حکومت دینی: حکومت یک دین علیه بقیه ادیان

این روزها که دیگر تشت رسوایی «جمهوری اسلامی» از آسمان افتاده است حافظان دنیای کهن با چنگ و دندان می‌خواهند آن را به نام‌های نو «بازیافت» کنند. برای همین صحبت از «حکومت دینی» می‌کنند. اما آیا اصولا چیزی به نام «حکومت دینی» معنا دارد؟ وقتی می‌گوییم «حکومت دینی» گویا چیزی به نام «دین» و به ماهو دین وجود دارد که قابل شناسایی و تعریف است و وجه مشترک تمام ادیان مختلف است در صورتی که اصولا «دین» تنها در قالب دینی خاص معنا پیدا می‌کند و مفهومی که تمام «ادیان» را فرابگیرد ندارد اما اساسا وقتی پای «حکومت» به میان می‌آید دیگر به طور کلی «حکومت دینی» بی‌معنا می‌شود زیرا «حکومت» شامل مجموعه اعمالی می‌شود که روابط بین انسان‌ها را در حوزه‌ی آن حکومت باید اداره کند. در حالی که دو «دین» که سهل است دو «مذهب» یا «شاخه» و «فرقه» از یک دین را نمی‌توان یافت که مجموعه ثابتی از ارزش‌ها و حکم‌ها و «باید»ها و «نباید»ها داشته باشد.
«جمهوری اسلامی» خود نامی بی‌مسمایی است زیرا این که چه چیز «اسلامی» است و چه چیز «اسلامی» نیست؟ حتا در مذهبی مانند شیعه و حتا شاخه‌ی از آن یعنی «شیعه‌ی دوازده امامی» هم بی‌معناست. مضحک اینجا ست که حتا جمهوری شیعه دوازده امامی مبتی بر آرای خمینی هم بی‌معنا شده است زیرا اکنون از «خامنه‌ای» و «احمدی‌نژاد» تا «میرحسین موسوی» خط امام‌های کاملا متباین و مختلفی داریم. به هر حال آن‌چه مسلم است «جمهوری اسلامی» حکومت باندی است که قدرت را در دست دارد و این باند از «اسلام» تا «کورش کبیر» یا هر چیز دیگر که برای حفظش لازم باشد به میان می‌کشد و چفیه سرمی‌کند تا باقی بماند و بتوانند شیره‌ی مردم را بکشد بر بقای خود بیافزاید. حالا ببینید دیگر «جکومت دینی» قرار است چه آش شله قلمکاری بشود!
«دین» حتا وقتی به عنوان «هویت جمعی» مطرح می‌شود «اعتقادی فردی» است. به ازای هر انسان دین‌دار خدایی وجود دارد و برداشتی از خوش‌آمدن‌ها و بدآمدن‌های آن خدا. برای همین «حکومت خدا» اساسا شبه عبارتی بی‌معنا ست. زیرا امر واحدی مانند «حکومت» را به موضوع متنوعی مانند «خدا» الصاق می‌کند. «حکومت خدا» عملا تبدیل می‌شود به «حکومت نایب خدا» و چنین مقدر می‌شود که «خدای» آن «نایب»٬ «خدای» همه‌ی انسان‌های تحت آن حکومت٬ حتا اگر به خدایی باور ندارند٬ بشود. برای همین است که انسان‌ها باید با خدایاشان ذوب شوند در «نایب خدا» و این «ضدخدا»ترین فرمولی است که «حکومت»ها به نام خدا اعمال می‌کنند.
 «خدا» موجود متشخصی که وجود مطلقی جدا از تفسیرکنندگانش باشد نیست اگر وجود هم دارد در «ذهن» باوردارندگانش تجلی می‌کند و همان است که باورش دارند. اگر می‌خواهید «خدایتان» را داشته باشید باید دنبال «حکومت خدا» نباشید. زیرا «حکومت خدا» در نهایت حکومت «خدای شما» نخواهد بود حکومت خدای کسانی خواهند بود که اول از همه قصد نابودی خدای شما را دارند. اما اگر بخواهید دنبال حکومت خودتان باشید درواقع خدای خودتان را هم حاکم می‌کنید.
حکومتی که از اراده‌ی مردم تشکیل شده باشد حکومتی است مشتکل از تمایلات و آمال و آرزوهای و ارزش‌های آن مردم. این که مردم تک تک ارزش‌های‌شان را از کجا می‌آورند امری شخصی و فردی است. ممکن است از خدایشان بیاورند یا باور به خدایی نداشته باشد و بر پایه‌های دیگری ارزش‌های خود را شکل بدهند ممکن است حتا به خدا باور داشته باشند اما به دین و مذهب خاصی باور نداشته باشند و یا حتا عکس آن هم وجود دارد مانند بی‌خدایانی که به دلایل شناسنامه‌یی یا نژادی در دینی خاص جای می‌گیرند مانند یهودیان یا ارمنی‌ها بی‌خدا یا حتا کسانی که به خدا باور ندارند اما ممکن است هویتی مسلمان داشته باشند و خود را در جایی جزو مسلمان تعریف کنند مثلا وقتی اقلیتی مهاجر هستند در کشوری. انسان‌ها متنوع هستند و الزاما وحدتی منطقی در عقاید خود ندارند یعنی اصولا باورها در خداگاه و ناخودآگاه همه‌ی ما حضوری یک‌پارچه ندارد و اساسا شاید زیبایی انسان در همین تنوع و گوناگونی آن است. حکومت‌های توتالیتر به نام «دین» یا «ایدئولوژی» یا «ملیت» و «نژاد» و «رنگ»… می‌خواهند انسان‌ها را واحد کنند و در چیز واحدی ذوب کنند در صورتی که اجتماع انسانی اجتماع موجوداتی منفرد است که در زندگی جمعی به طور آزادانه و با انتخابی فردی هویت جمعی پیدا می‌کنند و این هویت جمعی تا جایی معنا دارد که هویت فردی انسان‌ها را نابود نکند و گرنه هویت جمعی انسان‌های مسخ شده‌ی بی‌هویت دیگر هویت جمعی نیست هویت فرد یا اقلیت کوچکی است که بر لاشه‌ی هویت فردی اکثریت آن جمع بنا شده است.
اگر می‌خواهید «دین» یا «بی‌دینی» خود را حفظ کنید و کسی به «دین» یا «بی‌دینی» شما کار نداشته باشد باید تن به حکومت دینی خاص یا حتا بی‌دینی تجاوزگر و سرکوب‌گر ندهید. بی‌دینی هم مانند دین‌داری به ازای هر انسانی متنوع است. حکومت‌های توتالیتر بی‌دین٬ دین بی‌دینی خود را بنا می‌کنند و دشمن بی‌دینانی می‌شوند که پیرو دین بی‌دینی آنان نیستند. بیشترین کسانی که در حکومت استالین اعدام شدند و به قتل رسیدند کمونیست‌ها و بی‌دینان بودند نه دین‌دارها. 
جامعه‌یی که در آن انسان‌ها بتوانند اراده‌ی خود را نمودی جمعی دهند جامعه‌ی انسانی است هر جامعه‌یی به میزانی که شهروندانش دخیل در اداره‌ی امور٬ از خردترین تا کلان‌ترین‌٬ باشند جامعه‌ی انسانی‌تری است و به هر میزانی که ابزارهای ایدئولوزیک یا قدرت‌های مالی نظامی ارتباط جمعی… انسان‌ها را مسخ کنند یا به هر نحو جلوی اراده‌ی آنان را برای تنظیم زندگی جمعی را بگیرند جامعه‌یی غیرانسانی‌تر. حکومت‌هایی که به نام دین می‌خواهند انسان‌های مختار را به فرشتگانی مسجود تبدیل کنند ضدانسانی‌ترین حکومت‌های بشری هستند زیرا طبق تعریف خود این ادیان وجه ممیزه‌ی انسان با سایر موجودات٬ حتا فرشتگان٬ در این است که انسان‌ها صاحب اختیار هستند وقتی که حکومت‌های دینی انسان‌ها را ذوب شده در ولایت فقیه و نماینده‌ی خدا می‌خواهند درواقع دارند وجه ممیزه انسان را از او می‌گیرند و تبدیلش به ناانسان می‌کنند.  
جامعه‌ی انسانی جامعه‌یی است که هر فرد انسانی به اندازه‌ی تمام انسان‌ها حق زندگی و حیات دارد و هیچ قانون یا پیش‌فرض آسمانی یا زمینی نمی‌تواند هویت فردی یک انسان منفرد را به هیچ بها و بهانه‌یی بگیرد.
ما لایق جامعه‌یی انسانی هستیم بیهوده با عناوین پرطمطراق و فلسفه‌بافی‌های بی‌سروته خود را و مردم خود را فرونکاهیم و به چیزی کمتر از جامعه انسانی راضی نشویم.

ارسال به: Balatarin::Donbaleh::100C::oyax::Mohandes::Del.icio.us::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Comments Feed::Subscribe to Feed

Advertisements

7 دیدگاه »

  1. خصم استبداد said

    عزيز برادر
    تصور ميکنم کلمه مسما يععني وجه تسميه را با سين مينويسند ونه با ث .
    چنانچه درست عرض شده اميد ميرود حيف از اين قلم شيوا که دقت کافي نداشته باشه .
    موفق باشي

    • balva said

      سپاسگزارم. دوست دیگر هم در بالاترین تذکر دادند. فکر می‌کردم اصلاح شده.

  2. فرامرز said

    امتیاز گذر از برنامه‌های از پیش تعیین شده بیولژیک (غرایز) ، از طریق اکتشاف محیط زیست و آموختن از تجارب شخصی و گروهی ، تبادل اطلاعات و آموزش آن به نوزادگان ، در انحصار موجودی بنام انسان نبوده و نیست . پدیده‌های گوناگونی موجب شده اند ، که جوامع انسانی ، گامی‌ فراتر از زندگی‌ گروهی موجودات دیگر نهاده ، قانونمندی نوینی یافته و خود را متمایز کنند . پیچیده‌ترین این پدیده‌ها پروسه تشکیل دولت بوده است . احتمالا اختراعی موسوم به دین نیز ، همزمان با آن صورت گرفته و ابزار سازماندهی نوینی در پیشبرد این خواست ژنتیک مبارزه و رقابت انواع بمنظور حفظ نوع و انتزاع بقا بوده است . هیچیک از مروجین ادیان حاضر به پذیرفتن این حقیقت نیستند ، که این مظاهر رشد و تکامل اجتماعی جوامع موجود انسانی ، یعنی‌ ابزار قوه بیان و انتقال دانستنی‌ها بوده اند که این امکانات را در اختیار ایشان گذاشته اند ، که عقاید خود را تدوین ، تبلغ و گسترش دهند . هیچیک ! بدون استثنا با تحریف تاریخ ، تلاش دارند که ماقبل خود را تاریکتر از آنچه بوده است ترسیم کنند و با برجسته کردن گرایشات اعتقادی خود ، دین خود را بهتر بازاریابی کنند . در واقع دین همزمان یک جهانبینی و یک فلسفه و یک مکتب اخلاقی‌ شخصی و اجتماعی بوده است . یک فرزند ناقص الخلقه تمدن بشری، که توانسته است با مشارکت در قدرت ، تحمیق توده‌های مٔردم ، مبارزه با روشنگری و گسترش دانش ، بکاربستن غیرحیوانیترین شیوه‌های همنوع کشی‌ ، دروغ و خیانت به تمدن انسانی ، استثمار و زالوصفتی ،نفوذ بازدارنده و رژیم منحط خود را حفظ و به حیات ماقبل تاریخی خود و اشاعه خرافات و دروغ ادامه دهد . دردا که توده مردم این القای دروغین شیادان را پذیرفته و به خود تلقین میکند ، که بدون دین قادر به ادامه حیات نیست و ارمغان ارزش‌های عصر روشنگری سیاه روزی و تباهی می‌باشند . جای امیدواریست ، که بمصداق : فواره چون به اوج رسد سرنگون شود ، این روزهای تاریک حیات اجتماعی ملت ما بزودی و در اثر تلاش جوانان بیشمار و فرهیخته‌اش ، هر چه زودتر سحر شود . ارادت.

  3. فرامرز said

    بلوا جان ،
    خود خواندم و خندیدم ! از آنجا که شما خواننده را دعوت به نگرش نقادانه میکنی ، پیشدستی می‌کنم و یک اشتباه فکری را تصحیح می‌کنم :
    این روز سیاه مام وطن نیست که منتظر سحر است ، بلکه شام تاریک است !

    • balva said

      فرامرز جان٬
      روز تیره هم که شما نوشتی مفهوم جالبی است. یعنی روزی که خورشید هست ها مانعی موجب دیدنش می‌شود!

  4. […] حکومت دینی: حکومت یک دین علیه بقیه ادیان * قرآن‌سوزی و جنگ […]

  5. […] و نشانه‌ای از هزار و چهار صد سال اسارت و تبعیض! * حکومت دینی: حکومت یک دین علیه بقیه ادیان * قرآن‌سوزی و جنگ صلیبی * دین‌فروشی در شعبه‌ی ائمه‌ی […]

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: