آیا «جمهوری اسلامی» برآمده از فرهنگ دینی مردم ایران است؟

جامعه ایرانی در سی سال گذشته در تبلیغاتی که غربی‌ها در رسانه‌های‌شان راه انداخته‌اند(۱) جامعه‌یی به شدت مذهبی و خرافاتی و چیزی شبیه کشورهایی مانند عربستان و افغانستان و پاکستان… معرفی شده است. هر چند کشورهای یاد شده نیز از رشد اجتماعی نسبتا بالایی برخوردار هستند و اگر حاکمیت‌های آنان و نیروهای فشاری که قدرت محلی را در دست دارند خلع‌ید شوند خواهیم دید مردم ساکن در خاورمیانه به شدت مترقی‌تر از حکومت‌هایشان هستند اما این در مورد «ایرانیان» و «جمهوری اسلامی» با فاصله‌یی به شدت زیاد نمود پیدا می‌کنند.
حاکمان «جمهوری اسلامی» بیش و پیش از آن که برآمده از متن جامعه‌ی ایرانی باشند مانند اشغالگرانی هستند که «ایران» را اشغال کرده‌اند و متاسفانه برخی از ایرانیان هم تن به همکاری با آنان داده‌اند. اما «جمهوری اسلامی» هیچ سنخیتی با جامعه ایرانی ندارد. به عبارت دیگر «جمهوری اسلامی» نقصی مادرزادی و ارکانیک نیست بلکه بیماری ویروسی است که با بیرون راندنش و حذف آن جامعه به سطح مطلوب توان‌مندی‌های خود می‌رسد و این الزاما به معنای تندرستی کامل نیست و آن چیزی که باید تدریجی اصلاح شود نه «جمهوری اسلامی» که «جمهوری» پس از آن است.
اگر شما اضافه وزن یا کمبود وزن داشته باشید یک شبه نمی‌توانید آن را علاج کنید؛ نیاز به درمان تدریجی دارید. مثلا باید رژیم غذایی بگیرید و غدد درون‌ریز بدنتان مورد بررسی قرار بگیرد فرهنگ و آداب و عادت غذایی و الگویی مصرفتان(۲) خود را تغییر دهید و غیره اما اگر غده‌ی «سرطانی» داشته باشید باید در اولین فرصت به اتاق عمل بروید و نخست غده‌ی سرطانی را در بیاورید و بعد هر کار دیگری می‌خواهید انجام دهید.
«جمهوری اسلامی» عارضه‌یی مادرزادیی یا حاصل فرهنگ و عادت نادرست نیست. سرطانی است که تا هست روز به روز وضعیت را وخیم‌تر می‌کند. هرگونه مسکن یا آرام‌بخش اگر دارویی برای بردن بیمار به اتاق عمل باشد برای درآوردن این غده‌ی شوم عملی درست و تاکتیکی پزشکی و درمان‌گرانه است اما هر که حقیقت را تحریف کند و بیماری را عارضه‌ی موقتی بشمار آرد و تبی بداند که با شبی استراحت به عرق می‌نشیند و عافیت حاصل می‌شود دارد به جامعه‌‌ی ایرانی خیانت می‌کند. عمل جراحی اجتناب ناپذیر است تنها کاری که باید کرد این است که از درد و خون‌ریزی و عوارض بعد از عمل تا حد ممکن جلوگیری کرد.
وقتی فاصله‌ی حکومت با مردم بسیار زیاد می‌شود حتما حاکمیت باید تغییر کند و هیچ اصلاحی نمی‌تواند این شکاف را پر کند. اصلاحات را حکومت‌هایی که جلوتر از مردم هستند انجام می‌دهند تا مردم را به طور تدریجی ارتقا دهند عکس آن مضحک است. یعنی مردم نمی‌توانند حکومت را تدریجی اصلاح کنند وقتی حکومت بسیار عقب‌تر از آنان است.
نازی‌ها و هیتلر حکومتی متناسب با میزان فرهنگ جامعه‌ی آلمانی نبودند. سرطانی بودند که به جان آن جامعه و جهان افتادند. این سرطان اصلاح‌پذیر نبود و برآمده از بطن جامعه‌یی که هگل و مارکس و بتهوون و ماکس پلانگ و آلبرت انیشتن و هزاران اندیشمند و هنرمند و موسیقی‌دان دیگر را پرورش داده بود، نبود. بیماری بود و بیماری باید درمان شود و البته آن درمان بسیار خونبار و دردناک بود و میلیون‌ها انسان نابود شدند تا بشریت بتواند این غده‌ی شوم را جراحی کند.
گورباجف هم قصد داشت حکومت شوروری را اصلاح کند! حکومت سرمایه‌داری دولتی که نام بی‌مثمای «کمونیسم» و «سوسیالیزم» را یدک می‌کشید. رشد سرمایه‌داری در روسیه و عدم رشد آن در کشورهای پیرامونی که تحت نام «اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی» یک کشور را تشکیل می‌داند تجزیه‌ی این غول را که دیگر توان حرکت نداشت ناگزیر کرده بود. بعلاوه روسیه نیز دیگر نمی‌توانست با روش‌های سرمایه‌داری دولتی اداره شود برای همین سرمایه‌داری غیردولتی گریزناپذیر بود. شوروی فروپاشید، هر چند این عمل اجتناب‌ناپذیر بود اما متاسفانه عوارض بعد از عمل آن‌چنان زیاد بود که اکنون روسیه به دست باندهای جنایت‌کار افتاده است.
به هر حال جامعه ایرانی اساسا قابل مقایسه با کشورهای پیرامونی‌اش نیست. اسلام در ایران بسیار تلطیف شده است و اسلام خشنی که جمهوری اسلامی برپا کرده است با فرهنگ و آداب مردم ایران هیچ تناسبی ندارد. نگاهی به فرهنگ و ادبیات فارسی نیز چنین چیزی را به خوبی نشان می‌دهد. این شعر «همای اصفهانی» که به صورت مثل سایر درآمده است به خوبی نشان می‌دهد ایرانیان چه دیدی نسبت به اسلام دارند:

می بخور منبر بسوزان آتش اندر خرقه زن
ساکن میخانه باش و مردم آزاری مکن. همای اصفهانی

دیدی که حافظ و سعدی و مولوی و سایر فرهنگ‌سازان جامعه ایرانی از اسلام و رابطه‌ی دین و انسان دارند به‌خوبی نشان می‌دهد که حکام جمهوری اسلامی چقدر از مردم ایران و فرهنگ و دین‌شان فاصله دارند.
به هر حال جنبش سبز موجب شد دید جهانیان نسبت به ایران و جامعه‌ی ایرانی کاملا دیگرگون شود. حالا جامعه جهانی می‌داند که ایرانیان توسط اقلیتی ناچیز به اسارت درآمده‌اند و این حکومت به هیچ‌وجه هیچ تناسب و سنخیتی با مردم ایران و فرهنگ آنان ندارد و ایرانیان تحت فشار و زور مجبور شده‌اند به این حکومت تن بدهند و در این سال‌ها بسیار جانفشانی کرده‌اند و قربانی داده‌اند تا از شر این اشغال‌گران خلاصی پیدا کنند.

پانویس
۱- غربی‌ها در این زمینه تنها نبودند کسانی که به اصلاح‌طلب مشهورند در دوران ریاست جمهوری خاتمی صحبت از این می‌کردند که اصلاحات و تغییرات تدریجی است و در غرب هم قرن‌ها طول کشید تا بعد از نوزایی به اینجا برسند. ترجیح‌بند حرف‌های‌شان هم این بود که سی صد سالی باید صبر کرد! به هر حال با روی کار آمدن احمدی‌نژاد مسئله‌ی اصلاحات دیگر سالبه‌ی به انتفاء موضوع شده است و اکنون دیگر همه می‌دانند ساختار جمهوری اسلامی اصلاح‌پذیر نیست.
۲- حکومتی که با مرگ فاصله‌یی ندارد تازه حالا به فکر اصلاح الگوی مصرفش افتاده. مانند بیماری که سرطان تمام وجودش را گرفته است و چند روز دیگر قرار است بمیرد. بعد نوشابه نمی‌خورد که چاق نشود!

پیوند در بالاترین

مطالعه بیشتر
× خمینی و ایده‌هایش.

ارسال به: Balatarin::Donbaleh::100C::oyax::Mohandes::Del.icio.us::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Comments Feed::Subscribe to Feed

Advertisements

16 دیدگاه »

  1. درود
    من وبلاگم به روز شد
    به دنبال دستگیری تحریریه مجله فرهنگ و آهنگ و شائبه توقیف مجله
    دست زنجير بافان در زنجير باد
    وبلاگ من با اين مطلب به روز شد
    http://anoosheh1.wordpress.com/

  2. به دنبال دستگیری تحریریه مجله فرهنگ و آهنگ و شائبه توقیف مجله
    دست زنجير بافان در زنجير باد
    وبلاگ من با اين مطلب به روز شد
    http://anoosheh1.wordpress.com/

  3. اگر برايتان مقدور بود اين مطلب را در بالاترين قرار دهيد
    يكي از دوستان روزنامه نگارم در فراق دوستان در بندش نوشته است
    مطلب بسيار زيباييست
    با سپاس از لطف بيكران شما

    لينك مطلب:

    http://anoosheh1.wordpress.com/2010/01/24/%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%b2%d9%86%d8%ac%db%8c%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%81%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%ac%db%8c%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%af/

    • balva said

      انوشه سبز، هرچند من لینک‌گزار خوبی نیستم اما این لینک را قرار دادم این هم نشانی‌اش:«http://balatarin.com/permlink/2010/1/24/1926125» امیدوارم داغ شود ما شرمنده نشویم!

  4. YmVis said

    تشخیص افراد مخفی در یاهو

    http://YmVis.com

    آیدی خود را از لیست افراد مزاحم حذف کنید
    http://remove.ymvis.com

  5. علیرضا said

    از بهترين متن هايي که تو اين مدت خوندم…وبلاگت حرف نداره و وسعت اطلاعاتتون.ادامه بديد

  6. ایرانی said

    jana sokhan az dahane ma migooyi

  7. علیرضا said

    فکر ميکنم مساله اي که بايد بهش توجه داشت اينکه تداوم جمهوري اسلامي همونطور که خميني با درايت اونو درک کرده بود،تقسيم نيرو بين چپ و راست اسلامي هست..در واقع چپ اسلامي نقش مهمي در سرکوب چپ غير اسلامي داشت و رژيم جمهوري اسلامي رو سرپانگه داشت..در حال حاضر با حذف اونها حکومت از دل اصول گراها جرياني ميانه رو را علم ميکنه،»شوي تلويزيوني «روبه فردا»در اين راستا پخش ميشه…ما در مقابل جمهوري اسلامي دو نقطه عطف داريم يکي کشتارهاي سال 67 به عنوان خلاء ساختاري رژيم در مقابل دگرانديشان و ديگري حوادث بعد انتخابات به عنوان ريزش دروني رژيم و شکاف در بدنه..فکر ميکنم با اين آگاهي مي تونيم ضربات اصلي رو بر بدن «جمهوري اسلامي»اين غده سرطاني وارد کنيم

  8. فرهاد said

    قبلن بگویم که من اسلام را نه بعنوان دین بلکه بعنوان یک رفرم در مسحیت می دانم. با این حال معتقدم که ریشه یابی معضل حکومت اسلامی در ایران قبل از اینکه ریشه در مذهب داشته باشد، ریشه در پدرسالاری مفرط فرهنگ ایرانی دارد. من زیاد هم در تعجب نیست که چرا تا کنون هیچیک از روشنفکران ایرانی به این نکته نپرداخته و همیشه درصددند با حمله به اسلام بجای اینکه به جلو بروند عقبگرا می شوند و به ناسیونالیسم نژاد برتر ایرانی می پردازند. تنها اگر به سهراب کشی رستم و دیگر اسطوره ها چون سیاوش نظر کنیم درمی یابیم که چقدر بحق است که ولایت فقیه محترمی وجود داشته باشد که یکی یکی فرزندان خود را از دم تیغ بپذراند و آخ هم نگوید. جدیدن خیلی بندرت می توان اینجا و آنجا دید که کسانی کمی به تاریخ رجوع می کنند و ریشه ی شیعیگری را در قوم ایرانی می بینند. در مورد نازیسم و هیتلر هم باید بگویم که کاملن برعکس نظر شما این حکومت فاشیستی هم بسان حکومت فاشیستی ایران کاملن با فرهنگ ژرمن و میتولوژی آلمانی همخوانی دارد. من نمی دانم چند قرن دیگر نکبت فاشیسم حکومت اسلامی بعد از پیروزی جنبش سبز(انشاالله!) را به یدک خواهیم کشید. کما اینکه با وجود فاشیسم هیتلری در نصف مدت زمانی که از عمر فاشیسم اسلامی در آلمان کم نیستند نشانه هائی در آلمانی ها که خود را نژاد برتر می دانند. بله، تغییرات تاریخی مسئله ی یک شب و یک روز نیست دوست عزیز.

  9. فرهاد said

    یک نکته ی دیگه که دوست دارم بگم اینه که از اینکه به غده ی سرطانی اشاره می کنی خیلی خوشم اومد. فقط یاید این امکان رو هم در نطر بگیریم که این غده ممکنه مریض رو بکشه و از اینکه مریض می گوزه نخندیم بلکه در فکر داروی مناسب باشیم. بدترین وجهی رو که من می تونم با توجه به گسترش گلوبالیسم درنظر بگیرم اینه که در کوتاه ترین یا شاید هم نه آنچنان کوتاه فاشیسم جهانی داشته باشیم. مقایسه کنید با گسترش حرکتهای اسلامی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران. در اینصورت که این بدترین سناریو بوجود بیاید، امکان هر نوع مقایسه ای از بین خواهد رفت و در بهترین حالت بشریت به ماقبل تاریخ باز خواهد گشت. فقط خدا اون روز رو نیاره. اکنون وظیفه ی ماست که بی آنکه به مصدق و ستار خان و کورشمان بنازیم، خود را فرزندان زمان کنونمان بدانیم و راه حلی برای این غده پیدا کنیم. باور داشته باشیم که اگر بخواهیم از اعقاب خود قدرتمندتر و فهمیده فر هستیم.

    • balva said

      جناب فرهاد گرامی!
      متاسفانه حرف‌های شما، که بعضا نادرست هم نیست، پر از تناقض است. نخست آن مردسالاری تنها در ایران باستان نبوده است در تمام دنیا در دوران فئودالیسم مردسالاری حاکم بوده است شما می‌توانید مثال‌های بسیاری از فرهنگ یونانی بیاورید مدوسا که زنی بود که پا را از گلیم خود داراز کرد چقدر تکفیر شده است. اتفاقا در ایران باستان حکومت مادرشاهی حاکم بود و تمام ثروت از آن مادران بود به همین دلیل ازدواج مادر با پسر برای بیرون نرفتن ثروت از خانواده در بین اشراف و پادشاهان رواج داشت.
      ته حرف شما این است که بچسبیم به جمهوری اسلامی که از فرهنگ پدرسالارانه‌مان در می‌آید و ما را می‌ترسانید که اگر این لولو برود چه‌ها که نمی‌شود و حرکت‌های اسلامی کسترش پیدا می‌کند! قبل از انقلاب هم شاه می‌گفت اگر من بروم ایران ایرانستان می‌شود که دیدم او رفت و هر مزخرفی که شد ایرانستان نشد!
      رفتن جمهوری اسلامی مرگ اسلام سیاسی و حرکت‌های افراطی اسلامگرایانه است. اکنون جمهوری اسلامی کانون بحران در منطقه است با رفتن آن ریشه‌ی اسلام سیاسی خشکیده می‌شود.
      بله ما فرزند زمان خود هستیم و قهرمانانمان ندا و سهراب و میلیون‌ها زن و مردی است که برای آزادی و برابری و عدالت به خیابان‌ها می‌آیند و جمهوری ایرانی می‌خواهد که جمهوری غیراسلامی، و البته نه ضد اسلامی، است. دین باید از سیاست جدا شود و مردم همیشه این را می‌خواسته‌اند ساده‌ترین ضرب‌المثل‌های زبان فارسی دلالت به این دارد مانند:عیسی به دین خود موسی به دین خود، دلت پاک باشه…
      اسلام ترور به مردم ایران تحمیل شده است و بله اگر زودتر درمان نشود بی‌شک خطرات جدی برای ایران و جهان به همراه دارد. راه درمان جراحی است و بس!

      • فرهاد said

        ببین دوست من، من اهل داد و بیداد نیستم. فکر می کنم که مرا متوجه نشده اید. اگر شما فکر می کنید که چیزی به کسی تحمیل شده، پس لعنت به مسببش و وای به کسی که دائم این اجازه را به دیگران میدهد که بهش تحمیل کنند. به شما و امثال شما توصیه می کنم کمی تاریخ بخوانید تا شاید مسائل تاریخی را در غالب چکش و سندان نبینید. اگر هم فکر می کنید که با آمدن قهرمانان به خیابان آخوندها خجالت می کشند و گورشان را گم می کنند، پس موفق باشید.

  10. balva said

    فرهاد گرامی!
    نیاز به داد و بیداد نیست می‌شود متمدنانه گفت‌وگو کرد اما کاش از این خرده‌فرهنگ که خود را دانای کل می‌داند و به دیگران توصیه می‌کند تاریخ بخوانند دست برمی‌داشتید. شما چه می‌دانید من و امثال من تاریخ نخوانده‌ایم؟ ضمنا آیا اصولا تاریخ‌دانان و تاریخ‌خوانان و مورخان بهترین تحلیل‌گران مسائل سیاسی هستند؟ این که حضور مردم و قهرمانانشان در خیابان‌ها موجب رفتن یا نرفتن آخوندها می‌شود یا نمی‌شود به خود آنانی که به خیابان می‌روند مربوط می‌شود. اما به هر حال کسانی که به خیابان می‌روند و حاضر هستند کشته شوند و دستگیر شوند و شکنجه شوند اما باز به خیابان می‌روند حتما از وضع موجود آنقدر ناراضی هستند و جان به لبشان رسیده است که این کار را می‌کنند. شما که تاریخ خوانده‌اید بفرمایید چه کنند؟ در خانه بنشینند، تحقیر شوند، گرسنگی بکشند و به بردگی روزانه تن در دهند تا چه شود؟ اگر راه حل بهتری سراغ دارید به جای فخر فروختن به مردمی به جان آمده با آن‌ها وارد گفت‌وگو شوید. بفرمایید این صفحه در اختیار شما از تاریخ بگوید و راه‌کار نشان دهید بگوید میلیون‌ها مردمی که این حکومت یا حداقل این دولت و این وضع موجود را نمی‌خواهند چه باید بکنند!

  11. […] […]

  12. […] […]

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: