ایران‌پرستی مشایی و تمدن اسلامی سیدحسن نصرالله!

همانا امروز در ایران چیزی به نام تمدن پارسی وجود ندارد آنچه در ایران است تمدن اسلامی است. سیدحسن نصرالله

رهبر حزب‌الله لبنان حرف‌هایی زده است که موجی از اعتراض را در بین ایرانیان برانگیخته است تا این جای خبر را همه می‌دانیم اما آیا سمت و سوی این اعتراضات درست است؟ راستش را بخواهید من از یاوه‌گویی‌های سیدحسن نصرالله نمی‌ترسم اما از این موجی که راه می‌افتد و مطالب بی‌ارزش نژادپرستانه‌ی سراسر دشنام که در سایت‌هایی مانند بالاترین صدها امتیاز مثبت می‌گیرد و در ایمیل‌های مختلف روانه می‌شود٬ می‌هراسم. اوضاع به‌گونه‌یی سال ۵۷ را تداعی می‌کند هیجان و کم‌خردی به جای ژرف‌اندیشی و نگاه کردن با چشمان باز. البته خوش‌بختانه ظاهرا اکنون اوضاع بسیار بهتر از سال ۵۷ است و گسترش ارتباطات جمعی و بالا رفتن دانش و سواد سیاسی عمومی اوضاع را خوش‌بینانه‌تر کرده است اما خطر همان بلایی که سی سال پیش سرمان آمد و از چاله‌یی به چاه افتادیم جدی است. شعارگریی که شعور پشتش نخوابیده باشد تنها ما را در دور باطلی می‌چرخاند از دیکتاتوری اسلام‌زده به دیکتاتوری ناسیونال‌شوینیستی٬ از جنگ به بهانه‌ی «صدور انقلاب» و «اسلام» به جنگ به بهانه‌ی گسترش امپراتوری و فتح سرزمین‌های از دست رفته. از دیکتاتوری دینی به دیکتاتوری ملی… ملتی که تحقیر شده‌اند برای گریز از تحقیر، دیگران را تحقیر می‌کنند و این فاجعه است. آلمان به دلیل تحقیری که در جنگ جهانی اول شده بود پذیرای نازی و ناسیونالیسم نژادپرستانه‌ی‌شان شد و جهانی به آتش و مرگ دچار شد. هر چند هدف سرمایه‌دارن و سیاست‌مداران آلمانی تقسیم مجدد جهان بود اما هیتلر و تبلیغات‌چی‌هایش با همین حربه‌های شوینیستی توانستند مردم آلمان را متحد کنند. حالا بیایید لحظه‌ی آرام بگیرید و بدون هیجان حرف‌های زده شده را بشنوید و بعد ببینید کدامش درست است و کدام نادرست و باید علیه کدام قسمت اعتراض کرد و کدام قسمت را پذیرفت.
در حرف‌های سیدحسن نصرالله چند نکته قابل بررسی است یکی این که به شجره‌ی خمینی و خامنه‌ای، بنیانگذار و رهبر جمهوری اسلامی، اشاره می‌کند که نسل اندر نسل عرب بوده‌اند. تا اینجا سیدحسن نصرالله درست مانند همان ناسیونال‌شوینیست‌هایی که به او ناسزا می‌گویند حرف زده است. مگر خود همین کسانی که اکنون رگ‌گردن برای حرف‌های سیدحسن نصرالله کلفت‌کرده‌اند نمی‌گویند خامنه‌ای و خمینی عرب هستند؟ به عبارت ساده اگر نژادپرستی را قبول نداریم و می‌گویم این حرف که کسی به اتکای شجره‌نامه‌یی، آن هم بدون در نظر گرفتن مادر، به نژادی تعلق دارد آن‌وقت می‌توانیم بگویم جناب سیدحسن داری یاوه می‌گویی. حرف‌های سیدحسن را کسی می‌تواند قبول نداشته باشد که اساسا به نژاد اعتقاد نداشته باشد حالا چه این نژاد عرب باشد چه آریایی چه انگلوساکسون یا آفریقایی… انسان‌ها را از روی اعمالشان قضاوت کند و تنها اعمال خودشان نه حتا خواهر و برادر و پدر و مادر چه برسد به هم‌شهری و هم‌زبان و هم‌کشور و چیز جعلی مانند هم‌نژاد.
او حرف دیگری هم زده است می‌گوید:««آنچه در ایران است تمدن اسلامی است» آیا شما اعتقاد دیگری دارید؟ آیا اکنون در «جمهوری اسلامی» تمدن ایرانی حاکم است؟ آیا جمهوری اسلامی میراث‌دار تمدن اسلامی نیست؟ حقیقت برایتان تلخ است به جای این که خودتان را نشانه بگیرید حرف درستی که از دهان دشمنتان بیرون می‌آید را نشانه می‌گیرید. درواقع سیدحسن نصرالله نه تنها به تمدن ایرانی توهین نکرده است بلکه آن را مبرا دانسته است از شریک بودن در جنایاتی که در جمهوری اسلامی اتفاق می‌افتد از این نظر باید به او مرحبا گفت و دست‌میزاد دارد نه آن که بگویم به تمدن ایرانی توهین کرده است. ظاهرا دوستان ملی‌گرایی که عصبانیت موجب می‌شود به دقت چیزی را مطالعه نکنند و صرفا گرفتار شعارها شوند دست‌های کثیف باند احمدی‌نژاد و مشایی را پشت این ماجراها نمی‌بینند. آن‌ها با حمله به حرف سیدحسن نصرالله از این زاویه که به «تمدن پارسی» یا «ایران» توهین کرده است دارند به‌طور ضمنی تایید می‌کنند که آن آنچه در «جمهوری اسلامی» و ایران امروز اتفاق می‌افتد ناشی از تمدن اسلامی نیست از تمدن ایرانی نشات گرفته است و حرف نصرالله که می‌گوید:«امروز در ایران چیزی به نام تمدن پارسی وجود ندارد» (به «امروز» توجه کنید!) نادرست است!؟ سنگسار و قطع‌دست بخشی از تمدن پارسی است؟ ولایت فقیه چطور؟ می‌بینید همیشه عصبانی‌مان می‌کنند تا به جای تعمق روی مسایل احساساتی شویم و تا چشم باز می‌کنیم می‌بینیم شده‌ایم مبلغ «جمهوری اسلامی»! راستش را بخواهید اگر کسی قرار باشد اعتراض کند مسلمانان باید اعتراض کنند و به سیدحسن نصرالله به دلیل توهینی که به «تمدن اسلامی» کرده است و آنچه در «جمهوری اسلامی» اتفاق می‌افتد را ناشی از تمدن اسلامی می‌داند!
نکته‌ی اصلی این است که سیدحسن نصرالله دارد از جلادی که در ایران حاکم است تعریف می‌کند و علیه جنبش سبز و انقلابی که مردم ایران علیه جمهوری اسلامی به پا کرده‌اند حرف می‌زند. آنوقت این قسمت از حرف‌های او کاملا محو می‌شود و شروع می‌کنند به توهین نژادی به اعراب که همسایه‌های ما هستند و باید یاد بگیریم مانند «جمهوری اسلامی» دشمن‌تراشی نکنیم.
«خمینی» با شعار «صدور انقلاب» آمد و در جنگی احمقانه و ویران‌گر انقلاب ضددیکتاتوری مردم ایران را به بی‌راه کشاند و صدها هزار جوان انقلابی را به کام مرگ. حالا گروهی می‌خواهند با تند کردن آتش ملیت‌پرستی آن‌هم با بزرگ کردن قومی خاص و ندیدن تمام اقوامی که در مرز سیاسی به نام «ایران» زندگی می‌کنند وحشت در منطقه ایجاد کنند که اگر «جمهوری اسلامی» برود قدرتی توسعه‌طلب و خواهان تشکیل امپراتوری می‌خواهد مرزهایش را گسترش بدهد و چشم طمع به کشورهای همسایه دارد. البته این‌ها همه یاوه‌هایی است برای تداوم دیکتاتوری و از همین امروز باید حواسمان را جمع کنیم.
ایران آزاد و سکولار٬ ایرانی متشکل از مردمانی با زبان و فرهنگ و آداب مختلف از فارس تا ترک و کرد و بلوچ و لر… که در مرزهای سیاسی مشخصی متمدنانه کنار هم زندگی می‌کنند و نه قصد توسعه این مرزها را دارند نه اجازه‌ی تعرض و کاستن از آن را می‌دهند می‌تواند برای همه‌ی ما خوش‌بختی بیاورد. مردم منطقه باید بدانند ما دشمنی با عرب‌ها یا تورک‌ها یا افغان‌ها و تاجیک‌ها و ارامنه و… نداریم و می‌خواهیم به عنوان شهروندان کشوری آزاد و متمدن در تامل و همکاری با سیار کشورها به رشد و شکوفایی انسانیت در جهان کمک کنیم. انسان بودن بزرگ‌ترین افتخار هر انسانی است و انسان بودن یعنی بدون تبختر و نخوت به دیگران نگاه کردن و در عین حال از خود صیانت کردن و اجازه‌ی تحقیر شدن را توسط دیگران ندادن. بیاید انسان باشیم و خردمندانه آینده‌ی خودمان را بسازیم.

گفت‌وگوها در بالاترین

مطالب دیگران
* سخنان سیدحسن نصرالله با زیرنویس فارسی
* آنچه به حسن نصرالله ها مجال جسارت مى‌دهد، حكومت دينى است، سكولارها متحد شويد

Advertisements

20 دیدگاه »

  1. parisa said

    بلوا جان حق گفتی و همانکه که من هم دیروز نوشتم و معتقدم

    • balva said

      ممنون پریسای عزیز مطلب خوب تو را خواندم.

  2. هنارس said

    سلام بلوا خان…
    حرفت حرف حساب… آفرین…
    موفق باشی…

  3. mazdack said

    بسیار خردمندانه!

  4. ناشناس said

    مرسی

  5. علی said

    نزدیک به تمام آنچه گفتید درست است جز به نگر من دو مورد:
    ۱) موضوع این است که حسن نصرالله اصلا منکر وجود تمدن ایرانی در امروز شده است. یعنی مثلا ما نوروز را جشن نمیگیریم، یا حس ملی نداریم؟ همان اسلام هم در واقع «اسلام» نیست و تا حد زیادی با تمدن ایرانی مخلوط شده است. اگر هم اسلام باشد، اسلامش شیعه است که با اکثریت عربها و مسلمانان متفاوت میباشد یعنی آنهم به نوعی نسخه ایرانی اسلام است. موضوع این است که سید حسن منکر وجود آن شده تا بهره‌برداری سیاسی کند و عربیت حزب الله و لبنانیها را تحریک نماید. (بگذریم که اینان اصلا عرب نیستند). به این ترتیب اعتراض در واقع به دروغ بوده است گرچه برخی از حد گذشتند.

    گفتید: قومی خاص و ندیدن تمام اقوامی…
    بعید میدانم کسی در میان آنان که دشنام هم دادند چنین چیزی مد نظر داشته بوده‌اند. همچنین نه ملی گرایان و نه پان ایرانیستها چنین چیزی نمیگویند، و هم بزرگان آنان از گذشته تا بحال از اقوام مختلف تشکیل شده بوده‌اند. اطلاعات ایرانیان در مورد ملی گرایی ایرانی خیلی کم است چون یا سرگرم کمونیزم بوده‌اند یا اسلام یا روشنفکری فرا ملیتی از آن سوی بام افتاده (یعنی نگاه همیشه به آنور مرز بوده: یکی از دلایل ویران بودن ایران). ایندو ایسم خیلی تفاوت با مثلا پان عربیسم و دیگر ملی گراییهای پیرامون دارند. جلو چشم برخی دوستان پرده‌‌هایی از آرمانگراییهای خواب و خیالی انسانی و حقوق بشری گرفته و واقعیت را نمیبینند. این دوستان در حالی که مرزهای ایران و ستونهای ملی آن (که برای پایداری مرزها لازم است) در تهدید میباشد، خود را به خیال خام منافع بشر در کیلومترها دورتر یا آنور مرز خوش کرده‌اند. یعنی به واقع دارند به نابودی خانه شان کمک میکنند و سود و منفعت به غریبه‌ها میرسانند.
    ترجمه غلط برخی دوستان هم تا حد کمی به این موضوع دامن زد. وقتی سید حسن میگوید فارسية، منظورش تمام ایرانیان است و نه قومی خاص. دوستان آنرا تا حدی به غلط پارسی ترجمه کردند. آن فارسیه باید به ایرانی ترجمه میشد.

    http://ar.wikipedia.org/wiki/فارس

    این نقشه در سال 1952 چاپ شده: بلا فارس و ساکنان آن که میشود فارسیه.

    وقتی المسعودی تاریخدان عرب این جمله را میگوید، منظورش تمام اقوام ایرانی آن موقع بوده است: فالفرس أمة حد بلادها الجبال من الماهات وغيرها وآذربيجان إلى ما يلي بلاد أرمينية وأران والبيلقان إلى دربند وهو الباب والأبواب والري وطبرستن والمسقط والشابران وجرجان وابرشهر، وهي نيسابور، وهراة ومرو وغير ذلك من بلاد خراسان وسجستان وكرمان وفارس والأهواز …

    گفتم «تا حدی» به غلط ترجمه شد، چون پارس در خود ایران و زبان فارسی هم معنی ایران را میدهد و ربطی به قوم خاصی ندارد و آن قوم خاص اصلا خود را پارس نمینامند. آن قوم باستان پارس دیگر وجود خالصی ندارند و مسلما و مثلا مردم اصفهان و خراسان از آنان نبوده‌اند و نیستند.

    در ترکی عثمانی هم همین بوده و آن معنیها هنوز مورد استفاده است:

    http://www.maxtr.com/icerik/osmanlica/f.html
    FARİS: İran. İranlı. * Binici, süvâri. * Ferasetli, anlayışlı. * İrandaki Şiraz vilâyeti.

    خیلی چیزهایی که بدروغ در حال پراکنده شدن است و برخی هم میهنان ما را نیز فریفته، برنامه‌ای برای سست کردن پایه‌های ملی است که در نهایت منجر به از هم پاشیدن ایران میشود. ایران فقط میله مرزی نیست که بخواهد بدون محتوا پا بر جا بماند. آنرا از درون تهی کنید، بطبع فرو میریزد. قصد دروغگویان و جاعلان تاریخ هم همین است.

    گدشته از این موضوعاتی که به نظر من در نگر نگرفتید، ۹۹ درصد آنچه گفتید درست است. یعنی ما بدون همسایگانمان به هیچ جا نخواهیم رسید. رمز پیروزی نهایی ما در همان اتحاد با عرب و سایر ملل منطقه است و البته نه به شیوه جمهوری اسلامی.

    • balva said

      علی عزیز٬
      متشکرم از توضیحات مفصل‌تان فقط در مورد یک جمله‌ی‌تان متوجه نشدم نوشته‌اید:«موضوع این است که سید حسن منکر وجود آن شده تا بهره‌برداری سیاسی کند و عربیت حزب الله و لبنانیها را تحریک نماید.» این که درست برعکس است. نصرالله می‌گوید ایران امروز دیگر ایران پارسه‌یی که عرب‌ها را تحت سلطه‌ی خود داشت نیست و جزیی از تمدن اسلامی شده است. حالا به درست یا غلط بودن این حرف هم که کارنداشته باشیم درواقع این حرف از تحریک ضدایرانی عربی دارد می‌کاهد نه آن که به آن دامن بزند. نصرالله به عنوان مزدور «ایران» شناخته می‌شود و او دارد می‌گوید ایران امروز جزیی از تمدن اسلامی است و نباید به آن به چشم تمدن پارسه نگاه کرد.

      • علی said

        بلوا جان، نزدیکی عرب و ایرانی خوب است ولی منافع ملی ایران را (که عرب هم در آن است) نباید به خطر بیاندازد یا آن عرب هم باید به همان اندازه از منافع خود کوتاه بیاید. (مصر نمونه است که برای منافع خود و نه منافع مسلمانان یا عربان فلسطین، با اسراییل دوستی برقرار کرد) مثلا نامگذاری غلط خلیج پارس، منافع ایران را به خطر میاندازد. مگر زمانی که همه منطقه متحد شویم که گفتم این هنوز خواب و خیال است. سید حسن نصر الله مزدور جمهوری اسلامی است که منافع ایران را در خیلی موارد نظر ندارد، همین وی را خوشحال میکند و به این اظهار نظرها وا میدارد.

        در هر حال موضوع ابعاد دیگر هم دارد و اینها نظر شخصی من بود. اخیرا (دو ساله) در دو مورد در صدا وسیما شنیدم که مقاماتی در هاشیه و در برنامه‌های کم بیننده، گفته‌اند که طرفداری از حزب الله برای منافع ملی ایران است. یعنی گروهی از داخل خود نظام با همین مشکل بالا و تضاد با منافع ملی برخورد کرده‌اند و توجیه شان این شده که طرفداری از حزب الله نه بخاطر فقط مسلمانان بلکه بدلیل منافع ملی هم است. یا توجیه است یا دیدی است که بوجود آمده و اینکه اصلا این استدلال درست است، بماند.

  6. علی said

    منظور من مثلا در زبانهای اروپایی هم است. Persia را از زبانهای اروپایی باید به «ایران» ترجمه کرد و نه «پارس» و ساکنان آن که میشود Persian را باید به ایرانیان ترجمه نمود. همین هم در مورد زبان عربی و زبان ترکی عثمانی و ترکی امروزین تا همین چند دهه پیش صدق میکند. حتا همین حالا اگر برخی از دیکشنریهای ترکی معاصر را جستجو کنید Fars اصلا یا گاهی فقط معادل قومی خاص نیست.

    مثلا اینها را ببینید:
    http://www.turkishdictionary.net/?word=Fars

    http://online.ectaco.co.uk
    /main.jsp;jsessionid=bc30a55191ca524b7529?do=e-services-dictionaries-word_translate1&direction=1&status=translate&lang1=23&lang2=tr&source=Persian

    http://www.langtolang.com/?selectMenuLang=1&txtLang=Persian&selectFrom=English&selectTo=Turkish&submit=Search&selectMenuLang=1

    حال چرا در لینک زیر فارس فقط و فقط یک گروه قومی شده (در دهه یا دهه‌های اخیر) میتوانید از خودشان بپرسید:
    http://tr.wikipedia.org/wiki/Fars

    رمز کار همان تفرقه بیانداز و حکومت کن است. ملی گرایی و بویژه شونیسم پان آلتایی این طور حکم کرد که مفهوم این واژه عوض شود. البته شرایط طبیعی و فارسی زبانی فارسیزبانان هم در این مورد بی تاثیر نبود.
    عوض و بدل کردن مفاهیم واژه‌ها توطئه است و تا حدی هم کارگر افتاده. مثلا وقتی خلیج پارس را عربی نام میگذارند فکر نکنید که از واقعیت یا آنچه که سازمان ملل گفته اطلاع ندارند یا از اعتراض ایرانیها آگاه نیستند. بلکه این یک روش است به نام روش «تکرار». وقتی چیزی به وفور تکرار شد و بکار رفت و کم کم وارد اینترنت و بعد به طبع کتابها و روزنامه‌ها گردید، شما دیگر نمیتوانید جلو آن را بگیرید. چون استدلال آینده این خواهد بود که این واژه به هر حال، به آن مفهوم نیز بکار رفته است! رمز برخی دروغگوییها همین است. مثلا جمهوری آذربایجان یک نام جعلی است که توسط روسها بر آن منطقه گذاشته شد برای ادعاهای ارضی آینده. ولی حالا به هر حال نام مورد تایید سازمان ملل است. من هر چه هم فریاد بزنم که این نام جعلی و استالینیستی است، راه بجایی نمیبرم چون جا افتاده و رسمیت یافته است. دنیا همین است. سختگیری برخی ملی گرایان ایرانی در این موارد بخاطر همین مسایل است.

  7. رامین said

    درود بر بلوای گرامی و علی آقای گل
    از نوشتار هر دو شما سپاسگزارم. من بسیار از نوشته های شما لذت بردم و می خواستم به عنوان کسی که با شما همرای هستم نظر خود را به آن بیفزایم.
    کورش بزرگ نژاد پرست نبود اما می دانست که نژاد پارسی ویژگی هایی دارد که می تواند مایه فخر جهانیان باشد. هر نژادی از هر جای جهان که باشد می تواند برتری ها و کاستی هایی نسبت به نژاد های دیگر داشته باشد و این تفاوت ها با هر چه بیشتر شدن آمیزش میان نژاد ها کمرنگ تر می شود. اینها را عرض کردم تا بگویم که آنچه که ما را نماد یک آریایی می گرداند تنها ژنتیک یا DNA ما نیست بلکه نوع نگرش و بینش ما به جهان و مردمان دیگر است. این همان چیزی است که کورش بزرگ و داریوش بزرگ را در جهان برتری داد. اینکه ما از نوادگان و نیاکان کورش و داریوش هستیم یا نه، چندان نمی تواند بهره ای برای ما داشته باشد مگر آنکه همچون آنان بزرگ بیندیشیم و جوانمردانه زندگی کنیم.
    آنچه که آشکار است این است که دامن زدن به نژادپرستی هرگز شیوه و منش کورش و داریوش نبوده است بلکه آنچه این بزرگواران از خود به جای گذاشته اند این است که همه نژاد ها گرامی هستند تا زمانی که قصد دشمنی و نابودی ایرانیان را نداشته باشند.
    اما اگر نژادی یا قومی قصد اهانت یا نابودی ما را داشت چه باید کرد؟ این پرسشی است که من بسیار می خواهم که همه ایرانیانی که عاشق کشور و نژادشان هستند بیشتر و بیشتر به آن بیندیشند.
    فراموش نکنیم آنچه که ایران پیش از اسلام را به نابودی کشاند خیانت بود . این خیانت تنها خیانت چند سرباز مرزبان نبود بلکه خیانت کسانی بود که با فخر فروشی ایرانیان و خود بزرگ بینی نژادی، ایران را از درون تهی کردند و زمینه دشمنی دیگران را فراهم نمودند.
    ما تنها با فریاد زدن و دفاع کردن از نژاد خود نمی توانیم ایرانی باشیم که ایرانی بودن از اینجا بدست نمیاید بلکه اگر احساس می کنیم به راستی ایرانی هستیم باید همانگونه رفتار کنیم که جوانمردان تاریخ ایران زمین رفتار می کردند. چگونه می توانیم خود را ایرانی بنامیم و رگ گردن خود را در برابر سخنان شخصی همچون «حسن نصر الله» کلفت کنیم (که به باور من چنین شخصی آنقدر ارزش پرداختن به سخنانش را ندارد که بخواهیم از آن خشمگین شویم ) اما دروغ بگوییم و دشنام بدهیم و ناآگاه باشیم و از ایرانی بودنمان جز ادعایی باقی نمانده باشد.
    چگونه می توانیم خود را ایرانی بنامیم در حالی که بهای پیتزا و ساندویچ و بنزین و نیازهای روزمره برایمان بیش از نابودی فرهنگ و زبان و تاراج تاریخمان مهم باشد؟
    اگر به راستی ایرانی هستیم باید راستگو باشیم و درست کردار ، باید تنها به خوبی ها بیندیشیم و شادی ها و همه این خوبی ها را برای دیگران نیز بخواهیم.
    اگر چنین بودیم آنگاه چنان نیرومند خواهیم بود که حسودان و بدخواهان هرگز نخواهند توانست زندگی ما را تباه کنند و به نابودی ما بیندیشند. فراموش نکنیم که اگر دشمن بدخواه به خود جسارت داد که بر ما بتازد بی تردید ضعف ما را دیده است و اگر به فرهنگ و تاریخ ما تاخت بی تردید سستی و کوتاهی ما را در برابر فرهنگ و تاریخ خودمان دیده است.
    هنگامی که به راه انداختن هر فروشگاهی در کشور ما بیش از یک کتاب فروشی درآمد دارد زیاد نمی توانیم به دیگران خرده بگیریم که چرا درباره ما چنین داوری می کنند. اگر از کورش و داریوش و پارسه تنها نامشان را برای سرکوبی دیگران بکار بریم و از درون بی مایه باشیم چیزی نخواهد گذشت که همگان را تشویق به نابودی همان نامها خواهیم کرد و توان رودررویی نیز نخواهیم داشت زیرا تنها رجزخوانی بلدیم و عربده کشی.
    هیچ چیز برای یک فرهنگ و تمدن بزرگ بدتر از داشتن هواداران ناآگاه نیست. بدبختانه ما آنچنان آسیب پذیر شده ایم که با هر سخنی برآشفته می شویم با هر تکانی ویران می شویم. این هر چه هست راه و روش کورش و داریوش نیست و من بیش از هر چیز آرزو می کنم و امیدوارم دلیل آن چیزهای بدی را که دچارش شده ایم در خودمان جستجو کنیم نه در سخنان بی ارزشی همچون سخنان «حسن نصرالله «.
    من با علی آقا که فرمود دشمنان ما از روش تکرار برای خوراندن چیزی به ما استفاده می کنند بسیار موافق هستم. به عبارت ساده تر دشمنان ما برای نابودی ما از راه نفوذ بر اندیشه ما آغاز می کنند زیرا می دانند که نفوذ بر اندیشه یعنی 99% پیروزی.
    راه جلوگیری از این نفوذ نیز آگاهی است و بس. تنها آگاهی و بیش از همه آگاهی به خویشتن خودمان است که می تواند مانع از هر نابودی گردد. کار دشواری است اما بسیار نتیجه بخش تر از شعار دادن است. اندوخته تاریخی ما آنقدر ارزشمند هست که همه آنچه را که می خواهیم در خود داشته باشد. تنها باید گامهایمان را نیرومندتر برداریم و خود را فریب ندهیم و اگر چنین نکنیم فریب دادن ما از سوی دشمن کار سختی نخواهد بود.

    • علی said

      رامین جان، از نوشته شما لذت بردم. همان سه گروه که در دیگر پیام گفتم و سایر گروهها هر چیزی که ما میگوییم را به نژادپرستی وصل میکنند. وقتی واقعیت را میگوییم میشویم نژاد پرست! جمعی از ما نیز هست که جز شعار چیز دیگر نمیداند و عمل نمیکند و گاهی برای بزرگ کردن دروغ میگویند. مثلا چطور میشود فردی به حقوق بشری بودن گلنوشته کورش باورمند باشد ولی در همان حال به دیگر ملل دشنام دهد حتا اگر آنان در گذشته با وی بد کرده باشند. مگر ما با دیگران بد نکرده‌ایم؟ حال شاید کمتر، ولی فرقی در موضوع نمیکند. ایرانی و تمدن ایرانی ربطی به نژاد ندارد چه که خود ما مخلوطی هستیم از آریایی و مردم ایران پیش از ورود آریاییها. حتا کورش هم بعید است خالص آریایی بوده باشد، بعلاوه‌ی یونانی، عرب، مغول، ترک و حتا سیاهپوست. بخشی کوچکی از ژنتیک ما سیاهپوست است و این علمی است. هیچ ملتی در جهان خالص نیست. احتمالا روزی خواهد رسید که نژاد بشر یکسان شود و فرهنگها مخلوط و خرده فرهنگها غیر قابل تشخیص. شاید روزی زبان انگلیسی یا زبانی دیگر خود را طبیعتا بر همه جهان تحمیل کند و همه یکزبان شویم که چیز خیلی خوبی هم است. ولی اکنون اینگونه نیست، ضربه زدن به ایران و فرهنگ مشترک تمام اقوام آن چیزی جز نابودی خانه نیست و هر عاقلی از خانه خود نگهداری میکند.

      • رامین said

        از بزرگواری شما سپاسگزارم.
        به امید روزی که انسان بیاموزد که برای فرونشاندن خشم خود به درونش بنگرد و بیاموزد که آیینه شکستن خطاست.

  8. علی said

    برای اینکه کامنتهای بالای من سو تعبیر نشود: من به دنیای بدون مرز و بدون ارزشهای ملی باورمندم. در آن دنیا حاضرم نام ایران را هم بگذارم کشور nام یا نام خلیج پارس را بگذارم خلیج انسانی یا خلیج اسلامی. ولی همانگونه که گفتم الان و تا سالهای سال وقتش نیست. همه مردمان و بویژه دولتهای دنیا دنبال منافع خود و مردم خود هستند. تازه بشر پیشرفت خوبی کرده و برخی اتحادیه‌های منطقه‌ای جانی گرفته است (اتحادیه اروپا) ولی هنوز جهان حول منافع ملی میچرخد. کسی که این موضوع را در نظر نمیگیرد (مسلمانان، کمونیستها، برخی روشنفکران) دارد آب به آسیاب دیگران میریزد با دزدی از مردم خود. کمونیستها در این مورد نمونه خوبی هستند. جمهوری اسلامی نمونه‌ای دیگر است. برای وحدت انسانی باید تلاش کرد ولی با واقعیت امروز هم باید زندگی نمود. یعنی مثلا فردوسی امروز غرور ملی من است، ولی فردای ایده‌آلی، وی میشود یکی از انسانها که کاری بزرگ کرده همسان شکسپیر. این را بسیاری نمیفهمند. نمونه‌های زیادی از اینکه چگونه سه گروه اشاره شده در بالا به منافع من و شما ضربه زده و در مقابل دیگران را چاق کرده‌اند، وجود دارد.

  9. علی said

    تنها چاره ما نگاه به درون است هم در جهت رفع معایب خود که خیلی زیاد است و خودمان مسئولیم و نه عرب، آمریکا، مغول یا انگلیس و هم از جهت حفظ منافع ملی بجای نگاه دایم به بیرون (طبقه کارگر، ویتنام، مسلمین، پزهای روشنفکری). خلاصه از ماست که بر ماست.

  10. ناشناس said

    دشمنای ایران و ایرانی همیشه میخواستن یه جوری ایران رو بد نام کنن…یه روز میان فیلم 300 رو میسازن و میگن ایرانی ها وحشی اند.در صورتی که اگه یه نگاه به نقش های تخت جمشید بندازید میبینید که از خشونت توی تمدن ایران چیزی وجود نداشته و نداره..به نظر من سید حسن نصرالله اومده تمدن ایرانی رو از فرهنگ عرب جدا کرده..و به طور غیر مستقیم گفته که وحشی بودن فقط مختص عربهاست.در طی سالهای اخیر مهاجرت به ایران زیاد بوده(مثل ورود افغانی ها و پاکستانی ها به ایران و یا عراقی هایی که بعد از جنگ توی ایران موندگار شدن).کسی نمیتونه بگه که اونها هم ایرانی هستن.اگه غیر از اینه من منتظر جوابهاتون هستم……ممنون از همتون.

  11. مجید said

    این صحیح نیست اگر بگوییم در ایرانی با تمدن چند هزار ساله، تمدن ایرانی وجود ندارد. مگر میشود؟ (خاک بر سر آن تمدنی که بعد از چند هزار سال قدمت قادر نبوده خود را حفظ کند)

    فکر کنم خود شما دارید اهانت بزرگی به تمدن ایرانی میکنید. تمدن ایرانی ریشه دارد و کسی نمیتواند آن را محو کند. هم اکنون هم وضع فعلی ما خیلی بهتر از این ملخ خورها هست. اگر به خارج از مرزها سفر کنید در مییابید بد ترین جایگاه را این عربها دارند. حال اگر شما میخواهید این حرف های مفت را بپذیرید و تمدن خودتان را محو شده قلمداد کنید، مختارید!

    • balva said

      مجید جان٬
      من نگفتم «تمدن ایرانی» نابود شده است عرض کردم آن‌چه در «جمهوری اسلامی» توسط حکام جمهوری اسلامی می‌گذرد ربطی به تمدن ایرانی ندارد. اما به هر حال توهین شما به عرب‌ها هم درست نیست و عملی نژاد‌پرستانه است. برای بالابردن خودتان سعی نکنید دیگران را پایین بیاورید اینجوری کسی بزرگ نمی‌شود.

  12. بلوا جان عالی نوشتی.
    بنظر من شونیسم حاد و ناسیونالیسم افراطی روی دیگر سکه بنیاد گرایی مذهبی هستند. زمینه رشد این ایده ها با فقر اقتصادی و فقر فرهنگی بوجود میآیند.
    یک سری نیروهای فرصت طلب داخلی و خارجی هم به دلایل مختلف به این مزخرفات پا میدهند.

    در ضمن رفیق یادی از من نمیکنی 🙂
    تازه رفتم بو فیس بوک. خواستی سری بزن

    • balva said

      پوینده‌ی عزیز٬
      تو کم پیدا هستی. حتما در فیس‌بوک هم خدمت خواهم رسید گیرم با نامی دیگر! 🙂

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: