جنبش سبز، سیمرغ بلورین را بی‌پروبال‌ کرد!

وقتی جنبشی به پا می‌شود و مردم برای تغییر شرایط زندگی خود به خیابان‌ها می‌آیند و از پا نمی‌نشینند و پایداری می‌کنند برای تغییر، رفته رفته محافظه‌کارترین شهروندان نیز به جمع آنان می‌پیوندند و رفته رفته نیروهایی درون حاکمیت یا کسانی که با حاکمیت همکاری می‌کنند از آن فاصله می‌گیرند و به جمع مردم و جنبش‌شان می‌پیوندند. «جنبش سبز» نیز همین مسیر را طی می‌کند و روز به روز همکاری با حکومت دشوارتر می‌شود و هزینه‌اش بر فایده‌ی آن می‌چربد.
امسال جشنواره‌ی فجر که در سال‌های گذشته به هر حال با تمام نواقصی که داشت، و با تمام بی‌عدالتی‌هایی که در داوری آن صورت می‌گرفت، مهم‌ترین رویداد سینمایی در کشور محسوب می‌شد دچار بحران داوری شده است. هیچ‌کس حاضر نیست داور این جشنواره شود. داریوش مهرجویی، عباسی کیارستمی، عزت‌الله انتظامی، اصغر فرهادی، ابراهیم حاتمی‌کیا، فرهاد توحیدی تا کنون کسانی بوده‌اند که از داوری جشنواره‌ی فجر امسال سرباززده‌اند.
نام کسانی که تا کنون داوری این جشنواره را پذیرفته‌اند نشاندهنده‌ی اوج فاجعه برای دولت احمدی‌نژاد و وزارت ورشکسته‌ی ارشاد آن است که نتوانست حتا با نشان دادن در باغ سبز و از توقیف درآوردن فیلم‌هایی مانند «کتاب قانون» (مازیار میری) و «به رنگ ارغوان» (ابراهیم حاتمی‌کیا)، و دادن وعده و وعیدهای بسیار، کسی را به خود جذب کند. نام سه تن تا این لحظه به عنوان داور جشنواره منتشر شده است نگاهی کوتاه به سوابق هنری این سه تن به خوبی فلاکتی که جمهوری اسلامی به آن دچار شده است را نشان می‌دهد.

فاطمه گودرزی
فاطمه گودرزی یکی از آن سه تن است. خانم گودرزی بازیگر سینما و تلویزیون ایران است و هر چند، چند بازی خوب در کارنامه‌ی خود دارد اما هرگز به عنوان بازیگری شاخص و بین‌المللی مطرح نبوده است. او متولد سال ۱۳۴۲ است و دیپلم اقتصاد دارد. ایشان هیچ جایزه‌یی در خارج از ایران برنده نشده‌اند و هر چند چند بار نامزد «سیمرغ بلورین» بوده‌اند اما فقط یک‌بار آن هم در سال ۱۳۷۴ برنده‌ی این جایزه‌ی شده‌اند.(۱) البته ظاهرا ایشان را هم تحت فشار به داوری آورده‌اند. زیرا اول بهانه آورده بودند که به مسافرت می‌روند و نمی‌توانند داوری را بپذیرند اما سرانجام پذیرفتند.(۲) فاطمه‌ گودرزی را می‌توان از قربانیان دانست او در فیلم «می‌خواهم زنده بمانم» (ایرج قادری) بازی بسیار خوبی ارائه داد اما در جشنواره‌ی فجر سیزدهم به دلیل باندبازی و مخالفت با ایرج قادری بازی‌ش نادیده گرفته شد. پس از «می‌خواهم زنده بمانم» دیگر چند سالی بازی نکرد تا سرانجام سر از بازی در سریال مبتذل و سطح پایینی مانند «دردسر والدین» درآورد. بعید نیست پرونده‌یی از او در دست داشته باشند و برای افشا نکردنش تحت فشار باشد. یکی از شیوه‌های جمهوری اسلامی و به خصوص باند حاکم فعلی پرونده‌سازی از افراد است. که در مناظره‌ی میرحسین موسوی و احمدی‌نژاد شاهدش بودیم.
پی‌نوشت:
خانم گودرزی در جلسات داوری حاضر نشد و عمل داوری جشنواره را نپذیرفت که جای تقدیر دارد. برای اطلاعات بیشتر به: «سه خبر چند نظر(سبز، سرخ، نارنجی)» مراجعه کنید.

اسفندیار شهیدی
اسفندیار شهیدی متولد ۱۳۲۴ است او دانش‌آموخته‌ی مهندسی طراحی در دانشگاه علم و صنعت است و در کالج ملی فیلم لندن فیلم‌برداری خوانده است.(۳) او کارگردانی یک فیلم «مرضیه» و فیلم‌برداری چند فیلم سینمایی در کارنامه‌ی خود دارد او تاکنون هیچ جایزه‌یی نه در ایران نه در خارج از ایران برنده نشده است او چند بار داور و جز هیئت انتخاب جشنواره‌ی دفاع مقدس بوده است و یک‌بار هم در سال ۱۳۷۱ به عنوان داور بین‌المللی جشنواره‌ی فجر حضور داشته است.


ابولقاسم طالبی طاری متولد ۱۳۴۰ و فارغ‌التحصیل حقوق قضایی است! او از راست‌گریان حامی دولت احمدی‌نژاد است. چند فیلم نازل سینمایی در پرونده دارد و هم‌ اکنون سریال بسیار مبتذل «به کجا چنین شتابان» از شبکه‌ی تهران را در حال پخش دارد که بر خلاف تمام سریال‌ها این سریال نورچشمی هم‌زمان در شبکه‌ی دوم سیما هم پخش می‌شود. او از هیچ جشنوراه‌ی بین‌المللی تا کنون جایزه‌یی دریافت نکرده است. او یک بار در سال ۱۳۸۴ در جشنوراه‌ی دفاع مقدس برنده‌ی دیپلم افتخار شده است و یک بار هم در سال ۱۳۸۲ در جشنوراه‌ی بین‌المللی فجر توسط «ستاد احیای امر به معروف و نهی از منكر» جایزه‌ی بی‌نام نشانی برنده شده است.(۴) برای آشنایی بیشتر با ایشان و همسرگرامی‌شان نقل قولی از ایشان در مورد عاشورای ۸۸ و نقل قولی از همسرشان در مورد محمد نوری‌زاد در اینجا می‌آورم تا میزان ورشکستگی وزارت ارشاد دولت فخیمه‌ی آفای احمدی‌نژاد و جشنواره‌ی فجرشان بهتر درک شود.

… آري اين وزوزهاست كه عالمي براي صداي يك دف، عمامه بر زمين مي‌زند اما شعار «نه غزه نه لبنان» ناراحتش نمي‌كند. مرگ بر اصل ولايت فقيه، گريه‌اش نمي‌اندازد.
عمامه‌اش را به زمين نمي‌اندازد وقتي اسلام را از جمهوري اسلامي حذف مي‌كنند و اين وزوز آن قدر در گوش‌ها مي‌چرخد كه روز عاشوراي سال 88 مي‌رسد.
حال حنجره‌ها آماده هلهله، دستان آماده سنگپراني و خنجر زدن به پهلو و گلوي عزاداران است.
حنجره‌ها و دستاني هم ساكت و ساكت و ساكت‌اند كه مباد شخصيت ايشان در مقابل صاحبان راي و بي‌بي‌سي و بي‌بي‌سي‌پسندان خدشه‌دار شود و فقط بعد از فشارها و صلوات‌ها و گريه‌ها به حق و باطل نصيحت مي‌كنند كه به حرف من بزرگ‌تر از همه عالم گوش كنيد. رفيق باشيد. با هم دوست باشيد…(۵)

این هم از افاضات همسر گرامی ایشان خانم زهرا السادات طباطبایی.(عکسی از ایشان پیدا نشد!)

زهرا السادات طباطبايي همسر ابوالقاسم طالبي با مشاهده هتاکي هاي اين کارگردان سينما به نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و مقام معظم رهبري با ارسال يک نامه و بازگرداندن يک گوسفند براي وي انزجار خود را از رفتار ناشايست نوري زاد ابراز کرد.
متن اين نامه بدين شرح است: گوسفندي براي سلامتي همسر من سه سال پيش هنگامي که در بيمارستان قلب بستري بود قرباني کردي، حال که با قلم دريده خود به ساحت سيد ما جسارت روا داشتي به تو مي گويم:
اولا: همسرم و چهار فرزندم فداي رهبرم
ثانيا: گوسفندت را پس مي فرستم تا به دوستان جديدت که ديروز به خاطر حمايت از رهبري از دست دادي (در وبلاگت نوشته بودي) و امروز به صف دست بوسي تو مي آيند هديه کني، مبادا بار ديگر از پذيرايي نکردنت ناراحت شوند.
محمد نوري زاد واقعا دريدگي و نمک نشناسي نسبت به ولايت فقيه، اين ميراث امام خميني (ره) و شهدا را به غايت رساندي و همه کژي هاي خودت و امثال خودت تحت نام رهبري انجام دادي را پاي ايشان نگاشتي.
و البته به کوري چشم همه ناکثين، مارقين ما از رهبري سيد علي عزيز جز زيبايي، راستي و درستي چيزي نمي بينيم «ما رايت الا جميلا»
واگر قرار باشد همه کسانم را در اين صراط قرآني به قطعه شهدا در کنار برادر شهيد در کنار برادر شهيد 16 ساله ام به خاک بسپارم، بازهم همين را مي گويم که «ما رايت جميلا» (۶)

جنبش سبز کمترین خاصیتش بی‌خاصیت کردن تبلیغات حکومت در جذب هنرمندان و روشنفکران است. هر کس بخواهد پیدا و پنهان با حکومت و دولت کودتایی‌اش همکاری کند سرانجامی جز بدنامی و خفت ندارد. جنبش سبز روح انسان‌های بزدل یا طماع‌یی که برای کفی نان و قطره‌یی شهرت تن به خاری همکاری با ضدهنرترین حکومت تاریخ ایران داده بودند را نیز شفا داد و برای همه سلامت و سعادت آورد. باشد تا در کوره‌ی انقلاب تفدیده شویم و پاک چون ابراهیم سر از این آتشی که نه نمرود که عشق به آزادی به پا کرده است درآوریم.

پانویس
۱- وب‌گاه سوره: جشنواره‌های مربوط به فاطمه گودرزی.
۲- خبر آنلاین: فاطمه گودرزی داوری جشنواره فجر را پذیرفت.
۳- ایران‌آکتور: اسفندیار شهیدی.
۴- وب‌گاه سوره: جشنواره‌های مربوط به ابوالقاسم طالبی.
۵- رجانیوز: خدا به پرونده سكوت‌کنندگان، رسیدگی خواهدكرد.
۶- انصارنیوز: همسر ابوالقاسم طالبی: آقای نوری‌زاد، گوسفندت را پس می‌فرستم.

مطالب مرتبط
× دولت کودتا مزدور استخدام می‌کند، شما چقدر می‌ارزید؟
× هنرمندان سبز، بی‌هنران سیاه و میان‌مایه‌گان بی‌رنگ

پیوند به بیرون
× مهرجویی هم داور نمی‌شود.
× تحریم جشنواره فیلم فجر.
× عباس کیارستمی هم داوری جشنواره فجر را نپذیرفت.

پیوند در بالاترین

موضوع داغ در بالاترین

ارسال به: Balatarin::Donbaleh::100C::oyax::Mohandes::Del.icio.us::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Comments Feed::Subscribe to Feed

Advertisements

7 دیدگاه »

  1. زبان سبز said

    خدا قوت . دست مریزاد . خسته نباشید الحق . عالی بود

  2. جلف said

    بسیار زیبا بود و لذت بردم ممنون از شما

  3. sabzali said

    جانا سخن از زبان ما میگویی . ضمنا شما خیلی کذشت دارین که فقط به همینجا اکتفا کردین. ایشون بیشتر از اینها حقشونه اما باشه به موقش

  4. […] و دوم بهمن  به خوبی اشاره کرده اند . دوست غریبم بلوا نوشته ای دارد خواندنی در مورد پر پر شدن سیمرغ جشنواره ی فجر از دست […]

    • balva said

      خیلی با حس و حال نوشتی! سپاس از لطفت! عنوان جنبش سبز سیمرغ بلورین را پر پر کرد هم بامزه‌تره!

  5. […] مورد نوشتم به داوری جشنواره سینمایی فجر اشاره کردم (جنبش سبز، سیمرغ بلورین را بی‌پروبال‌ کرد!) در آنجا به پرونده‌ی سه تن از کسانی که داوری جشنواره را […]

  6. zedeeslamehaghighi said

    سلام طبق گفته‌های آقای مهندس احمد علی‌ هراتی نیک‌ صنایع فولاد، بزودی کارخانه‌های ذوب آهن باید درشون را ببندند زیرا دولت نرخ برق را برای کارخانه‌ها بالا برده است، و ما بهیچ وجه با آهن آلات وارد شده نمیتوانیم رقابت کنیم. ما اگر کوره‌های بهتری داشتیم بهترین آهن دنیا را میتونستیم تولید کنیم. اما متأسفانه همینطور که آقای هراتی نیک‌ گفته ما بخاطر لج کردن دولت با دنیا و تحریم‌های مختلفه، آهن را با هزینهٔ خیلی بالا تولید می‌‌کمنیم. بهترین نفت را داریم ولی‌ نمیتونیم تصفیه کنیم. بهترین سنگ آهن را هم داریم ولی‌ باید از خارج آهن بیاوریم .

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: