هنرمندان سبز، بی‌هنران سیاه و میان‌مایه‌گان بی‌رنگ

از خروج جعفر پناهی هنرمند ارزنده‌ی کشورمان به پاریس ممانعت به عمل آمد و او را در آستانه‌ی برگزاری جشن‌واره‌ی بمبئی، که عضویت هیئت داورانش را به عهده دارد، از کشور ممنوع الخروج کردند. خوش‌بختانه این خبر خیلی زود در رسانه‌های خارجی مطرح شد و به خبری داغ در اینترنت تبدیل شد اما اتفاق به مراتب تامل‌برانگیزتری چند روز پیش افتاد که به سادگی از آن عبور شد هر چند انعکاسی اینجا و آنجا داشت اما به حرکتی گسترده تبدیل نشد و آن ممنوع الخروج شدن فاطمه معتمدآریا و مجتبی میرتهماسب در فرودگاه در هنگام سفر به آمریکا بود.
مسئله از این قرار بود که چند ماه پیش، قبل از کودتای اخیر، گروهی از آکادمی علوم سینمایی آمریکا اهدا کننده‌ی جایزه‌ی اسکار به ایران آمدند و در پاسخ به سفر آنان قرار شد گروهی از اهالی سینما از صنوف مختلف خانه‌ی سینما به آمریکا بروند. از چند و چون انتخاب این افراد خبری منتشر نشد اما اشخاصی که قرار بود به این سفر بروند عبارت بودند از: محمدمهدی عسگرپور، ابراهیم حاتمی‌کیا، سیدرضا میرکریمی، رخشان بنی‌اعتماد، امین تارخ، فرهادی توحیدی، فاطمه معتمد آریا، مجتبی راعی، علیرضا رئیسیان و مجتبی میرتهماسب (منبع) از بین این گروه ده نفره خانم رخشان بنی‌اعتماد در آمریکا هستند و قبلا به این کشور رفته‌اند. هنگامی که نه نفر دیگر در فرودگاه بودند و عازم سفر با نشان دادن حکمی خانم معتمدآریا بازیگر سرشناس و سبزپوش ایرانی و مجتبی میرتهماسب مستندساز مستقل ممنوع الخروج می‌شود و اجازه‌ی سفر به آن‌ها داده نمی‌شود.(منبع) این که دولت کودتا می‌ترسد خانم معتمدآریا لباس سبز بپوشد و از جنبش سبز دفاع کند و مجتبی میرطهماسب هم احتمالا از مستندساز زندانی مازیار بهاری حمایت کند و آن‌ها را ممنوع الخروج کرده است قابل انتظار است. اگر این کارها را نمی‌کرد که دیگر دولت کودتا نمی‌بود. دولتی که مردم را در خیابان به گلوله می‌بندد و در کهریزک شکنجه می‌کند معلوم است که با ممنوع الخروج کردن و تهدید و ارعاب بخواهد جلوی هنرمندان و سایر نخبگان سیاسی و فرهنگی را بگیرد. اما چیزی که قابل تامل است همراهان این اشخاص است. باید پرسید آقایان عسگرپور، حاتمی‌کیا، میرکریمی، تارخ، توحیدی، راعی، رئیسیان که جلوی چشمتان به دو هم‌صنفتان اجازه‌ی خروج نمی‌دهند باید به سفر ادامه می‌دادید؟! این است همیت صنفی؟ اصلا کاری به سیاست نداریم آیا این حداقل واکنش صنفی را نباید نشان می‌دادید؟ که مسلما اگر این کار را می‌کردید دولت کودتا عقب‌نشینی می‌کرد و به هر ۹ نفر اجازه‌ی خروج می‌داد. متاسفانه از آن بدتر که رضا کیانیان هم خود را به فرودگاه می‌رساند تا جای خالی خانم معتمد آریا را پر کند و گروه ناقص نرود! کمی از دختران و زنان و پیر و جوانی که در خیابان در مقابل گلوله فریاد می‌زنند «ما همه با هم هستیم» بیاموزید.
هنرمندان سبز و مردمی در این روزهای سخت خود را نشان دادند و دیدیم که فقط پای جشن و هیاهو و شادمانی نیستند و به وقت اعزا هم یاران و مردم را فراموش نمی‌کنند. مازیار بهاری در زندان است و بازیگر برجسته‌ی تآتر خانم مهتاب نصیری‌پور به جرم شمع روشن‌ کردن برای ندا در بدترین روزهای اوین در اوین به سر برد. تکلیف هنرمندان سیاه هم روشن است از آغاز با دیکتاتور بودند و شریک در کودتا چند آدم ساده و بسیار نادان مانند شریفی‌نیا هم خود را مضحکه کردند و با شرکت در تنفیذ بی‌آبرو شدند اما بترسید از مارهای خوش‌خط و خال هفت‌رنگی که هر روز و هر لحظه خود را به رنگی در می‌آورند.
مردم را گیج می‌کنند با ابهام و گوشه کنایه حرف می‌زنند که هر طرف به نحوی تفسیرش کنند. اینان استادان فریب مردم هستند. آقای مجید مجیدی خدمت رهبر کودتا می‌رود و آقا آقا می‌کند و می‌گوید حالمان بد است و بعد گروهی هم رمزخوانی می‌کنند و حرف‌های او را طرفداری از جنبش سبز در پیشگاه آقا می‌دانند! مثل این می‌ماند که زینب برود در بارگاه یزید و هی بگوید آقا ما حالمان بد است اصلا به اسیران نمی‌رسند شام و ناهارشان خوب نیست! یکی نیست به آقای مجیدی بگوید آخر وجدان‌تان کجا رفته است. شاید این جوان «سهراب اعرابی» به خاطر فیلم تبلیغاتی تو هوادار موسوی شد، به خاطر علاقه به فیلم‌های تو به خیابان رفت و «یاحسین میرحسین» کرد و جان باخت حالا تو رفته‌ای پیش رهبر کودتا و آقا آقا می‌کنی و از حال بدت می‌نالی!؟
خلاصه این که تعدادی نان به نرخ روزخور حرفه‌ای این روزها دارند بازی ظریفی راه می‌اندازند. می‌دانند اگر طرف کودتا را بگیرند خود را به لجن می‌کشند و اگر طرف سبزها را بگیرند از کار و کاسبی می‌افتند برای همین به نعل و به میخ می‌زنند، سکوت می‌کنند، با ایما و اشاره حرف می‌زنند و خلاصه مزدوری می‌کنند از نظر من آن گروه بی‌هنران سیاه ارجح‌اند به این میان‌مایه‌گان بی‌رنگ که حرباوار هر لحظه به رنگی درمی‌آید، گاه به «رنگ خدا»، گاه به «رنگ ارغوان» اما سعی می‌کنند در مواقع خطر بی‌رنگ شوند تا هر رنگی پیروز شد آنان سرسفره حاضر باشند.
مطالب مرتبط
دولت کودتا مزدور استخدام می‌کند، شما چقدر می‌ارزید؟
بوی کباب شنیده‌اند اما نمی‌دانند ا.ن. داغ می‌کنند
پیوند به بیرون
سال‌هاست سرنوشت‌مستندساز مستقل ربطی به وزارت ارشاد ندارد (پاسخ میرتهماسب به سجادپور)
ما همه با هم هستیم رو در عمل نشون بدیم نه با شعار…!
توضیحات معتمد آریا در خصوص ممنوع الخروج بودنش
فاطمه معتمدآریا و مجتبی میرتهماسب ممنوع الخروج شدند!
فاطمه معتمدآريا و مجتبی ميرتهماسب ممنوع الخروج شدند! فرهنگ‌سرای پويا در پاريس
سفر هیئت آکادمی اسکار به ایران
پس از سفر پرحاشیه اعضای آکادمی اسکار به ایران، سینماگران ایرانی به آمریکا می روند

ارسال به: Balatarin::Donbaleh::100C::oyax::Mohandes::Del.icio.us::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Comments Feed::Subscribe to Feed

Advertisements

15 دیدگاه »

  1. bahar said

    سلام ببخشید دعوت نامه بالاترین دارین به من هم بدین؟ با عرض شرمندگی

  2. balva said

    من متاسفانه دعوت‌نامه ندارم یعنی هنوز امتیازاتم به حدی نرسیده است که دعوت‌نامه داشته باشیم. خودم از طریق http://balagardoon.com/ عضو شدم.

  3. اول باید روی بی‌رنگ‌ها و بعد سیاه‌ها کار کرد.
    خود سبزها می‌توانند کمک موثری باشند

  4. با سلام
    به اتاق گفتگوی ما هم سر بزنید

  5. سلام دوست سبز من
    متاسفانه در بد زمانه ای زندگی میکنیم
    امیدوارم فردا در برابر فرزندانمان روسفید باشیم

  6. سارا said

    با عکس و بی عکس : هستی ، هستم ، هست ، هستیم

    روزی عکست را قاب خواهند گرفت ..

    • balva said

      سپاس بر تو سارای عزیز، الان اینو تو بالاترین برای دوستی نوشتم حالا اینجا هم برای تو دوست خوب تکرار می‌کنم:مسلما همه‌ی ما که گمنام یا با نام می‌نویسم و فعالیت می‌کنیم سودای جز آگاه شدن و آگاه کردن نداریم و کسب و کار «آگاهی» همه سود است و زیان ندارد.

  7. دوباره سلام
    شما لینک شدید

    • balva said

      سلام سیب‌زمینی عزیز سپاس و چیزی که عوض داره گله نداره! 🙂 منظورم این بود که من هم با اجازه در قسمت سبزها پیوند دادم به شما.

  8. هايدگر said

    ممنون بلوا جان كه با نوشته‌های سبزت غوغا به اردوگاه سياهان و سبزنمايان می‌افكنی. قلمت هماره سبز بادا.

    • balva said

      هایدگر عزیز، سپاس امیدوارم چنین باشد. من خسی هستم که با طوفان مردم شکوفا شدم… طوفانی که جوانانی سرپا شور زندگی به پا کردند تا فرزندان دشمنان‌شان نیز در دنیای بهتری زندگی کنند.

  9. ghshie said

    mote-asefane har kas in matn ra neveshte kamelan az jarin safar cinemagaran bi ettela boode.!chon reza kianian ghabl az khanom motamed aria dar foroodgah bood khodam didam.baad ham dolat doost dasht safar in ha ra be ham bezanad mikhast baghie ham naravand ke cinemaie iran bi aberoo shavad. be nazar man rgar hame ra mamnoo-ol khrooj mikardand baz ham yeki baiad miraft ta pooz zani konad.

    • balva said

      چرا فکر می‌کنید اگر این سفر انجام نمی‌شد سینمای ایران بی‌آبرو می‌شد؟ سینمای ایران بی‌آبرو می‌شد یا دولت کودتا؟ در شرایطی که دولت کودتا دارد با آمریکا پشت میز مذاکره می‌نشیند چرا باید نمی‌خواست چند نفری که مطمئن بود در آن‌جا سبز نمی‌پوشد و از جنبش مردم حمایت نمی‌کنند به این سفر بروند؟ حالا این‌ها که رفتند چه کردند در آمریکا؟ این که نوشته‌اید رضا کیانیان از قبل در فرودگاه بود چه چیزی را عوض می‌کنند همان‌ها که این‌ها را ممنوع الخروج کرده بودند از قبل تدارک حضور آقای کیانیان را هم دیده بودند. اساسا آقای کیانیان که جزو تیم نبود از کجا و به چه دلیل رفت؟ نه دوست عزیز این‌ها فقط می‌خواهند خودشان را توجیه کنند. اگر پیاده شده بودند مطمئن باشید به همه اجازه‌ی رفتن می‌داند و اگر نمی‌دانند پیروزی بود برای جنبش مردم و بی‌آبرویی می‌ماند برای وزیر کودتا چی که می‌خواهد چهره‌ی بزک شده‌ای از خود نشان بدهد.

  10. […] مطالب مرتبط × دولت کودتا مزدور استخدام می‌کند، شما چقدر می‌ارزید؟ × هنرمندان سبز، بی‌هنران سیاه و میان‌مایه‌گان بی‌رنگ […]

  11. […] در حکومت و نظامی که تیرخلاص‌زنندگان «رئیس‌جمهور» می‌شوند و چماق‌داران «فیلم‌ساز» باید دارنده‌ی «شیرطلا» در زندان باشد. جعفر پناهی در زندان است. هنر آزادترین و متعالی‌ترین وجه انسانی انسان است و در سرزمینی که هنرمندان در زندان هستند متعالی‌ترین بخش انسانی انسان در زندان است. جرم «پناهی» چیست؟ هنر را به لقمه‌ی نانِ آغشته به خون مردمان نفروختن؟ دریوزگی بوزینگان را نکردند و «موش» را «شیر» و «خر» را «رهبر فرزانه» نخواندن؟ جرم پناهی چیست؟ وجدان بیدار زمان خود بودن و به دیدار رهبر سفلگان و قاتلان نرفتن و دست آقا نبوسیدن و عشوه‌های شتری برایش نیامدن؟ جعفر پناهی در حال ساختن بهترین اثرش در زندان است. راستش را بخواهید چه خوب است که «پناهی» در زندان است تا پناهی باشد زندانیان را. چه خوب است هنرمند برجسته‌یی مانند پناهی از نزدیک زندان را تجربه می‌کند تا لحظه لحظه‌اش را پلان به پلان در خاطر سپارد و ساعت به ساعتش را سکانس به سکانس کنار هم چیند و پرده‌های پی‌درپی بپردازد تا این روزهای تلخِ این سلول‌های تاریک را روزی روی پرده‌های روشن سینما در سراسر جهان به نمایش گذارد تا به حافظه‌ی تاریخی مردم ایران و جهان تبدیل شود تا دیگر هرگز به هیچ بها و بهانه‌یی دیکتاتوری و استبداد و به زنجیرکشیدنِ هنر و هنرمندان در مخیله‌ی هیچ کس و ناکس نگنجد. امید آن که «عباس کیارستمی» نخل طلای سبزش را به پای این شیر طلایی در زنجیر اندازد تا به جهانیان بیاموزد که هنر بی‌پناه نمی‌ماند و «پناهی» تنها نیست. از جا برخیزیم سر تعظیم فرود آوریم در پیش‌گاه این هنرمند بزرگ و برجسته که با تک تک سلول‌هایش فیلم بزرگ آزادی را می‌سازد. طلا طلاست و شیر شیرست چه در بند چه بر سکوی افتخار چه در «اوین» چه در «کن»! سایر مطالب مربوط به سینما × دولت کودتا مزدور استخدام می‌کند، شما چقدر می‌ارزید؟ × بوی کباب شنیده‌اند اما نمی‌دانند ا.ن. داغ می‌کنند. × هنرمندان سبز، بی‌هنران سیاه و میان‌مایه‌گان بی‌رنگ […]

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: