آب در ماه، خشکسالی و دروغ در ایران و جهان

هنگامی که انسان در سال ۱۹۶۹ (۱۳۴۸ خورشیدی) قدم بر ماه نهاد عصر فضا که با گردش یوری گاگارین در هشت سال قبل از آن به گرد زمین آغاز شده بود به مرحله‌ی جدیدی رسید. انسان راهی طولانی اما پرشتاب از درون غارهای تاریک تا گام نهادن برماه را پشت سرنهاد و با خروج وسایل دست‌سازش از منظومه‌ی خورشیدی راهی‌ی دنیاهای ناشناخته‌ای شد که زمانی جایگاه خدایان شمرده می‌شد و اکنون بسوده‌ی دست آدمی شده است. کشف آب فراوان در ماه در ماه‌های اخیر امید آن که انسان بتواند ماه را پایگاهی برای کشف‌های بزرگ‌تر و گام‌های بلندتر سازد قوت داد و ماه دیگر افسونگری نشسته در شعر شاعران و تشبیهی برای زیبایی روی شاهدان نیست که خانه‌ای است برای زندگی و هم‌دمی برای زمین و زمینیان.
ده سال بعد از گام نهادن انسان بر ماه و آغاز عصر فضا در گوشه‌ای از کره‌ی زمین مردمی که از تمدنی غنی برخوردار بودند و زمانی پیش قراولان دانش در جهان محسوب می‌شدند و از ریاضیت تا پزشکی و زمین‌شناسی و جامعه‌شناس در تمام شاخه‌های علوم سرآمد عصر خود بودند به ناگاه در تبی وهن‌آلود عکس رهبر سیاسی-مذهبی خود را در ماه دیدند و در ده‌های پایانی قرن بیستم ناگاه عصر ژوراسیک را آغاز کردند. دورانی که دایناسورها بر زمین فرمان‌روایی می‌کردند.
دیدن عکس کسی در «ماه» در حالی که یک دهه قبل از آن انسان بر «ماه» قدم گذاشته بود می‌توانست هشداری باشد برای آغاز دوران سیاهی برای بشریت دورانی که جهل و خرافات بر آگاهی و علم غلبه پیدا می‌کند. با حضور اسلام سیاسی جهان شاهد پسروی‌های بزرگی شد. قرون تاریک وسطا اکنون سایه‌ی سنگین خویش را بر عصر روشنگری انداخته بود. گردن زدن، دست قطع‌کردن، انسان‌ها را با سنگ به قتل رساندن… دیگری عملی به تاریخ سپرده شده نبود که در اخبار روزانه مخابره می‌شد. ظهور طالبان که زمانی «غربی‌ها» برای مقابله با «شرقی‌های‌شان» از دل گور درآورده شده بودند به بلای خانمان‌سوزی برای بشریت تبدیل شد و آمریکایی‌ها در یازده سپتامبر شوم طعم تلخ ویروسی را چشیدند که برای نابودی دشمن خود تولید کرده بودند.
علم همیشه مانند چاقوی دولبه عمل کرده است. از سوی برای رفا و آسایش آدمی به کار می‌رود و پاستورها و کخ‌ها و مادام کوری‌ها در دل آزمایشگاه‌های‌شان جوانی و نشاط و جسم و جان خود را به کار می‌گیرند تا بشر سعادتمندتر شود و از سوی دیگر گروهی با ساختن بمب‌های اتمی و سلاح‌های کشتار جمعی و ویرانی طبیعت، زندگی را سخت‌تر و دشوارتر می‌کنند.
متاسفانه قسمت ما از این دوران سی سال زندگی در عصر واپسگرایی بود. از تمدن فقط اسباب‌بازی‌های‌اش نصیب ما شد. می‌توانستیم هر نوع گوشی موبایلی که بخواهیم در جیب داشته باشیم اما نمی‌توانستیم آن‌گونه که می‌پسندیم لباس بپوشیم، کامپیوترهای رنگ‌ووارنگ در اختیارمان بود اما باید خبر و فیلم سنگسار کردن انسان‌هایی در بغل گوشمان را در آن می‌دیدیم. سهم ما از تمدن پولی بود که به جیب شرکت‌های چند ملیتی می‌ریختیم تا نمایش انسان متمدن بودن را در تاریک‌ترین روزهای سرزمین‌مان بدهیم. در المپیادهای جهانی رتبه و مقام کسب می‌کنیم اما چاه جمکرانمان هر روز پرتر از دیروز می‌شد و فالگیران و رمالان و شیدان نه در کوچه پس کوچه‌ها که در رادیو و تلویزیونمان منبر و میز خطابه دارند. مردمی که زمانی با کوروش و خواجه‌نصیرتوسی و بیرونی و خوارزمی و حسابی و هشترودی به جهان معرفی می‌شدند اکنون جهل و تباهی با هاله‌ای از نور به نمایندگی‌شان در جهان سخن می‌گوید.
جنش مردم ایران که اکنون با رنگ سبز شناخته می‌شود بازگشت ایران به عصر تازه را نوید می‌دهد. موبایل و کامپیوتر و اینترنت اکنون دیگر وسایلی خررنگ‌کن برای فراموش کردن وضعیت اسفباری که به آن دچار شده‌ایم نیست که تبدیل به سلاحی شده است برای رهایی از عصر ژوراسیک و گام نهادن به عصر فضا.
در حالی که از شادی پیدا شدن «آب» در ماه پایکوبی می‌کنیم که بخش وسیعی از جهان از غرب تا شرق در «خواب» فرو رفته است. ما به دنبال حیات در ماه و مریخ هستیم اما در زمین مرگ حکم‌رانی می‌کند. همه نگران وسیع‌تر شدن سوراخ لایه‌ی اوزن در زمین هستند در حالی که جهل و فقر و تباهی در تمام جهان سایه انداخته است. بشریت امروز باید یک‌پارچه و هدفمند علیه این ویروس خطرناک به پاخیزد. انسان‌ها در تمام زمین حق حیاط دارند. باید همان‌گونه که با آبله و وبا و طاعون مبارزه کردیم و ریشه‌کنشان کردیم با آدم‌کش‌ها و کسانی که حقوق زنان و کودکان را به وحشیانه‌ترین شکل نادیده می‌گرند، با مروجان جادوگری و خرافات به مبارزه برخیزیم. جهان نباید شاهد اعدام، سنکسار، قطع‌دست، پوشش اجباری، محدودیت بیان و سرکوب آزادی‌ها باشد. جهانی که «آب» در ماه پیدا می‌کند نباید شاهد میلیون‌ها انسانی باشد که از آب آشامیدنی سالم بی‌بهره هستند. زیبنده‌ی عصر فضا و کامپیوتر و کوانتوم و نسبیت نیست که هنوز انسان‌های پرشمار از گرسنگی و فقر بمیرند و آرزوها در جامعه‌ی کاستی کنونی برباد رود و استعدادها بخشکد به دلیل فقر و گرسنگی و جهل و نابخردی. انسان اکنون بیش از هر زمانی نیازمند عدالت و آزادی است تا از این بربریتی که به آن دچار است نجات پیدا کند.
امیدوارم ایرانیان پس از پشت سر گذاشتن این دوران سیاه دوباره بتوانند برای جهان علم و معرفت و عدالت و آزادی به ارمغان بیاورند و نوید دهنده‌ی جهانی «آزاد» و «آگاه» و «برابر» باشند که این سه گوهر یا با هم بدست می‌آیند یا دست‌نیافتی هستند.
پی‌نوشت: عنوان با الهام از این سخن داریوش است:«این سرزمین را از سه چیز در امان باد: دروغ، دشمن و خشکسالی»

ارسال به: Balatarin::Donbaleh::100C::oyax::Mohandes::Del.icio.us::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Comments Feed::Subscribe to Feed

Advertisements

2 دیدگاه »

  1. ali.gh said

    امیدواریم روزی خبرها این باشد
    «در ایران آزادی پیدا شد»

  2. بامداد said

    به این می گن سرمایه علیه سرمایه دار

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: