چرا کارگران؟ چرا اول ماه مه (یازده اردیبهشت)؟

روز کارگر
نوع کار و معیشت انسان‌ها آگاهانه یا ناآگاهانه شکل مبارزه‌ی آن‌ها را بازمی‌تاباند. برای درک درست از نحوه‌ی کار کارگران و نقشی که در جنبش‌های اجتماعی دارند اجازه دهید موشکافانه و جز به جز به مسئله نگاه کنیم و مقایسه‌ی، هر چند شتابزده‌یی با کار و مبارزه‌ی دانشجویان، یا سایر اقشاری میانی، داشته باشیم.
کارگری را در نظر بگیرید که صبح سر کار می‌رود به کارخانه می‌رود. او «نیروی کار» خود را به بازار «کار و سرمایه» می‌برد تا بفروشد اگر نتواند «نیروی کار» خود را بفروش برساند باید گرسنگی بکشد و نمی‌تواند «نیروی کار» خود را تجدید کند.
نکته‌ی مثبت: «کار کردن» برای کارگران ضرورت مرگ و زندگی دارد تفننی و باری به هر جهت نیست.
نکته‌ی منفی: هزینه‌ی مبارزه برای کارگران بالاست او مسئولیت جان خود و خانواده‌ی که از «فروش کار» او ارتزاق می‌کنند را بر عهده دارد. در مقابل دانشجویان به عنوان «دانشجو» فقط مسئولیت کار یا مبارزه‌ی خود را به تنهایی بر دوش می‌کشند. برای همین بی‌پرواتر اند و زودتر به مبارزه کشیده می‌شوند.
در کارخانه کار هر کارگر ارتباط تنگآتنگی با کار سایر کارگران دارد. یعنی کارگران در مسیری خطی کار می‌کنند. هر کارگر، کاری را در «کار» کارگر قبل از خود متبلور می‌کند. این زنجیره با کار نکردن یک کارگر از هم می‌پاشد. به عبارت ساده‌تر کار هر کارگر منوط به کار کارگر دیگری است.
نکته‌ی مثبت: کار کارگران کاری منسجم و وحدت یافته است. وحدت برای کارگران ضرورتی آرمانگرایان نیست در ذات کارشان نهفته است. خوب یا بد کار کردن یک کارگر تاثیرش را در کیفیت محصول نهایی که روی آن کار می‌کند می‌گذرد. کار کارگران به هم گره خورده است مبارزاتشان نیز چنین است. اما در دانشجویان سود و زیان خوب درس خواندن یا خوب درس نخواندن به خود دانشجو برمی‌گردد. مبارزات دانشجویی نیز چنین است و بیشتر امری وجدانی و اخلاقی است که از وجدان و اخلاق فردی نشئات می‌گیرد تا ضرورتی صنفی. (مسلما مبارزات صنفی دانشجویان امر دیگری است.)
نکته‌ی منفی: «کار» یک «کارگر منفرد» به خودی خود ارزشمند نیست. مبارزه‌ی یک «کارگر منفرد» هم چنین است. اما در مقابل کار منفرد دانشجویان ارزشمند است. مبارزه‌ی فردی‌شان نیز چنین است. دانشجویی که یک‌تنه پلاکاردی در دست می‌گیرد و دیکتاتور را رسوا می‌کند بازتابی جهانی پیدا می‌کند مانند پیراهن خونینی که باطبی به دست گرفت و جهانی را منقلب کرد. (توجه داشته باشید کارگران را به مثابه‌ی طبقه‌ی‌شان در نظر می‌گیریم وگرنه وقتی به عنوان فرد در جنبش حضور دارند تفاوتی با سایر افراد شرکت کننده در جنبش ندارند.)
کارگران مستقیما با «ماده» سروکار دارند. آنان فوری و به صورت عینی حاصل کار خود را می‌بینند. هر ضربه‌ی چکش آنان یا هر برشی که با دستگاه تراش می‌دهند یا هر روباتی را که برای انجام کاری کنترل و هدایت می‌کنند سریعا حاصل کارشان نمود عینی پیدا می‌کند. اما در مقابل مثلا دانشجویان حاصل درس خواندن خود را سر جلسه‌ی امتجان می‌گیرند.
نکته‌ی مثبت: کارگران واقع‌بین هستند و عمل آنان مستقیم و بی‌واسطه تغییر ایجاد می‌کند. آنان کاری انجام نمی‌دهند که نمود عینی فوری و مشخص نداشته باشد.
نکته‌ی منفی: شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری به گونه‌یی است که هر کارگر از روند کلی کار بی‌خبر است. به عبارت دیگر او قطعه‌یی را می‌گیرد و کار مشخصی روی آن انجام می‌دهد و به کارگر دیگر می‌سپارد. این نکته موجب می‌شود حاصل کلی کارشان چیزی باشد که اساسا آنان نسبت به آن آگاه نیستند. به عبارت دیگر کارگران را می‌شود فریب داد. هر چند مبارزه‌یی که کارگران در آن نقش داشته باشد بی‌شک به نتایج ملموس و قابل درک و غیرقابل پسگیری برای آنان منجر می‌شود اما ممکن است در کل نتیجه‌ی مصیبت‌باری به بار بیاورد و توسط سرمایه‌داران و یا کارفرماهای دولتی به یغما رود. همان‌گونه که در انقلاب اکتبر شوروری چنین شد یا در انقلاب ۵۷ ایران. اما در مقابل دانشجویان آگاهی جامع‌یی دارند جنبش‌های دانشجویی فقط با سرکوب‌های خونین خاموش می‌شوند.
از این این نگاه سریع و اجمالی می‌خواهم نتیجه بگیرم.
کارگران یک‌شبه و احساساتی وارد جنبشی نمی‌شوند اما هنگامی که به عنوان طبقه وارد جنبش شدند تا رسیدن به حداقل‌هایشان از پا نمی‌نشیند. کارگران مانند پرندگانی هستند که وقتی بر فراز کشتی ظاهر شدند خبر از ساحل و سرزمین و آبادانی می‌دهند. جنبش‌های دانشجویی یا طبقه‌ی متوسطی بدون پیوند خوردن با طبقه‌ی کارگر به تغییرات بنیادی دست پیدا نمی‌کنند و توسط حکومت‌ها سرکوب می‌شوند. پیوند خوردن روشنفکران و دانشجویان و طبقات متوسط میانی موجب می‌شود جنبش به انقلابی اجتماعی و عمیق منجر شود. مبارزات کارگران بودن آگاهی طبقاتی و بدون افق‌های روشن پیش‌رو یا تبدیل به مبارزات صرفا سندیکایی و صنفی می‌شود یا به پوپولیسم می‌غلتد. مبارزات دانشجویی و طبقه‌ی متوسط یا به جنگ‌های چیریکی و مبارزات آرمان‌خواهانه منتهی می‌شود یا در سطح کافه‌ها و کافی‌نت‌ها باقی می‌ماند. به عبارت دیگر یا سرکوب می‌شود یا بی‌خاصیت و بی‌اثر می‌گردد.
اول ماه مه روز جهانی کارگران است. امروز با رشد سرمایه‌داری عملا کارگران تمام جهان با هم وحدت کاری پیدا کرده‌اند. وقتی به کالاهایی که اختیار داریم نگاه می‌کنیم درمی‌يابیم هر قطعه‌ی آن توسط کارگری در گوشه‌ی از جهان یا ایران ساخته شده است. کار کارگران جهانی است و وحدت و مبارزه‌ی آنان نیز باید جهانی باشد. روز کارگر، روز جهانی کارگر، فرصت بسیار مغتنمی پیش پای جنبش مردم ایران برای آزادی و عدالت نهاده است این فرصت مغتنم را دریابیم و بکوشیم تا با وحدت دانشجویان، کشاورزان و کارمندان و طبقات فرودست جامعه و روشنفکران و طبقه‌ی متوسط وحدتی عمومی برای خواستی عمومی که آزادی و دموکراسی و عدالت است فراهم آوریم و افق‌های روشنی از برچیده شدن کارمزدوری و نجات از دور باطل جانشین کردن دیکتاتورها به جای یک دیگر پیش روی قرار دهیم.

مطلب پیشین
× کارگران و معلمان چشم امید ما به شما ست!
× کارگران و فرودستان و «جنبش سبز». (استقبالیه‌یی بر روز کارگر)

ارسال به: Balatarin::Donbaleh::100C::oyax::Mohandes::Del.icio.us::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Comments Feed::Subscribe to Feed

Advertisements

8 دیدگاه »

  1. […] This post was mentioned on Twitter by szahab23, نسل وحشی. نسل وحشی said: چرا کارگران؟ چرا اول ماه مه (یازده اردیبهشت)؟ – بلوا http://bit.ly/9d8fum […]

  2. نسوان said

    کارگرهای کارخانه ی ما عصرهای سه شنبه با اتوبوس به جمکران می رفتند و توی نمازخانه صف می کشیدند و پاسخ مشکلاتشان را از روحانی مستقر در کارخانه می گرفتند. حتی فقیر و فقیر تر شدن هم روی آنها تاثیر نمی گذاشت. انگار یک جوری این را که باید در مشقت زندگی کنند پذیرفته بودند و آن را مشیت الهی می دانستند.
    خشم و مبارزه شان هم از جنس دیگری بود. مثلا برای اعتراض دیگ روغن را توی خط شربت خالی می کردند اما حاضر نبودند که سرکار نیایند. بلکه اضافه کاری هم می ایستادند که پولش را بگیرند و به دو تا زخم زندگی شان بزنند
    حالا باز از دست من عصبانی نشی.اما
    یک )میشه بگی این کارگرها چطور و با چه انگیزه ای قرار است به بدنه این جنبش پیوند بخورند؟
    دو) آیا اماری داری که کلا چند درصد جامعه ی ما را کارگر ها تشکیل می دهند؟

    • balva said

      نسوان عزیز،
      کارگرهای شما خیلی بدسلیقه بودن که با توجه به داشتن سرکارگری مانند شما می‌رفتن جمکران! چون من کارگرهایی که تو می‌شناسی را نمی‌شناسم پس پاسخ به سوآل اول تو برام ممکن نیست. کارگرهایی که من می‌شناسم همان‌هایی هستند که در مطلب بالا توصیف کردم. من امیدوارم آن‌ها به میدان بیایند تا مرا نجات دهند چون می‌دانم با کف و سوت و شاخه‌ی گل و جون من مرگ من دیکتاتورها را نمی‌شود شکست داد. در مورد سوآل دوم بستگی داره کارگر را چه تعریف کنیم. در تعریف جامع همه‌ی حقوق بگیران کارگر محسوب می‌شوند. از کارگران صنعتی گرفته تا کارگران یقه سفید اداری. اقشاری مانند معلمان و پرستاران و … کارگر محسوب می‌شود.
      آمار را می‌توانی به سایت مرکز آمار ایران مراجعه کنی. برای اطلاع از مبارزات کارگران هم می‌توانی سری به مثلا اینجا بزنی:
      http://www.ettehadeh.com/

  3. نسوان said

    با این تعریف جز مقام معظم همه کارگرند. اما من جدی دوست دارم امار داشته باشم!
    درضمن باورت نمیشه اما بهترین روابط ( کاری ) که بتونی تصور کنی با کارگرها داشتم. به حدی که ماشینم را توی پارکینگ برام می شستن و من گیج که هیچ وقت فرصت شستنش رو نداشتم بعد از ماه ها فهمیدم که کار کار بچه های خط تولید ه هیچ وقتم نفهمیدم کار کی ( یا کیا) ست. پولی هم بابت این نمی گرفتند. حتی یک جورایی کارشون غیر قانونی بود.
    دلیلش هم این بود که من کارانه ها را به تساوی تقسیم می کردم و سهم خودم از همه کمتر بود. الان هم که این سر دنیا گدایی می کشم پشیمون نیستم.
    اما باز هم میگم. اونها به احمدی نژاد رای دادن!

  4. balva said

    نسوان عزیز،
    من شک ندارم که تو رابطه‌ی خوبی در محیط کارت با دیگران برقرار می‌کردی و مسلما انسان نیکویی چون تو از سالم و درست زندگی کرده است و کارانه‌ها را به تساوی تقسیم می‌کرده است.
    در مورد رای دادن به احمدی‌نژاد من با احمدی‌نژاد مخالف هستم، مخالف رای‌دهندگانش که نیستم. انسان‌ها حق دارند به هر کس که می‌پسندند رای بدهند. اگر به کسی که ما نمی‌پسندیم رای می‌دهند دو دلیل دارد یا ما اشتباه می‌کنیم یا نتوانسته‌ایم آنان را قانع کنیم.
    راستی تو به چه کسی رای دادی؟

  5. نسوان said

    man be moosavi raay dadam.ama tahe delam pishe ahmadinejad bood balva jaan!

    • balva said

      نسوان عزیز،
      منم به موسوی رای دادم اما ته دلم سرنگونی جمهوری اسلامی بود!

  6. […] چرا کارگران؟ چرا اول ماه مه (یازده اردیبهشت)؟ […]

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: