بالاترین توهین به هر باوری نیاز به «ولی» داشتن آن است

این روزها وب‌گاه بالاترین نظرسنجی در صفحه‌ی اول خود قرار داده است تا نظر کاربران را در مورد محدود کردن «آزادی بیان» و «نقد دین» جویا شود.

*با انتشار لینک در نقد دین حتی اگر حاوی مطالب توهین‌آمیز و تمسخرآمیز باشد موافقم.
*با انتشار لینک در نقد دین موافقم به شرطی که حاوی مطلب توهین‌آمیز و تمسخرآمیز نباشد.
*کلا با نشر هر گونه لینک در نقد دین مخالفم.

در چند مطلبی که در این باره نوشتم امیدوار بودم دست‌اندکاران بالاترین آنان را بخوانند و شاید متوجه شوند که در چه راه نادرست و فاجعه‌باری قرار دارند. اما متاسفانه توجهی به آن نمی‌شود و این کج‌راه هر روز کج‌تر ادامه پیدا می‌کند. به هر حال نخستین ایراد اساسی این بود که چرا «دین» را جدا می‌کنید؟ اگر قرار است «توهین» و «تمسخر» مجاز نباشد باید برای همه‌ی باورها و نظرات مجاز نباشد چرا می‌شود «مارکس» را مسخره کرد اما «محمد» را نه؟ این اول توهین به «ادیان» است چون «دین‌داران» را عقب‌مانده و بی‌ظرفیت نشان می‌دهد وگرنه چه دلیلی دارد که آنان را جدا کرد و مورد حمایت قرار داد؟ معلول هستند که صندلی مخصوص برای‌شان می‌گذارید؟

اکنون با طرح نظرسنجی آموزه‌ی نادرست دیگری را جا می‌اندازند و آن این است که با رای اکثریت می‌توان حقوق اقلیت را پایمال کرد؟ نمی‌خواهم وارد بحث‌های فلسفی و فلسفه‌ی سیاسی شوم. اما تصور کنید این رای‌گیری منجر به رای آوردن بندی که کلا با نقد دین مخالف است شود. آن‌وقت چه می‌خواهید بکنید؟ کلا نقد «دین» را تعطیل کنید؟
تصور کنید در آیند با این رای‌گیری‌ها روبه‌رو شویم:
۱- سنگسار
* با سنگسار به طور کلی موافق هستم.
* با سنگسار فقط با سنگ‌های کوچک موافق هستم.
* با سنگسار مخالف هستم.
۲- قطع‌دست
* فقط انگشتان باید قطع شود.
* از مچ باید قطع شود.
* قطع نباید بشود.

۳- برده‌داری
* با برده کردن کفار و به کنیزی گرفتن زن‌ها موافق هستم.
* فقط با کنیز گرفتن زنان کفار موافق هستم.
* با برده گرفتن کلا مخالف هستم.

جامعه را به عقب نمی‌شود برگرداند. این آموزه‌ها نادرست است و درکی معوج از «آزادی» و «آزادی بیان» عرضه می‌کند. اجازه دهید وب‌گاه بالاترین در آزادی بیان بالاترین باشد. اگر این ویژگی را از آن بگیرید تبدیل می‌شوید به همین چیزهای موجود. اسیر پوپولیسم نشوید. روشنفکر یعنی بچه‌ی تخس جامعه، به قول سارتر یعنی سنگی درون کفش، «آزادی بیان» قابل معامله نیست به رای هم نمی‌شود گذاشت.
می‌شود توصیه کرد که مثلا دوستان به این دلیل و یا آن دلیل بهتر است این‌گونه یا آن‌گونه نقد یا توهین یا تمسخر انجام نشود، این توصیه را من هم دارم، اما نمی‌شود دستور و بخش‌نامه کرد.
امیدوارم دوستان صاحب دین بلوغ فکری از خود نشان دهند و این‌گونه قوانین حمایتی را توهین به خودشان بدانند و علیه آن موضع بگیرند. چرا باید «دین» را از سایر اندیشه‌های بشری جدا کرد؟ اگر من در سایتی فعالیت کنم که بگویند توهین به «بی‌خدایان» و «سکولارها» مجاز نیست مطمئن باشید این را بدترین توهین به خود می‌دانم و علیه آن موضع می‌گیرم. ما «صغیر» نیستیم که «ولی» و «مفتش» و «سانسورچی» بخواهیم.
مدافع آزادی بی‌قیدی و شرط بیان باشیم، حداکثر را طلب کنیم تا حداقل به حداقل‌ها برسیم. کسی که برای نمره‌ی قبولی تلاش می‌کند بی‌شک مردود خواهد شد. تیمی که برای نباختن وارد زمین می‌شود قبل از بازی باخت خود را رقم زده است.

پیوند به بیرون
* اندر باب نظر سنجی بالاترین (بیژن پوینده)

Advertisements

23 دیدگاه »

  1. در واقع اصل دعوا که در این نظرسنجی اخیر زیرکانه پیشفرض گرفته شده و در نوشته ی شما هم بهش اشاره نشده این است که قانون جدید تعیین مصادیق «توهین» رو از جامعه ی کاربران سلب کرده و به صاحب بالاترین محول کرده. به نظرم من این سلب اتوریته از کاربران در مورد موضوع دین است که باید هایلایت کنیم. بقیه ی مسائل حاشیه است….

    ببینم با این رویه ی «نصیحت شاهان» به کجا می رسید. من که نه گفتن و رفتن رو به ماندن و تحقیر شدن و مماشات کردن ترجیح دادم.

    • balva said

      فرهادوی عزیز٬
      در نوشته‌های قبلی به این موضوع هم پرداخته‌ام مسئله‌ی اصلی همین است که این‌ها اگر بنویسند مثلا:«توهین و تمسخر هر باور و عقیده‌یی ممنوع است» خودشان پی می‌برند که چقدر این حرف مضحک است و اساسا باید بخش سرگرمی را تعطیل کرد برای همین ممنوعیت توهین و تمسخر را محدود کرده‌اند به «ادیان» که این خود کارشان را مضحک‌تر کرده است.

  2. پوینده said

    بلول جان عالی نوشتی.
    آیا واقعا میتوان حقوق اقلیت و یا کلا هر حق ایتدایی انسانی را بر اساس نظر اکثریت نفی نمود؟

  3. poyandeh said

    مطلب زیبایت را با اجازه به نوشته ام لینک کردم.

  4. […] از هموطنان عزیزم برای طرج نظراتشان متشکرم. نظر شما را راجع به این موضوع به نوشته ای خواندتی و با ارزش از دوست بلاگرم بلوا جلب میکنم: بالاترین توهین به هر باوری نیاز به «ولی» داشتن آن است […]

    • balva said

      چیزی که عوض داره گله نداره! 🙂

  5. پوریا said

    دیدید که ما برخی اوقات در برخورد با مشکلاتی که راه حل بنیادی، همیشگی، درست و کلی دارد دل خود را به مصلحت، حالا بذار این مشکل حل شه! تمامش کن که صدای اینا در نیاد! فلانی مخالفه، بذار همینجور باشه! دستش نزن که کار خراب میشه! و غیره، متوسل میشویم؟ بعد هم یک چایی با هم میخوریم و خوشحال و خشنود از به نتیجه رسیدن کار به خانه میرویم! نمیدانیم که آن تازه آغاز مشکلات ماست…

    بالاترین دارد همین میکند. این راهی است که سده‌هاست داریم میرویم، سرمان به سنگ میخورد و بعد دوباره تکرار میکنیم. موافقین اقدام بالاترین هنوز دارند استدلال میکنند که توهین بد است! کدام ابلهی است که نداند هر کسی از توهین به خود یا باورهایش ناراحت میشود؟ موضوع اصلا این نیست.

    درود بر شما.

    • balva said

      پوریای عزیز٬
      به نکته‌ی خیلی خوبی اشاره کردی. همیشه تا یک قدمی ریشه کن کردن رسمی غلط جلو می‌رویم ولی بعد به دلیل مسامحه و عقب‌نشینی اوضاع را بدتر کرده و مشکل را حل‌ناشدنی‌تر می‌کنیم. یک بار برای همیشه «آزادی بیان بی‌قید و شرط» همین و بس. البته حتما خساراتی هم خواهد داشت اما هیچ چیزی در دنیا به‌وجود نمی‌آید مگر این خسارت و زیانی هم به هم راه داشته باشد.

  6. رامین said

    درود بر بلوای دوست داشتنی
    نوشتار شما عالی بود و من از هوشمندی و آگاهی شما بسیار لذت بردم. آنچنان خوب و گویا نوشتید که چندان نمی توان به آن چیزی افزود.
    آنچه گفتید با راستی ریشه بسیاری از بدبختی های جامعه انسانی به ویژه جامعه ماست. چه بسیار راستی ها و درستی ها که زیر پای اکثریت لگدمال شد و چه فراوان رای های دروغینی که با فریبکاری و نیرنگ خریده شد.
    چگونه است که تا صحبت از نقد از دین و مذهب می شود دموکراسی و رای گیری اهمیت پیدا می کند و آنجایی که پای آزادی زنان و اقلیت های دینی به میان می آید ، حکم حکم خدا و ولی فقیه است و نظر مردم پشیزی نمی ارزد. پس فصل الخطاب این آقایان کجاست؟
    چنین رای گیری هایی داستان همان رای گیری سال 58 است که با فریبی بزرگ مردم را وادار به پذیرش حکومت اسلامی کردند. اینان انگشت خود را درست روی آرمان گرایی بیشتر مردم که در گوشه های ذهنشان دین را خوب می پندارند می گذارند.
    چنین رای گیری هایی بیش از آنکه نشانی از دموکراسی و آزادی داشته باشد نشان از این دارد که یک جای کار لنگ می زند و کاسه ای زیر نیم کاسه است.

    • balva said

      رامین عزیز متشکرم خیلی ممنون از توضیحات خوب و درستت.

      • balva said

        البته منظورم قسمتی که به من لطف داشتی نبودم منظورم سایر توضیحاتت بود 🙂

      • رامین said

        خواهش می کم بلوا جان
        آنچه گفتم سخن دلم بود.
        اما نکته ای به ذهنم رسید که می خواستم برای دوستانی چون شما بگویم و آن در باب معنای توهین است که سایت بالاترین مشخص نکرده که ملاک توهین چیست و هرگز هم نخواهد توانست زیرا ملاک توهین مرتبط با آسیب پذیری و توان شنونده آن است.
        من در کتابی که مربوط به عرفان سرخپوستان بود سخن بسیار جالبی خواندم که استادی می گفت: سالک مبارز هرگز ار خود دفاع نمی کند مگر آنکه جانش در خطر باشد و هر گونه دفاع کردن بدون خطر جان ، تنها نشانه ضعف و شکنندگی است.
        من خود بر این باورم که کسانی که هر چیزی به آنها بگویی توهین برداشت می کنند و هر سخنی جانشان را به لرزه می اندازد بیشتر از همه دنیا احساس مهم بودن دارند و این راهی است به ترکستان. زیرا اگر به راستی اینان در پی حقیقتی بودند که مدعی هستند دینشان آنها را به آنجا می رساند، می بایست خود شکستن را بیاموزند. اما چیزی که دیده می شود خودبزرگ بینی فراوان این دینداران است، و عرفا و روانشناسان به خوبی می دانند که آن روی سکه ی خودبزرگ بینی ترس است و من نیز آنچه که در سراپای وجود دینداران جامعه خودمان می بینم ترس فراوانی است که از فراوانی به مرض تبدیل شده است. آنچه در رفتار این دینداران دیده می شود حکایت آن است که: «همسایه ها یاری کنید تا اینها دینداری کنند».
        و اما آینده خوبی ندارد این ترس زیرا ترس فراوان اگر درمان نشود به خشونت خواهد گرایید و این همان چیزی است که در جامعه ما رخ داده است. دینداران جامعه ما برای پنهان کردن ترس خود به خشونت روی آورده اند تا شاید با رفتار خشن خود شجاع به نظر آیند. واین داستان تا جایی ادامه خواهد داشت که آنها تصمیم بگیرند با ترسشان روبرو شوند بدون آنکه به دیگری آسیب بزنند.

        به امید آن روز

  7. bi nam said

    Mamnoon az naghd e shoma
    mesle hamisheh manteghi va matin

  8. به برکت حضور رهبری حضرت ایت الله وحید خراسانی شفا یا فتند.
    در شب دوم حضور اقا در قم از بیت ایت الله وحید خراسانی برای اقا پیغام می اورند که معظم له سخت مشتا ق دیدار شماست اما به جهت داشتن بیماری توان ملا قت با شما را ندارند. اقا ضمن اظهار تا سف ارزوی سلامتی برای اقای وحید خراسانی می کند ودر این وقت اقا تقا ضای لیوانی اب می کند اب به سرعت برای اقا فراهم می شود .سپس اقا شروع می کنند به دعا خواندن وسپس مقداری از اب را می نو شند ومی فرما یند با قی اب را بدهیدبه حضرت ایت الله وحید

    فرزند ایت الله وحیدبا شوق وشور فروان سریعا اب را به معظم له می رسانند حضرت ایت الله وحید اب تبر ک شده به وسیله اقا را ارام می نوشد وبعد از لحظه ای بیماری از جان ایت الله وحید برای همیشه رخت می بندد http://425987.blogfa.com/

  9. پوریا said

    بلوای گرامی، سپاس از شما.

    رامین آقا، شما تارنوشت نداری؟ خوب مینویسی.

    • balva said

      پوریا جان٬
      خوب سوآلی پرسیدی. رامین عزیز سوآل من هم هست!

      • رامین said

        درود فراوان بر شما بلوای گرامی و آقا پوریا

        از لطف فراوان شما سپاسگزارم و با شرمندگی باید بگویم که من وبلاگ ندارم و نیز نمی دانم چگونه می توان آن را ایجاد کرد. اما از اینکه با وبلاگ شما دوستان محترم آشنا شدم بسیار خوشحالم و خانه شما را خانه دوست دانستم و اگر مهمان پر دردسری نباشم اندیشه های خودم را درمیان دوستان خوبی چون شما مطرح خواهم کرد تا دست در دست هم دهیم به مهر و میهن خویش را کنیم «آزاد».

        به امید آن روز

      • balva said

        رامین عزیز٬
        اینجا خونه‌ی خودته و همیشه از دریافت نظرات و مطالب خوبت بسیار خوش‌حال و خشنود می‌شوم. به درستی مسئله همان است که گفتی «آزادی» و «آبادی» که با «مهر» و دوستی به دست آید و تداوم یابد.

  10. paeez said

    in chizi ke mikham begam rabti be neveshteye shomanadare vali chon in veblogo mikhonam va shoma ham hablan ye pishnahad in modeli dade bodin(majles shoraye meli dar tabid) mikhastam in pishnahad ro ham bekhonid va age be nazaretoon mofid bood toye balatarin ya har jaee ke salah midonid matrah konid ta raje behesh bahs beshe midoni ka jaidan A.N. va daro dastash daran ghanoon easasi ro taghirate asasi midan ma ham ke motaghedim ghanoone asasimon irad dare va bayad taghir kone man mikhastam begam mishe ke ma ham bedon tavjoh be oona va inke har rooz ye harfe bikhod mizanan va ma ye hafte toye balatarin raje behesh bahs mikonim ye kare mofid anjam bedim man na hoghoogh danam va na dar in zamone etelaate ziadi daram ama mishe be kasaie ke in savado daran pishnhad bedim ke ye bahse interneti baz bashe raje be ghanoon asasi na be tor koli balke besorat jozee ta bebinim chetor mihe iradato bar tarfkard va ye ghanoon khobe shoste rofte az toosh dar ovord (hala shayad bedon taeene modele daghighe hokomati ke dava az tosh dar nayad ve hame hamkari konnand bishtar bar mabnye asle democraci khahi)in tori fekr konam ye game bozorg baraye ayande darim ye model malmos ke mitonim dar moghabele modele mojod ghararesh bedim
    moteasefane man nevisande khobi nistam baraye hamin az shoma khastam ke ino be bahs bezarid hamintor babat finglish nevisi ozr mikham
    ————–
    اين چيزى كه ميخوام بگم ربطى به نوشته شما نداره ولى چون اين وب‌لاگ رو ميخونم و شما هم قبلا يه پشنهاد اين مدلى داده بودين(مجلس شوراى ملى در تبعید) ميخواستم اين پشنهاد رو هم بخوانيد و اگه به نظرتون مفيد بود توى بالاترين يا هر جايى كه صلاح ميدونيد مطرح كنيد تا راجع بهش بحث بشه ميدونى که جدیدا ا.ن. و دارو دستهاش دارن قانون اساسی رو تغييرات اساسى ميدن ما هم كه معتقديم قانون اساسی‌مون ايراد دارِه و بايد تغيير كُنه من ميخواستم بگم ميشه كه ما هم بدون توجه به اونا و اينكه هر روز يه حرف بيخود ميزنن و ما يه هفته توى بالاترين راجع بهش بحث ميكنيم يه كاره مفيد انجام بديم من نه حقوق دانم و نه در اين زمونه اطلاعات زيادى دارم اما ميشه به كسايى كه اين سوادو دارن پیشنهاد بديم كه يه بحثِ اينترنتى باز باشه راجع به قانون اساسى نه به طور كلى بلكه بسرعت جزيى تا ببينيم چطور میشه ایرادتو برطرف کرد و يه قانون خوب شسته رفته از توش در اورد (حالا شايد بدون تعينِ مدلِ دقيقه حكومتى كه دوا از توش در نياد و همه همكارى كنند بيشتر بر مبنای اصلِ دموکراسی خواهى)اين طورى فكر كنم يه گامِ بزرگ براى آينده داريم يه مدل ملموس كه ميتونيم در مقابله مدلِ موجود قرار بديم
    متاسفانه من نويسنده خوبى نيستم براى همين از شما خواستم كه اينو به بحث بگذاريد همين طور بابت فينگليش نويسى عذر ميخوام

  11. نسوان said

    می پرسی مگر دینداران معلول ذهنی اند؟
    پاسخ : بلی، هستند، وگرنه دیندار نبودند!

    • balva said

      نسوان عزیز٬
      فرض محال، محال نیست! 🙂
      راستی تو توی بالاترین هستی؟ نیستی؟ می‌خوای باشی؟ نمی‌خوای باشی؟

  12. […] مرتبط * بالاترین توهین به هر باوری نیاز به «ولی» داشتن آن است * بالاترین و عینک دودی برای حفاظت از چشم اسفندیار * من […]

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: