و سرانجام ۲۲ بهمن!

به قول مطرب و ساقی برون رفتم، که منبررُو
از این راهِ گران منزل، خبر دشوار می‌آورد. حافظ

و سرانجام ۲۲ بهمن دارد از راه می‌رسد. روزی که چندین ماه است انتظارش را می‌کشیم. روزی که فرصت داریم به خیابان‌ها بیاییم و از آزادی و خواسته‌های انسانی خود دفاع کنیم. روز جشن ملی، روز شادی و دلهره، تمام جهان در آن روز دارد ما را می‌نگرد که چه می‌کنیم! که چه می‌خواهیم! که چقدر آمده‌ایم! کسی از ما انتظار ندارد در این روز «جمهوری اسلامی» را سرنگون کنیم. نه ما دون کیشوت هستیم نه این رژیم آسیاب بادی! کسی انتظار ندارد ما صدا و سیما را تسخیر کنیم یا پادگان‌ها را اشغال کنیم، کسی انتظار ندارد ما با نیروی پلیس درگیر شویم. ما مردمی صلح‌جو هستیم، از جنگ، از مرگ، بیزاریم. ما عدالت و آزادی می‌خواهیم. برابری و زندگی شرافت‌مندانه‌ی انسانی. ما خود را قوم و نژادی که برتر است و تخم‌دوزرده می‌گذارد نمی‌دانیم. مردمی هستیم مانند سایر مردمان این روزگار با تاریخی که گاه می‌توانیم به آن ببالیم و گاه شرمسار هستیم. ما در پیشرفت بشریت و رساندنش به «کره‌ی ماه» و «دل اتم» نقش داشته‌ایم و از تلاش سایر مردمان نیز بهره‌ی فراوان برده‌ایم. می‌خواهم بگویم ما نژادپرست و شوونیست و خودبزرگ‌بین و دیگران حقیرشمار نیستیم. ما سلطه‌طلب هم نیستیم، نمی‌خواهیم برای مردم سایر کشورهای دنیا تعیین تکلیف کنیم. ملتی بی تفاوت هم نیستیم. همان‌گونه که انتظار داریم دیگران در هنگام مشکلات ما را یاری رسانند ما هم در حد وسع و توان خود برای یاری سایر مردمان دستی گشاده داریم.
روز بیست دوم بهمن مانند جنگ‌جویان به میدان نمی‌رویم انگار که می‌خواهیم به مهمانی برویم به جشن خانوادگی می‌رویم. همه با هم، پدرها مادرها! نگران در خانه نشینید دست فرزندانتان را بگیرید و با هم به راهپیمایی بروید. روز ۲۲ بهمن قرار است قلب‌هایمان به هم نزدیک‌تر شود، قرار است شادتر شویم، قرار است انرژی بگیریم. سبز می‌پوشیم، سبز با خود برمی‌داریم و تهران و جهان را سراسر سبز می‌کنیم. وقتی دور هم جمع شدیم وقتی هزار، و ده‌هزار و صدهزار و میلیون شدیم. خواسته‌های خود را که خواسته‌های عجیب و غریبی هم نیست زمزمه می‌کنیم، فریاد می‌کنیم، ترانه می‌کنیم و می‌خوانیم.
ما چیز زیاد نمی‌خواهیم حق ساده و قانونی خود را می‌خواهیم که ۳۱ سال پیش وقتی آقای خمینی آمدند در همین بهشت‌زهرا، روز اول ورود میثاقش را بستند. چیزهایی شبیه به این گفتند که: «مردم هر روزگار باید انتخاب خودشان را داشته باشد گیرم‌پدران ما کسی را انتخاب کردند چرا ما باید تن به انتخاب آن‌ها بدهیم.» ما هم حالا همین را می‌گوییم. رفراندوم می‌خواهیم. مگر شما نمی‌گویید «ولی‌فقیه»تان را خدا و امام زمان نصب کرده‌اند. خب چرا از رفراندم می‌ترسید؟ مگر نمی‌گوید خدا نعمت «جمهوری اسلامی» را به مردم داده است؟ خب چرا «خدا» را ضعیف می‌شمارید؟ یعنی «خدایتان» اینقدر ناتوان است که باید با ضرب باتوم پلیس‌هایتان، با کهریزک و شکنج‌گاه‌هایتان، با کتک‌زدن مادران داغدار و پدران کمرشکسته زیر بار جوان از دست داده، با اعدام جوانان… نعمت خود را استمرار بخشد! چرا تصور می‌کنید اگر «رفراندوم» بگذارید دست «خدا» را بسته‌اید یعنی «خدای» شما فقط بلد است زور بگوید؟ مگر نمی‌گفتید «خون بر شمشیر» پیروز است؟ پس چرا شمشیرهایتان را غلاف نمی‌کنید؟
اگر ما می‌خواستیم طبق غریزه و زور و اجبار زندگی کنیم که «فرشته» می‌شدیم که «سیب» گاز نمی‌زدیم و «گندم» نمی‌خوریدم. ما انسانیم و انسان یعنی آزادی اراده. اراده برای «رنج کشیدن»، «لذت بردن». ما برهوت هبوط را به جبروت بهشت واگذاشتیم تا انسان شویم. و حال شما می‌خواهیم انسانیت ما را بگیرید و وکیل ما شوید و ما را به زور به آخور بهشت ببندید و این از هر دوزخی برای ما رنج‌آورتر است…
۲۲ بهمن دارد از راه می‌رسد ما دست افشان و پای‌کوبان، سبز و سرخوش از انقلاب به آزادی می‌رویم تا بگویم ما دیکتاتوری نمی‌خواهیم، ما فساد و تباهی نمی‌خواهیم، ما جنگ و خون‌ریزی نمی‌خواهیم، ما بند و زنجیر نمی‌خواهیم، ما فقر و گرسنگی و تبعض و بی‌عدالتی نمی‌خواهیم. ما می‌خواهیم شیوه‌ی زندگی‌مان را خودمان انتخاب کنیم.
این شاید آخرین بار باشد که خواسته‌های خود را با گل و لبخند بیان می‌کنیم. اگر زنجیر سگ‌هایتان را رها کنید و به جان ما اندازید، اگر دست تعرض به مادران و پدران‌مان برید، اگر بخواهید دوباره با منطق زور با ما طرف شوید. بدانید که روزگار را چنان بر شما تنگ خواهیم کرد که «جهنم» خدایتان پیشش «بهشت» باشد. این آخرین فرصت شماست که صلح‌جویانه پای رفراندوم بروید و به نظر مردم احترام بگذارید. اگر چنین نکنید سرنوشتی برایتان رقم خواهد خورد که در بدترین کابوس‌های‌تان هم خوابش را نمی‌بیند. شما تمام زور و بازوی خود را تا کنون نشان داده‌اید گروه گروه به زندان انداختید شکنجه کردید، اعدام کردید، بمب گذاشتید به سرها شلیک کردید به قلب‌ها و می‌بینید که هیچ کاری از پیش نبرده‌اید و ما فقط شعار داده‌ایم و شعر خوانده‌ایم و روی دیوارها شعار نوشتیم. ما هنوز کاری نکردیم داریم با شما یک‌جانبه سخن می‌گویم و شما مشت به چهره‌ی ما می‌زنید. آماده باشید که با مشت‌های گره‌کرده‌ی ما روبه‌رو شوید. امروز اگر به خواست ما که خشونت‌طلب نیستیم گردن ننهید فردا کسانی عرصه‌گردان می‌شوند که دودمان‌تان را به باد می‌دهند که مانند صدام از سوراخ بیرون‌تان می‌کشند و به دارآویزانتان می‌کنند.
دوستان وعده‌ی ما ۲۲ بهمن، شاد و پرانرژی و بی‌واهمه می‌آیم با نور امید در دل‌هایمان و برق شوق در چشمانمان. ما می‌آییم تا عزم و اراده‌ی خود را برای زندگی بهتر و دنیایی انسانی‌تر و ایرانی آباد و آزاد و انسانی به تمام جهانیان نشان دهیم و بدانید اگر نیاییم اگر «کم» بیاییم سرنوشتی شوم‌تر از آن‌چه تا کنون داشته‌ایم خواهیم داشت. راه سومی نیست یا می‌آییم و آزاد می‌شویم یا در خانه می‌نشینیم تا سقف بر سرمان خراب شود. حاشیه‌ی امنی وجود ندارد به خیابان بیاید از نفس هم گرم می‌شویم و می‌روییم و گل می‌دهیم. مرگ یک بار شیون هم یک بار! تا کی می‌خواهید تنتان بلرزد و سفره‌تان روزبه‌روز خالی‌تر شود. «رنج» این سال‌ها را تحمل کردیم حیف است به «گنج» نرسیم. ما که «نابرده رنج، گنج طلب» نمی‌کنیم. سال‌هاست داریم برایش رنج می‌کشیم و اکنون در یک قدمی ما قرار دارد یک «خسته نباشید» به هم بگویم و این بار زمین مانده را برداریم.

پیوند در بالاترین

ارسال به: Balatarin::Donbaleh::100C::oyax::Mohandes::Del.icio.us::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Comments Feed::Subscribe to Feed

Advertisements

8 دیدگاه »

  1. poyandeh said

    بلوا جان چقدر زیبا نوشتی.
    یه امید بهار آزادی و روزی که دست در دست هم برای ساختن ایراتی آزاد، آباد و دمکراتیک تلاش کنیم. مراقب خودت باش دوست خوب.

  2. a said

    seda o sima ra bayad taskhir konid

    • balva said

      دوست عزیز، سنگ بزرگ علامت نزدن است! صدا و سیما آسیاب بادی نیست! وقت گرفتنش به‌زودی خواهد رسید اما فردا آن به‌زودی نخواهد بود. فردا روز نمایش «نه» بزرگ به جمهوری اسلامی است در برابر دیدگان تمام جهان.

  3. haydeh said

    afarin, besiyar ziba neveshteh shodeh, eftekhar mikonam ke chenin sokhanani az yeki az hamvatananam mikhanam, man az shomaha douram va faghat migouyam keh dousetoun daram,movaffagh o pirouz bashid fekr o rouh o janam ba shomast, har kari betavanam az rah dour anjam midaham
    آفرين,، بسيار زيبا نوشته شده، افتخار ميكنم كه چنين سخنانی از يكى از هموطنانم ميخوانم، من از شماها دورم و فقط ميگويم كه دوستان دارم،موقت و پيروز باشيد فكر و روح و جانم با شماست، هر كارى بتوانم از راه دور انجام ميدهم.

    • balva said

      هایده عزیز،
      تو دور نیستی در کنار ما هستی، ما همه با هم هستیم، مهم نیست فردا کجای جهان باشیم همه جای جهان ایران است و دل ما برایش می‌تپد و این رمز پیروزی ماست. نفس گرم تو دل ما را گرم می‌کند برای حضوری گسترده‌تر می‌دانیم شما حرف ما را در جهان منتشر می‌کنید و نمی‌گذارید تنها بمانیم.

  4. رضا said

    سخني کز دل برآيد لاجرم بر دل نشيند
    خیلی زیبا بود
    به امید پیروزی

  5. sorosh said

    مطلبی زیبا شیوا و زنده بود گویی سخنان خودم را داشتم میخوندم
    آفرین
    به امید پیروزی

  6. […] و سرانجام ۲۲ بهمن! […]

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: