ماجرای محمود هسته‌یی و قوزک مشایی

آورده‌اند روزی احمدی‌نژاد و مشایی به نطنز رفتند تا از تحفه‌ی نطنزشان انرژی هسته‌ای بازدید کنند. عندالورود سراغ کیک زرد را گرفتند که آن‌ها را بردند بر سر دیگ هسته‌یی و عمل آمدن کیک زرد را نشان‌شان دادند.

احمدی‌نژاد و آقازاده بر سر دیگ هسته‌یی

احمدی‌نژاد و آقازاده بر سر دیگ هسته‌یی


مشایی چشم‌ابرویی بالا انداخت و با ایما و اشاره به محمود فهماند که مراقب آقا‌زاده باشد کلاه سرش نگذارد و کیک‌زرد اصلی را نشان‌شان بدهند. محمود هم با تمام خنگی موضوع را گرفت و گفت:«این که مثل گه بچه می‌ماند سرما شیرمی‌مالی عامل هاشمی کیک‌زرد درست درمان نشان‌مان بده» که آقا‌زاده هم نشان‌نشان داد!
کیک‌زرد هسته‌یی با دو عالت مردانه و یک عامل زلزله.

کیک‌زرد هسته‌یی با دو آلت مردانه و یک عامل زلزله.


رحیم محمود را به کناری کشید و گفت بگو تنهایمان بگذارند که با تو کاری خصوصی دارم. محمود نیز دستور داد همه رفتند و آن‌ها را با کیک‌زرد تنها گذشتند. وقتی همه رفتند. رحیم مشایی گفت:«محمود بیا مقداری از این کیک‌ها بلمبانیم که مرتاضی در هند مرا گفته است اگر تکه‌یی از این کیک بخوریم عمر نوح می‌کنیم و زور و بازوی آرنولد به دست می‌آوریم.» هر دو سر در دیگ کردند و تا توانستند کیک خوردند و آروغ زدند که حال‌شان دیگرگون شد. ناگهان صدای انفجاری آمد و محمود دید مشایی غیب شد!
کوز هسته‌یی

مشایی لحظه‌یی پس از صادر کردن گوز هسته‌یی


محمود گیج شده بود و دوربر را نگاه می‌کرد و رحیم رحیم گویان به گوش و کنار سرک می‌کشید که صدای زنگ تلفن بلند شد. مشایی بود. احمدی‌نژاد گفت:«رحیم کجایی؟» رحیم باصدای که از ته چاه در می‌آمد گفت:«محمود مو‌هایت سیخ شده؟»
احمدی‌نژاد گفت:«آری»
مشایی:«زبان‌ات از دهانت بیرون افتاده؟»
احمدی‌نژاد گفت:«آری»
مشایی: «نفخ داری»
احمدی‌نژاد:«بدجور»
مشایی:«محمود جان مراقب باش نگوزی که من گوزیدم و اکنون در چاهی میان یک مشت نامه گرفتار شدم.»
گوزیدن ممنوع

گوزیدن ممنوع

کمی تا قسمتی بی‌مزه بود و ممکن است دوستانی که کلیک کرده‌اند به اندازه‌ی وقتی که حرام کردند نصیب نبرده باشند و اکنون از دست این بلوای روسیاه خشم‌گین باشند که کم‌فروشی کرده است. اشکال ندارد حتما مصلحتی در کار ما بوده است که می‌خواستیم طنزی بنویسیم و انبانمان تهی بود و با عجله این‌ها را سر هم کردیم. حالا عکسی را در زیر نشان‌تان می‌دهیم که اگر ندیده باشید حتما خنده‌یی به لبتان می‌آورد و ضمنا حاوی نکته‌ی ایمنی است که به کارتان می‌آید و ممکن است آبروی‌تان را بخراند!

گوزیدن در آب

در آب مگوزید که هر چند صدا و بو ندارد اما بسی آبروبرتر است!


پی‌نوشت
یک کیک زرد خورده‌ی دیگر!

یک کیک زرد خورده‌ی دیگر!


برخی از طنازی‌ها
* ماجرای کلید و سوراخ، عیدانه‌ی بلوایی! ۱۲+
* محمود از نگاه عبید
* جانم فدای رهبر

ارسال به: Balatarin::Donbaleh::100C::oyax::Mohandes::Del.icio.us::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Comments Feed::Subscribe to Feed

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: