وحدت در نفی: ۲۲ خرداد ایران و جهان در نفی دیکتاتوری

من همدستِ توده‌ام
تا آن دَم که توطئه می‌کند گسستنِ زنجیر را
تا آن دَم که زیرِ لب می‌خندد

دلش غنج می‌زند
و به ریشِ جادوگر آبِ دهن پرتاب می‌کند.

اما برادری ندارم
هیچگاه برادری از آن دست نداشته‌ام
که بگوید «آری»:
ناکسی که به طاعون آری بگوید و
نانِ آلوده‌اش را بپذیرد. احمد شاملو

احساس شهودی راه را نشان می‌دهد ۲۲ خرداد باید در خیابان باشیم و به دیکتاتوری به جمهوری وحشت و ترور و اعدام اعتراض کنیم. مهم نیست چگونه می‌اندیشیم سرخ٬ سبز٬ سفید… یا هر رنگ دیگری٬ مهم نیست به چه زبانی سخن می‌گویم: ترکی٬ ارمنی٬ عربی٬ فارسی… مهم نیست در کجای ایران هستیم: تهران٬ شیراز٬ یاسوج٬ زابل٬ تبریز٬ سنندج٬ مشهد٬ بندرترکمن٬ اهواز٬ ایلام… چه می‌دانم وه! که این سرزمین چقدر پهناور است و چقدر دلیر و دلاور دارد… و مهم نیست حتا کجای دنیا باشیم از برکت «جمهوری اسلامی» از «قطب» تا «استوا» از شرق تا غرب همه جا ایرانی‌ها هستند و آماده‌اند تا در «۲۲ خرداد» به خیابان‌ها بیایند و دیکتاتوری و کودتا و شکنجه و اعدام را رسوا کنند.
اما چرا «شهودی»؟ آیا «عقل» بر این آمدن صحه نمی‌گذارد؟
راستش وقتی متن در خواست میرحسین و کروبی را می‌خوانم تنم مورمور می‌شود: «انشا‌ءالله با صدور مجوز راهپیمایی٬ شاهد حضور پر شکوه اقشار آگاه٬ متدین و انقلابی در راستای حفظ [و] صیانت از آرمان‌های نظام مقدس جمهوری اسلامی خواهد بود.»(۱)
یعنی «من» که از زمانی که خودم را شناختم و می‌توانستم در مورد مسایل سیاسی نظر بدهم٬ کلاس اول یا دوم ابتدایی بودم گویا٬ این نظام «نامقدس» را قبول نداشتم حالا برای «حفظ و صیانت» از آن به خیابان بیایم؟! «من» که بهترین دوستانم٬ پدر و مادر و خواهر و برادر بهترین دوستانم در این نظام٬ که تنها آرمان مقدسش «مرگ » است٬ اعدام شده‌اند و شکنجه شده‌اند٬ حالا بیایم برای حفط آرمان‌های این نظام در خیابان راهپیمایی آرام و در سکوت کنم؟
اما این جمله چیزی دارد که توجه به آن مهم است نوشته شده است:«انشا‌ءالله با صدور مجوز راهپیمایی…» تکلیف معلوم است. اگر مجوز راهپیمایی دادند من می‌دانم راهپیمایی که برای «حفظ [و] صیانت از آرمان‌های نظام مقدس جمهوری اسلامی» راهپیمایی من نیست.
موضوع خیلی ساده است اصل نانوشته‌یی در کار است هر کس راه خود را می‌رود و ما در مقاطعی هم‌راه می‌شویم بدون آن که قصد داشته باشیم یقه‌ی هم را بگیریم و برای هم راه مشخص کنیم. «میرحسین موسوی» و «مهدی کروبی» و بخشی از هوادارانشان نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند اما حاکمان فعلی آن را نالایق و ستمگر می‌دانند برای همین حق خود می‌دانند که درخواست مجوز کنند و بخواهند از «آرمان‌های نظام مقدس‌شان» صیانت کنند. «من» هر چند هرگز این نظام را قبول نداشته‌ام اما در انتخابات سال گذشته شرکت کردم و رای دادم برای این کار خودم دلایل بسیار داشتم. بسیاری از دوستانم٬ به دلایلی که برای من محترم است٬ در انتخابات شرکت نکردند و آن را مشروع و قانونی نمی‌دانستند٬ که البته حق داشتند٬ اما دیدیم که ظرفیت «جمهوری اسلامی» کمتر از آن است که حتا یکی از نامزدهای مورد وثوق خودش را قبول کند. به عبارت ساده‌تر آن‌ها تا جایی «بازی» دموکراسی و انتخابات را ادامه می‌دهند که بدانند نتیجه همان است که خودشان می‌خواهند به محض این که ببینند نتیجه‌ی بازی چیز دیگری است زیر بازی می‌زنند و تمام قواعد را به هم می‌زنند.(۲)
۲۲ خرداد در راه است. فرض کنیم مجوز صادر شود. یعنی اجازه داده شود در راه‌پیمایی آرام در تهران از میدان امام حسین تا میدان آزادی برای «حفظ [و] صیانت از آرمان‌های نظام مقدس جمهوری اسلامی» راهپیمایی کنیم. ما که این نظام را مقدس نمی‌شماریم آیا می‌توانیم در این راهپیمایی شرکت کنیم؟ پاسخ دشوار است اما شاید همان پاسخی باشد که سال گذشته همین روزها از خود می‌پرسیدیم! «آیا ما که «نظام جمهوری اسلامی» را به‌طور کلی «با هر جناح و دسته» قبول نداریم. ما که می‌دانیم «جمهوری اسلامی» اصلاح‌ناپذیر است٬ و اگر نمی‌دانستیم هشت سال دولت اصلاحات این را عملا به ما نشان داد٬ ما که می‌دانیم٬ کمی بهتر و کمی بدتر٬ در این مرداب عفن معنایی ندارد و بهترین‌ها در نهایت فقط سرپوشی می‌شوند برای بدترین و ناگوارترین اتفاقات در راه و مسکن‌هایی هستند که درد رشد این سرطان را تسکین می‌دهند تا مبارزه با آن به فراموشی سپرده شود… ما که این‌ها را می‌دانیم آیا می‌توانیم در انتخابات جمهوری اسلامی شرکت کنیم؟» قصد باز کردن آن بحث را ندارم به هر حال با هر تحلیلی بود ما تصمیم گرفتیم در انتخابات شرکت کنیم و شرکت کردیم و دیدم که به رای و نظرمان خیانت شد و به این خیانت اعتراض کردیم و این موجب وحدتمان شد و دوستانی که رای نداده بودند و بعضا رای دادن ما را خیانت می‌شمردند با ما همراه و یک صدا شدند و جهان را به لرزه درآوردیم. اکنون هم به فرض این که مجوز داده شود حتما بعضی از دوستان با همین تحلیل رهبری موسوی و کروبی را می‌پذیرند و همان‌طور که آنان خواسته‌اند در راهپیمایی شرکت می‌کنند. ممکن است گروهی هم بخواهند شعارهایی به‌اصطلاح ساختارشکنانه بدهند که به نظر من بهتر است این کار را نکنند چون موجب تفرقه و تشتت در بین مردم می‌شوند. تا جایی که راهپیمایی آرام پیش می‌رود و نیروهایی بسیجی و انتظامی به راهپیمایان تعرض نمی‌کنند باید جو را آرام نگه داشت حتا اگر قصد داشتند با تحریک کردن مردم جو را آشفته کنند باید اجازه‌ی این کار را نداد. بعید نیست٬ راستش را بخواهید باید بگویم مسلم است٬ که نفوذی‌هایی در بین جمعیت از اطلاعات و سپاه و بسیج سعی می‌کنند جو را متشنج کنند که باید با آن برخورد کرد و اجازه‌ی این کار را نداد. این حتا اگر نظر من هم نباشد نظر اکثریت شرکت کنندگان خواهد بود. اگر ساده‌اندیشانه به ماجرا نگاه کنیم اگر مجوز داده شود دو خاصیت برای «جمهوری اسلامی» دارد:
۱- موجب تفرقه در صفوف «جنبش سبز» می‌شود. گروهی می‌خواهند شعار ساختار شکنان بدهند و گروه دیگر سعی می‌کنند جلوی این کار را بگیرند.
۲- ثابت می‌شود «مردم» با اصل «نظام جمهوری اسلامی» مخالف نیستند فقط نسبت به نتیجه‌ی انتخابات اعتراض دارند.
اما چیزی که مسلم است این است که «مجوز» صادر نخواهد شد. و سوآل اساسی این است: «چرا؟ یعنی حاکمان جمهوری اسلامی این‌قدر ابله و نادان هستند که نمی‌دانند منفعت صدور مجوز راهپیمایی در ۲۲ خرداد بسیار بیشتر از زیان و مضرت آن است؟» دو پاسخ متضاد اما هر دو واقعی به این پرسش وجود دارد.
نخست آن که گروه و جناح حاکم صرفا به منافع خودش می‌اندیشد و برای حفظ خودش در قدرت تلاش می‌کند. حفظ جمهوری اسلامی برای جناح حاکم تاجایی ارزش دارد که آن‌ها سرکار باشند. این‌ها نه دلشان نه برای «اسلام» می‌سوزد نه «ایران»٬ نه «جمهوری» اینان می‌گویند چون من نباشم بگذار ایران ویران شود و همه‌ی جهان کافر به اسلام! برای همین در تصمیم‌گیری‌هایشان «مصلحت نظام» را در نظر نمی‌گیرند مصلحت نظامی را در نظر می‌گیرند که خودشان در آن فرمانروایی کنند.
پاسخ دوم هر چند متفاوت و شاید متضاد با پاسخ اول باشد اما به اندازه‌ی پاسخ اول واقعی است. مسئله این است که دادن مجوز راهپیمایی قدرت‌نمایی بزرگی برای «جنبش سبز» می‌شود موجب تفرقه نمی‌شود چون مردم نشان داده‌اند در این‌گونه موارد خیلی هوشمندانه و مدبرانه رفتار می‌کند تایید بر «جمهوری اسلامی» هم نمی‌شود چون آغاز راهی است که سرانجامش باید آزادی‌های مدنی و آزادی‌های سیاسی باشد و این‌ها مرگ جمهوری اسلامی است. «جمهوری اسلامی آزاد» سالبه‌ی به انتفاء موضوع است.(۳)
آنچه مسلم است٬ این است که مجوز صادر نخواهد شد و این یعنی آن که به ما مجوز می‌دهند بدون مجوز راهپیمایی کنیم و شعارهایی که دوست داریم بدهیم. چه مجوز بدهند و چه مجوز ندهند ما میلیونی در تهران و در شهرها و در سراسر جهان حضور خواهیم داشت. اگر مجوز بدهند٬هر ناممکنی در این حکومت احتمال بروز و ظهور دارد٬ در تهران برای حفظ وحدت در سکوت راه‌پیمایی خواهیم کرد و صرفا آزادی زندانیان سیاسی٬ لغو احکام اعدام‌ها و زندان‌ها٬ بررسی صلاحیت دولت احمدی‌نژاد٬ آزادی مطبوعات و سایر شعارهای که در چارچوب «جمهوری اسلامی» قاعدتا نباید ساختارشکنانه تلقی شود سرخواهیم داد و در سراسر جهان با رنگ و نماد و شعار خودمان در دفاع از ایران آزاد و در حمایت مردم در بند ایران راهپیمایی اعتراضی می‌کنیم و اگر مجوز ندهند فقط به ما اجازه داده‌اند که فریاد بزنیم: «خامنه‌ای قاتل است حکومتش باطل است»٬ «استقلال٬ آزادی٬ جمهوری ایرانی»… پس پیش به سوی ۲۲ خرداد!

—————–
۱) تصویری از متن درخواست مجوز.
۲) این تنها در سیاست داخلی نیست که در سیاست خارجی نیز چینن است. به همین دلیل شاید بتوان عنوان بی‌پرنسیب‌ترین دولت موجود در جهان را به دولت احمدی‌نژاد و جمهوری اسلامی خامنه‌ای داد.
۳) شاید دوستان بگویند: «میرحسین موسوی و کروبی که حفظ نظام جمهوری اسلامی را می‌خواهند چرا درخواست مجوز کرده‌اند و «جمهوری اسلامی» را در تنگنا قرار داده‌اند؟ آنان که می‌دانند راهی که انتخاب کرده‌اند سرانجام به سقوط جمهوری اسلامی منتهی می‌شود؟» به نظر من پاسخ روشن است آنان کورسوی امیدی دارند که «جمهوری اسلامی» را حفظ کنند و از سوی دیگر می‌خواهند اصل اسلام را حفظ کنند. یعنی کاری کنند که بعد از سقوط «جمهوری اسلامی» باز بتوانند به عنوان سیاست‌مدار مسلمان حزب خودشان را داشته باشند و یک‌سره مانند آنچه برای فاشیسم و نازیسم در آلمان اتفاق افتاد به طور کلی تلقی که آنان از اسلام دارند حذف نشود. به هر حال با هر انگیزه و نیتی که این کار را می‌کنند تا جایی که به رای و نظر مردم احترام می‌گذارند رای و نظرشان محترم است.

ارسال به: Balatarin::Donbaleh::100C::oyax::Mohandes::Del.icio.us::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Comments Feed::Subscribe to Feed

Advertisements

5 دیدگاه »

  1. بند زنان، شهر فرمانروایان قداره بند (نوشته‌ای از یک زن زندانی سیاسی)

    خیلی طول نمی کشد تا رئیس و رؤسا خودشان را نشان دهند. باید معلومت کنند که رئیس کیست. معلوم کنند این جا رئیس دارد. هر کی به هر کی نیست.
    کسی این جا به اسم و رسم تو کاری ندارد. دانشجو و استاد دانشگاه و فعال مدنی و فعال دانشجوئی و روزنامه نگار و فعال حقوق زنان و فعال حقوق بشر کسی نیست. این ها هم شد جرم؟!
    این جا قداره بندی و عربده کشی است که کار می کند. اگر می خواهی برای خودت کسی باشی یادت باشد دفعه بعد که آوردنت این جا از همان اول نگویی که اهل اندیشه و قلم به دست بوده ای که تو را گرفته اند. برای این ها افت دارد. باید بگویی دو تا آدم کشته ای تا تحویلت بگیرند. هر چند روش و منش و کلام و رفتارت نشان دهد قداره بند نیستی. اصلا بلد نیستی.

    http://www.rhairan.biz/archives/14150

  2. بر( فرشته قاضی ) چه گذشت؟

    صدای باز شدن دری آهنی را می شنوم و متعاقب آن صدای زنی را که دستم را گرفته و به داخل می کشد. در بسته می شود. چشم بندم را بر می دارد. دو زن در مقابلم ایستاده اند و از من می خواهند لباس هایم را در بیاورم؛ مانتو و روسری را در می آورم و کفش هایم را نیز.
    اما می گویند باید تمام لباس هایت را در بیاوری! من شوکه می شوم و اعتراض می کنم. زنی که قدی بلند و هیکلی درشت دارد جلو می آید. می گوید: قانون اینجا این است تمام لباس هایت را بیاور و اشاره به لباس زیرم می کند. مقاومت می کنم اما دستانم را می گیرد و روی زمین می نشاند و یک زن دیگر نیز به جمع این دو اضافه می شود. در میان تقلای من، تی شرتم را از تنم خارج می کنند و شلوارم را نیز. من همچنان مقاومت می کنم اما سه نفری به جانم می افتند و با خشونت هر چه تمامتر که با ضرب و شتم همراه است، در مقابل فریادها و دست و پا زدن های من، تمام لباس هایم را از تنم خارج می کنند و به بازرسی بدن ضرب دیده ام می پردازند. می گویم: من امروز در دادسرا بازداشت شده ام و از پیش احضار شده بودم و چیزی به همراه ندارم؛ اما فایده ای ندارد. بعد از تقلایی نیم ساعته آنچه را که می خواستند می کنند و بعد تی شرت و شلوارم را می دهند و می پوشم و به سلولی منتقلم می کنند.

    http://irangreenrevolution.wordpress.com/2010/05/30/%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%82%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%DA%86%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D8%9F/#more-4396

  3. سایت خانم فرشته قاضی said

    سایت خانم فرشته قاضی

    http://iranbaan.org

  4. دعوت طلاب و روحانیون ضد رژیم از مردم برای حضور در راهپیمائی 22 خرداد

    بسمه تعالی
    وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ ( و آنان که ستم کرده اند به زودی در می یابند که بازگشتشان به کجاست. سوره شعراء، بخشی از آیه 227)
    قریب به یک سال از ضایع شدن حق مسلم مردم ایران و سرقت تاریخی‌ آرائشان توسط نظام کودتاگر که تنها اسمی از اسلام بر تارک آن باقی مانده می گذرد. روزی که سرآغاز اتفاقات ناگوار برای مردم، اقتصاد، اعتبار و وجهه بین المللی ایران و نیز روزهای سختی برای معتقدان به اسلام عدل و اعتدال و شرع مقدس بود. این روز، روز تقلب بزرگ و دروغ آشکار حکومتیان بود.
    ۲۲خرداد ۱۳۸۸ روزی بود که مجوز رسمی‌ وقایع اسف بار ۲۴ خرداد در کوی دانشگاه، ۲۵ خرداد در میدان آزادی، ۳۰ خرداد در خیابان آزادی، دستگیری گسترده دلسوزان و خدمتکاران ایران، دستگیری مردم بی‌ گناه، فجایع ننگین، نفرت آور و غیر انسانی‌ کهریزک، برگزاری دادگاه‌های نمایشی برای بی‌ آبرو کردن زندانیان، اعدام‌های گسترده‌ به بهانه محارب بودن، سرکوب روز قدس، جنایات دردناک، کشتار وحشیانه و هتک حرمت روز عاشورای حسینی‌ بدست حکومت، حوادث ۲۲ بهمن، وقایع چهارشنبه سوری، صدور احکام خلاف قانون قضا، فقه قضایی و شرع اسلامی، اعدام هموطنان کرد، تحریف نصوص واضح فقهی‌، اعتقادی و شرعی و صدها جنایت دیگر، به امر و فرمان شخص رهبری، که نه از فقاهت اسلامی بویی برده است و نه از وجدان و شرف، صادر شد.

    http://www.motghan.org/web/tabid/70/articleType/ArticleView/articleId/34/-9—.aspx

  5. […] This post was mentioned on Twitter by ghazal, Ashkan Foroozani. Ashkan Foroozani said: RT @ghazal20033: وحدت در نفی: ۲۲ خرداد ایران و جهان در نفی دیکتاتوری http://bit.ly/ayEAnh […]

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: