انگشتانم را می شکنید با رویاهایم چه می کنید.

دیروز ج.ا. باز آن روی سگش را نشان داد و دست به خشونت زد و مردمی را که برای صلح و آزادی آمده بودند به خاک و خون کشید. پاسداران جهل و تاریکی آگاه ترین فرزندان این سرزمین را به جرم آگاه بودند و عاشق آزادی و صلح و زندگی شرافت مندانه بودند به وحشیانه ترین شکل سرکوب کردند و باعث شدند مردم به خشم بیایند و عکس امام جائرشان را به زیر پا بیاندازند و لگدمال کنند.
خوشبختانه دیروز من هم بی نصیب نماندم و چند باتوم خوردم اما متاسفانه وقتی دست هایم را حافظ سرم کرده بودم باتوم به انگستانم برخورد کرد و الان به سختی می تواتم نایپ کنم. چیز مهمی نیست و تا یکی دو روز دیگر خوب می شود.
پرشورتر از گذشته خواهم نوشت.
تمام شد باور کنید دیگر چیزی نمانده است ترس مردم ریخت. من که بیش از پیش امیدوارم. دستنمان را شاید بتوانند بشکنند اما رویاهای مان را هرگز.

Advertisements

2 دیدگاه »

  1. خلیل said

    سلام، خسته نباشی. چرا رویا و نه واقعیت؟ ج.ا آخرین بازمانده ی حکومت های استبدادی ایران است. این آخرین تلاش های نسل های گذشته برای ماندن در گذشته است. اما آنها کهنه اند، و نواندیشان جایشان خواهند نشست. این باوری رو به رشد است.

  2. balva said

    خلیل عزیز، سپاس. بله بی‌گمان این دیگر رویا نیست به زودی، زودتر از آنچه تصور می‌کنیم. محقق می‌شود.

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: