بیا ای شیخ و در میخانه با ما٬ شرابی خور که در کوثر نباشد

بیا ای شیخ و از خمخانه ما
شرابی خور که در کوثر نباشد
بشوی اوراق اگر همدرس مایی
که علم عشق در دفتر نباشد حافظ(۱)

مهدی کروبی که به شیخ جنبش مشهور شده است چند شب را در محاصره‌ی اوباش رهبری گذراند. مهدی کروبی تمام آبرو و حیثیت خود را خرج رهبری کرد که اکنون به زن و فرزندان او هم رحم نمی‌کند. کروبی در مبارزات انتخاباتی‌اش همواره تاکید می‌کرد که «ولایت فقیه» را قبول دارد و در زمانی که ریاست مجلس دوران اصلاحات را به عهده داشت تن به «حکم حکومتی» داد اما امروز می‌بینیم زیرچکمه‌ی این دیکتاتور خودخواه و در عین‌حال بی‌کفایت قرار گرفته است. خامنه‌ای با حذف افرادی مانند کروبی دارد گور خود را عمیق‌تر از پیش حفر می‌کند. افرادی مانند میرحسین موسوی و از او بیشتر مهدی کروبی برای حفظ نظامی به میدان آمدند که احمدی‌نژاد بر سر شاخش نشسته است و بن می‌برد٬ اما گویا سنت تاریخ چنین است که دیکتاتوران نخست کور و کر می‌شوند و دل‌شان مٌهر می‌خورد و سپس به گورستان تاریخ سپرده می‌شوند. به جرات می‌توان گفت تمام دیکتاتوران خودشان اسباب نابودی خود را فراهم می‌کنند و اکنون خامنه‌ای با تمام قوا و با تمام نیرو دارد این کشتی شکسته را به سوی پرتگاهی ژرف می‌راند.
امروز به آقای کروبی و موسوی باید گفت بیایید به میخانه‌ی ما و از شراب سکولاریسم ما بنوشید و دفتر «ولایت فقیه» و «اسلام سیاسی» و حکومت اسلامی دینی را بشورید که در هیچ حکومت سکولاری اینچنین با شما نمی‌کنند که اکنون این حکومت دینی و این جمهوری اسلامی بر شما روا می‌دارد. آنچه در مسجد قبا گذشته و بر خانه و خانواده‌ی کروبی رفت در هیچ حکومتی در جهان بر مبلغان دینی و روحانیون روا داشته نمی‌شود. تنها در نظامی فروپاشیده و بی‌سامان می‌توان چنین حرکت‌هایی را دید.
کسانی که تصور می‌کنند این حکومت و این قانون اساسی با اصلاح درست شدنی است تنها دارند فاجعه را عمیق‌تر می‌کنند و نفرت از «ولایت فقیه» را به نفرت از «اسلام» و نفرت از «اسلام» را به جایی می‌کشانند که به نفرت از «مسلمانان» کشیده شود.
من به عنوان بی‌خدایی که آزادی را و برابری را طلب می‌کند جهانی بدون نفرت را آرزو می‌کنم جهانی که عقیده هر کس تا جایی که جامعه را به بربریت نمی‌کشاند محترم است و حکومت فراتر از دین و ایدئولوژی تنها ساختاری مضمحل شونده در جهت خواست عمومی است. به عبارت ساده دولت و حکومت نهادی گردانند امور اند نه امرکننده‌ی آن. دولتیان منتخبین مردم هستند و بدون هیچ پیش‌فرض مطلق و آسمانی یا زمینی حکم جامعه‌یی آزاد را گردن می‌نهند و اگر حکم آن جامعه را قبول نداشتند سعی می‌کنند در آن فضای آزاد نظر خود را به نظری جمعی تبدیل کنند و در نهایت مجری خواست عمومی باشند.
مردم در جامعه‌یی آزاد تنها می‌توانند برای سرنوشت خود تصمیم بگیرند آن‌ها نمی‌توانند برای آیندگان تصمیم بگیرند پس جامعه‌ی آزاد نمی‌تواند حتا با حکم اکثریت رای به انحلال آزادی دهد چون آزادی از حقوق کودکانی است که هنوز به دنیا نیامده‌اند. «ولایت فقیه» یا «سلطنت» یا هر نهاد دیگری که مشروعیت و حقانیت خود را از منبعی به جز مردم٬ آن هم مردم هر دوره و هر زمان و هر لحظه٬ می‌گیرند نامشروع و ناحق است چون انسان را به ناانسان تبدیل می‌کند. انسانی که «آزادی انتخاب» از او گرفته می‌شود یا خودش داوطلبانه آن را از خود سلب می‌کند دیگر انسان نیست ناانسانی است که تفاوتی با جماد و نبات و حیوان ماقبل انسان ندارد.
آقای کروبی٬ آقای موسوی ما در جایی از دنیا ایستاده‌ایم که می‌توانیم تاریخ را به‌ شکل نویی بنویسم و شما این شانس و اقبال را یافتید که مورد قبول و وثوق بخش وسیعی از مردم قرار بگیرید این فرصت تاریخی را با چسبیدن به قانون اساسی که با اساس انسان در تضاد است به باد ندهید. تردید نکنید! گام بلند را بردارید و دست از حکومت دینی بکشید حکومت دینی حکومت یک دین است علیه همه‌ی ادیان٬ علیه انسان. حکومت سکولار حکومت همه‌ ادیان و حکومت بی‌دینان است. حکومت سکولار آزاد برابری طلب می‌گوید جامعه باید آزاد باشد و بدون انحصار رسانه‌ها و بدون خفقان قدرت‌های بزرگ مالی تمام نظرات شنیده شود و در نهایت آن‌چه مردم می‌پسندد حتا اگر بهترین نباشد انجام شود. عجیب است دین‌داران می‌گویند دین براساس فطرت انسان است٬ این پیش‌فرض را می‌پذیریم پس این بدان معنا است که اگر انسان‌ها آزاد باشند بدون چماق حکومت٬ بدون شکنجه و کشتار و حکم محاربه همان می‌کنند که فطرت انسانی‌شان حکم می‌کند پس از چه می‌هراسید؟ می‌گویید مردم ایران اکثرا مسلمان هستند؟ قبول! آزادشان بگذارید تا خود آن تعبیر و تفسیری که از اسلام دارند اجرا کنند. مگر اسلام را دینی عقلانی نمی‌دانید پس چرا از نقد آن می‌هراسید؟ چرا بی‌دینان و خداناباوران با احکام قرون وسطایی٬ باغی و مرتد باید به قتل برسند و یا در زندان بسربرند یا سکوت پیشه کنند و نتوانند بی‌دینی خود را تبلیغ و ترویج کنند؟
جامعه‌ی انسانی یک پیش فرض دارد و آن انسانی بودن است و انسان یک تفاوت عمده با سایر حیوانات٬ و سایر موجودات دارد٬ انسان قدرت انتخاب دارد پس جامعه به میزانی که آزادی انتخاب انسان را سلب می‌کند جامعه‌یی حیوانی می‌شود و اکنون همه‌ی مردم ایران با گوشت و پوست و استخوان خود این جامعه‌ی حیوانی را درک می‌کنند. از سنگ‌فرش خیابانی که ندا سر بر آن نهاد تا کهریزکی که کامرانی و روح‌الامینی در آن شکنجه شدند تا طنابی که گلوی فرزاد کمانگر را فشرد و بالاخره آنچه بر مسجد قبا رفت و بر خانه‌ی کروبی همه و همه نشان از حکومتی بیمار و غیرانسانی دارد و این حکومت را خامنه‌ای نساخته است خمینی بنانهاده است. از روزی که فرمان شکستن قلم‌ها و بستن روزنامه‌ها و یورش به احزاب و خانه‌ها صادر شد خشت خشت این بنای حیوانی و ماقبل انسانی بالا رفت.
آقای کروبی آنچه بر شما این چند شب گذشت سی سال است که بر مردم ایران می‌گذرد. شجاعانه خود را نقد کنید و بپذیرید این بنا ویرانه‌یی است که قابل تعمیر و اصلاح نیست چون اساس و بنیادش انسانی نیست. این بنا بر خاوران استوار شده است بر جنازه‌های بی‌سر فکه و دشت‌عباس و مجنون و قارنا بر تپه‌های اوین و دشت‌های ترکمن صحرا در سراسر ایران جایی نیست که خون بی‌گناهی زمین نریخته باشد تا دوام نظام تضمین شود. بقای این نظام تنها و تنها با جنایت ممکن بوده است امروز دیگر جنایت هم نمی‌تواند این نظام را نجات دهد. این نظام نجات دادنی نیست تا فرصت هست خود را نجات دهید که دارد فرصت‌ها مثل برق و باد می‌گذرد.

پانویس
۱) بیا ای شیخ و در میخانه با ما
شرابی خور که در کوثر نباشد
بشوی اوراق اگر همدرس مایی!-
که حرف عشق در دفتر نباشد. حافظ شاملو

ارسال به: Balatarin::Donbaleh::100C::oyax::Mohandes::Del.icio.us::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Comments Feed::Subscribe to Feed

Advertisements

8 دیدگاه »

  1. فاطمه said

    من متوجه نمي شم چرا هنوز مي گين کروبي و موسوي (حتي کروبي بيشتر از موسوي!) خواهان حفظ نظام هستن؟چرا اونا نبايد مثل هر آدم ديگه اي از خطرات بزرگ پرهيز کنن؟نگو چون خواهي نخواهي در صف اول مخالفان قرار گرفتن، ايراني ها شهيد کم ندارن، زنداني و آواره سياسي هم همين طور، اما هنوز محافظه کارن و به منافع فعلي چسبيدن. هر کس بخواد خودشو شهيد راه اينا بکنه، مثلا بگه خاک بر سر ولي فقيه، بايد ببينه دو ماه ديگه همسايه ش حاضره اسمشو ببره يا با خودش مي گه:آخه اين مردم(يعني خودم) چقدر هزينه بدن؟! عزيز من تمام هزينه ها رو بخش کوچکي از مردم مي دن، مثل کروبي و خانوادش و بقيه به عادت معهود غر ميزنن و منتظرن يکي بياد همه چيزو درست کنه…

    • balva said

      فاطمه‌ی عزیز٬
      این که کروبی و موسوی خواهان حفظ «جمهوری اسلامی» هستند یا حداقل برای حفظ و البته اصلاح آن به مبارزات انتخاباتی آمدند موضوعی نیست که بتوان در آن تردید کرد. تصور کنید آقای موسوی یا کروبی از ترسش آن است که نمی‌گویند براندازی «جمهوری اسلامی» را نمی‌خواهد به آن اعتقاد ندارد. البته تصور می‌کنم در این یک سال گذشته دیگر متوجه شده باشند که «ولایت فقیه» باید از قانون اساسی حذف شود. مسئله هزینه دادن نیست. شما مطمئن باشید اگر این‌ها بر اوضاع مسلط بشوند موسوی و کروبی را یا می‌کشند یا با بدترین وضع پشت دوربین تلویزیون می‌آورند تا توبه نامه بخوانند. اگر تا کنون موسوی و کروبی را دستگیر نکرده‌اند از اتفاقات بعدش هراس دارند نه برای این که موسوی و کروبی حرفی نزده‌اند که هزینه‌اش زیاد باشد. اما متاسفانه روند قضایا دارد به سمت خطرناکی می‌رود. از یک سو مردم روز به روز مایوس‌تر می‌شوند و امیدشان به این که بتوانند از پس این رژیم آدم‌خوار برآیند بیشتر می‌شود و از سوی دیگر رژیم متلاشی‌تر شده و در جهان هم بی‌اعتبارتر می‌شود. هراس من این است که پایان این روند به اشغال نظامی ایران کشیده شود و آن‌وقت هزینه‌یی پرداخت خواهیم کرد که هر هزینه‌یی در مقابل آن مفت است.

  2. رضا said

    تحلیل زیبایی بود به ویژه آنجا که گفتید: » کسانی که تصور می‌کنند این حکومت و این قانون اساسی با اصلاح درست شدنی است تنها دارند فاجعه را عمیق‌تر می‌کنند و نفرت از «ولایت فقیه» را به نفرت از «اسلام» و نفرت از «اسلام» را به جایی می‌کشانند که به نفرت از «مسلمانان» کشیده شود» ولی دوست گرامی برای رفتن(نیامدن) اینهانگران نباشید اینها، رهبران(مخالفان) حداقلی هستند که در قحطی الرجال، مردم آنان راخلق کردند مانند خاتمی که مردم او را آفریدند لذا علت اصلاحات نبود بلکه معلول اصلاحات بود و قدر اصلاحات را هم ندانست و رفت کروبی و موسوی هم نیامده بودند که رهبر شوند بلکه برخاستند که در دامن همین قانون اساسی رئیس جمهور شوند و این عمده ترین فرق است بین رهبران و مصلحان واقعی که شجاع هستند و هدفمند و این افراد لذا با رفتن اینها هم اتفاق خاصی نمی افتد چرا که اصلا رهبر نیستند اگر اینها نباشند مردم حماسه ساز و خالق اصلاحات و سبز وجود دارند.و آنچه که گفتید اینها نه می توانند و نه می خواهند انجام دهند. باسپاس

  3. مسعود بالا said

    دوست عزیزم بلوا, هرچند که با بحث شما در اصل نمیتوانم موافق نباشم ولی باید این بحث را بعنوان تنها یک بحث فلسفی, منطقی وایده آلی قبول کنم, و این در حالیست که ما در مورد سیاست صحبت میکنیم وبخاطر همین «سیاست» هم متاسفانه نمیتوانیم بحثهای ایده الی بکنیم. حتی اگر بر فرض محال هم قبول کنیم که اقایان موسوی و کروبی نیز کاملا از ولایت و رهبر بریده باشند نیز در وضعیت موجود سیاسی جامعه ایران هرگز نخواهند توانست شعاری مبنی بر عبور از «رهبری» و «ولایت فقیه» دهند چرا که عنوان کردن این شعار یعنی خود کشی و مرگ سیاسی آنها و نه آنها مایلند و نه ما میخواهیم که آنان به یک چنین خودکشی سیاسی دست زنند.
    از طرف دیگر با در نظر گرفتن وقایع اخیر مانند جواب سنگین سخنگوی پرزیدنت محمود عباس به احمدی نژاد و در اصل به رزیم ایران , خود باعث ریزش بیشتر طرفداران رژیم چه در سطح جامعه و چه در سطوح مختلف نیروهای نظامی و انتظامی خواهد شد و در حقیقت باید قبول کرد که رژیم در یک سراشیب تند سقوط و اضمحلال قرار گرفته بطوریکه حتی دیگر دول غربی و آمریکا نیز هیچگونه نیازی به حمله نظامی برای ساقط کردن آنها نمیبینند و بویژه با توجه به عذر خواهی دولت کلینتون از ایران بخاطر کودتای 28 مرداد 32 , هرگز حاضر نیستند تا یکبار دیگر وهرچند تحت لوا و بهانه ای دیگر همان اشتباه را تکرار کنند. انتشار بیانیه اخیر سپاه در مورد رد مسئولیت خود از اقدامات و حملات چند روز گذشته به خانه کروبی نیز باید از همین زاویه دیده شود, این اطلاعیه قبل از آنکه تلاش دیگری برای دروغگوئی های معمول آنان باشد, نشاندهنده وحشت سپاه از سرعت ریزش در بین نیروهایش میباشد. در پایان باید عرض کنم , هرچند که میتوان انتظارات بیشتری از اقایان موسوی و کروبی در مورد جنبش سبز و ایفای نقش خود بعنوان رهبران این جنبش داشت, ولی با قبول این اصل که از هرکس به اندازه توانش , نمیتوان و نباید از آنان انتظاراتی بیش از این را داشت و همینقدر که تا کنون همراه جنبش بوده اند و به مردم پشت نکرده اند را باید یک غنیمت بحساب آورد.
    بار دیگر از بحثهای خوب و سازنده شما تشکر میکنم و برایتان ارزوهای بهتری دارم.
    موفق باشی دوست من.

    • balva said

      مسعود عزیز٬
      سپاسگزارم از توضیحات خوبت. راستش من که اصولا آدم خوش‌بینی هستم در این مورد اینقدر خوش‌بین نیستم! در واقع اگر آن‌چنان که تو می‌گویی باشد کاملا حرفت درست است اما اگر روند ماجرا به شکلی پیش برود که «جمهوری اسلامی» و باندی که اکنون حکم هستند به همین روند ادامه دهند مردم کاملا مایوس می‌شوند و آن‌وقت کروبی و موسوی هم حذف می‌شوند. بعد به نظر می‌آید فقط روندی از هرج و مرج و تلاشی و فروپاشی داریم که البته اگر اپوزیسیون بتواند به وحدتی برسد می‌توان جمهوری اسلامی را انداخت وگرنه معلوم نیست چه بشود و شاید حتا حمله‌ی نظامی هم صورت بگیرد. روزها و ماه‌های آینده‌ی خیلی تعیین کنند است تا سمت و سوی ماجرا مشخص شود. به هر حال چیزی که واضح است این است که جمهوری اسلامی مجبور به عقب‌نشینی است هر روز ادامه‌ی این روند مانند چاقوی بی‌دسته که قبلا در موردش صحبت کردم فقط به مردم آسیب نمی‌رساند به خود رژیم هم صدمه می‌زند.

  4. balva said

    رضا و مسعود عزیز!
    می‌بینید به هر حال دو سوی مطلب است یک عده دوستان مانند فاطمه‌ی عزیز و مسعود عزیز از یک سو نقدی به آن دارند و رضای عزیز از سوی دیگر. حرف من این وسط است و تلاش من برای پر کردن فاصله‌ها و نزدیک کردن تمام مخالفان است. باید از زوایای مختلف به مسئله نگاه کرد و جبهه‌ی فراگیر و متحدی به‌وجود آورد.

  5. آی هوار! said

    آی هوار!
    فرزاد پاییز
    http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=25733

    • balva said

      فرزاد عزیز٬
      مقاله‌ات را خواندم. بخشی از حقیقت در آن بود اما نه تمام آن. این که کروبی از مردم نخواست تا برای نجات جان او به در خانه‌اش بیایند. یک سوی‌اش همان است که تو گفتی اما یک سوی بزرگ‌تری هم دارد و آن این است که اگر این ریسک را می‌کرد و به مردم می‌گفت بیایید و ان‌ها نمی‌آمدند آن‌وقت ماجرا به سود حکومت تمام می‌شد. در واقع این‌گونه نبود که سیل جمعیت روان شده باشد به سوی خانه‌ی کروبی و او بگوید نیایید. مصاحبه با بی‌بی‌سی همسر او و مطالبی که در رساناها منتشر شد کافی بود برای این که اگر جو و فضا آمده بود سیل جمعیت روان شود به سوی خانه‌ی کروبی اما خب اکنون فضا تغییر کرده است. در واقع رژیم هم با این کارها دارد فضا را تست می‌کند برای دستگیری کروبی و موسوی. اطلاعیه سپاه نشان دادن اکنون از دستگیری کروبی و میرحسین بیشتر هراس دارند برای ریزش نیروهای درونی خودشان که مسعود عزیز در بالا به آن اشاره کرده است.

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: