ما بسیجی بی‌ترمز نیستیم!

جنبش‌های اجتماعی مانند انسان‌های تشکیل‌دهنده‌ی آن‌ها داری تشخص و هویت هستند. انقلاب ۵۷ مردم ایران شخصیتی دوگانه داشت؛ از سویی مترقی، آزاداندیش و مدرن بود و خواسته‌های دموکراتیک و عدالت‌طلبانه داشت و از سوی دیگر عقب‌ماندگی و سنت‌گرایی و مردسالاری در مشاهده می‌شد. این دو شخصیتی بودن در تمام رفتارها و کردارها و گفتارهای این جنبش که به انقلاب منتهی شد حضور و بروز داشت. از سویی می‌خواست بر برچیدن حکومت فردگرا و مستبد به حکومتی مدرن و دموکراتیک با زمینه‌های سوسیالیستی آنچنان که در سوسیال دموکراسی‌های اروپایی دیده می‌شد دست پیدا کند از سوی دیگر بنیادهای ارتجاعی حکومت مذهبی یا سوسیالیزم نوع روسی که در واقع سرمایه‌داری دیوان‌سالار بود در آن به چشم می‌خورد. نبود نهادهای دموکراتیک و احزاب ترقی‌خواه و کارگری و تبدیل شدن جنبش به پوپولیسم و توده‌گرایی موجب شد خط واپس‌گرا و مردسالار و عقب‌مانده پیروز نهایی شود و وضعیت به شدت عقب‌مانده حاکم شود. حجاب اجباری، سنگسار، قطع‌کردن دست، تعطیلی احزاب و روزنامه‌ها و تعطیلی دانشگاه‌ها و سرانجام جنگی کور و بی‌هدف با جنگ‌جویانی که افتخارشان بی‌ترمزی و «نداشتن فرمان» بود حاکمیت پیدا کرد.
اما جامعه مانند انسانی زنده رشد می‌کند و تغییر می‌کند و بالغ می‌شود و ضرورت‌های افزایش «سود» و «گردش سرمایه» موجب شد گزیری از ورود زنان به عنوان نیروی کار نباشد و از سوی دیگر نیاز به نیروی کار متخصص رشد دانشگاه‌ها را اجتناب‌ناپذیر کرد به همین دلیل نسلی از خاکستر انقلاب ۵۷ سربرآورد که دیگر با قوانین مردسالار و ضدروشنفکری نمی‌شد برآنان حکومت کرد. جریان موسوم به اصلاحات درک بهتری از واقعیت روز داشت و می‌خواست با اصلاحات تدریجی دوام ج.ا. را با انطباقش با مطالبات نسل جدید تضمین کند اما دو مشکل اساسی سر راه‌شان بود یکی این که افق دید خودشان محدود بود و درکی از میزان این مطالبات نداشتند و بیش از آن که نگران آینده‌ی کشور و مردم باشند نگران حذف جناح خودشان و سقوط جمهوری اسلامی بودند و از سوی دیگر در جناح‌های رقیب گروهی می‌خواستند خود این مسیر را بپیمایند تا از منافعش بهرمند شوند و گروه دیگر همان تفکر متحجر قبلی را داشتند و اصولا هیچ دیدی نسبت به تحولات اجتماعی نداشتند. ضعف اپوزیسیون از سوی دیگر موجب شد نهایتا عقب‌مانده‌ترین جناح ج.ا. اسلامی در انتخابات ۸۴ پیروز شوند و تضاد بین حکومت و مردم مشخص‌تر گردد. همان‌ها که در اول انقلاب در جنگ به بی‌ترمز بودن افتخار می‌کردند و سرانجام کارشان به زهرنوشی و پذیرش قطع‌نامه کشید اکنون بدون ترمز و بدون فرمان برسرکار آمده‌اند.
جنبش اخیر مردم ایران تاکنون تشخص و هویت انسانی و مترقی از خود نشان داده است. این جنبش بی‌ترمز نیست داری فرمان و کیسه‌ی هوا و کمربند نجات است. اعضایش عاشق مرگ و شهادت نیستند زندگی را می‌خواهد برای زندگی می‌رزمند و قهرمان‌گرایی نخب و منزوی در آن جایی ندارد. افراط تفریط می‌آورد و چپ‌روی همیشه به راست‌روی منتهی شده است. این که باید با چه سرعتی رفت قانونی صلب و غیرقابل تغییر نیست. شرایط و امکانات سرعت حرکت را تعیین می‌کند. رادیکالیزم به معنای هرچه چپ‌تر شعاردادن نیست. رادیکالیزم به معنای شناخت عمیق و دقیق است و این به‌دست نمی‌آید مگر در مبارزه‌ای پیوسته و آگاهانه. پیروزی به هر قیمت نتیجه‌ای جز شکست در دارزمدت ندارد. پیروزی یعنی آگاهی، هر اعتقاد مترقی که در جان و روح انسان‌ها نهادینه شود یعنی به دست آوردن پیروزیی بزرگ. محافظه‌کاری‌های دوران هشت‌ساله‌ی خاتمی بخش مهمی از انرژی آزاد شده در دوم خرداد را گرفت اما مسئله این است که جامعه دارد به زندگی خود ادامه می‌دهد و این جامعه از آن‌چنان رشدی برخوردار است که نمی‌تواند حکومتی عقب‌مانده و فردگرا و دیکتاتوری را تحمل کند همان‌طور که رشد اجتماعی در ۳۰ سال پیش تحمل حکومت فردگرای شاه را نداشت. آن‌ انقلاب به دلیل همان آفت که شعارهای رادیکال در محتوای ارتجاعی عرضه می‌شد موجب شد حکومتی در نهایت سر کار بیاید که از بسیاری از فاکتورها حتا از رژیم شاه هم عقب‌مانده‌تر بود هر چند از نظر بروز و نمود تنازعات اجتماعی در پارلمان و مطبوعات در پانزده سال گذشته فضای زنده‌تر و واقعی‌تری نسبت به قبل از انقلاب شکل گرفته است. فضایی که کودتاگران در انتخابات جدید را ناکام گذاشته است و پس از گذشت بیش از شش ماه نتوانسته‌اند جنبش را سرکوب کنند.
زمان اگر به گونه‌یی سپری شود که از سویی موجب یاس و سرخوردگی نشود و از سوی دیگر فرصت و امکان سرکوب خونین را پیش نیاورد کاملا به زیان ج.ا. و جناح کودتاچی‌اش است. تا کنون اوضاع چنین بوده است و اگر به همین منوآل ادامه پیدا کند هر روز که بگذرد جنبش عمیق‌تر و رادیکال‌تر می‌شود و نیروهای حاکم مسئله‌دارتر و منفعل‌تر خواهند شد. هنوز نیروهای اجتماعی قدرت‌مندی وجود دارند که فرصت پیدا نکرده‌اند نمود پیدا کنند باید این فرصت را به آن‌ها داد.
پرهیز از جوزدگی و روزمرگی و افتاد به ورطه‌هایی که ایجاد ترس و وحشت کند یکی از اصلی‌ترین وظایفی است که پیش رو داریم. ایجاد هسته‌های مقاومت، تشکل‌های مبارزاتی-مطالعاتی و شکل دادند به اعتراضات گاه و بی‌گاه و حمله و عقب‌نشینی و آمادگی برای فرصت‌هایی که پیش می‌آید مانند بیست و دوم بهمن یا مناسبات دیگر بهترین کاری است که می‌توانیم بکنیم. از سوی دیگر اپوزیسیون آزادی‌خواه و عدالت‌طلب باید بتواند به تشکلی دموکراتیک برسد تا «سر» برای این جنبش نتراشند و آن را به بیراه نکشانند.
زندگی آزاد و مترقی و عادلانه حق مسلم مردمی است که فقط در دوران جدید بیش از یک قرن است که برای «آزادی» می‌رزمند و جان‌فشانی می‌کنند. کمی از خودگذشتگی و تفکر و حرکت دقیق و درست می‌تواند ما را با هزینه‌ای به مراتب کمتر از آنچه انتظارمان را می‌کشد به مقصد برساند.

ارسال به: Balatarin::Donbaleh::100C::oyax::Mohandes::Del.icio.us::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Comments Feed::Subscribe to Feed

Advertisements

5 دیدگاه »

  1. اندیشه سبز said

    آموزش مخفی ماندن در اینترنت بهمراه دانلود برنامه در وبلاگ اندیشه سبز.

  2. آبتین said

    دوست خوب نویسنده، مطالبت یک مشتری تازه پیدا کردند. ممنون از زحماتت.

  3. بلوای جان متنی که نوشته ای دقیقا حرف دل من بود. جان کلام. مختصر و مفید.
    کم کم دارم به یک کله بودن ما با دو بدن مشکوک میشم!
    البته برای این نکته ات
    » از سوی دیگر اپوزیسیون آزادی‌خواه و عدالت‌طلب باید بتواند به تشکلی دموکراتیک برسد تا «سر» برای این جنبش نتراشند و آن را به بیراه نکشانند.»
    احتیاج به همفکری بیشتری داریم تا بینوانیم با دقت و درعین حال سرعت به سهم خود در سکا گیری این جبهه فراگیر دمکراتیک را تلاش نماییم.
    بنظر من خواسته های زیر میتواند مبنای مشترک برای تشکیل احاد گسترده آزادی خواهان باشد.

    خواسته های عمومی جنبش آزادی خواهی:

    آزادی همه زندانیان سیاسی.

    منع شکنجه و مجازات اعدام.

    رفع هر گونه تبغیض بر مبنای جنسیت، عقیده، مذهب و قومیت.

    احترام به حقوق فردی آزادی بیان، آزادی اندیشه و منع حجاب اجباری.

    آزادی مطبوعات، آزادی تجمع، آزادی احزاب.

  4. عدم دخالت دین در امر دولت.

    هدف استقرار نظام جمهوری و انتخابی بودن تمام سران دولت.

    احترام به حقوق اقوام مختلف ايرانی و حمایت از تنوع فرهنگی، قومی و زبانی. واگذاری تصميم گيری های محلی و استانی به نهادهای انتخابی همان محل و تلاش برای رشد موزون مناطق مختلف کشور و تمرکز زدایی.

    رشد اقتصاد مولد با توجه به توسعه پايدار و حفظ محيط زيست .

    برای اطلاع دیگر دوستان من در اینجا به تشریح ایده هایم راجع به جبهه متحد آزادی خواهی پرداخته ام.
    http://poyandeh.wordpress.com/ufli-m-2/

    موفق و پیروز باشی دوست عزیز من.

  5. گشتاسب said

    امیر ارسلان نامدار – فیلمی از فردین و فروزان – (11 قسمت)

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: