ما فرزندان فردایم شما از گور دیروز درآمدگان!

نه! دیگر نه بهشت وسوسه‌انگیز خدایتان مرا گردن کج می‌کند٬ به عبادتی ریاکارانه٬ نه وحشت دوزختان مرا هراسیده به فرمان می‌گیرد. نه طرح عفافتان آب از دهانم جاری می‌کند نه وحشت کهریزکتان پوزه‌بند بر دهانم می‌زند. سی سال٬ تمام تلاش‌تان را کردید نرم و لطیف به سخن درآمدید مارگونه مرا به گفت‌وگو فرا خواندید و من دشنه‌یی که در آستین نهان کرده بودید دیدم و تف بر لبخند ریاکارانه‌ی جادوگر پیرتان پرتاب کردم. چماق برکشیدید و بر سر و رویم فرود آوردید تاب آوردم و فریاد بر کشیدم٬ از عمق جان٬ فریاد برکشیدم: «منم انسان!» حاصل فرگشتی میلیون ساله! من از دل میلیون‌ها ذره که گرد هم آمدند تا ملکول‌ها را بسازند و ملکول‌هایی که تکثیرشدن را آموختند و چندان تکثیر شدند که نخستین تک‌سلولی‌ها را به‌وجود آوردند و در طی فراینده‌یی پیچیده٬ تصادفی و رو به جلو٬ پای بر هستی نهادم و قد راست کردم. من انسان‌ام پیچیده‌ترین محصول زمین که گوش بفرمان آسمان نیست. در تلاشی هزاران ساله٬ از غار تا ماه٬ قد کشیدم و برفراز آمدم و شما ناگهان از دل تاریک تاریخ سربرآوردید تا مرا به گور خودساخته‌ی‌تان فرا خوانید و من! ذات من٬ انکار و نفی شما ست. من هستم و تا هستم شما نیستید سایه‌هایی در تاریکی هستید٬ مومیایی‌های جان گرفته در عصر شومی که قدرت پول و سرمایه سد راه من شده بود و شما سربرآوردید٬ از گورهای تاریک سده‌های میانه سربرآوردید٬ تا مرا به عصر وحشت بازگردانید با چوبه‌های دارتان و شعله‌‌ی آتشتان. و من با لخندی تلخ شعبده‌های شوم شما را نظاره می‌کنم و بر این تلاش بی‌فرجامتان پوزخند می‌زنم. با که می‌خواهید طرف شوید با چه؟ با ذات رو به جلو و پیشرفت؟ با ذات هستی؟ با حاصل میلیون‌ها سال تکامل(فرگشت)؟ من فرزند کاوه‌ام فرزند اسپارتاکوس من در جوار گردآفرید سواری آموخته‌ام و کمان آرش را به کف دارم و هدف چشمان کوردل شماست که از شانه‌ی ضحاک سربرآوردید تا بر پاشنه‌ی آشیل فروآیید. من فرزند زمانه هستم و زمانه زمانه‌ی شما نیست زمانه‌ی شما دیریست سپری شده است در کمون پاریس در میدان تین‌آن‌من یا کوچه پس کوچه‌ی امیرآباد در دهلیزهای اوین و کهریزک. ما شما را شکست دادیم هرچند شما شکست‌خوردگانی بودید که در سرمای قطبی دیرهنگام بر سر تصادفی نامیمون سربرآوردید و ثانیه‌هایی حرکت شتابان مرا به تاخیر انداحتید و من اکنون آماده و سرشارتر از همیشه رخ در رخ شما نهاده‌ام و بساط پیروزمست شما را به بالاآوردن هرآنچه به تزویر برمن خورانده بودید جشن گرفته‌ام. به گورهایتان باز گردید بازی تمام شد ما پیروزیم و شما بیهوده تلاش می‌کنید ثانیه‌های عمرنکبت‌بارتان را به دقیقه بکشانید. در میلیون‌ها سال سرنوشت پرفرازونشیب من شما چه هستید جز پلک بر هم زدنی! آن که امام ماه‌نشین‌تان بود یه قعر نکبت و منجلاب خودساخته‌اش فروکاهیده شد شما که دلقکانه بی‌آبرویی بیش نیستید. بساط مضحک معرکه‌ی‌تان را برچینید و بیش از این عرض خود را نبرید که عرصه‌ی سی‌مرغ جولانگه شما نیست.
گذشت آن زمانی که با «داستان راستان»تان سمفونی حماقت کوک می‌کردید و از پیراهن نو خریدن امام‌تان برای برده‌اش به‌به و چه‌چه سرمی‌دادید. من فرزند عصر آزادی‌ام عصر بلوغ بشر که می‌رود تا تومار فریبکاری اربانتان را دهم پیچید شما که قابل این حرف‌ها نیستید. من نوک پیکان تکامل هستی هستم و شما حاصل اشتباه خلقتید٬ گٍل‌هایٍ اضافیٍ بی‌مصرفٍ متعفن حاصل شوخ‌طبعی طبیعت یا اشتباه تصادفی آن مانند هزاران موجود اشتباهی دیگر که آمدند و چند صباحی بودند و رفتند چنان رفتند که پنداری هرگز نبودند. 
زخم‌های که بر تن من فرودآوردید ترمیم می‌شود و دیگر شما حتا با اثرزخم‌هایی که تن فربه‌ی خراشگرتان بر جای گذاشت به‌ياد نمی‌آید. می‌روید به اعماق تاریخ به چاه جهل و خرافاتتان فرومی‌غلتیتد و خاطره‌یی تلخ و دور می‌شوید. همان‌جا که ضحاک و آتیلا و اربابتان جورج دبلیو بوش رفتند و می‌روند.
ما فرزندان فردایم شما از گور درآمدگان دیروز. زمانه از پگاه هم گذشته است٬ دیریست آفتاب برآمده است و فردا شده است٬ خفاشان همه راهی غارهای دور شده‌اند شما تاخیر دارید بشتابید! تعجیل کنید! دیگر در زباله‌دانی تاریخ هم جایتان نیست. بشتابید تن کرخت خود را تکانی دهید! دست این «آقا»ی مخبط و عنتر دست‌آموزش را بگیرید و به اعماق تاریک تاریخ بازگردید و بیش از این در عصر انسان عشوه‌های ماقبل‌میمونی نفروشید و خود را مضحکه‌ی جمع نکنید. چخه!

ارسال به: Balatarin::Donbaleh::100C::oyax::Mohandes::Del.icio.us::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Comments Feed::Subscribe to Feed

Advertisements

2 دیدگاه »

  1. MAD said

    سلام دوست عزیز. چه گفتی و چه نوشتی. داغ دل تازه کردی. اگر اجازه میدی میخوام این دلنوشته ات رو توی وبلاگم بزارم. البته با ذکر منبع اگر یه جوری بهم خبر بدی ممنون می شم.
    اینم آدرس وبلاگ:
    http://iratheists.blogspot.com/

  2. بلوا said

    دوست عزيز اجازه لازم نيست اينجا وقف عام است:)

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: