محمود می‌آد و می‌گه جوکی‌ها و مرتضا‌های هندی گفتن ما فعلا گسل رو دوشمونه که تهران زلزله نیاد ول کنیم بچسبیم به آسمون از زیر وامی‌ده.
خلاصه دانشمندان با هسته و بی‌هسته‌ی نظام جمع می‌شوند خریت خود را روی هم می‌گذارند و حاصلش می‌شود آب‌پاشی با هواپیمای سم‌پاشی روی تهران. خدا هم دلش را گرفته قهقاه دارد می‌خندد و می‌گه: «این سیدعلی هم خیلی بامزه‌س بابا شاش ناشتای یکی از ملائک مقرب ما صد تا هواپیمای آب‌پاش تو زور داره با ما در می‌افتی قرم‌دنگ!»
و در میان این جنگ نایب خدا و شیطان بزرگ، و جنگ داخلی بین عمامه‌های سیاه و سفید، جناح‌های چپ و راست، تند و کند، وقیح و متین، خوشگل و زشت و این جنگ جدید خدا و نایبش، این مردم ایران هستند که دارند ذره ذره آب می‌شوند و این جنگل سبز است که در آتش می‌سوزد و خاکستر می‌شود باشد که ققنوسی سر از این خاکستر سبز بردارد و دنیایی نو دراندازد.

Advertisements

55 دیدگاه »

  1. خلیل said

    سلام. طنز جالبی بود.

  2. میوزیک said

    این جمله خیلی قشنگ بود
    «باشد ققنوسی سر از این خاکستر سبز بردارد و دنیایی نو دراندازد.»

  3. saeed said

    salam, besiar jaleb bud , dastetun dard nakone, be omide pak shodane vatan az harche napakist!

  4. amir said

    besyar tanz e bahali bood.

  5. دشمن said

    واقعا زیبا بود
    بسی فیض بردیم

  6. balva said

    از همه‌ی دوستان عزیزم متشکرم. اجرکم مشکور! 🙂

  7. رامین said

    درود به بلوای عزیز
    خیلی عالی بود. من که حسابی خندیدم. روحیه طنز شما عالیه. گاهی طنز از هزار سخن جدی بهتر ادای مطلب می کنه.
    راستی ، یکی از دوستان از جملۀ شما درباره ققنوس بسیار خوشش اومده بود. آیا می دونید پرنده افسانه ای ما ایرانیان یا همان ققنوس چه پرنده ای است؟ شاید بسیاری از عزیزان ندونند که پرنده افسانه ای ما در جهان واقعی هم هست. اون پرنده همون پرنده گردن درازیه که غربی ها بهش میگن «فلامینگو». شاید بسیاری از هم میهنان ما ندونند که راز زندگی ققنوس یا همون فلامینگو تنها چند سالیه که کشف شده.
    اینکه چرا این پرنده در ایران افسانه شده به روش زندگی و کوچ این پرنده بر میگرده. مردمان گذشته ما می دونستند که ققنوس ها به شکل گروهی در پاییز کوچ می کنند و به سوی بلندی های کوهستان پرواز می کنند و دیگه هیچ کس اونها رو تا بهار نمی بینه. هیچ انسانی از دوران ایران باستان تا همین چند سال پیش نمی دونست که اونها در زمستون کجا میرند. برای همین ، افسانۀ ققنوس و یکی شدن اون با آتش و زنده شدن دوباره اون شکل گرفت زیرا بسیاری از مردم می دونستند که این پرنده ها در پاییز به سوی کوهستانهای آتشفشانی مانند دماوند و سبلان پرواز می کنند.
    چند سال پیش یک مستند ساز طبیعت درپی کشف این ماجرا بر اومد و فهمید که ققنوس ها در زمستان در دهانه آتشفشان های نیمه خاموشی که از دهانۀ اونها آب گرم بیرون میاد زندگی می کنند. این آب گرم دارای موجود زنده ریزی هست که ققنوس ها در زمستون اونها رو می خورند و همین موجود ریز و آب گرم بیرون اومده از آتشفشان برای هر جانور دیگه به جز ققنوس سمی هستند. همچنین تصاویر بسیار زیبایی از رقص گروهی ققنوس ها در دهانه آتشفشان در فیلم این مستند ساز بدست اومده که بسیار دیدنیه.
    شاید این داستان برای همه ما شگفت انگیز باشه که نیاکان ما چه بزرگ اندیش بودند که از هر پدیده ای در جهان افسانه هایی بی همتا پدید آوردند.
    آرزو می کنم افسانه های کهن و زیبای ما دوباره زنده بشند و ما از نیروی بیکران اونها جان تازه ای بگیریم.

    • arash said

      سلام رامین عزیز متاسفانه حداقل بخشى از صحبت هاى شما رو در مرده فلامینگ‌ها قبول ندارم.. چون خيلى وقت كه دانشمندان ميدونن فلامینگوها رو كجا ميشه پيدا كرد.. نكته هم اينه كه فلامینگوها اصولا مهاجرت نميكنند..پرنده‌ی مهاجر حساب نمى شن و محاله سکونتشونو تغيير نميدن..ممكنه در آتشفشان هم ببینیشون..اما كلا در مسيرِ رودخانه‌ها و در نواحی گرمسیری و استوایی خيلى زياد ديده میشن… تنها هم در صورتى محل اسکان را تغيير ميدن.. كه مثلا كم آبى بشه .. مثل درياچه ارومیه،، يا غذا پيدا نکن این که حالا ربطی بين اونا ققنوس هست .. نياز به فكر و تحقیق بيشتر داره،.. فكر كنم بهتر باشه قبل از درمیان گذشتن مطلب.. كاملا برسی كنيم درست بودنش یک آیتم مهم در استوره سازى هم غلو. و مبالغه.. كه يعنى بزرگ كردن واقعیت.. البته نه واسه همه استوره‌ها.. اما اينجا.. فكر كنم خيلى اين رابطه ضعیف باشه.. چون شكل فلامینگو و ققنوس.. و اندازشون بهم نمى خوره

      • رامین said

        سلام آرش جان
        از یادداشتی که گذاشتید ممنونم و چند نکته رو می خواستم یادآور بشم.
        من اصرار ندارم که ققنوس افسانه ای ما همون فلامینگو هست بلکه این تنها یک نظریه هست که برخی دانشمندان ارئه دادند. اما شاید هم درست باشه چون فلامینگوها فقط یک گونه نیستند و شاید گونه های مختلف به شیوه های مختلف زندگی می کنند و این در میان جانوران چیز شگفتی نیست.
        همچنین این رو هم باید دونست که بسیاری از جانوران در طول سده ها شیوه زندگی خودشون رو تغییر میدن و داستان ققنوس به چند هزار سال پیش بر میگرده و اگر منظور نیاکان ما از ققنوس همون فلامینگو باشه کسی نمیدونه که فلامینگوها در چند هزار سال پیش چگونه زندگی می کردند به ویژه در منطقۀ ایران ما.
        شاید برای شما جالب باشه که بدونید برخی نظریه ها دیگه اعتبار نداره. مثلا به ما گفته بودند که نژاد آریایی از جغرافیای سیبری و روسیه به سوی فلات ایران کوچ کردند اما این نظریه امروز رد شده و هیچ فسیل یا باقی مانده یا اثری از نژاد آریایی در اون مناطق کشف نشده و تنها دلیلی که سبب شده بود تا ایرانیان آریایی رو آمده از سیبری و روسیه بدونند این بود که اسناد و گزارش های باستانی از یخبندان و سردسیر بودن مکان زندگی آریایی ها در گذشته سخن می گفت. اما یافته های جدید نشون میده که آریایی ها از آغاز در فلات ایران و در خراسان بزرگ زندگی می کردند و چند هزار سال پیش آب و هوای این نقطه سردسیر و یخبنان بوده. البته این رو هم نباید فراموش کرد که دانشمندان باستان شناس هم مانند برخی تاریخ نویسان همیشه بیطرف نیستند و گاهی نظریه ها رو در راستای منافع خودشون یا دولتشون تحریف می کنند. به وِیژه اینکه نژاد آریایی هواخواه زیادی داره و خیلی ها دوست دارند خودشون رو به اونها وصل کنند چه روسها ، چه ژرمن ها ، چه هندوها ، و حتا ژاپنی ها.
        به هر حال ممنون از اینکه با ما گفتگو کردید و ممنون از میزبان خوب این وبلاگ بلوای آزاد اندیش.

    • پسر بد said

      ببخشید رامین جان، اینی که گفتی افسانه بود یا واقعیت؟ 😮

      • رامین said

        درود بر پسر خوبی که فروتنانه خودش رو پسر بد معرفی می کنه.
        دوست من ، هیچ افسانۀ ماندگاری نیست که از حقیقت یا واقعیتی ریشه نگرفته باشه. افسانه ها ریشه در آرمان گرایی انسان ها داره و پر و بال دادن به داستان های واقعی هنری است که از انسانهای بزرگ اندیش بر میاد. البته من بر این باور هستم که میان افسانه ها و خیال پردازی امروزی تفاوت بسیار هست و خیال پردازی های امروزی هرگز ویژگی های افسانه های کهن رو ندارند. شاید دلیلش هم این باشه که انسان از جهان و طبیعت دور شده و برای اون احترامی قائل نیست و خیال پردازی های امروزی بیشتر نوعی بیماری محسوب میشه که از ناهنجاری های روانی و اجتماعی ریشه میگیره نه از پیوند عمیق با جهان.
        دوست من اگر ما بیاموزیم که جهان رو بشناسیم و به اون احترام بگذاریم خواهیم دید که در پس هر پدیده به ظاهر پیش پا افتاده ای افسانه ای نهفته است و این چگونگی نگاه مردمان گذشته به جهان و پیرامونشان بوده.

      • balva said

        رامین عزیز،
        ببخش اگر من وارد بحث «ققنوس» و «فلامینگو» نشدم برای این است که اطلاعات محدودی در این زمینه دارم و الان هم سخت مشغول کار دیگری هستم و فرصت تحقیق بیشتر در این زمینه ندارم اما از نظرات شما و دوستمان آرش و سایر دوستان بهره می‌برم.

    • پسر بد said

      شرمنده، این دکمه «پاسخ» ظاهراً درست کار نمیکنه! نظر جابجا افتاد

  8. ای ایران said

    اولین بارست کامنت میدهم چون اخیرا این خانه را پیدا کردم.متن پست را خواندم هم لذت بردم و هم غصه خوردم.اما کامنت هموطن عزیزم جناب رامین بشدت اشک و آهم را در آورد.امروز میهن ما دقیقا مثل پهلوانیست که دوران جوانی و قدرت و شاذابی خود را از دست داده!!!!ای هموطنان و ای عاشقان ایران مظلوم شما فکر میکنید هیچ اکسیری(اکثیری!!=آب حیات)وجود ندارد که دوباره این پهلوان را سرپا کرد و عظمتش را بآن برگرداند!!؟؟با درود

  9. Pooya said

    واقعا عالی بود 🙂

  10. mehdi said

    20 -damet garm

  11. پسر بد said

    این تیکه «شاش ناشتای یکی از ملائک…» خیلی آک بود، چطوری به ذهنت رسید؟
    من فکر میکنم ایدش باس از یه پسربچه کوچولو که دوسش داری و صٌبا مثل چی میدوه تا بره دسشویی و بعدش سرپایی شرشر تو توالت فرنگی میشاشه گرفته شده 😆

    • مرمر said

      تو که خودت استاد این مقایسه های تطبیقی ناب هستی پسر بد 😉

      • پسر بد said

        یعنی ببین در مقابلت دارم کم میارما 😆

      • مرمر said

        هر جا من میام تو قبلش هستی… خوشم میاد مث خودم هر دفعه که میای یه بار دیگه از اول کامنتها رو میخونی 😎

      • پسر بد said

        آخه مگه هر جا من میرم تو هم باس بیای پا به پام؟ 😎
        راجع به قسمت دوم هم یاد گرفتم چطوری جاهای مهم رو بخونم 😛

      • مرمر said

        میخوام بدونم هر روز چن جا کامنت میذاری… باور کن روزی سه چار بارمیبینمت…خیلی جاها به روی خودم نمیارم… فک کنم هر دو مون رو یه سری لینکای خاص کلیک میکنیم…

      • پسر بد said

        ای وای خدا مرگ بده به دشمنام 😮
        یعنی اون جاهای دیگه هم که میرم رو خبردار میشی؟ 😳

      • balva said

        مرمر عزیز،
        خواشه می‌کنم. من تا همین یکی دو ماه پیش ایران بودم. الان مدتی است خارج از ایران هستم اما به‌زودی باید برگردم. مثلا این شعر را زمانی که ایران بودم برای خامنه‌ای سرودم:
        https://balva.wordpress.com/2010/02/27/%D8%B4%D8%B9%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B9%D8%B8%D9%85-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%DB%B1%DB%B2/

      • پسر بد said

        پس تازگی رفتی.
        میخوای بیای ایران که چی؟ اونم این روزا. داریم انواع و اقسام گازهای سمی رو استنشاق میکنیم به لطف بنزین تولیدی

      • balva said

        والا نمی‌دانم شاید نوعی مازوخیسم شاید هم علاقه‌ی وافر به آن‌ها که دوستشان دارم و احساس می‌کنم در این روزها در کنارشان باشم می‌توانیم کمی با در کنار هم بودن از رنجمان بکاهیم.

      • پسر بد said

        خب راستش اگه بگم میتونم درک کنم دروغ گفتم، خیلی وقتا ما آدما مجبوریم از حسمون تبعیت کنیم و زندگی هم یه جورایی احساسه تا منطق. اینجا هم وضعیت بهتر نشده 😦

        به نظر من فعلاً کمی صبر کن تا وضعیت این آلودگی معلوم شه بعدش بیا. کسی نمیدونه چقدر طول میکشه! من که به قضیه خیلی بدبینم و بعید میدونم حالا حالاها هوا بهتر شه. هر چند همیشه با خودم میگم کاش من اشتباه کنم 😥

      • مرمر said

        علاوه بر اینکه خوب مینویسی جسور هم هستی پس…

      • مرمر said

        فمنیست نیستم… تو اگه منو نکشوندی اینجا حداقل وادارم کردی در سکوت از اینجا رد نشم و یه کامنت بذارم… اگرچه این نوشته ارزش اظهار نظر رو داشت…اما من چون خجالتیم جایی که یه اشنا ببینم حرف میزنم 😉

      • پسر بد said

        آخی نازییی، تو که خیلی خجالتی هستی مرمر 😮

      • مرمر said

        راستش من فک میکنم منو تو یا همکاریم یا یه جورایی شغلمون بهم نزدیکه…

      • پسر بد said

        حالا تو شغلتو بگو 😎
        راستی تو چرا به گنجشک هیچ حساسیتی نداری؟!

      • مرمر said

        دیگه نمیخوام واقعا اینجا جلوی همه موارد خصوصی رو روو کنیم… قضیه گنجشک چیه؟؟ خیلی اشناست…

      • پسر بد said

        واسه من جالبه که واکنشی بهش انجام ندادی، همین 😎
        تونستی به من ایمیل بزن

      • مرمر said

        ببین اصلا یادم نمیاد گنجشک چیه…من اصلا نمیدونم چیو داری میگی…ادرس ایمیلت رو بذار اینجا که میل بزنم

      • مرمر said

        اها خاله گنجشکه…ببین همون میلتو بذار اونجا بگو منظورت چی بود…اینجا دیگه خیلی بی ربط شد به بحث تا بلوا هم دعوامون نکرده بریم بیرون 😆

      • پسر بد said

        اصلا هر جا که منو تو باشیم کامنتا بی‌مورد میشه و من اینجا از همه مخصوصاً از بلوای عزیز عذرخواهی میکنم.
        ایمیلمو همینجا میذارم، اگه رد شدی ورش میداری اگه نشدی هم که هیچ 😦
        amir_pesare_bad@yahoo.ca

    • balva said

      پسر بد عزیز٬
      همه‌شو درست حدس زدی اما طرف «دختر بچه‌ی کوچولوی!» 🙂

      • پسر بد said

        آخه دختر بچه نمیتونه ایستاده اونکارو بکنه (خیلی سخته آخه) مگه اینکه بره رو توالت واسته! واسه همین حدسم پسر بچه تو مایه‌های پسر خودت یا خواهرزاده/برادرزاده بود 😉

      • balva said

        پسر بد خوب،
        اعتراف می‌کنم توی ذهنم یک پسر بچه بود همین طوری گفتیم یک افه‌ی فمینیستی بیایم! 🙂 ضمنا ممنون که مرمر را هم اینجا آوردی. مرمر جان خوش آمدی.

      • مرمر said

        من ممنونم از قلمت , و ممنون که کامنتا رو بدون فیلتر میذاری بالا بیان… البته احتمالا ایران نیستی و بعضی محدودیت های اینجا رو نداری…
        در ضمن پسر بد ادرس اینجا رو نداد خودم پرسون پرسون اومدم… 😉

      • مرمر said

        من ممنونم از قلمت و اینکه میذاری کامنتا بدون فیلتر ثبت شه…البته احتمالا ایران نیستی و بعضی محدودیت های اینور رو نداری … در ضمن پسر بد ادرس اینجا رو نداد خودم پرسون پرسون اومدم… 😉

      • پسر بد said

        اوی مرمر، حالا یکی پیدا شد از من تشکر کرد که دوستمو آوردم اینجا (اونم یه فمینیست 😉 ) تو هم باس زودی بزنی تو ذوق همه؟
        همین دیگه، منو تعقیب کردی رسیدی به اینجا 😎
        اگه تو هم فمینیست باشی که کار من یکی زاره 😥

      • پسر بد said

        این افه فمینیستی هم باحال بود 😉
        آخه هرچی فکر کردم دیدیم غیر پسربچه نمیتونه باشه، چون دختر بچه باشه هر چیم وارد باشه یه نوار خیس تا زیر زانوهاش میاد که موجب کتک خوردنش میشه 😆
        پ.ن.: فکر کنم زندگی قبلیم دختر بودم و خیلی سعی کردم ایستاده بشاشم 😎

  12. کیارش said

    خیلی توپ بود کلی حال کردیم دمت گرم

  13. ناشناس said

    kheili bahal gofti merci khosheman amad , belakhare yeki az in bandeha harfe maro fahmid

  14. damet garm.kolli khandidam

  15. sol said

    کی می گه که خامنه ای سید هستش ؟ والله در علم ژنتیک ما تا حالا ندیده بودیم که کسی که باباش کچل هست و ژن کچلی را دارد ، بچه اش کچل نشود. چون یک ژن غالب است. حضرت علی کچل بود از ناحیه جلوی سر. مثل امام خمینی و آیت الله طباطبایی،آیت الله طالقانی،فاطمی نیا، و خیلی های دیگه. مثل پسر امام خمینی که همشون از جلو کچل بودن. و مثل حسینی که مجری برنامه پارازیت که اون هم داره از جلوی سر کچل میشه . حالا اگه هر نسلی ۲۵ سال باشه پس ۱۴۰۰ سال می شه، ۵۶ نسل که این امکان نداره که کسی که باباش کچله و خودش کاملا مو دار باشه. چرا وقتی که خامنه ای پیپ یا همان سیگار می کشه، من باید از چنین کسی اطاعت محض داشته باشم؟ در پارازیت این هفته شنیدم که خامنه ای پیپ می کشد یا می کشیده. آیا او نمی داند که هرچیز که برای بدن ضرر دارد حرام است ؟ پس اگر نمی داند چگونه آیت الله شده؟ از آنجایی که خامنه ای پیپ (سیگار) میکشه (توی پارازیت شنیدم) از این به بعد به معتادین بگویید «شیفتگان ولایت». خامنه ای احمقه بابا کی گفته که باید از اون اطاعت کامل داشته باشیم؟ توی پارازیت ۱۳ نوامبر شنیدم که هم سلولی او می گفت که خامنه ای پیپ (سیگار) می کشه( حتی گفت تا ریاست جمهوریش). آخه کسی که این قدر احمقه که سیگار می کشه و می دونه که دود سیگار سم هستش و می دونه که هر چیزی که برای بدن بده، حرامه ، پس برای چی من از این احمق اطاعت کنم؟ کسی که پولشو دود می کنه سفیه هستش و در قرآن آمده که به سفها پول ندهید چه برسه به حکومت

    • پسر بد said

      این کلی ایراده دیگه داره، تو فقط پیپشو دیدی؟ 😆

    • balva said

      حالا از شوخی و جدی گذشته. زن طاسی از طریق مادر منتقل می‌شه نه پدر. در زنان نهفته است اما در مردان بروز می‌کند. اگر می‌خواهید ببینید وضعیت موی‌تان در آینده احتمالا چگونه خواهد بود به دایی‌هاتان نگاه کنید نه پدر یا عموهایتان.

    • رامین said

      سید شدن چه آسون ……… آدم شدن چه مشکل

    • NIA said

      بابا تو چقدر جدی گرفتی این یارو رو!
      ولی جدا نگرفتم مطلبت جدی بود یا طنز؟
      کامنتت رو که خوندم ناخودآگاه یاد اون نوشته ی قالیچه سلیمان بلوا افتادم.!

  16. NIA said

    راستی کامنت من خطاب به sol بود.
    سوءتفاهم نشه یک وقت…

    • balva said

      نیای عزیز،
      سوتفاهم نمی‌شه لطف شما همیشه شامل حال ما شده.

  17. آراز said

    واي بر ما تا زماني که تمام اين مردم خواب آلود سر عقل بيان و بفهمن بابا چه امام زماني و جه نايب امام زمان تا کل مردم آگاه نشن همين آش وهمين کاسه

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: