هیجده تیر روزی که پایه‌های تخت ولایت فقیه شکست!

روزهایی هستند که تاریخ را می‌سازند٬ که مسیر تاریخ را تغییر می‌دهند٬ ۱۸ تیر ۱۳۷۸ یکی از آن روزها ست. خبر را باد صبا آورد و شور و ولوله در جان‌ها به پا کرد! کوی دانشگاه را به خاک و خون کشیدند. خیابان کارگر شمالی دست دانشجویان بود. عشق و شور و جوانی در هوا موج می‌زد. یاد کمون پاریس می‌انداخت آدم را٬ یاد مه ۱۹۶۸. دختران و پسران وحشت‌زده٬ امیدوار٬ عاشق با چشمانی که برق می‌زد آزادی را فریاد می‌کردند. هیچ بسیجی و ماموری جرات نداشت پای به خیابان امیرآباد٬ کوی دانشگاه٬ کارگر شمالی بگذارد. قسمتی از شهر٬ قلب شهر٬ در دست بچه‌ها بود.
بچه‌هایی که امید و چشم چراغ مردم بودند همان‌ها که دوم خرداد را آفریدند و در دورافتاده‌ترین روستاها دیگر به‌جای این که از ملای روستا بپرسند به چه کسی رای بدهند سراغ دانشجوی روستای‌شان را می‌گرفتند و از او کمک می‌خواستند و ملای روستا هر چه دستور از بالا ابلاغ شده را فریاد می‌کرد فایده نداشته و افاقه نمی‌کرد پنداری سٍحر هزار ساله‌شان باطل شده بود و همین نوید آمدن سَحر را می‌داد. حالا دانشجویان را٬ به جرم شکستن شیشه‌ی عمر جادوگر پیرٍ٬ به خاک و خون کشیده بودند. عزت‌الله ابراهیم‌نژاد، فرشته علیزاده٬ تامی حامی‌فر٬ سعید زینالی ستارگانی بودند که از خاک بر آسمان رفتند در کنار آذر شریعت‌رضوی٬ احمد قندچی٬ مصطفی بزرگ‌نیا جانباختگان ۱۶ آذر و صدها دانشجویی که در انهدام فرهنگی («انقلاب فرهنگی») به قتل رسیدند٬ قرار گرفتند٬ تا فراموش نکنیم٬ هرگز فراموش نکنیم٬ تاریک‌ترین شب‌های این سرزمین بی‌ستاره و ماه نبوده است.
چه روزهایی بود روزهای ۱۸ تیر تا ۲۶ تیر هفته‌ی شگفت‌انگیزی بود دانشجویان زخمی و خشمگین بخشی از شهر را آزاد کرده بودند و خیابان کارگر شمالی را به میعادگاه آزادی تبدیل کرده بودند. مردم خانوادگی یا تنها به خیابان امیرآباد می‌آمدند گویا به جشنواره‌ی آزادی دعوت شده باشند. تمام ارکان نظام به لرزه درآمده بود و همه منتظر بودند ببینند خاتمی که روی دوش همین جوانان به ریاست جمهوری رسیده بود چه می‌کند! متاسفانه خاتمی به کوی دانشگاه نرفت از جایش تکان نخورد و سکوت کرد دانشجویان را به خاک و خون کشیدند.
مردم نمی‌دانستند چه کنند چشمشان به دهان خاتمی بود تا بگوید چه کنند و او سکوت کرده بود. می‌گفتند: «اگر برویم و به دانشجویان بپیوندیم خاتمی را تضعیف کرده‌ایم بگذارید حالا که او را انتخاب کرده‌ایم پشتش را داشته باشیم و بگذاریم جریان امور آن‌گونه که او می‌پسندد جلو برود» و نمی‌داستند او نیز حفظ جمهوری اسلامی را از هر مقدسی مقدس‌تر می‌داند و از حضور مردم در خیابان‌ها وحشت دارد. دانشجویان را به خاک و خون کشیدند و یاس و ناامیدی را در دل‌ها نشاندند. گذشت روزگار احمدی‌نژاد را آورد و بعد انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ را اینبار مردم منتظر دستور کسی نماندند به خیابان‌ها ریختند و به تقلب آشکاری که شده بود اعتراض کردند و این موجب شد میرحسین موسوی و مهدی کروبی در کنار مردم قرار بگیرد. این می‌تواند همیشه درس بزرگی برای ما باشد وقتی پای حقیقت در میان است وقتی خورشید در آسمان می‌درخشد منتظر فرمان کسی ننشینم و به سوی خورشید رویم.
۱۸ تیر ۱۳۷۸ کمر خامنه‌ای و جمهوری اسلامی‌اش را شکست. خون آن بیگاناهان٬ مغز شکافته‌ی عزت٬ تنٍ شکنجه شده‌ی فرشته٬ و قلب پاره پاره‌ی تامی و سعید که توسط ماموران ربود شده و دیگر هرگز هیچ خبری درباره‌ی او شنیده نشد٬ دامن آلوده‌ی حاکمان جمهوری اسلامی را گرفت. اینان اولین شکوفه‌های پرپر شده نبودند آخرین هم نبودند اما دستان گشاده‌ی‌شان دست قربانیان دهه‌ی شصت٬ دست به خاک خفتگان خاوران را گرفت و در دست نداها و کیانوش‌ها گذاشت.
این نام‌ها را فراموش نکنید اینان با جان خویش با جوانی خویش جوانی برایمان آوردند: عزت‌الله ابراهیم‌نژاد، فرشته علیزاده٬ تامی حامی‌فر٬ سعید زینالی٬ اکبر محمدی٬ احمد باطبی٬ بهروز جاویدتهرانی٬ منوچهر محمدی٬ فرخ شفیعی، میثم لطفی٬ مهرداد لهراسبی٬ عباس دلدار٬ محمدرضا کسرانی٬… و ده‌ها و صدها نام دیگر که کهکشان آزادی را برفراز سرمان نورانی کردند. تنهایشان نگذاریم ۱۸ تیر هر سال چشم براه نشسته‌اند ببینند یاد و خاطره‌ی رنج‌هایی که کشیدند را پاس می‌داریم و این قافله را که آنان چاووشانش بودند به منزل آزادی می‌رسانیم.

ارسال به: Balatarin::Donbaleh::100C::oyax::Mohandes::Del.icio.us::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Comments Feed::Subscribe to Feed

Advertisements

5 دیدگاه »

  1. […] هیجده تیر روزی که پایه‌های تخت ولایت فقیه شکست! بدست taalesh هیجده تیر روزی که پایه‌های تخت ولایت فقیه شکست! […]

  2. omid said

    «می‌گفتند: «اگر برویم و به دانشجویان بپیوندیم خاتمی را تضعیف کرده‌ایم بگذارید حالا که او را انتخاب کرده‌ایم پشتش را داشته باشیم و بگذاریم جریان امور آن‌گونه که او می‌پسندد جلو برود» و نمی‌داستند او نیز حفظ جمهوری اسلامی را از هر مقدسی مقدس‌تر می‌داند و از حضور مردم در خیابان‌ها وحشت دارد. دانشجویان را به خاک و خون کشیدند و یاس و ناامیدی را در دل‌ها نشاندند.»

    …و تاریخ داره تکرار می شه. این بار به جای خاتمی، موسوی بت شده.

    • balva said

      امید عزیز٬
      نه خوشبختانه تکرار نمی‌شه. موسوی فهمیده که نمی‌تونه «جمهوری اسلامی» را حفظ کنه. داره زورشو می‌زنه که «اسلام» را حفظ کنه!
      البته تا وقتی که جنبش مردم رهبر و شورای رهبری یا حزب رهبری کننده نداره همیشه خطر انحراف یا سرکوب وجود داره.

  3. ako said

    laanat be khatami ke posht daneshjooha ro oon moghe khali kard

  4. اتحاد said

    http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=23808

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: