نجواهای زنانه در جهان مردانه‌ی روبه زوال

ضعیفه‌ام می‌خواندند، لایق مطبخ! وقتی می‌خواستند فریبم دهند، در انبان تهی‌شان که می‌جستن تا چیزی بیرون بیاورند در ستایش من، می‌گفتند:«مردان از دامن زنان به معراج می‌روند»، معراجتان ارزانی خودتان من نه کشتزار کسی هستم نه ماشین جوجه‌کشی که تخم‌تان را در من بپرورانید. من انسان هستم! صاحب تمام آنچه موجودی را به نام «انسان» معرفی می‌کند. نیمه‌ی گم شده‌ی کسی نیستم، «یاور» و «کمک‌رسان» و «مهربان» و «مظهر عشق» و «زاینده» و «زندگی بخش» و تمام این لاطائلات که برای فریبم از خود درآورده‌اید ارزانی خودتان باد. من روحی لطیف آنچنان که تو می‌پنداری ندارم. من آنگونه غریزه‌ی مادری ندارم که ته‌اش می‌شود کهنه‌شوری برای تخم و ترکه‌یی که فامیل تو را یدک می‌کشند و بر شجره‌نامه‌ی تو می‌افزایند. «حجاب» قرار است از چه مصون نگاهم دارد، از نگاه حریص تو به هماغوشی؟ تو مراقب خود باش و خود را گونی پیچ کن زیرا من از تو حریص‌ترم… حاشیه رفتن ندارد من انسانم درست مانند تو، اگر تو از دیدن اندام من دلت پر می‌کشد برای هماغوشی من نیز چنینم، من از کسی صدقه قبول نمی‌کنم نان بازو و فکر خودم را می‌خورم. اگر روزی روزگاری آدم شدی و مغزت را از دورانی که اجدادمان روی درخت زندگی می‌کرد رها کردی و توانستی درک کنی که تو هم مانند من انسانی و ما با هم می‌توانیم برابر و هم‌دوش زندگی کنیم دستت را می‌فشارم بر لبت بوسه می‌زنم و اگر بتوانی هم‌پایم بیایی تو را به دوردست‌ترین افق‌های زندگی مشترک می‌برم.
قرن‌هاست آن‌چنان براریکه‌ی قدرت تکیه زده‌ای که مانند هر تکیه‌زننده به قدرتی، توان تعقل و اندیشه را از دست داده‌ای تصور می‌کنی وجودی برتر هستی و این آنچنان تو را در نظرم خوار می‌کند که نمی‌توانم دوستت بدارم. دیکتاتورها تنهایند عظمتی دروغین برای خود می‌سازند نه می‌توانند دوست بدارند نه دوست‌داشته می‌شوند. می‌خواهی زبونی و حقارت خود را وقتی به من فرمان می‌دهی ببینی؟ به دیکتاتوران حقیر نگاه کن. مثلا نگاهی به «خامنه‌ای» بیانداز چقدر مضحک می‌شود وقتی تهدید می‌کند و «کهریزک» راه می‌اندازد تا مرا و تو را رام کند؟ مضحک نیست؟ آ یا کسی که اندکی کف نفس داشته باشد می‌تواند چنین موجود حقیری را دوست بدارد؟ قدرت نفرت می‌آورد و هر عشقی به قدرت نشانی از ضعف و جبونی است. عشق واقعی در آزادی و برابری عینیت پیدا می‌کند. آزاد شو و مرا آزاد بخواه تا در کنار هم شکوفا شویم. تا وقتی تو بردگی دیگران را می‌کنی و پا که به خانه می‌گذاری می‌خواهی تمام تحقیرهای روزانه‌ات را با تسمه‌کشیدن از گرده‌ی من جبران کنی نه عشقی وجود خواهد داشت نه انسانیتی. انسان شو شایسته‌ی تو نیست که مانند ناانسان‌های دیکتاتور باشی. تو انسانی و من می‌توانم تو را از منجلابی که در آن غوطه می‌خوری نجاتت دهم. افکار پوسیده‌ات را کنار بیانداز تو مالک من نیستی تو معشوق من می‌توانی باشی. «من» برای لذت بردن تو ساخته نشده‌ام «ما» برای این ساخته شده‌ایم که از جسم و روح هم‌دیگر سیراب شویم. هماغوشی وقتی معنا دارد که آغوش‌ها یکی شود و آغوش‌ها تنها با عشق، عشقی که برده رنگ و ریا و پول و قدرت نیست، یکی می‌شود.
فراموش کن آن دورانی را که من هم‌پای تو کار می‌کردم و از هیچ زندگی می‌ساختم و حمل فرزندمان را نه ماه تحمل می‌کردم و وقتی به دنیا می‌آمد باید تر و خشکش می‌کردم و به سر و سامانش می‌رساندم و تو تا شلوارت دو تا می‌شد معشوقه می‌گرفتی و من می‌شدم مادر بچه‌هایت دیگری می‌شد سوگلی جبران کننده‌ی عقده‌ی حقارت جنسی روبه زوالت! فراموش کن روزی روزگاری که من باید هفت قلم آرایش می‌کردم تا تو حظ بصری ببری و تو تصور می‌کردی با تن بوگندو قیافه‌ی شلخته‌ات می‌توانی مرا تصاحب کنی! گذشت آن زمان. اهل برابری هستی بفرما بزن بریم به دنیای باشکوه برابری و آزادی.
من گوهری مانند «ندا» فدیه‌ی نکردم تا از «کنیزی مطبخ» به «عزیزی مسلخ» گرفتار شوم. مرده‌ی در خون تپیده‌ی مرا عزیز مدارید من برای زندگی می‌جنگم برای آن که چون تو آزاد باشم نه در فروش نیروی کارم که آزاد در زندگی «برابر» در جامعه‌یی انسانی.
تمام شد دورانی که مرا به عمده فروشی وامی‌داشتید تا بر سر سفره‌یی با تاج سفید بنشیم و در قبال قرآنی و شاخه‌ی نباتی و چند سکه خود را برای یک عمر به تو بفروشم. هم‌کاران خرده فروشم که شب بر سر چارراهی خود را به حراج می‌گذارند معامله‌ی بخردانه‌تری می‌کنند. گذاشت آن زمانی با چشمانی اشک‌بار تا پاسی از شب چشم بر در بدوزم که کی با بوی عطری بیگانه به خانه می‌آیی با دو قرت‌ نیمی باقی تا برای هر اعتراضم چشمی کبود سهم برم. نه از خدای‌ات می‌ترسم نه عربده‌های مستانه‌ات مرعوبم می‌کند. بهشتی با حوری‌های یک‌بار مصرف ارزنی خودت، و وجود بی‌وجودت، روی همین خاک در کنار مردانی که در پایین‌تنه‌ی خود خلاصه نشده‌اند بهشت آزاد و برابر را می‌سازم.
پی‌نوشت:
این مقاله در مجله‌ی شهروند تورنتو منتشر شده است.
سایر مطالب مرتبط
* مادران پشت درهای بهشت!
* ۸ مارس نه شرقی نه غربی جهانی ست.
* حکم زن پنجم و ۸ مارس
* شیوا نظرآهاری ملکه‌ی زیبایی ایران
* فرشتگان فریاد زدند:ندا آمد بپا خیزید!
* اعدام زینب جلالیان و خشونت علیه زنان

Advertisements

62 دیدگاه »

  1. مهدی said

    بسیار عالی و زیبا.
    کاشکی کسی با این تفکر، در دنیای واقعی هم پیدا میشد، نه اینکه فقط در دنیای مجازی تصویری از آن ساخته شود و خلاص.

    اگر این رایانامه و رایانشانی نبود، خیلی منطقی تر و دلچسب تر میشد (البته برای من!)

  2. balva said

    مهدی جان؛
    هستند در دنیای واقعی هستند بسیار بیشتر از آنچه تصور می‌کنیم.

    • مهدی said

      فرزندم! بلوا جان!
      ما که بسیاری از اطراف و اکناف این کره خاکی را گشته ایم و میگردیم نیز هنوز!
      چیزی دندان-گیر! یافتمان نشد که نشد…

  3. پیـــروز said

    ساده، عمیق، جسور و تاثیرگذار بود. زنده باد.
    روزتان خجسته باد.

  4. مرد شرمگین said

    به امید روزی که بانوان ایران زمین همه اینجنین باشند.

    سال جدید زا هم پیشاپیش تبریک میگویم

  5. چرا حکومت ما را می کشد؟! چاره مقابله با تکرار این فجایع در آینده چیست؟
    – آیا هیچ تابحال فکر کرده اید چرا حکومت مثل آب خوردن راحت ما را می کشد؟!
    – آیا هیچ تابحال فکر کرده اید چرا جان ما برای حکومت کوچکترین ارزشی ندارد؟!
    ما راه حل بسیار جامعی برای برطرف کردن این مشکل بزرگ داریم. لطفا به فراگیر شدن این اندیشه جدید برای ساختن جامعه ای بهتر در ایران آینده کمک کنید. این مطلب را همه جا تکثیر کنید
    http://hamparvazan.wordpress.com/2010/03/05/44

  6. mohamad payravan said

    این نوشته نشان از خشم دارد بلوا جان
    سبز سبز باشید. محمد

    • balva said

      آره محمد جان، خشمی چند هزار ساله!

  7. اول از همه روز زن مبارک

    دوم این که خیلی تند می ری خانم

    همه رو نمی تونی با یک دید ببینی. خیلی ها هم هستند که این طور نیستند. خیلی ها که متن تو رو خوندن یعنی دست رسی به اینترنت دارن.

    قبول دارم که خیلی مشکل هست اما اوضاع این قدرها هم که فکر می کنی بد نیست.

    زنان ایران هم به ویژه نسل جدید خوب دارن از قابلیت هاشون استفاده می کنن و گاهی سوء استفاده.

    به هر حال همه رو یه جور دیدن مناسب نیست.

    • balva said

      دامبولی جان، همه با یک چوب رانده نشده‌اند. مثلا این جمله:«اگر روزی روزگاری آدم شدی و مغزت را از دورانی که اجدادمان روی درخت زندگی می‌کرد رها کردی و توانستی درک کنی که تو هم مانند من انسانی و ما با هم می‌توانیم برابر و هم‌دوش زندگی کنیم دستت را می‌فشارم بر لبت بوس می‌زنم و اگر بتوانی هم‌پایم بیایی تو را به دوردست‌ترین افق‌های زندگی مشترک می‌برم.» خب بسیاری از مردان از این مرحله عبور کرده‌اند.

  8. علامرضا said

    ایگاش یک موی تو در وجو نامردهای مردم کش بود

  9. علامرضا said

    ایگاش یک موی تو در وجو دنامردهای مردم کش بود چقدر زیبا ومحکم ودرست نوشته بود

  10. ناشناس said

    حاج خانم اینطوریام که گفتین نیست.

    • balva said

      حاج آقا چطوریاس؟! شما بفرمایید! شما که ۶ هزار ساله دارید فرمایش می‌کنید بازم بفرمایید ببینیم چطوریاس!

  11. sharareh said

    ممنون از زیبایی قلم و آزادی فکر و پیام زیبای برابری بین مرد و زن.

  12. zane ziba said

    motassefam ke mafhoome eshgh ra nafahmidi
    chon ashegh hame chiz ra midahad
    va shahvat ast ke hame chiz ra mikhhad
    va hame harfataz sare shahvate

    agar delet ziba bood hatta hame chiz ham mibakhshidi narahat nemishodi
    delet salem nist
    sorry

    • balva said

      زن زیبای عزیز،
      عشق احساسی متقابل است. عشق یک‌جانبه معنا ندارند نوعی شیفتگی بیمارگونه است که نیاز به درمان دارد. عشق متقابل است پس اگر کسی خودش را برای دیگری فنا کند دیگری هم خود را برای او فدا می‌کند و این می‌شود برابری در فداکاری. مثلا لیلی و مجنون یا رومئو و ژولیت! البته چرا وقتی دو تا آدم می‌تونن مثل آدم از هم بگیرند و به هم بدهند دنبال فدا کردن خود باشند. به قول حافط: سررشته نگه دار تا نگه‌دارم!

  13. behrang said

    » و آغوش‌ها تنها با عشق، عشقی که برده رنگ و ریا و پول و قدرت نیست، یکی می‌شود.» بلوا خانوم، جدا توصیه میکنم اگر براتون امکان داره بعضی از خانمها رو هم در این زمینه مورد خطاب قرار بدید.

    • balva said

      بهرنگی جان، منظور تفکر مردسالارانه است که متاسفانه بسیاری از زنان هم به آن دچارند! فاطمه رجبی که یکی نیست تو دنیا! 🙂

      • behrang said

        بنده بهرنگ هستم نه بهرنگی 😦

        ولی به شدت موافق این هستم که مبارزه با مردسالاری رو از خود خانمها باید شروع کرد. زن، مرد رو تربیت میکنه.
        مادر مردسالار، فرزند مرد سالار پرورش میده.

      • balva said

        بهرنگ عزیز،
        پوزش می‌خواهم که نام شما را اشتباه نوشتم. به هر حال همه جا باید با مردسالاری مبارزه کرد. با آگاه کردن زنان، مردان با تغییر حکومت با تغییر قوانین… مبارزه باید همه جانبه باشد تا به ثمر بنشیند.

  14. Nice said

    Salam
    Ingooneh ke shoma nevisisd, neshan az sarkhordegi va bazan moshkelati darad ke ehyanan risheh dar gozashteh va ya tajrobiate talkhe shoma darand.
    . Mardani ke shoma tajrobeh kardeh id »

    ا بوی عطری بیگانه به خانه می‌آی- عربده‌های مستانه‌ات مرعوبم می‌کند-. مردانی که در پایین‌تنه‌ی خود خلاصه شده‌اند…

    nemidanam chera intor minevisi. kami mosbat tar bash .
    ba intor tond neveshtan va barkhorde koor va ehsasi nemishavad jalbe hemayat kard.
    Dar zemn az khodat zaf neshan nadeh (makhsoosan ba neveshtane in joor enshaa ha)
    ta
    ضعیفه‌
    nakhanandat.
    ghavi bash va estedlal kon… shoar nadeh
    movafagh bashi

    • balva said

      نیس عزیز، من زیادی قوی هستم! تازه همه بهم می‌گن اینقدر قوی نباش!

  15. ساسان said

    کمی زیاده روی کردید.

    • balva said

      ساسان جان، کمی زیاده روی لازم است! زیاد بخواه تا لااقل یه چیزی تهش برات بمونه کم بخواهی تف هم کف دست آدم نمیندازن!

  16. ناشناس said

    That was great!

  17. Green Cardinal said

    merciiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

  18. آرش said

    یک توهم فمینیستی ! فقط همین !
    با آرزوی جهانی سبز و در میانه
    جهانی بدون قضاوت و پیشداوری نسبت به دیگران

    • balva said

      آرش جان، توهمی که برای آینده‌یی بهتر مبارزه می‌کنه بهتر از توهمی است که دل به حکومت موجود می‌سپارد. میانه‌یی وجود ندارد یا شکنجه‌گری یا شکنجه شونده. قضاوت و پیش داوری هم نسبت به کسی صورت نگرفته است نسبت به نظامی مردسالار و ویران کنند پیشداوری نمی‌کنیم آن را با پوست و استخوانمان لمس می‌کنیم هر روزه! شاید لازم باشد زن باشی تا عمق این تحقیر و رنج مضاعف هر روزه را درک می‌کردی.

  19. سلام جالب بود موفق باشی پیش از این شعری نوشته بودم به مناسبت روز زن به نام «جرم زن بودن » چقدر مضامین مشترک است موفق باشی تمام زنان از اسارت در قوانین عرفی وجزایی وفرهنگی خسته اند ! پیش از انکه زن باشم انسانم …کاش تمام مردان و به خصوص زنان مملکتم نگاهشان فقط انسانی بود نه جنسیتی!

    • balva said

      از آشنایی با وب‌لاگ خوبتان بسیار خوش‌حال شدم. حرف‌ها که از دل برآید شبیه هم می‌شود. دل‌ها مانند هم هستند. به وب‌لاگ خوبتان پیوند دادم.

  20. ناشناس said

    حاج خانم اینا که گفتین مالی مادر بزرگامونس. من هنوزم که هنوزه جلو چشامس که بابام چی طوری از مامانیم کتک میخورد و روش نمی شد با صورت زخم و زیلی برد بیرون!!! دخترا امروزی که اوه بیا و ببین. اکثرشون شمشیرو از رو بستن فکر می کنن کلاس دارد. ولی به نظر من احترام متقابل مشکل گشاست و با فمینیست تمامیت خواه که دوس میدارد تو سر مرد بزند که حس کند دیگه آزاد شدس به هیچ جایی نمیرسیم. به امید روزی که هر کسی بر اساس تواناییهاش و تلاشش به جایی برسد نه اینکه چون زنس یا مردس هولش بدن تو یه موقعیت که بعدش توش بموند. من او روزا که بابام کتک می خورد اعصاب نداشتم ولی یکی بشم گفت آب گل گاو زبون بخورم سبک می شم خوردم و شد شما هم یه ذره بخور سبک که شدی مردا رو محاکمه کن.

    • balva said

      ناشناس گرامی، من متاسف هستم که پدر شما از مادرتان کتک می‌خورده است و احتمالا همین باعث شده است که مرا «حاج خانم» بخوانی. به هر حال چیزی به نام فمنیست تمامت‌خواه وجود ندارد یا اگر هم دارد من جزو آن نیستم. تمام نوشته‌ی من حکایت از احترام متقابل دارد اما کسانی که برده می‌خواهند هر عمل برابری‌طلبانه‌یی برای‌شان می‌شود شمشیر از رو بستن. در مورد هل دادن «زنان» باید بگویم هرچند در دنیای پیشرفته به دلیل چند هزار سال تاریخ مردسالاری این نظر وجود دارد که باید به زنان امکان مثبت داد اما ما در ایران می‌گوییم حالا تبعیض مثبت پیش کش حداقل حق برابر بدهید. به هر حال نترسید کسی قصد کتک زدن شما را ندارد تجربه‌ی تلخ دوران کودکی‌تان را فراموش کنید. جمله‌ی آخرم را می‌نویسم تا سعی کنید از این گونه مردان باشید در کنار زنان و هم‌پای آنان نه آن که بر دوش زنان سوار شوید و قصد به معراج رفتن داشته باشید. «بهشتی با حوری‌های یک‌بار مصرف ارزنی خودت، و وجود بی‌وجودت، روی همین خاک در کنار مردانی که در پایین‌تنه‌ی خود خلاصه نشده‌اند بهشت آزاد و برابر را می‌سازم.»

      • نوه کوروش کبیر said

        بهشتی با حوری‌های یک‌بار مصرف ارزنی خودت، و وجود بی‌وجودت، روی همین خاک در کنار مردانی که در پایین‌تنه‌ی خود خلاصه نشده‌اند بهشت آزاد و برابر را می‌سازم.

        خیلی خوب آمدی، لطفا رمان خیام و آن دروغ دلاویز را هم بخوان. همه مردها هیولا نیستند.

  21. سودابه said

    نفسم گرفت از نوشتها ي كه نشانگر يك غرور زنانه عميق و احساس آزادگي بزرگ يك انسانه
    به اميد اون روزي كه تمام زنان سرزمين ما به اين آزاذگي لااقل در ذهن خود برسند
    لااقل آرزوي اين آزادي رو داشته باشند

  22. maziarworld said

    وای
    چقدر آخوندها اینجا برای یک مطلب آخوندی کامنت گذاشتند.
    خیلی عذر می خواهم از دوستان,
    اما انسان چقدر می تواند احمق باشد که زن و مرد و مرد و زن داد بزند و حتی در مورد آن آشکارا سخن سراید و بنویسد! بعد هم فکر کند شاهکار کرده است. خدا به دادمان برسد اگر اینان روشنفکران این سرزمینند.

    http://maziarworld.wordpress.com

    • balva said

      جناب مازیار شما چه هستید؟ چه خوب است که شما لااقل «آخوند» شناس هستید؟ به همان مردرندی! همیشه وقتی می‌خواهند صورت مسئله‌یی را پاک کند از بیخ منکرش می‌شوند! معلوم است که این نوشته به بدجای‌تان ضربه زده است که دیگران را ابله می‌خوانید و فریادتان درآمده است!

  23. واقعا آرزومه که یه روز مرد و زن بدون این که اصلا فرقی بین هم ببینن کنار هم به طور برابر زندگی کنن و مطمئنم که اون روز خیلی نزدیکه ممنون بلوا جان

  24. behrang said

    بلوا جان، با شما موافقم. فقط من از یک زاویه دیگه هم به خواست قدرت در بخشی از مردها نگاه میکنم. بسیاری از مردها پول و قدرت رو به خاطر زن میخوان.
    اگر بخشی از مردها مجبور میشن که به قول شما «بردگی دیگران» رو بکنند، این یکی از دلایلش اینه که از طرف جنس مخالف بهشون اینطور القا شده که بر اساس پول و قدرتشون مورد قضاوت قرار میگیرند. البته نمیدونم دقیقا منظور شما از «آزاد شدن» و «بردگی» کردن چی هست. من از دیدگاه خودم نگاه میکنم. از نظر من یک معلم ساده تاریخ که با تمام وجود عاشق کارش هست و انگیزش از این کار نه پول و قدرت، که همون عشق و علاقه بوده، این آدم یک فرد آزاد محسوب میشه. اما یک مهندسی که موقیعت خوب اجتماعی داره ولی نمیدونه کی هست و چی میخاد از زندگی (از جمله خود من در چند سال پیش)، از نظر من یک برده محسوب میشه. حالا از نگاه یک زن ایرانی، به نظر شما کدوم این دو نفر مقبولیت بیشتری دارند؟
    چند درصد دخترهای امروز حاضرند فرد اول رو به عنوان شریک زندگی انتخاب کنند؟
    میدونم که جهت گیری ها رو در در زندگی نباید بر اساس خوش آمد دیگران ترسیم کرد، ولی باور کنید این فشار محیطی به حدی روی مردها سنگینی میکنه که خیلیها تسلیم میشند، و آزادی شون رو میفروشند. این فشار اجتماعی روی مرد به مراتب بیشتر از زن هست. چون به طور پیش فرض جامعه مرد رو مسول نون در آوردن برای زن و بچه میدونه نه زن رو . و این باعث میشه مردهای زیادی علی رغم خواست باطنییشون به دنبال «پول و قدرت» باشند چه بسا به قیمت از دست دادن آزادی فکری وشخصیتی شون.

    • balva said

      بهرنگ عزیز، با بخش‌های زیادی از حرف‌هایت موافق هستم. من سوسیالیست هستم و در دنیای سوسیالیستی کسی نیروی کار خود را نمی‌فروشد. نه مردان و نه زنان. پول و قدرت معنا ندارد و عشق و انسانیت تنها معیار دوری و نزدیکی آدم‌ها با هم است. این‌ها زمانی رویا بود اما اکنون در درست‌رس قرار دارد. جامعه‌ی سوسیالیستی آن‌گونه که مارکس نشان می‌دهد و البته نه آن‌گونه که چین و شوروی در این سال‌ها خود را جا زده بودند.

  25. […] نجواهای زنانه در جهان مردانه‌ی روبه زوال […]

  26. حاج خانم من ناشناس بودم چون چیزی توی شناسه نمی نوشتم. حالا واست نوشتم حاج آقا امیدوارم از ناشناسی درآمده باشه.
    اینم جمله آخر من : گل گاو زبون رو دریاب. دنیا همش دوروزه برو اونطور که دوست داری زندگی کن. نه توی اینترنت توی دنیای واقعی همونی باش که دوست داری. به قول خودت دنیای مردانه رو به زواله پس حرص نخور اثر گل گاو زبون حروم میشه ها. البته میدونم چون یه مرد بهت گفته گل گاو زبون بخوری تا عمر داری طرفش نمیری. خوب نرو آزادی هر طور دوست داری حال کنی

    • balva said

      حاج‌آقا بد جوری سرت کلاه رفته! من نتنها حرص نمی‌خورم خیلی هم سرحال و سرزنده هستم. از این ممکلت هم جایی نمی‌رم تا هر چی حاج‌آقای زبون نفهمه با کمک مردان شایسته و بزرگی که این روزها در کشورم پابه‌پای زنان برای آزادی و برابری مبارزه می‌کنند از کشور نداختم بیرون.

  27. عباس said

    ببین بلوا خانوم من با اکثر حرفاتون موافقم و مثل شما هم از دیکتاتور مسلکان متنفرم ولی اصلا با شما و همفکرانتون موافق نیستم که تنها قربانیان این نابرابریه به قول شما چند هزار ساله فقط و فقط زنان بوده اند. قربانیان این نابرابریها و ظلمها انسانها بوده اند و هستند.

    من و شما هر دو قربانی هستیم که شاهد این نابرابریها و بی عدالتیها هستیم و فرزندانمان هم قربانی خواهند شد اگر شاهد نزاع و ظلم والدینشان یکی به دیگری و یا هردو به یکدیگر باشند.

    با مظلوم نمایی کردن و قربانی جلوه دادن یکطرف این مشکل «مردسالاری» و «دیکتاتوری» در جامعه حل نمی شود باید روشی جامع تر برای رفع این معضل بکاربست. معضل نادیده گرفتن حقوق زنان تنها به زنان مربوط نمی شود. آگاهی از اینکه این مشکل به همه نسل بشر ضربه می زند نیروی بیشتری را برای رفع آن فرا خواهد خواند.

    پ.ن:اولین باره گذرم به این وبلاگ می افته ولی فکر می کنم دیگه مشتری شدم . این نوشته هم من و به یاد نوشتهای وبلاگ نویسی بنام «زن سان» انداخت. کمی فحشاش بیشتر بود مطمئن می شدم کار خودشه 🙂

    موفق باشی

  28. balva said

    عباس جان،
    معلومه که مردها هم خود قربانی نظام مردسالار هستند. من اصلا مرد ستیز نیستم. تصور می‌کنم عشق به مردانی که پیش از هر تقسیم جنسیتی انسان هستند در نوشته‌ی من بارز است.

  29. خسته نباشی

    زیبا بود

  30. نوه کوروش کبیر said

    «من» برای لذت بردن تو ساخته نشده‌ام «ما» برای این ساخته شده‌ایم که از جسم و روح هم‌دیگر سیراب شویم. هماغوشی وقتی معنا دارد که آغوش‌ها یکی شود و آغوش‌ها تنها با عشق، عشقی که برده رنگ و ریا و پول و قدرت نیست، یکی می‌شود.

    آیا عشق یعنی، دختر من را بوسه بزنه و من ِ پسر (به جرم پسر بودنم) اجازه اینکار را ندارم!!!
    آیا عشق یعنی، تمام ظاهرم را به خاطر دختر عوض کنم و دختر حتی متوجه نشه که من شال را بیشتر از روسری می پسندم!!! (نا گفته نماند من با حجاب اجباری مخالفم)
    آیا عشق یعنی، دختر از به دست کردن ساعتی که عاشقانه با قرض کردن پول خریدم امتناع کند؟؟؟ و من عاشقانه هدیه اون را استفاده می کنم!!!
    آیا عشق یعنی، … !!!

    • balva said

      نوه‌ی کورش کبیر عزیز، چرا تو اجازه‌ی این کار را نداری. ول کن دخترای عزیزدوردونه‌ی بابا را! عشق باید دوطرفه باشه هیچ‌وقت به هیچ‌کس سواری مفت و مجانی نده حالا چه مرد باشه چه زن. وقتی خودت را بیش از حد وابسته و شیفته نشان دهی سوارت می‌شوند یان قاعده کمتر استثنا دارد.

      • نوه کوروش کبیر said

        ببخشید شاید یه کم پیاز داغش را زیاد کردم، دیروز باهاش حرف زدم، اون موضوعات را از جنبه دیگه ای میدید (از اون جنبه ای که اون نگاه می کرد حق با اونه، از جنبه ای هم که من دیدم حق با من).

        اما واقعیت جامعه ما همین است. اگه من پسر فقط دنبال عشق خالص باشم، نتیجه اش تو این مایه هاست که میبینی. متهم میشم به شهوت و حوسرانی.

        اگر پدران و مادران ما حرکت به سوی برابری واقعی را شروع کرده بودند ما امروز میوه اش را میچیدیم، حالا این وظیفه ماست که به سمت برابری کامل زن و مرد قدم برداریم تا نسل بعد از میوه اون بتونند استفاده کنند.

        امیدوارم روزی بیاد که تبعیض جنسیتی، توی قصه مادر بزرگها پیدا بشه.

  31. نوه کوروش کبیر said

    بلوا خانم، ناگفته نماند به زن بعضی امتیازات داده شده که با برابری زن و مرد، این امتیازاتی از زنهاگرفته میشه.
    نمونه اش مهریه، آیا هیچ دختری حاضره بدون مهریه و با شرط ضمن عقد برابری کامل با مرد ازدواج کنه؟ جواب نه.
    آیا هیچ دختری حاضره از ساعت 6:30 صبح از خونه بزنه بیرون و شب ساعت 8:30 خسته و کوفته برسه خونه (بالای 14 ساعت کار روزانه)
    آیا هیچ دختری حاضره به شبی 5 ساعت قناعت کنه؟ (خواب شیرین تا دم ظهر را فراموش نکن)
    آیا هیچ دختری حاضره با شرایطی که گفتم تمام درآمدش را با مردش به طور مساوی تقسیم کنه؟ (این دیگه لطف زن نیست، وظیفه زن خواهد بود)

    من حاضرم تمام حقوق انسانی همسرم را طی شرایط ضمن عقد برایش تضمین کنم، اما آیا اون هم در مورد مهریه (که دیگه واقعا ناحق می باشد) به من تضمینی می دهد؟ من در مقابل مهریه اش چه تضمینی دارم؟

    فقط یک سئوال من را جواب بده وظیفه زن (در بخش مادی) یا اصلا مالی زندگی چی است؟

    ما مردها هم قربانی این تفکر هستیم. لطفا کمی آهسته تر برو. ما، دختران و پسران نسل امروز، نباید تاوان اشتباهات گذشتگان خود را بدهیم.

  32. balva said

    نوه‌ی کورش کبیر عزیز،
    متاسفانه تو در طبقه و شرایطی زندگی می‌کنی که قیمت «عمده فروشی» بسیار بالا است! من حرف‌های تو را درک می‌کنم. مشکل از سیستم و نظام و فرهنگ غلطی است که توسط صدا و سیما و سایر رسانه‌های رژیم دارد تبلیغ می‌شود. دخترانه گنددماغی که خود را به مهریه کلان و ماشین مدل بالا… می‌فروشند را رها کن…
    و اما پاسخ سوآلی که پرسیدی:
    در طبقه‌ی متوسط به پایین هم‌اکنون عملا زنان پا به پای مردان کار می‌کنند و بخش مهمی از درآمد خانواده بردوش آنان است. بله از نظر من زن و مرد در کار هم باید مساوی باشند. تمام مسئولیت‌های خانواده از آشپزی تا کسب درآمد و بچه‌داری وظیفه‌ی مشترک زن و مرد است. البته تا وقتی که برابری درآمدی برای زن و مرد یک‌سان نیست یعنی درآمد زن و مرد در کار مساوی نامساوی است نقش وظیفه‌ی مرد برای کسب درآمد خانواده بیشتر از زن است اما این که نقش مرد ۱۰۰ باشد و زن صفر مثلا ۶۰ و ۴۰ و البته زندگی که مشترک باشد و عشق در میانه باشد کسی حساب و کتاب مالی وسط نمی‌کشد. هر دو با هم کار می‌کنند و با هم خرج می‌کنند.

    • نوه کوروش کبیر said

      ممنون که جواب دادی.

      اول، مهریه: من حاضرم بعد از عقد بخشی از دارایی ام را به نام همسرم کنم چون دوستش دارم، اما تعیین مهریه به هر اندازه کم هم اجباری می باشد.
      من با کل مهریه مخالفم نه با کم و زیادش، چون حقی از زن، پیش مرد باقی نمانده است.

      این که دختر خونه و ماشین مدل بالا بخواهد از دید من مشکلی نیست، هر کس به سطحی از زندگی قناعت می کند، یکی به اجاره خونه 40 متری، یکی خرید آپارتمان 100 متری، توان پسرها هم متفاوت است. از قدیم گفته اند کبوتر با کبوتر باز با باز.

      من روز اول شرایط مالی ام را گفتم که تا حالا هم که مشکلی پیش نیامده، اما حرف و ناراحتی من از وجود مهریه اجباری است.

      دوم، درآمد: فکر نمیکنم درآمد زن و مرد نابرابر باشد تا جایی که می دانم مبنای حقوق کارمند، مدرک و سابقه کار است. در مشاغل آزاد هم جامعه باید اصلاح شود.

      اما من هیچ وقت راضی نمیشم که همسرم پا به پای من کار کند. منظورم تعیین عدد و رقم نبود. منظورم این است که زن هم خود را شریک در درآمد و مخارج بداند، حتی با ماهی 1000 تومان. عقیده من بر این است که زن و مرد حساب مشترکی داشته باشند، هر کس به اندازه توان خود برای خانواده پس انداز کند.

      من آشپزی بلد نیستم :-)، اما چیدن و جمع کردن سفره را که میتونم انجام بدهم. بقیه کارها هم به همین شکل.

      شرایط فعلی خودم توی خونه را برایت مثال می زنم، با وجود 3 زن (مثلا) خانه دار!!! یک بار ساعت 9 شب که به خونه برگشتم با اینکه هنوز ازدواج نکردم و ماه عسلش را نرفتم و … (بقیه عشق و حالهایش را نکردم)، مجبور شدم بچه داری هم بکنم. این تساوی زن و مردی که من باهاش بزرگ شدم.

      دختری به من گفت: پسرها به دخترهای کارمند به چشم اسکناس نگاه می کنند. که البته نامردی نباشه از کس دیگری شنیده بود و بعدها نظرش عوض شد.

      در آخر، مشاور عزیز (که ذکر خیرش را کردم) می گفت باید با اخلاق زندگی کرد. اما من میگم علاوه بر زندگی با اخلاق، قوانین را هم اخلاقی کنیم. تا در این رابطه هر دو توسط قوانین انسانی حمایت شوند.

      • balva said

        نوه‌ی کورش کبیر عزیز، مهریه و مسایلی از این دست در قوانین فعلی جای دارد مسلما اگر قوانین به‌طور کلی تغییر کند و قوانین درستی جای آن را بگیرد مهریه هم باید حذف شود چون اصولا توهین به زن‌هاست و همان‌طور که در نوشته‌ام به آن اشاره کردم، نوعی عمده فروشی تن است. جان کلام همان است که در بالا نوشتی:«این وظیفه ماست که به سمت برابری کامل زن و مرد قدم برداریم تا نسل بعد از میوه اون بتونند استفاده کنند.»
        امیدورام از بودن در کنار زنی که عاشقش هستی و او را دوست داری لذت ببری و بتوانید با کمک هم زندگی سرشار و رها و شادی را بسازید.

  33. […] مرتبط * نجواهای زنانه در جهان مردانه‌ی روبه زوال * ۸ مارس نه شرقی نه غربی جهانی ست. * حکم زن پنجم و ۸ مارس * […]

  34. […] بالاترین مطالب جدی‌تر در همین باب * نجواهای زنانه در جهان مردانه‌ی روبه زوال * مادران پشت درهای بهشت! * پستان زنان و خشم […]

  35. […] مطالب مرتبط در بلوا * نجواهای زنانه در جهان مردانه‌ی روبه زوال […]

  36. […] نجواهای زنانه در جهان مردانه‌ی روبه زوال ضعیفه‌ام می‌خواندند، لایق مطبخ! وقتی می‌خواستند فریبم دهند، در انبان تهی‌شان که می‌جستن تا چیزی بیرون بیاورند در ستایش من، می‌گفتند:«مردان از دامن زنان به معراج می‌روند»، معراجتان ارزانی خودتان من نه کشتزار کسی هستم نه ماشین جوجه‌کشی که تخم‌تان را در من بپرورانید. من انسان هستم! صاحب تمام آنچه موجودی را به نام «انسان» معرفی می‌کند. نیمه‌ی گم شده‌ی کسی نیستم، «یاور» و «کمک‌رسان» و «مهربان» و «مظهر عشق» و «زاینده» و «زندگی بخش» و تمام این لاطائلات که برای فریبم از خود درآورده‌اید ارزانی خودتان باد. من روحی لطیف آنچنان که تو می‌پنداری ندارم. من آنگونه غریزه‌ی مادری ندارم که ته‌اش می‌شود کهنه‌شوری برای تخم و ترکه‌یی که فامیل تو را یدک می‌کشند و بر شجره‌نامه‌ی تو می‌افزایند. «حجاب» قرار است از چه مصون نگاهم دارد، از نگاه حریص تو به هماغوشی؟ تو مراقب خود باش و خود را گونی پیچ کن زیرا من از تو حریص‌ترم… حاشیه رفتن ندارد من انسانم درست مانند تو، اگر تو از دیدن اندام من دلت پر می‌کشد برای هماغوشی من نیز چنینم، من از کسی صدقه قبول نمی‌کنم نان بازو و فکر خودم را می‌خورم. اگر روزی روزگاری آدم شدی و مغزت را از دورانی که اجدادمان روی درخت زندگی می‌کرد رها کردی و توانستی درک کنی که تو هم مانند من انسانی و ما با هم می‌توانیم برابر و هم‌دوش زندگی کنیم دستت را می‌فشارم بر لبت بوسه می‌زنم و اگر بتوانی هم‌پایم بیایی تو را به دوردست‌ترین افق‌های زندگی مشترک می‌برم. قرن‌هاست آن‌چنان براریکه‌ی قدرت تکیه زده‌ای که مانند هر تکیه‌زننده به قدرتی، توان تعقل و اندیشه را از دست داده‌ای تصور می‌کنی وجودی برتر هستی و این آنچنان تو را در نظرم خوار می‌کند که نمی‌توانم دوستت بدارم. دیکتاتورها تنهایند عظمتی دروغین برای خود می‌سازند نه می‌توانند دوست بدارند نه دوست‌داشته می‌شوند. می‌خواهی زبونی و حقارت خود را وقتی به من فرمان می‌دهی ببینی؟ به دیکتاتوران حقیر نگاه کن. مثلا نگاهی به «خامنه‌ای» بیانداز چقدر مضحک می‌شود وقتی تهدید می‌کند و «کهریزک» راه می‌اندازد تا مرا و تو را رام کند؟ مضحک نیست؟ آ یا کسی که اندکی کف نفس داشته باشد می‌تواند چنین موجود حقیری را دوست بدارد؟ قدرت نفرت می‌آورد و هر عشقی به قدرت نشانی از ضعف و جبونی است. عشق واقعی در آزادی و برابری عینیت پیدا می‌کند. آزاد شو و مرا آزاد بخواه تا در کنار هم شکوفا شویم. تا وقتی تو بردگی دیگران را می‌کنی و پا که به خانه می‌گذاری می‌خواهی تمام تحقیرهای روزانه‌ات را با تسمه‌کشیدن از گرده‌ی من جبران کنی نه عشقی وجود خواهد داشت نه انسانیتی. انسان شو شایسته‌ی تو نیست که مانند ناانسان‌های دیکتاتور باشی. تو انسانی و من می‌توانم تو را از منجلابی که در آن غوطه می‌خوری نجاتت دهم. افکار پوسیده‌ات را کنار بیانداز تو مالک من نیستی تو معشوق من می‌توانی باشی. «من» برای لذت بردن تو ساخته نشده‌ام «ما» برای این ساخته شده‌ایم که از جسم و روح هم‌دیگر سیراب شویم. هماغوشی وقتی معنا دارد که آغوش‌ها یکی شود و آغوش‌ها تنها با عشق، عشقی که برده رنگ و ریا و پول و قدرت نیست، یکی می‌شود. فراموش کن آن دورانی را که من هم‌پای تو کار می‌کردم و از هیچ زندگی می‌ساختم و حمل فرزندمان را نه ماه تحمل می‌کردم و وقتی به دنیا می‌آمد باید تر و خشکش می‌کردم و به سر و سامانش می‌رساندم و تو تا شلوارت دو تا می‌شد معشوقه می‌گرفتی و من می‌شدم مادر بچه‌هایت دیگری می‌شد سوگلی جبران کننده‌ی عقده‌ی حقارت جنسی روبه زوالت! فراموش کن روزی روزگاری که من باید هفت قلم آرایش می‌کردم تا تو حظ بصری ببری و تو تصور می‌کردی با تن بوگندو قیافه‌ی شلخته‌ات می‌توانی مرا تصاحب کنی! گذشت آن زمان. اهل برابری هستی بفرما بزن بریم به دنیای باشکوه برابری و آزادی. من گوهری مانند «ندا» فدیه‌ی نکردم تا از «کنیزی مطبخ» به «عزیزی مسلخ» گرفتار شوم. مرده‌ی در خون تپیده‌ی مرا عزیز مدارید من برای زندگی می‌جنگم برای آن که چون تو آزاد باشم نه در فروش نیروی کارم که آزاد در زندگی «برابر» در جامعه‌یی انسانی. تمام شد دورانی که مرا به عمده فروشی وامی‌داشتید تا بر سر سفره‌یی با تاج سفید بنشیم و در قبال قرآنی و شاخه‌ی نباتی و چند سکه خود را برای یک عمر به تو بفروشم. هم‌کاران خرده فروشم که شب بر سر چارراهی خود را به حراج می‌گذارند معامله‌ی بخردانه‌تری می‌کنند. گذاشت آن زمانی با چشمانی اشک‌بار تا پاسی از شب چشم بر در بدوزم که کی با بوی عطری بیگانه به خانه می‌آیی با دو قرت‌ نیمی باقی تا برای هر اعتراضم چشمی کبود سهم برم. نه از خدای‌ات می‌ترسم نه عربده‌های مستانه‌ات مرعوبم می‌کند. بهشتی با حوری‌های یک‌بار مصرف ارزنی خودت، و وجود بی‌وجودت، روی همین خاک در کنار مردانی که در پایین‌تنه‌ی خود خلاصه نشده‌اند بهشت آزاد و برابر را می‌سازم. منبع […]

  37. habib said

    اگر روزی خدای ناکرده سایه رهبر از ایران کنار رود ، والله قسم ایران طالبان زیاد دارد که به ناموس احدی رحم نکنند…

    http://salehat.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=93:1389-10-08-06-19-44&catid=45:nazar-bozorgan

    • هشدار مهم امنیتی درباره لینک های آلوده رژیم said

      هشدار مهم امنیتی درباره لینک های آلوده رژیم

      رژیم گندیده و پوسیده ولایت فقیه برای آن که پیش از مردن دست و پائی بزند به یاری هکرهای خودفروخته ای که نام ارتش سایبری را به روی خود گذاشته اند ترفند نوینی را در شبکه اینترنت به کار گرفته است. مزدوران رژیم اهریمنان دوزخی لینک های آلوده ای را مربوط به سایت xxx.salehat .ir به وبلاگ ها و وبسایت های ضد رژیم می فرستند. در ظاهر این لینک ها پس از کلیک بر روی آنها بیننده را به صفحاتی درباره نایب امام زمان بودن خامنه ای و یا آمدن امام زمان به خواب فلان آخوند و گفتن این که امام زمان پرچم اسلام را پس از ظهور به دست خامنه ای خواهد داد و پرت و پلاهای چرندی از این دست می برند اما پس از کلیک بر روی این لینک ها فایلی با اندازه دویست کیلوبایت بر روی کامپیوتر بیننده نصب می شود. مکانیسم این فایل مخرب Root Kit بوده و کارکرد آنKey Logger است. به زبان ساده پس از نصب این فایل مخرب، شما پس از On Line شدن هر کلیدی را که فشار دهید به مراکز اطلاعاتی رژیم مخابره خواهد شد. با این ترفند رژیم تاکنون چند وبلاگ نویس را شناسائی و دستگیر کرده است و شما اگر می بینید وبلاگی از کار افتاده است شاید برای دستگیر شدن نویسنده آن پس از شناسائی بوده است. این فایل مخرب هرگز با آنتی ویروس های کامپیوتری شناسائی نمی شود چون مکانیسم آن Root Kit است نه ویروس کامپیوتری. از این روی شایسته است که:

      1- شما اگر وبلاگ نویس هستید و یا وبسایتی را می گردانید لینک های آلوده xxx.salehat.ir را از وبلاگ یا وبسایت خودتان پاک کنید.
      2- همه دوستانتان را از این ترفند نوین هکرهای خودفروخته رژیم آگاه کنید.
      3- اگر با این لینک ها برخورد کردید هرگز بر روی آنها کلیک نکنید.
      4- شما اگر به هر دلیل بر روی این لینک ها کلیک کرده اید بیدرنگ همه هاردتان را فرمت کرده و سیستم عاملی را که با آن کار می کردید از نو نصب کنید.
      5- پیش از پاکسازی کامپیوترتان هرگز On Line نشوید.
      6- دانش خودتان را درباره فایل های Root Kit افزایش دهید.

      http://www.balatarin.com/permlink/2011/5/23/2526242

  38. hosein said

    سلام.مرسي بابت مطلب زيبا و شيوا و رساتون.با اجازه من در وبلاگ خودم به نام خودتون شير ميكنم

  39. ایران اسلامی said

    متنی کاملا احساسی که با واقعیت زندگی انسان فرق دارد؛ یا از کمبود روحی رنج میبری یا دچار آزاری روحی بوده ای ؛ مهر مادری در فطرت انسان است قابل انکار نیست برخلاف ذات خود رفتار نکن

  40. […] بالاترین مطالب جدی‌تر در همین باب * نجواهای زنانه در جهان مردانه‌ی روبه زوال * مادران پشت درهای بهشت! * پستان زنان و خشم […]

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: