بعد از آن مرداد گران!

به این دو عکس نگاه کنید:

افغانستان دهه‌ی پنجاه میلادی

دو خانم افغان در حال خرید در فروشگاه محصولات موسیقی در کابل پنجاه سال پیش


این تصویر مربوط به پنجاه سال پیش است و دو خانم افغان را در حال خرید صفحه‌ی گرامافون در فروشگاهی که محصولات موسیقی را در کابل عرضه می‌کرده است نشان می‌دهد.(۱)
سنگسار زن و مردی عاشق در افغانستان ۲۰۱۰ (عکس تزئینی است)

عکس تزئینی است


زن و مرد جوانی را طالبان در افغانستانی که حدود یک دهه در اشغال آمریکا ست سنگسار کردند و به این روش فجیع به قتل رساندند.(زن و مرد متهم به زنا در افغانستان سنگسار شدند)

نزدیک به یک دهه از روزی (۷ اکتبر ۲۰۰۱) که آمریکا و متحدانش به افغانستان حمله‌ی نظامی کردند و آن کشور را به اشغال خود درآورد می‌گذرد. هنگامی که آمریکا در حال اشغال افغانستان بود نور امید در دل ایرانیان به تنگ آمده از «جمهوری اسلامی» روشن شد. به شوخی و جدی صحبت از افغانستانی آباد و آزاد می‌کردند که به زودی خواهند دید. حدود دو سال بعد در ۲۹ اسفند ۱۳۸۱ (۲۰ مارس ۲۰۰۳) که آمریکا٬ سرمست فتح ساده‌ی افغانستان٬ به عراق حمله نظامی کرد و در مدت سه هفته توانست صدام را شکست دهم و عراق را اشغال کند امید ایرانیان برای رهایی‌شان توسط ارتش آمریکا دو چندان شد. در عیددیدنی‌های سال ۸۲ نقل همه‌ی مجالس حمله‌ی آمریکا و متحدانش به عراق بود به خبرهایی که صدا و سیما پخش می‌کرد و دلالت بر مقاومت ارتش صدام و شکست سنگین ارتش آمریکا داشت می‌خندید و لطیفه‌ی آن روزهایشان حرف‌های محمد سعید الصحاف وزیر اطلاع رسانی و فرهنگ صدام بود.(۲) تک و توک بودند کسانی که در این مهمانی‌ها و دیدوبازدید‌های نوروزی باور نداشته باشند که بعد از صدام نوبت جمهوری اسلامی است و آمریکا به‌زودی خاورمیانه‌یی دموکراتیک برپا خواهد کرد بعضی‌ها هم با شوخ‌طبعی می‌گفتند خودشان آوردنشان خودشان هم دارند می‌برندشان!
به هر حال آمریکا خیلی زود و سریع عراق را فتح کرد اما به همان سرعت یاس و ناامیدی مردم ایران را فراگرفت. وضعیت در عراق فاجعه‌بار بود. آمریکا نشان داد تنها هنرمندی‌اش انداختن بمب و موشک بر سر مردم است و توان اداره کردن کشوری اشغال شده را ندارد و گویا اساسا هدفی هم برای اسقرار دموکراسی در این‌کشورها ندارد. اکنون حاصل اشغال افغانستان و عراق برای مردمی این کشورها چیست؟ بیش از یک میلیون عراقی طی این چند سال کشته شده‌اند و روزی نیست که خبر کشته شدن تعدادی از مردم بی‌گناه شنیده نشود. آمریکا که با فیلم‌های هالیوودی‌اش قدرتی افسانه‌یی و شگرفت از ماهواره‌ها و تجهیزات نظامی از خود نشان می‌دهد در باتلاق عراق گرفتار شده است و نمی‌تواند جلوی حمله‌های تروریستی را بگیرد. اکنون بعد از نزدیک به یک دهه که از اشغال افعانستان می‌گذرد باز طالبان قدرت خود را حفظ کرده است و دست از جان مردم افغانستان نمی‌شوید.
پنجاه و هفت سال پیش در چنین روزی وقتی دولتی مورد وثوق مردم در ایران سرکار بود و ایرانیان راه صعبی را که از انقلاب مشروطه پا در آن نهاده بودند٬ گیرم لنگان و خون‌چگان و دردناک٬ می‌پیمودند آمریکا با کودتای دخالت‌گرانه‌اش مسیر تاریخ ایران را تغییر داد. دیکتاتوری هرگز برای هیچ مردمی سعادت نمی‌آورد و برای مردم ایران هم نیاورد و برآیند ۲۵ سال حکومت شاه بعد از کودتای ۲۸ مرداد٬ «خمینی» و «جمهوری اسلامی» بود. نسل ما با «شعار مرگ بر آمریکا» بزرگ شده است و این شعار را از دهان کسانی می‌شنیدم که مرگ ما را می‌خواستند برای همین آنکه مرگش را می‌خواستند برایمان عزیز شد! متاسفانه دیکتاتورها به شکلی معکوس دارند سرنوشت ما را می‌نویسند. شاه حاصل کودتای آمریکایی بود برای همین نسلی که انقلاب کرد دشمن آمریکا بود و با هم هر اختلافی داشتند در دشمنی با آمریکا اختلافی نداشتند بسیاری در نسل حاضر هم آمریکا را قبله‌ی آمال خود می‌دانند و تصور می‌کنند فعال مایشا است و برای مردم ایران آزادی و دموکراسی و رفاه می‌خواهد. البته اکنون بعید است بعد از اتفاقاتی که در افغانستان و سپس عراق افتاد کسی حمله‌ی نظامی آمریکا را به «جمهوری اسلامی» بخواهد و سعادتی در آن ببیند اما وضعیت «جمهوری اسلامی» هم وضعیت بغرنجی شده است. «جنبش سبز» که امید فراوانی به آن می‌رفت اکنون در بلاتکلیفی به سر می‌برد و مدتی است که ابتکار تازه‌یی از خود نشان نداده است هر چند این وضعیت موقتی است و به زودی شاهد خیزش تازه‌یی خواهیم بود اما جمهوری اسلامی وقتی پس از هشت سال دوران موسوم به اصلاحات احمدی‌نژاد را از قوطی عطاری‌اش بیرون آورد نشان داد که اصلاح‌پذیر نیست و به‌طور تدریجی هیچ اتفاقی در آن نمی‌افتد یک شبه آمده است یک شبه هم خواهد رفت مانند کابوس می‌ماند.
اکنون مردم ایران بیش از هر وقتی باید بدانند که همه چیز بستگی به خود آن‌ها دارد. اگر متحد باشند و بدانند چه می‌خواهند و خواستی معقول و مبتنی بر ارزش های انسانی قرن بیست و یکمی داشته باشند بقیه دنیا هم چه خوش‌شان بیاید چه خوش‌شان نیاید٬ چه بخواهند و چه نخواهد٬ مجبور می‌شوند به خواست آنان احترام بگذارند و تن دهند اما اگر نداند چه می‌خواهند و اسیر حوادث باشند و با امواج بالا و پایین بروند آینده‌ی نیکویی انتظارشان را نمی‌کشد.
هرگونه امید به بقای جمهوری اسلامی وضعیت مردم را بغرنج‌تر و پیچیده‌تر می‌کند و بعید نیست سرانجام کار به اشغال نظامی کشیده شود و معلوم نیست پس از آن چه می‌شود. خوب است ۲۸ مرداد را فراموش نکنیم ۵۷ سال پیش همین روحانیون بودند که موجب شدند شکاف بین مردم بیفتد و پای آمریکا به ایران باز شود و اکنون نیز دارند دقیقا همین کار را می‌کنند هر چند این بار مسئله وخیم‌تر است و ممکن است موجبات اشغال ایران توسط آمریکا را فراهم آورند. اکنون ما باید بدانیم وقتی نمی‌توانیم حول خواستی دموکراتیک متحد شویم دموکرات‌ها هم که برایمان نسخه می‌پیچند نسخه‌یی جز دیکتاتوری نخواهند پیچید. امروز بیش از هر روزی نیاز به خود داریم به باور کردن خود و به فشردن دست‌هایمان و تحمل اختلافاتمان. سال گذشته در این روزها روزی که روز قدس می‌خواندندش شعار «جمهوری ایران» که چیزی نیست جز جمهوری متعارف و بدون پیش‌وند و پس‌وند بر سر زبان‌ها افتاد. اکنون مسلمان و بی‌دین باید بدانند تا «جمهوری اسلامی» هست اوضاع همین است که می‌بینید و روز به روز وخیم‌تر هم خواهد شد پس تا دیر نشده به فکر چاره‌یی باشیم و «جمهوری ایران» را پایه‌گذاری کنیم و نگذاریم که ایران کنام درندگان و چرندگان شود چنین که شده است.

پانویس
۱) Once Upon a Time in Afghanistan…
۲) هنوز احمدی‌نژاد ظهور نکرده بود تا شهرت الصحاف را به تاریخ بسپارد.

مطالب مرتبط
* مجلس شورای ملی در تبعید. (طرح پیشنهادی)
* بیایید روایت‌گران نق‌زن تاریح نباشیم سازندگان خردمند و آگاه آن باشیم!

ارسال به: Balatarin::Donbaleh::100C::oyax::Mohandes::Del.icio.us::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Comments Feed::Subscribe to Feed

Advertisements

2 دیدگاه »

  1. پوینده said

    مثل همبشه عالی بلوا جان.
    دشمن دشمن من دوست من نیست. نکته ای ساده که به دلایل مختلف در جوامع استبداد زده دائما فراموش شده و جان به لب رسبدگان را در دوری باطل و زندان نظام های سیاسی سرکوبگر نگاه میدارد.

  2. balva said

    سپاس پوینده‌ی عزیز٬
    کاملا حق با توست این فرمول و هیچ شکل دیگری از فرمول‌های اسکولاستیکی کار نمی‌کند مثلا «دوست دشمن من هم الزاما دشمن من نیست!» «دوستی» و «دشمنی» مانند هر پدیده‌ی دیگری دیالکتیکی و نسبی است.

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: