آیا تشکیل «حکومت ولایت فقیه» در سال ۵۸ اجتناب‌ناپذیر بود؟

وقتی «حادثه»یی اتفاق می‌افتد برای گریز از مسئولیت، یا حل کردن معمایی حل شده، تحلیل‌گران آسمان را به ریسمان می‌بافند تا نشان دهند آن حادثه «اجتناب‌ناپذیر» بوده است. پس از پیروزی «انقلاب ۵۷» و بعد از گذشت چند ماه با تشکیل «جمهوری اسلامی» و «حکومت ولایت فقیه» و به میدان آمدن میلیون‌ها ایرانی با شعارهای اسلامی و فدا کردن جان برای رهبر و شهادت طلبی و راه افتادن بساط خرافه‌پرستی و سیاه‌پوشی، اسلام‌پناهی و حجاب اجباری، ریش اجباری، کروات قیجی کردن و… قتل هزاران روشنفکر و آزادی‌خواه ایرانی و سرکوب وحشیانه‌ی طبقه‌ی متوسط شهرنشین؛ روشنفکران مایوس و شکست‌خوردگان از پای افتاده یا وابستگان و دلبستگان به رژیم پیشین این نوای ناکوک را سردادند که «این حکومت حق این مردم عقب‌مانده است.»، «حکومت اسلامی زایده‌ی فرهنگ و سنت ریشه‌دار در ایران است.» همه فراموش کردند تا یک سال قبل از بهمن ۵۷ نه در تهران و شهرهای بزرگ که حتا در شهرهای نسبتا کوچک زنان با پوششی اروپایی به مدرسه و دبیرستان می‌رفتند، دانشگاه که جای خود دارد، در تهران برخی از شهرهای بزرگ حتا استخر مختلط وجود داشت، سینماها فیلم‌های روز دنیا را نمایش می‌دادند، زنان سپاهی دانش در دورافتاده‌ترین روستاها بدون روسری و چیزی که بعدها حجاب نامیده شد بر سر کلاس درس حاضر می‌شدند. همه فراموش کردند در تمام راه‌پیمایی‌ها ضد شاه زنانی بدون پوشش اسلامی حضور داشتند و حتا تا چند ماه پس از پیروزی انقلاب هم حجاب اجباری نشده بود. آیا سراغ دارید در سال‌های منتهی به سال پنجاه و هفت کسانی دست به شورش مردمی علیه بی‌حجابی زده باشند؟ آیا آیت‌الله خمینی در اعلامیه‌ها و بیانیه‌هایی که در سال ۵۶ و ۵۷ هر روزه ارائه می‌داد صحبتی از حجاب و این که می‌خواهند حکومت اسلامی برقرار کنند می‌کرد؟ آن‌ها که منتظر منجی‌شان بودند تا با شمشیر و اسب از راه برسد و حکومت علی برقرار کند و اساسا در فقه‌شان در غیاب معصوم جایی برای حکومت دینی نبود. مردم هم اگر مشکل با مسائل دینی داشتند که باید دست به شورش‌های خود به خودی یا ترور نامسلمانان می‌زدند، چیزی شبیه اتفاقاتی که در افغانستان یا پاکستان می‌افتد اما من یاد ندارم حتا یک مورد در ایران اتفاق افتاده باشد و اگر مواردی هم وجود داشت باشد آنچنان شاذ است که نمی‌توان به جریانی اجتماعی و فرهنگی تعبیرش کرد. پرسش ساده این است که جامعه‌ی ایرانی در سال ۴۲ مذهبی‌تر و سنتی‌تر بود یا سال ۵۶؟ چگونه است که در سال ۴۲ مرجع تقلیدی را تبعید کردند اما به جز شورشی محدود اتفاق مهم دیگری نیفتاد اما در سال ۵۶ با انتشار مقاله‌یی در روزنامه‌ی اطلاعات مردم مسلمان به رگ غیرتشان برخورد و انقلاب اسلامی به پا کردند؟ اصلا خمینی در خواب هم نمی‌دید که رژیم شاه سقوط کند در پی سرنگونی رژیم شاه هم نبود. این نقل قول از محمدباقر دشتیانه را احتمالا شنیدید:

زمانی كه مدرسه علوی بودند من و آقای جمی و مطهری خدمت ایشان رسیدیم. هنوز انقلاب نشده بود. آن شب نمایندگان مجلس زمان شاه برای استعفا آمده بودند. امام گفتند: اگر شاه حرف ما می‌شنید ما به كمترین از این هم قانع بودیم.(۱)

حتا بعد از سقوط رژیم شاه هم این‌ها فکرش را نمی‌کردند که روحانیت بتواند قدرت را به عنوان دولت و نظام بروکراتیک در دست بگیرد. مگر بعد از پیروزی انقلاب آقای خمینی به قم نرفت و روحانیون را از این که وارد سیاست شوند منع نکرد؟ آیا نخستین رئیس دولت «جمهوری اسلامی»، مهدی بازرگان، روحانی بود؟ آیا در نخستین انتخابات «جمهوری اسلامی» حتا یک روحانی نامزد ریاست جمهوری شد؟ اگر جامعه ایرانی دنبال انقلاب اسلامی بود پس چرا از مجانی شدن آب و برق و اتوبوس حرف زده می‌شد؟ چرا «لاکن والاکن اتم هم کارگر است» گفته می‌شد؟
چیزی که دیده نمی‌شود و به فراموشی سپرده می‌شود این است که در شرایط بحرانی که طبقات تعیین کننده‌ی اجتماعی (بورژوازی و طبقه کارگر) ضعیف و غیرمتشکل هستند حکومت‌های بحران قدرت را در دست می‌گیرند. این حکومت‌ها بناپارت باشد در فرانسه یا نمودی توتالیتر داشته باشند مانند هیتلر و موسولینی و استالین وقتی می‌خواهند مزرعه‌ی حیوانات خویش را تشکیل دهند شعارهایی دست‌وپا می‌کنند تا بتوانند به طبقات بی‌هویت، اما از حیث کمیت در اکثریت نسبی، هویتی تازه ببخشند و بعد سایر طبقات اجتماعی از بورژوازی تا طبقه‌ی کارگر را به دنبال خود بکشند. سپس دستگاه تبلیغاتی مخوفشان به کار می‌افتد و مردم را الینه می‌کنند و به دوزخ می‌فرستند تا تمام پتانسیل انقلاب اجتماعی را بخشکانند. تحلیل‌های استاتیک آن مردم الینه و مسخ شده را می‌بینند و تصور می‌کنند این مردم همیشه همین‌گونه بوده‌اند و قرن‌ها طول می‌کشد تا متحول شوند. آیا قرن‌ها طول کشید تا مردمی که به صورت میلیونی به خیابان‌ها می‌آمدند و هایل هیتلر می‌گفتند و کوره‌ی آدم‌سوزی راه می‌انداختند دوباره همان مردم متمدنی شوند که بودند؟ چرا در مورد مردم ایران که بخشی از آن‌ها در یک دهه مسخ شدند و حکومتی واپس‌گرا و عقب‌مانده را حمایت کردند و تحت تبلیغات شبانه روزی توسط دستگاه عریض و طویلی که به شیوه‌های گوبلزی اداره می‌شد مانند خوابگردها دست به اعمالی ناشایست یا پذیرش این اعمال زدند به عنوان مردمی که اساسا و ریشه‌یی متحجر هستند قضاوت می‌کنید؟
نگاهی سطحی به آمار و اعداد به خوبی نشان می‌دهد که میزان تحصیلات، اشتغال زنان، رشد شهرنشینی، استفاده از تکنولوژی مدرن مانند اینترنت، ماهواره، موبایل… مسافرت به خارج از ایران حتا میزان مصرف مشروبات الکلی یا تماشای فیلم‌های روز دنیا به صورت دی‌وی‌دی آنچنان رواجی در جامعه‌ی ایرانی دارد که به هیچ‌وجه با قوانین و ساختار حکومتی و رادیو تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی هم‌خوانی ندارد. جمهوری اسلامی لباس بسیار تنگی برای جامعه‌ی فربه‌ی ایرانی است. به محض برداشته شدن این سقف کوتاه این جنگل بالنده با رشدی حیرت‌انگیز سربرخواهد داشت و قامت راست می‌کند.
آیا این بدان معناست که از نظر فرهنگی و اجتماعی و مذهبی هیچ مشکلی وجود ندارد و قشری‌گرایی و خرافات در جامعه ایرانی نیست؟ مسلم است که هست. در کدام جامعه نیست. مردم انگلستان خرافاتی نیستند یا مردم ایتالیا و آمریکا؟ اما آیا این دلیلی می‌شود که کلیسا بر اروپا و آمریکا حکومت کنند و حکومت‌های متعارف لائیک وجود نداشته باشد؟
مردم ایران کم و بیش به اندازه‌ی مردم آمریکا مذهبی هستند اگر نگوییم مردم ایران با تجربه‌ی تلخی که پشت سرگذارده‌اند لائیک‌تر از مردم آمریکا شده‌اند. روی دلارهای آمریکایی چه نوشته است؟ اصلا بگذارید یک مثال بزنم. نوشته زیر را بخوانید و حدس بزنید در چه کشوری و چه سالی نوشته شده است:

در برابر ناشران بزدل، اعضای گوسفند مآبِ هیئت امنای مدارس و افراد جاهل و متعصب که کاری از دست آدم برنمی‌آید. تنها راه این است که قلم به دست بگیریم و ضدخرافات و ارجیف مربوط به جهانی تنها به قدمت شش تا ده هزار سال یا پیدایش همزمانِ گونه‌های متفاوت حیات مقاله بنویسم.(۲)

این حرف‌ها را نویسنده‌یی ایرانی نزده است. آیزاک آسیموف نویسنده‌ی آمریکایی در زندگی‌نامه‌اش که در سال ۱۹۹۱ یعنی حدود بیست سال پیش نوشته است، نقل می‌کند. خوب است قسمتی دیگر از کتاب را که مربوط به همین موضوع می‌شود بخوانیم.

… یکی از دلایل عدم موفقیت مجموعه این بود که در آن به انسان‌میمون‌های ساکن تگزاس اشاره شده بود و همین موجب شده بود که انتشار آن در برخی از ایالت‌ها تحریم شود. از نظر آن‌ها دانش دیرین‌شناسی در سِفِر آفرینش خلاصه شده.
همان‌طور که می‌دانیم، شجاعت و تهور ناشرانِ آمریکاییِ کتابِ کودک زبان‌زد خاص و عام است. آن‌ها حاضرند هر بلایی سر کتاب‌ها بیاورند، بچه‌های آمریکایی را بی‌سواد بار بیاورند و مهملات را به جای واقعیت به خوردشان بدهند که فقط سه‌شاهی پول اضافه به جیب بزنند.(۳)

این حرف‌ها مربوط به سال ۱۹۶۶ است یعنی حدود چهل سال پیش و البته اوضاع خیلی هم فرق نکرده است می‌توان هزاران دلیل و نشانه آورد از باورهای مذهبی، خرافی و عقب‌مانده‌ی مردم اروپا و آمریکای شمالی اما این‌ها موجب نمی‌شود که کسی ادعا کند مردم این کشورها حکومت مذهبی بدهکار هستند! یا از رشد لازم برای داشتن حکومت‌های لائیک برخوردار نیستند. اما متاسفانه در مورد مردم ایران که هنوز زیر نعلین حاکمان خرافه‌پرست هستند و صبح تا غروب دستگاه‌های تبلیغاتی حکومت خرافات و مزخرفات در ذهنشان فرو می‌کند با این حالا توانسته‌اند در بدترین شرایط دیش ماهواره بر پشت‌بام‌هایشان بگذارند و فیلترشکن دست و پا بکنند و از هزار طریق با جهان مدرن ارتباط برقرار کنند مردمی سنتی، مذهبی و خواهان قوانین قرون وسطایی سنگسار و دست‌قطع‌کردن و حکومت مذهبی شمرده می‌شوند.
گویا بخشی از روشنفکری ایران باید همیشه غافل‌گیر شود یک‌روز تصور می‌کرد رژیم شاه آن‌چنان با ثبات و مقتدر است که سقوط ناکردنی است و حالا هم تصور می‌کند اسلام سیاسی آنچنان در مردم ریشه دارد که آن‌ها سقوط «جمهوری اسلامی» و تشکیل «جمهوری لائیک» را نمی‌خواهند! گویا مردم ایران مازوخیست هستند و از سعادت و رفاه و آزادی بیزارند. نه دوستان گرد و خاکی که به چشمتان نشسته است را بتکانید از وحشت شکست دهه‌ی شصت خلاصی پیدا کنید و واقعیت را ببنید. مردم ایران گام به راهی نهادند که سرانجامی جز آزادی و بهروزی ندارد دلشان را خالی نکنید به یاریشان بشتابید.

پانویس
۱- سفرنامه حج رسول جعفریان
۲- آسیموف، آیزاک، من آیزاک آسیموف ترجمه‌ی مهرداد تویسرکانی انتشارات کاروان ۱۳۸۸
۳- همان ۴۳۰.

مطالب مرتبط
× آیا «جمهوری اسلامی» برآمده از فرهنگ دینی مردم ایران است؟
× آیا ج.ا. می‌تواند مانند دهه‌ی ۶۰ جنایت کند؟
× پاسخی آسیموفی به فحاشان مذهبی

پیوند در بالاترین

ارسال به: Balatarin::Donbaleh::100C::oyax::Mohandes::Del.icio.us::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Comments Feed::Subscribe to Feed

Advertisements

5 دیدگاه »

  1. in2meC said

    wow khili aly bud

  2. انوشه said

    درود
    استدلال بسيار جالبي بود
    وبلاگ من با مطلبي در مورد همراهان آيت الله خميني به روز شد
    سبز باشيد و سربلند

    http://anoosheh1.wordpress.com/

  3. […] دینی: آب یا سراب؟دیده حاصل کن دلا آنگه ببین تبریز راآیا تشکیل «حکومت ولایت فقیه» در سال ۵۸ اجتناب‌ناپذیر ب…محمود از نگاه عبیدصحنه گردان ماییم به گَرد ما نمی‌رسی […]

  4. Pouria said

    Fogh olade Ali bood,JavaB be kheyli az andishe haye shakhs khod e man bood.

  5. […] مرتبط * آیا تشکیل «حکومت ولایت فقیه» در سال ۵۸ اجتناب‌ناپذیر ب… * آیا «جمهوری اسلامی» برآمده از فرهنگ دینی مردم ایران […]

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: