ما جمهوری اسلامی را نامعتبر کردیم نه کسانی که اعتبارشان را از جمهوری اسلامی گرفته‌اند.

تصمیم یک‌جانبه و غیرمنتظره‌ی بالانشینان بالاترین مبنی بر تقسیم کابران به «معتبر» و «غیرمعتبر» یا «حقیقی» و «غیرحقیقی» و «ثبت‌شده» و «ثبت نشده» و بالاخره «سرشناس» و «گم‌نام»! داغ دیرینه‌یی را که بر دل دارم تازه کرد.
در تمام این سال‌ها گروهی بودند که با همکاری با حکومت به «نام» و «نان» رسیدند و طرفه این که همانان در مبارزه با حکومت هم بر «نام» و «نان» خود افزودند. آن‌ها یا در حکومت وکیل و وزیر بودند یا صاحب روزنامه و رسانه، آنان مجاز بودند کتاب بنویسند و منتشر کنند و از بازی‌های روزگار همین بس که حتا اکنون که در خارج از ایران هستند و در «بی‌بی‌سی» و «صدای آمریکا» برنامه دارند کتاب‌هایشان کم و بیش پشت ویترین کتاب‌فروشی‌ها خودنمایی می‌کند. اگر به زندان می‌افتادند از شکنجه‌های قرون‌وسطایی خبری نبود بعد هم به چند سال زندان محکوم می‌شدند و با وثیقه آزاد می‌شدند و در حالی که ممنوع‌الخروج بودند سر از خارج در می‌آوردند! آن‌ها «سرشناس» شدند و این تصور غلط به وجود آمد گویا اینان داناترین، هنرمندترین و سیاست‌مدارترین مردمان ایران هستند اما این تصور با دمیدن نخستین شراره‌های تیغ آفتاب یک‌سره باطل شد و تازه این از نتایج سحر است بگذارید بهار برسد در حیرت می‌مانید از این هم زنگ و بوی و عطر و طعم که در فضا خواهد پیچید.
آن سوی سرشناسان هستند و این سوی ما هستیم. خیل گمنامان، گوزن‌های بی‌نام نشان، زنده‌هایمان مجبور هستند با نام مستعار بنویسند و به قتل رسیدگانمان بی‌سنگی برگور در خاوران‌‌ها خفته‌اند. ما را وقتی دستگیر می‌کنند یا بی‌دادگاه و محاکمه اعدام می‌کنند یا آنچنان شنکجه می‌کنند که دیگر پس از سال‌ها اسارت وقتی آزاد می‌شویم هرگز نمی‌توانیم به زندگی عادی برگردیم. اکنون به لطف حضور مردمی در صحنه نام اعدام شدگانمان برده می‌شود و یا وقتی به قتل می‌رسیم شناخته شده می‌شویم! اعتبار پیدا می‌کنیم و معتبر می‌شویم. می‌شویم ندا آقاسلطان، اشکان خطیبی، سهراب عرابی… ما را به «بی‌بی‌سی» و «صدای آمریکا» راه نمی‌دهند ما ناشناخته باید باقی بمانیم، ما طاعون داریم چون از انقلاب حرف می‌زنیم، زیر بار بازی سیاست‌بازان نمی‌رویم، تازه ما کسی نیستیم، ما را که کسی نمی‌شناسند، ما ارتش رهایی هستیم، سوخت‌بار انقلاب. ما باید بسوزیم خاکستر شویم ما سپیده هستیم ما پگاه‌ایم ما بامدادیم. ما را نه در شب جایی هست نه در روز، چاوشانی هستیم که سحر را بشارت می‌دهیم که روز و روشنی را بشارت می‌دهیم. ما خروس بی‌محل‌ایم لایق چاقوی قصاب. ما بنفشه‌ایم:

وارتان بنفشه بود
گُل داد و
مژده داد: «زمستان شکست!»
و
رفت…(۱)

امید داریم روزی در سرزمینی آزاد زندگی کنیم تا بتوانیم از زندگی لذت ببریم به کاری که دوست داریم بپردازیم ما را سودای قدرت و ثروت نیست ما وجدان بیدار بشریت هستیم سر برآستان قدرت نمی‌ساییم، «بر سلطه‌ایم نه با سلطه» شکایتی هم نداریم خود انتخاب کردیم که آزاده باشیم. ما را نه طمع بهشت نه ترس از دوزخ به این کار وانمی‌دارد ما به خود، به وجدان خود، تکیه داریم و همین که پیش خود شرمسار نباشیم مزد خویش را ستانده‌ایم.

بی‌گمان این حرف‌ها برای نفی فعالیت علنی نیست. ما دوست داریم علنی فعالیت کنیم و با مردم خود سخن بگوییم فرصت این‌کار به ما داده نشده است. ما نمی‌توانستیم در روزنامه‌ها حضور داشته باشیم، ما ملحدیم، ما بهاییم ما کمونیستیم ما هوادار مشروطه‌ایم ما هم‌جنس‌گرا هستیم ما مهدور الدمیم!
از آیت‌الله منتظری تا محسن سازگارا هستند افرادی که زمانی در قدرت بودند اما به آن پشت‌پا زدند و اکنون در صف مردم هستند اینان از شهرت و اعتبار خود مایه می‌گذارند، یا باید بگذارند، تا از حق ما که از شهرت بی‌بهره‌ایم، چون موقعیتی برای عرضه‌ی خود نداشتیم تا اندیشه‌هایمان را با مردم در میان بگذاریم، دفاع کنند.(۲)

و اما بالاترین
بی‌شک «بالاترین» نقش بسیار مؤثر و مفیدی در اطلاع‌رسانی به جنبش انقلابی مردم ایران، جنبش سبز، داشته است و نمی‌توان این نقش مهم را ارج ننهاد و از مدیران و برنامه‌نویسان و حامیان مالی این سایت تشکر نکرد. اما این دلیل نمی‌شود که تصمیمات مدیران بالاترین مورد نقادی قرار نگیرد.
تصمیم به طبقه‌بندی کاربران از حیث نام حقیقی یا نام مستعار تقسیم‌بندی عجولانه و فکر ناشده‌ای بود. مدیران بالاترین در وب‌لاگ رسمی خود در این باره این‌گونه می‌نویسند:

اما پس از ایجاد آن به نتیجه رسیدیم که در مورد بعضی از افراد معروفی که در بالاترین فعالیت میکنند هم این شبهه وجود دارد که آیا این افراد خودشان هستند یا نه. ما در برنامه داریم که به افراد سرشناسی که در بالاترین با نام واقعی خود به فعالیت می پردازند این نوع حساب کاربری را تقدیم کنیم.(۳)

«تقدیم کردن» حساب کاربری به این افراد برجسته و سرشناس ایجاد نوعی اولیگارشی و ایجاد طبقه‌ی اشراف است. (می‌بنید حساب را برایشان باز نمی‌کنند، یا به آن‌ها نمی‌دهند، به آن‌ها تقدیم می‌کنند.) دلیلی که برای این‌کار خود می‌آورند بسیار سست و بی‌پایه است. می‌گویند:«بعضی از افراد معروفی که در بالاترین فعالیت میکنند هم این شبهه وجود دارد که آیا این افراد خودشان هستند یا نه» اگر هدف این است راه‌حل آن بسیار ساده است. هیچ‌کس نبابئ حق داشته باشد نام اشخاص سرشناس را به عنوان نام کاربری انتخاب کند. پس ما هر وقت نام سرشناسی دیدیم متوجه می‌شویم این نام سرشناس واقعی است و هیچ شبهه‌ای هم ایجاد نمی‌شود. ضمنا کاربران هم به طبقه‌یی که حساب کاربری به آن‌ها تقدیم شده است و کاربرانی که با جان کندن و عرق جبین ریختن به حساب کاربری دست‌یافته‌اند تقسیم نمی‌شوند.
مشکل دیگر که در این میان وجود دارد مسئله‌ی «سرشناسی» و نام «مستعار» است. بسیاری از نام‌های مستعار اکنون نام‌های سرشناسی هستند و هویت دارندگانشان مشخص نیست. آیا قرار است به این‌ها هم حساب کاربری معتبر تقدیم شود؟
به هر حال به نظر می‌رسد اگر واقعا هدف رفع شبهه باشد چه در مورد نام‌های مستعار چه در مورد نام‌های حقیقی اگر سرشناسی وجود دارد نباید این نام‌ها به کسی جز خود آن‌ها داده شود. اگر مسئله چیزی دیگری است. مدیران بالاترین باید شفاف موضوع را با کاربران در میان بگذارند.
امیدوارم مدیران بالاترین با توجه به این که «بالاترین» دارد به وب‌گاهی منحصربه‌فرد تبدیل می‌شود فراموش نکنند این موقعیت خود را علاوه بر کوشش و درایت خود، از تلاش شبانه‌روزی کاربرانش به دست آورده اند. اگر شما به ما بگویید بالاترین مال شما ست و اگر ما دوست نداریم از آن خارج شویم همان حرفی را می‌زنید که جمهوری اسلامی سال‌هاست به ما می‌زند می‌گویند:« اگر ما را قبول ندارید از کشور خارج شوید.» شاه هم قبلا گفته بود هر کس نمی‌خواهد عضو حزب رستاخیز بشود کشور را ترک کند! «شاه» رفت و «ما» ماندیم «جمهوری اسلامی» هم می‌رود «ما» خواهیم ماند. ما بی‌شماریم ما را دست کم مگیرید تا دست کم گرفته نشوید!

و اما ۲۲ بهمن
روز ۲۲ بهمن مال ماست ما ناسرشناسان، ما غیرنخبگان، ما کارگران‌زادگان و معلم‌زادگان و کارمندزادگان و کاسب‌خورده‌پا‌زادگان و روستازادگان… همراه با مادران و پدرانمان… ما در ۲۲ بهمن هرجای ایران و جهان که باشیم به‌خصوص در تهران در میدان آزادی به خیابان می‌رویم ما انتظار بزرگی نداریم چیز زیادی هم نمی‌خواهیم. ما زندگی شرافتمندانه می‌خواهیم، زندگی انسانی، امکان مساوی برای شکوفا شدن استعدادهایمان، برای بردگی نکردن، زیر چرخ معاش یومیه له نشدن… ما مردمی صبور بودیم سال‌ها رنج کشیدیم و تاب آوردیم. و اکنون گزیری نداریم به جز «مرگ» یا «زندگی» انسانی. ما عاشق زندگی هستیم. ما زنده‌ایم و ۲۲ بهمن بیش و پیش از هر زمانی زنده بودن خود را در نمایشی شکوهند زندگی می‌کنیم. با قدم‌هایمان پرشورترین با شعورترین کتاب‌ها را خواهیم نوشت، هنرمندانه‌ترین فیلم‌هایمان را خواهیم ساخت، باشکوه‌ترین سمفونی‌هایمان را خواهیم سرود… ما ذات «زندگی» هستیم و حکومتی که ذات «مرگ» است را به زیر می‌کشیم. ما بی‌شماریم و اشرافیتمان تمام عرق‌های جبینی است که نسل‌اندنسل ریخته‌ایم تا شرافت‌مند و انسانی زندگی کنیم. با «ما» باشید زندگی با ماست آن سو مرگ است و تباهی. ما همه ندائیم پس سرشناس‌ترین مردمان این روزگاریم.

پانویس
۱- احمد شاملو، مجموعه آثار، ص ۱۳۴. این شعر برای وارتان سالاخانیان در سال ۱۳۳۳ سروده شده است.
۲- در مطلبی با عنوان :«آزادی بیان: پادزهر خشونت» در این مورد مفصل نوشته‌ام.
۳- کاربرهای ثبت شده

پیوند در بالاترین

ارسال به: Balatarin::Donbaleh::100C::oyax::Mohandes::Del.icio.us::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Comments Feed::Subscribe to Feed

Advertisements

11 دیدگاه »

  1. فرهاد said

    بلوای عزیز، رفیق تازه شناخته ام، گذشته از جنجال مسخره ی بالاترین، مدتها بود متنی مثل این نوشته به دلم ننشسته بود و خوشحالم که به این بهانه شناختم ات. زنده باشی

    • balva said

      فرهاد بسیار عزیز!
      خیلی خوش‌حالم و این حس متقابل است. سپاس از محبتت.

  2. صالحین said

    با سلام. اگر واقعاً دنبال حقیقتی این لینک رو بخون. وهمینطور باقی مطالب نوشته شده در وبلاگhttp://sokhan44.blogfa.com/post-21.aspx
    ((ارسال این موضوع ربطی هم به راهپیمائی 22 بهمن نداشت و اصلاً در فکرم نبود که در این مورد کاری کنم؛ اما اگر هم ربطی داشته باشد، مقصر مدیر بالاترین است که چنین زمانی را برای اعلام موضوع کاربران معتبر انتخاب کرده است. حذف این موضوع و حتی حذف من موجب نخواهد شد تا اصل مساله فراموش و از دید تیزبینان مخفی بماند))
    تو به من احترام گذاشتی و متشکرم ولی بالاترین منو حذف کرد چون جواب منطقی نداشت!

  3. صالحین said

    با سلام. این لینک رو هم بخون. وهمینطور باقی مطالب نوشته شده در وبلاگhttp://sokhan44.blogfa.com/post-21.aspx
    ((ارسال این موضوع ربطی هم به راهپیمائی 22 بهمن نداشت و اصلاً در فکرم نبود که در این مورد کاری کنم؛ اما اگر هم ربطی داشته باشد، مقصر مدیر بالاترین است که چنین زمانی را برای اعلام موضوع کاربران معتبر انتخاب کرده است. حذف این موضوع و حتی حذف من موجب نخواهد شد تا اصل مساله فراموش و از دید تیزبینان مخفی بماند))
    بالاترین منو حذف کرد چون جواب منطقی نداشت!

  4. صالحین said

    توضیحات منو هم بخونید و اگر می تونید لینک رو ارسال کنید با تشکر./http://sokhan44.blogfa.com/post-21.aspx
    بالاخره بالاترین عدم تحمل خود را نسبت به انتقاد از خود به طور واضح نشان داد. مدیران بالاترین در یک اقدام قاطع کاربری منو ظاهراً برای همیشه بستند و علت اون رو هم افزودن لینک غیر مرتبط به موضوع داغ عنوان کرده اند. گرچه لینک مربوطه چندان هم بی ربط به موضوع نبود و قبل از این نیز افزودن چنین لینک هایی از طرف دیگر کاربران انجام و هیچ مجازاتی در نظر گرفته نمی شد، اما اگر هم تخلفی باشد برای بستن کاربری من دلیلی دیگر باید جست و آن نیز بر هم ریختن مدیریت امور بالاترین با انتقاد به جا و موثر است. اعتراض به سیستم اعتبار جدید در بالاترین و تقسیم بندی به کاربر معتبر و نامعتبر یک اقدام نامطلوب نبود؛ ولی بالاترین برای حذف اصل موضوع ضمن بستن کاربری من موضوع مربوطه را حذف کرد. در افزودن موضوع داغ هیچ تخلفی از نظر قوانین بالاترین صورت نگرفته بود و تمام قوانین رعایت شده بود، بالفرض که لینکی غیر مرتبط هم اضافه شده باشد، دلیلی برای حذف موضوع نخواهد بود. بنابراین بدرستی علت تصمیم بالاترین را برای حذفم می فهمم و از اینکه علیرغم حذفم از بالاترین، ثابت کردم بالاترین و ادعاهای مطرح شده در مورد آزادی و دمکراسی در آن بی اعتبار است، خوشحالم! بی‏جهت نیست که کاربران مؤثر بالاترین کم کم از صحنه حذف شده و یا خود به کناری می روند. این مدیریت بالاترین است که سیاست های خود را اجرا می کند تا افراد خاصی در بالاترین حاضر باشند و روند خاصی را طی کنند وگرنه با حذف و محرومیت روبرو خواهند شد. این مدیر بالاترین است که می خواهد بالاترین نازیبا بماند!

    ارسال این موضوع ربطی هم به راهپیمائی 22 بهمن نداشت و اصلاً در فکرم نبود که در این مورد کاری کنم؛ اما اگر هم ربطی داشته باشد، مقصر مدیر بالاترین است که چنین زمانی را برای اعلام موضوع کاربران معتبر انتخاب کرده است. حذف این موضوع و حتی حذف من موجب نخواهد شد تا اصل مساله فراموش و از دید تیزبینان مخفی بمان

    • balva said

      جناب صالحین بسیار متاسف شدم. مطلبی که در نظرخواهی نوشتید را در صفحه‌ی نظرخواهی این مطلب در بالاترین قرار دادم. متاسفانه من فرصت اضافه کردن لینک ندارم امیدوارم سایر دوستان این کار را انجام دهند. ضمنا امیدوارم حساب کاربری شما به‌طور دائمی بسته نشده باشد و تصور می‌کنم در این مورد شما اشتباه می‌کنید و حتما حساب‌کاربری‌تان برای مدت کوتاهی بسته شده است.

  5. ایرانی said

    این مسئله ی مهمی نسیت که این قدر شلوغش کردی
    اگر بلد نیستی کمک کنی سد راه نشو وگرنه معلوم میشه که تو کدوم گروهی

  6. balva said

    ایرانی گرامی،
    نمی‌دانم چه مسئله‌یی مهم است و چه نیست و آیا شلوغ کرده‌ام یا نه. این را به قضاوت خوانندگان وامی‌گذارم. اما در مورد این که توی کدام گروه هستم باید عرض کنم وقتی پای دفاع از حقیقت و اصولی که به آن معتقد هستم در میان باشد من عضو هیچ گروهی نیستم. مثلا بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی، که امیدوارم به‌زودی اتفاق بیفتد، اگر قرار باشد حکومت جدید، آقای احمدی‌نژاد را اعدام کند چون با اعدام مخالف هستم تمام تلاشم را می‌کنم تا جلوی این اعدام را بگیرم. حالا شما می‌توانید مرا از همین الان جزو گروه هوادار احمدی‌نژاد قرار دهید. من اصول انسانی خودم را دارم و بر اساس آن سعی می‌کنم زندگی کنم و بنویسم و حرف بزنم. و اصل آزادی بیان و دفاع از حقوق اقلیت اصلی صلب و بدون خدشه است برای من و امیدوارم تا عمر دارم هرگز در هیچ موقعیتی از آن تخطی نکنم.

  7. علی said

    دوست عزیز من اصلا قصد دخالت ندارم.
    اما با فضایی که می بینم تو این یکی دو روز ساخته شده، برام مسلمه که دامن زدن به آتش این مساله کوچیک، دقیقا از طرف سرکوبگران صورت می گیره. این دقیقا چیزیه که اونها تو این روز میخوان.
    من خودم عضو بالاترین نیستم. ولی این کاری که صدای اعتراض همه رو بلند کرده و تو این روزها داره افکار رو از مساله اصلی منحرف میکنه، کار خیلی جدیدی نیست و تو بسیییاری از سایتهای دارای عضو می تونین مشابه این کار رو ببینین (با همین کلمات). البته نه به این معنی که این کار درسته یا تایید میشه. ولی کمی هوشمند باشیم. حالا وقت این اشتباهات نیست. اعتبار از دست رفته شخصی رو میشه ۱۰ روز دیگه پیگیری کرد!
    فکر کنم هممون اونقدر به رشد فکری رسیدیم که خواسته های فردی خودمون رو برای چند روز فدای آرمانهای جمع کنیم!

    • balva said

      علی عزیز،
      حق با شماست. به همین دلیل در این مطلب بخشی را به ۲۲ بهمن اختصاص دادم و در موردش نوشتم. اما فراموش نکنیم ما همیشه در وضعیت بحرانی بوده‌ایم. همیشه دشمنی را برای خود تعیین کردیم و همه را به وحدت خوانده‌ایم برای مبارزه با آن دشمن. اما عملا چه اتفاقی می‌افتد. از زیر یوغ دیکتاتوری به زیر یوغ دیکتاتور دیگری افتاده‌ایم چون فراموش کردیم این مبارزه با دیکتاتوری است که اهمیت دارد نه شخص دیکتاتور.
      انتقاد اصلی به دوستان بالاترین برمی‌گردد که در چنین موقعیت حساسی این موضوع مناقشه‌برانگیز را پیش کشیده‌اند و همیشه همین‌طور بوده است ما باید سکوت کنیم برای وحدت و بعد چشم باز می‌کنیم می‌بینم گروهی رفتند و گروه دیگری آمدند! و آش همان آش است و کاسه همان کاسه.
      راه رسیده به آزادی و زندگی جمعی انسانی راهی طولانی و پرپیچ‌وخم است و در هر لحظه ما نباید فراموش کنیم. دشمن اصلی ما سنت‌های دیکتاتورسازمان هستند که در جریان مبارزه با دیکتاتور موجود باید به گونه‌ای عمل کنیم که راه را بر دیکتاتور در راه ببندیم.

  8. […] × ما جمهوری اسلامی را نامعتبر کردیم نه کسانی که اعتبارشا… […]

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: