قرآن‌سوزی و جنگ صلیبی

جنگی که ما با آن روبه‌رو هستیم جنگ مذهب علیه مذهب نیست٬ جنگ بی‌دینی علیه دین‌باوری هم نیست. جنگ آگاهی و آزادی‌خواهی و برابری‌طلبی و رفاه و تمدن و پیش‌رفت است علیه تاریک‌اندیشی و دیکتاتوری و استثمار و فقر و فلاکت و عقب‌ماندگی. اما این بدان معنا نیست که تمامی دشمنان ما مخبط‌هایی از گور درآمده و متوهمانی با امامی در چاه هستند. دشمنان پیشرفت خود پیشرفته‌اند و هر روز با حیله و  مکری جدید از راه می‌رسند. در یک سو انسان‌هایی هستند که برای آزادی و رفاه بشر٬ زندگی و مبارزه می‌کنند و در سوی دیگر دلالانی هستند که برای استمرار ثروت‌اندوزی خود خرافات و باورهای ارتجاعی و قرون وسطایی می‌پراکنند. می‌خواهند باور کنیم که اعتقادات دینی بخشی از مردم دنیا عقب‌مانده و منحط است اما اعتقادات بخش دیگر مترقی و انسانی. هر کشیشی گیرم «تری جونز» باشعور است و هر آخوند و مفتی گیرم «منتظری» و «جمال البنا» متحجر و عقب‌مانده.
از نظر من که بی‌دین هستم هیچ دینی حقانیت ندارد اما گفتن بخشی از حقیقت و نگفتن بخش دیگری از آن روشنگری نیست. می‌پذیرم ما اسلام‌گزیده هستیم اما نباید وارد جنگی شویم که جنگی استعماری است بین ازدماغ‌فیل‌افتادگان سفید و مردم استعمار شده‌ی بقیه جهان. تاریخ ایرانیان و اعراب و هندی‌ها و چینی‌ها و سایر ملل جهان سرشار از اختراعات و ابداعاتی است که تمدن و تکنولوژی امروز جهان بر آن استوار است. ریاضیات که پایه تمام علوم امروز است در هند و بعد ایران به اوج شکوفایی رسید و از طریق ایرانیان و اعراب٬ و تمدن اسلامی آن روزگار٬ به اروپا رفت یا منشا چاپ و موشک و بسیاری از اختراعات دیگر چین است. همه‌ی این‌ها را می‌دانیم و مقصود از گفتن این حرف‌ها این نیست که «ما» برتر از «آنان» هستیم منظور این است که انسانیت به شرق و غرب و مسیحی و مسلمان تقسیم نمی‌شود به انسان‌های که برای آگاهی و رفاه و زندگی انسانی تلاش می‌کنند و انسان٬ یا شاید بهتر باشد بگویم ناانسان‌هایی٬ که برای حفظ منافع. منافع این‌گونه حفظ می‌شود که گروهی گروهی دیگر را استثمار کنند و این استثمار مراتبی دارد از استثمار کارگر کشورهای مرکز٬ آمریکایی و اروپایی٬ شروع می‌شود و تا چپاول مردم در کشورهایی پیرامونی ادامه پیدا می‌کند. 
باید به این جنگ صلیبی نابرابر خاتمه داد. این که هر کس روسری سر کند مظهر تحجر و نااگاهی است و اگر از هر سوراخ نیم‌من فلز به خود آویزان کند مظهر پیشرفت و تمدن جعل و وارونه‌نمایی تاریخ است. چیزی که این میان اصلت دارد آزادی است و جدایی دین از حکومت است. نقد «اسلام» یا «مسیحیت» و «یهودیت» نباید به جنگ علیه مسلمانان یا مسیحیان و یهودیان تبدیل شود. سنگسار کردن عمل نادرستی بوده است که در یهود و مسیحیت و اسلام وجود داشته است و باید برای همیشه برچیده شود اگر «مسیحیت بدون سنگسار» داریم حتما «اسلام بدون سنگسار» هم می‌توانیم داشته باشیم. اگر اروپایی‌ها و امریکایی‌ها پیشرفته‌تر از مسلمانان هستند به دلیل دین آن‌ها نیست به دلیل تقسیم ناعادلانه‌ی جهان است که با رشد سرمایه‌داری در آن کشورها حاصل شده است. امروز ژاپنی‌ها با هزاران خدایشان پیشرفته‌تر از بسیاری از کشورهای مسیحی هستند یا کشورهای مسلمان‌نشینی مانند مالزی از بسیاری از کشورهای مسیحی که در فقر و بدبختی غوطه می‌خورند پیشرفته‌تر است.
مبارزه کارگران برای استثمار نشدن٬ مبارزه‌ی زنان برای رفع تبعیض٬ مبارزه دانشمندان برای زدودن جهل و ناآگاهی٬ مبارزه‌ی سیاهان و رنگین‌پوستان برای محوانگارهای نژادپرستانه و مبارزه‌ی فقیران و تهی‌دستان علیه ثروت‌اندوزی برای گسترش بهداشت و سوادآموزی و رفاه و زندگی انسانی مبارزه‌یی است که در تمام جهان در جریان است. جبهه‌ی انسان‌های ترقی‌خواه جبهه‌بندی مذهبی یا ضدمذهبی نیست جبهه‌ی استثمارشوندگان و استثمارکنندگان است٬ جبهه‌ی جنگ‌طلبان و صلح‌دوستان٬ جبهه‌ی زندگی انسانی و زندگی ناانسانی است. در این دو جبهه همه‌ نوع آدمی دیده می‌شود با رنگ‌ها و عقاید و ملیت‌ها و مذهب‌ها و ایدئولوژی‌های مختلف.
«ما» جبهه‌ی مبارزه‌ی انسانی هستیم علیه زندگی ناانسانی و در جبهه‌ی ما مسلمان و یهودی و مسیحی و بودایی و بهایی و زرتشتی … بی‌دین و لايیک و سکولار هست. ای بسا ایرانی که در این جبهه نیست و آمریکایی که هست٬ اسرائیلی که هست و فلسطینی که نیست. کار ما تفتیش عقاید دیگران نیست که به چه مذهبی باور دارند یا باور ندارند سوآل چیز دیگری است. آیا به صلحی عادلانه می‌اندیشند یا جنگ‌طلب هستند٬ سوی جنگ مهم نیست هر دو سو می‌تواند باطل باشند. آیا استثمارگر هستند یا برای محو استثمار مبارزه می‌کند آن‌که مرا استثمار می‌کند تاج کوروش بر سر داشته باشد یا دستار محمد٬ رنگ چشمش آبی باشد یا میشی٬ برای من چه تفاوتی می‌کند که بگویم «خودی» بخورد بهتر است تا «بیگانه»! «خودی» برای من آن است که استثمار نمی‌کند.
حاشیه نروم و زیاده نگویم. اجازه ندهید با مرزبندی‌های دروغین چندپاره‌ی‌مان کنند. من بی‌دین با توی مسلمان با او که یهودی است و آن که اعتقاد دینی دیگری دارد یا به نوع دیگری بی‌دین است در یک خانه هستیم و دردی مشترک داریم دنبال درمان آن درد مشترکمان باشیم. درد مشترک ما نبودن آزادی و برابری است٬ جهل و تاریک‌اندیشی و خرافات است و گستردگی این جبهه به گستردگی سراسر زمین است. گیرم نقاط تاریک و روشن و میزان تاریکی و روشنی چگالی یک‌سانی در سراسر جهان نداشته باشد اما آن که مدافع دستور ترومن برای انداختن بمب روی مردم غیرنظامی از کودک و زن و پیر و جوان در ناکازاکی و هیروشیما ست نمی‌تواند مخالف یازده سپتامبر و تروریسمش باشد هر دوی این‌ها ماهیتی آدم‌کشانه دارند. عکس آن هم قابل تصور نیست. شیوا نظرآهاری هم برای قربانیان هیروشیما شمع روشن می‌کرد هم برای قربانیان  یازده سپتامبر٬ هم برای رهایی زندانیان بهایی و مجاهد و کمونیست تلاش می‌کرد هم مسلمان و روحانی برای او زندانی سیاسی زندانی سیاسی بود بدون مرز ملیت و عقیده یا کنش سیاسی٬ حالا شیوا یک نمونه است تمام مبارزان آزادی چنین اند. برای آنان «سکینه آشتیانی» با «زینب جلالیان» تفاوت نمی‌کند برای آنان «ریچل کوری» با «تالیا ایمس» تفاوتی ندارند.
شووینیستی که فکر می‌کند اجداد او تخم‌طلا گذاشته‌اند و خون فلان و بهمان در رگ‌هایش جریان دارد٬ مسلمانی که تصور می‌کند دردانه‌ی خداست و او و پیروان مسجد محله‌ی‌شان به بهشت می‌روند و بقیه مردم دنیا ضایعات خلقت‌اند و هیزم جهنم یا آن یهودی که فکر می‌کند تنها آنان فرزندان آدم و حوا هستند و بقیه مردم جهان تخم جن‌اند و یا چه می‌دانم بی‌خدای متفرعنی که تصور می‌کند عقل همه‌ی هستی است و دیگران احمق و نادان هستند… همه و همه در جبهه‌یی قرار دارند که جبهه‌یی ضد انسانی است٬ جبهه‌ی از «گولاگ» تا «آشویتس» از «گوانتانامو» تا «اوین» جبهه‌یی برای نابودی انسان.
کتاب‌سوزی عملی ضد انسانی است مهم نیست در آن کتاب چه نوشته شده باشد قرآن محمد باشد یا کاپیتال مارکس یا انجیل یوحنا٬ اعدام عملی ضدبشری است مهم نیست اعدام شونده چه می‌اندیشد و چه کرده است. زندانی سیاسی٬ زندانی سیاسی است مهم نیست چه سیاستی دارد. بشر آگاه امروز باید برای صلح جهانی علیه تروریسم و کشورگشایی متحد شود امروز باید در هر دو جبهه جنگید یا بهتر است گفته شود در هر دو جبهه نجنگید. ما که در کشوری با مردمی مسلمان زندگی می‌کنیم نباید فراموش کنیم که دشمن ما «خامنه‌ای» و «احمدی‌نژاد» و دیکتاتوری «جمهوری اسلامی» است نه اسلام و مسلمانان. در عین حال نباید فراموش کنیم این‌ها با کمک همان‌هایی که امروز به بهانه‌ی نجات بشریت از دست این تروریست‌ها لشکرکشی می‌کنند بر سرنوشت ما مسلط شدند. فراموش نکنیم چه کسانی در گوادلوپ راه مردی با کتاب «ولایت فقیه» و «قانون قصاص» را هموار کردند تا با کورتاژ انقلاب ایران کمربند سبزشان دور بلوک رقیب را تقویت کنند و انقلاب مترقی و آزادی‌خواهانه مردم ایران را سقط کنند.
مردمان تحت دیکتاتوری از دو سو در رنج هستند هم توسط دیکتاتوران خود هم توسط کسانی که به بهانه‌ی مبارزه با دیکتاتوری به آنان یورش می‌برند امروز مسلمانان ایرانی از یک سو باید زیر فشار خامنه‌ای و قرآن‌سوزی‌های او باشند و از سوی دیگر در دنیا به عنوان متحجر و عقب‌مانده شناخته شوند و قرآن‌شان سوزانده شود. درواقع بنیادگرایان و تروریست‌ها و افراطی‌هایی مانند تری جونز دوروی یک سکه هستند و یک‌دیگر را تقویت می‌کنند و جهان را به پرتگاه نابودی می‌کشانند.
انسان‌های بسیاری هستند در سراسر جهان که دوستان ما هستند ما بی‌شماریم و این بی‌شماری محدود به زبان و دین و بی‌دینی خاصی نمی‌شود. مترقی و متمدن و آزادی‌خواه و برابرطلب که باشیم جهانی را به حرکت درمی‌آوریم اما اگر در انگاره‌های محدود دینی یا بی‌دینی و ملی‌گرایی عقب‌مانده و واپسگرا غوطه بخوریم تنهاتر از همیشه نابود می‌شویم.

نظرات کاربران بالاترین

ارسال به: Balatarin::Donbaleh::100C::oyax::Mohandes::Del.icio.us::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Comments Feed::Subscribe to Feed

Advertisements

11 دیدگاه »

  1. سینا said

    سلام
    الان از خبر 10:30 مصاحبه با چند آمریکایی در این مورد پخش شد. قبلش گفتن پیشاپیش از ترجمه بعضی واژه ها عذر میخوایم. نفر اول گفت:
    I think this pastor …
    و این احمقها ترجمش کردن:
    I think this BASTARD…
    و گفتن: من فکر میکنم این حرومزاده …

    یا خودشون خیلی حرومزادن یا بیشتر فکر کنم از حماقت و بیسوادیشونه

    • balva said

      سینا جان اینا که کار هر روزشونه!

  2. ناشناس said

    دست مریزاد. من مسلمان هستم و به شدت باورمندم و دلم از این همه حماقت که در اطراف ما یکه تازی می کند خون بود. من دست شما را می فشارم وآنچه را که می گویید قبول دارم.

    • balva said

      ناشناس عزیز٬
      می‌توانم درک کنم وقتی ادم به چیزی باور دارد و می‌بیند گروهی دارند خود را به آن باور جا می‌زنند و به لجنش می‌کشد بیشتر عذاب می‌کشد.

  3. اِستاده said

    بلوا جان با همین یک نوشته به لیست فید ها من اضافه شدی.
    به نظرم بسیار منصفانه نوشتی. من واقعا در درون جامعه ایران این کشمکش های دین دار بودن یا دین دار نبودن رو احساس نمیکنم نمیدونم چرا انقدر تونی نت زیاده. صمیمی ترین دوست من آتئیسته ولی حتی عین نه، داداشمه.
    با اینکه من نقد دین و کلا هر عقیده ای رو حق همه میدونم اما انگار عده ای جبه ی جنگ رو اشتباهی گرفتند.

    • balva said

      استاده‌ی عزیز٬
      حرف تو مرا یاد جمله‌ی بزرگی انداخت که می‌گوید: حوصله‌ام از دوستان آتئیستم سر می‌ره از بس در مورد خدا حرف می‌زنند. 🙂
      حالا شده حکایت ما سی سال است در مورد خدا و اسلام داریم صبح تا غروب می‌شنویم حتما سی سال هم باید بشنیم نقدشو گوش کنیم.
      الان صحبت‌ها باید برای این باشه که چطوری بتونیم با این دیکتاتوری و وضعیت خطرناکی که مملکت باهاش روبه‌روی مقابله کنیم و آینده‌‌مونو بسازیم. حالا چاشنیش اگه پا داد یه حالی هم به داوکینز و هاوکنیگ هم می‌دیم.
      امیدوارم از این که منو به فیدهات اضافه کردی پشیمون نشی و لایقش باشم. 🙂

  4. ناشناس said

    دوستان یک بار ابراهیمی پیدا شد عقلش کار کرد تمامی بتها رو از بین برد و….در اخرش بت بزرگ (خونه خدا)را بنا نهاد…….از همه اینها باهوش تر محمد بود
    نوندونی رو به اسم خودش کرد بعد هم درشو تخته کرد حال یه کشیشی پیدا شده می خواد قران اتش بزنه! بیاید همه باهم هر چی بته (کتاب مقدس)اتش بزنیم و یه مرحله بریم جلو !
    ولی باید ببنید چرا خیلی ها از این کار نگران خواهند شد…..
    چرا خانم کلینتون این عمل را زشت وناپسند می شمارد .
    چون اگه یه دیو نه یه طرفه بخواد کاسته کوزه مسلمونها رو بهم بریز که خوب یه کی هم پیدا میشه کاسه کوزه مسیحیت رو بهم میریزه و وقتی همه به پوچی مذاهب پی ببرند این همه بخور بخور چی میشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  5. نیما said

    اقا مارکس کتابی به نام کاپیتال داره و نه کاپیتان اگر حروف ن و ل کنار هم بودند فرض بر اشکال تایپیبود ولی ..
    برادر جن در تحجر دست و پا میزنی و مدعی روشنفکری هستی وقتی شما حرص و جوش میخوری که فلان کتاب را نباید سوزاند در حالی که در کشورت سالانه صدها کتاب خمیر میشود و به مقوا تبدیل میشود من هم حق دارم دم خروس را ببینمک که اگر سوزاندن کتاب یک عمل امفوتر باتشد در مورد قران نیست چراکه بسیاری را این سوزاندن تکان داد ه و اگاه خواهد کرد حال میخواهی ژست روشنفکری بگیری و بر طبل تعصب بکوبی که این نهایت ضلالت است تکانی به خودت بده بلکه رسوبات دینی از ته بالا امدند و خودت هم انها را دیدی

    • balva said

      بله شما به خودت تکانی بده و بی‌عملی سیاسی خودت را با خنک شدن دلت برای سوزاندن قرآن درمان کن و بعد با راست‌ترین و فاشیست‌ترین گروه‌ها و جبهه‌ها هم‌صدا شو. گور بابای انسان‌هایی که کشته می‌شوند و بمب‌هایی که اینجا و آنجا گذاشته می‌شود و مردمی که می‌میرند! حتما با خودت می‌گویی: «بگذار بمیرند این مردم نادان خرافه پرست.»
      اما رفیق نیما٬ من اگر «کاپیتال» نخوانده باشم ممکن است روزی بخوانم و آدم شوم اما وای به شما‌ها که «کاپیتال» هم خواندید هیچ نشدید!

  6. […] * حکومت دینی: حکومت یک دین علیه بقیه ادیان * قرآن‌سوزی و جنگ صلیبی […]

  7. […] و تبعیض! * حکومت دینی: حکومت یک دین علیه بقیه ادیان * قرآن‌سوزی و جنگ صلیبی * دین‌فروشی در شعبه‌ی ائمه‌ی […]

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: