نقدی بر نظرات مخالفان تحریم

این روزها که تحریم شدید اقتصادی ایران، و احتمال نفروختن بنزین به ایران و یا حتا نخریدن نفت از ایران، بالا گرفته است گروهی که برخی کاملا رسوا هستند و آشکار از هواداران کرواتی احمدی‌نژادند و کسان دیگری که تحلیل نادرست دارند به مذمت «تحریم اقتصادی» پرداخته‌اند. درصورتی که «جنبش سبز»، که در خیابان‌های ایران هرازگاه حضور و بروز خود را نشان می‌دهد، آشکارا موافق تحریم است که اگر مخالف بود شعار «مرگ بر روسیه» را به دلیل هم‌کارهای این کشور با دولت کودتا نمی‌داد. وقتی مردم تقاضای تحریم کالاهایی که تبلیغ از صدا و سیما پخش می‌کنند یا وابسته به دولت کودتا و هم‌کار آن هستند، دارند چگونه می‌شود که نخواهند سازمان ملل دولت کودتا را به رسمیت نشناسد و تحریم شدید اقتصادی کند؟ برای نمونه یکی از مقالاتی که علیه تحریم نوشته شده است را در این مطلب مورد واکاوی قرار می‌دهم.
آقای عــبــدالــسـتـار دوشــوکـی(۱) مقاله‌یی نسبتا طولانی به نام:« تحريم؟ آری، يا نه؟ وظيفه مـــا چيست؟» نوشته‌اند در مذمت تحریم.(گویا نیوز) خواندن کل این مقاله برای بطلان نظریات آن ضرورتی ندارد که فقط خواندن پاراگرف پیش مقدمه‌ی آن برای نشان دادن سست بود این نظرات کفایت می‌کند.
در نخستین جمله می‌نویسند: «رژيم جمهوری اسلامی برای ادامه بقای خويش و سرکوب مردم ايران از تحريم و «جنگ» استقبال می کند.» چرا؟ ایشان از کجا می‌دانند که جمهوری اسلامی از تحریم و «جنگ» استقبال می‌کنند؟ آیا عقب‌نشینی با اولین تهدید و در اولین نشست پنج بعلاوه‌ی یک نشان از استقبال از «تحریم و جنگ» دارد؟
در دومین جمله می‌فرمایند:«در نتيجه وظيفه همه ما است که با وقوع آن چه که رژيم آن را «برکت و يا نعمت الهی» می‌خواند مخالفت کنيم.» در جمله‌ی نخست اول آمده‌اند «تحریم» و «جنگ» را معادل گرفته‌اند و در جمله‌ی بعد با زیرکی مخالفت با هر دو را خواسته‌اند. هر آزاداندیش مترقی همیشه و هم‌واره مخالف جنگ است اما درست عکس آنچه ایشان ادعا می‌کنند برای مخالفت و پیشگیری از «جنگ» است که باید با «تحریم» موافق بود. تحریمی که برای جلوگیری از جنگ است نه مقدمه‌ی آن. نکته‌ی دیگر این که سعی کرده‌اند با آوردن جمله‌ی معروف آقای خمینی که:«جنگ نعمت است.» ما را قانع کنند که خود رژیم دنبال جنگ است و آنرا می‌خواهد و یک نکته‌ی مهم را اینجا نمی‌بینند، یا می‌بینند و می‌خواهند ما نبینیم، و آن این است که همین آقای خمینی جام زهر نوشیدند و «نعمت» جنگ را به «نکبت» آن ترجیح دادند.
و سرانجام سومین جمله و آخرین جمله‌ی پیش مقدمه‌ی ایشان:«اگــر جامعه بين‌المللی نگران فعاليت‌های هسته‌ای و يا تروريستی رژيم است، در اين صورت بايد رژيم را مورد تحريم و فشار سياسی مستقيم قرار دهند. آن‌ها بايد از مبارزه آزاديخواهی ملت بپاخاسته ايران حمايت کنند.» اولین سوآلی که به ذهن متبادر می‌شود این است که چگونه می‌شود کشوری را مورد تحریم و فشار سیاسی مستقیم قرار داد اما تحریم اقتصادی نکرد؟ تحریم سیاسی اولینش این است که سفیرها باید خوانده شوند و سفارت‌خانه به کمترین سطح کاهش پیدا کند یا کلا بسته شود، مقامات ارشد دولتی را نباید به کشورشان دعوت کنند و… خب چگونه می‌شود با این کشور رابطه‌ی اقتصادی داشت؟ بقال‌های ایرانی بروند از بقال‌های آلمانی جنس بخرند؟ حالا از این بگذریم چگونه می‌خواهند از «مبارزه آزاديخواهی ملت بپاخاسته ايران حمايت کنند.»؟ صبح با دولت ایران بنشینند قراردادهای میلیارد دلاری امضا کنند و شب مچ‌بند سبز ببندند و بگوید: «بچه‌ها دوستون داریم؟ چه خوب جلوی دوربین جون می‌دید؟»
اما نکته‌ی مهم در این جمله‌ی آخر همان است که متاسفانه محقق دانشمند و عالم فرزانه‌ی ما نمی‌بینند و آن «جنبش سبز» مردم ایران است. این جنبش تمام استدلال‌های مقاله را به باد فنا می‌دهد. حداقل بعد از روز قدس مردم نشان دادند که سر سازش با دولت کودتا را ندارند. با شکنجه و تجاوز و تشکیل دادگاه‌ها و پخش اعترافات نتوانستند اراده‌ی مردم را بشکنند و مردم باز در خیابان هستند و برای دولت روسیه که رابطه‌ی اقتصادی و سیاسی با دولت کودتا دارد مرگ آرزو می‌کنند. سرنوشتی که به‌زودی شامل کشورهایی که بخواهند قراردادهای اقتصادی با دولت کودتا ببندند و پایه‌های آن را مستحکم کنند در انتظارشان است. عجیب است مردم از جانشان گذشته‌اند آنوقت این‌ها نگران جیب آن‌ها هستند. دولت کودتا ۸۰ درصد درآمد نفتی را خرج سرکوب مردم و خرید سلاح و کمک به تروریسم بین‌المللی می‌کند. مردم از سهم بیست درصدی خود می‌گذرند و حکومت از سهم ۸۰ درصدی‌اش محروم می‌شود. معامله‌ی پرسودی نیست؟ شش ماه کمربندهایمان را محکم می‌بندند اما یک عمر از زیستن در نظامی دیکتاتور و انسان‌کش خلاص می‌شیم. این بستن کمربندها، در صورتی که تمام دنیا هوادار رژیم هم باشد، توسط مردم با اعتصاب عملی می‌شود که حتما فردا وقتی اعتصابات هم شروع شد «دوشکی»ها فرامی‌رسند که:اعتصاب نکنید که طبق بررسی‌های علمی و تحقیقات فلان و بیسار اعتصاب در انقدر موارد جواب نمی‌دهد و فقط به مردم فشار وارد می‌کند!
تصور نمی‌کنم دیگر نیازی به خواندن مقاله باشد اما فقط برای خالی نبودن عریضه بخشی از مقاله را هم نقل می‌کنم:
«معتبرترين منبع برای مطالعه و تجزيه و تحليل تحريم و تاثيرات آن باشد. اخيراء محققين شناخته شده اين موسسه نظير گاری کلايد هافباور و همکارانش در چاپ سوم کتاب معروف «بازنگری تحريمات اقتصادی» (۷) تاثيرات، موفقيت و يا ناکامی حدود دويست مورد تحريمات اقتصادی را مورد تجزيه و تحليل علمی و تجربی قرار داده اند. چاپ اول اين کتاب قريب به يک ربع قرن پيش با مطالعه دقيق ۱۰۳ مورد از تحريمات چاپ شده بود. جدول زير، از کتاب مزبور(چاپ سوم، صفحه ۱۵۹) نتايج موارد متعدد تحريمات را بر اساس اهداف سياسی مورد نظر طبقه بندی نموده است.
{جدول را نتوانستم بکشم. به خود مقاله لطفا مراجعه کنید.}
جـدول مستند بالا نشان می‌دهد که از مجموع دويست و چهار مورد تحريم فقط حدود يک سوم تحريم‌ها موفقيت‌آميز بوده اند. تحريم های اعمال شده جهت تغيير سياست مهم و يا استراتژيک فقط سی در صد شانس موفقيت داشته اند. »
همان‌طور که می‌بینید حتا اگر مستندات این کتاب را در نظر بگیریم باز ما ۳۱ درصد شانس داریم که تحریم‌ها نجاتمان دهند. حالا باید از دیدگاه امید ریاضی به مسئله نگاه کنید. یک طرف شانس ۳۱ درصدی برای رهایی از چنگال ج.ا. و هزینه‌ی تحمل تحریم طرف دیگر دست‌یابی ج.ا. و دولت کودتا به بمب اتمی و سوار شدن بر خر مراد که دیگر پایین آوردنشان با کرام الکاتبین است. آیا نباید از این شانس خود بهرمند شویم و هزینه‌اش را پرداخت کنیم؟
در بخش دیگری از مقاله می‌پرسند:«بر اساس کدام منطق و يا منبع علمی و تجربی بايد اميدوار باشيم که اگر تحريمات «فلج کننده» بر عليه ديگر ديکتاتورها تاثيری نداشته و ندارد، اما بر حکام جمهوری اسلامی تاثير گزار خواهد بود؟» پاسخ این سوآل را بدون این که بدانند خودشان در مقاله‌شان داده‌اند. ایشان می‌گویند:«پژوهشگران موسسه مذکور[موسسه پيترسن] برانگيختن احساسات ملی و ناسيوناليستی ملت تحت تحريم را يکی از علل عمده مقابله با تحريم، و دليل شکست تحريمات می دانند.» دقیقا مسئله همین جاست. «تحریم»‌ها وقتی شکست می‌خورد که علیه حکومتی که در بین مردم پایگاه دارد اعمال می‌شود نه حکومتی که مردم علیه آن هستند. دولت کودتا هیچ پایگاهی در بین مردم ایران ندارد خود جناب دوشکی از «ملت بپاخاسته ايران» صحبت می‌کند و اگر راست می‌گوید و واقعا باور دارند که ملت به پاخواسته است و در حال مبارزه با حکومت و دولت کودتاست پس باید بداند در هر جای دنیا تحریمی علیه این دولت و حکومت اعمال شود «احساسات ملی و ناسيوناليستی ملت» به‌سود تحریم‌کنندگان عمل نمی‌کند و درست برعکس این را ملت حاصل مبارزات خود می‌دانند و حکومت در موضع ضعیف‌تری قرار می‌گیرد و «دولت کودتا»، به دلیل بی‌کفایتی و دیپلماسی ضعیف که موجب تحریم شده است، در بین سایر بخش‌های «حکومت» منزوی‌تر می‌شود.
تمام تحلیل‌های مخالف تحریم دو منشا بیشتر ندارد، البته بدون در نظر گرفتن مزدورهایی که پول می‌گیرند و تحلیل می‌نویسند برای حفظ ج.ا. و دولت کودتا، یکی کسانی که مخالف دولت کودتا هستند اما موافق جمهوری اسلامی هستند و می‌ترسند تشدید تحریم‌ها موجب سقوط جمهوری اسلامی شود و دیگر افرادی که عمق جنبش مردم را درک نکرده‌اند و تصور می‌کنند دولت کودتا پا برجا باقی می‌ماند و ج.ا. حالا حالاها برسر کار است و بعد نتیجه می‌گیرند تحریم یا جنگ موجب تقویت حکومت می‌شود. هر دوی این گروه‌ها باید بدانند، و اگر تاکنون نمی‌دانستند دیگر از روز قدس به این‌سو باید دانسته باشند، جنبش بدون بازگشت است و روبه‌جلو می‌رود و هرچقدر دیرتر پیروز شود رادیکال‌تر می‌شود. آمریکا بعد از سی سال فرصت این را پیدا کرده است توسط مردم ایران به عنوان دوست و متحد مورد قبول واقع شود. اگر این فرصت تاریخی را از دست بدهد و پشت سر دولت کودتا قرار بگیرد توان نجات دادن آن را ندارد فقط خود را دوباره نزد مردم ایران به عنوان شیطان بزرگ معرفی می‌کند. تازه از نقش خود در کودتای ۲۸ مرداد عذرخواهی کرده‌اند می‌خواهند پشت سرکودتای دیگری قرار بگیرند؟
آزادی برای هیچ ملتی بدون مبارزه و تحمل سختی مقدر نبوده است، و متاسفانه این‌گونه که به‌نظر می‌رسد، از این پس نیز نخواهد بود. اگر می‌خواهیم «آزاد» باشیم باید در راهش سختی بکشیم و کمترین سختی تحمل شرایط تحریم است. کسانی که مخالف تحریم اقتصادی هستند اگر حکومت ج.ا. و دولت کودتائیش به بمب هسته‌ای دست پیدا کند و تهدیدی برای جهان شود و رنج مردم ایران نیز فزونی گیرد و جنبش‌شان شکست بخورد چه دارند بگویند؟
——————–
۱- من هیچ شناختی از ایشان ندارم و اولین بار بود که نام ایشان را شنیده‌ام و مقاله‌ای از ایشان خوانده‌ام. برای همین واقعا نمی‌دانم ایشان جزو کرواتی‌های هوادار احمدی‌نژاد محسوب می‌شوند یا انسان آزاداندیشی هستند که براساس تحلیل خود حرف می‌زنند. به هر حال اصل بر برائت است و انسان‌ها را نمی‌توان متهم به چیزی کرد و من هم قصد این کار را ندارم.

ارسال به: Balatarin::Donbaleh::100C::oyax::Mohandes::Del.icio.us::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Comments Feed::Subscribe to Feed

Advertisements

6 دیدگاه »

  1. بلوای عزیز:
    امیدوارم خوب باشی: مقاله ای که به مقاله پارلمان آزاد شما ارتباط داره. روی بلاگ و بالاترین گذاشتم. خوشحال میشم نظرت رو بدونم.
    پوینده

    • balva said

      خیلی خوش‌حال شدم. حتما و ممنون که برای نظرم ارزش قایل هستی.

  2. خلیل said

    مطمئن باش که اگر آقایان منافع غرب را تامین کنند، غرب هیچ دلیلی ندارد که از آزادیخواهی مردم ایران پشتیبانی کند. بعلاوه این که یک ایران آزاد در خاورمیانه و دل دریای نفت، اصلا به سود کشورهای غربی نیست. چون در اینصورت ایران آموزگاری برای دیگر کشورها خواهد شد. بنا براین دل به تحریم های غرب نبندیم، و به کارهای خودمان بیاندیشیم.

    • balva said

      خلیل عزیز با حرف‌های شما کاملا موافق هستم اما به نظر من نباید این بهانه را به دولت‌های غربی داد که درمقابل افکار عمومی شهروندان خود بگویند: ما می‌خواهیم تحریم کنیم اما خود مردم ایران و اپوزیسیون آن مخالف تحریم هستند. باید ایرانیان در داخل و خارج از ایران کشورها را تحت فشار قرار دهند که از دولت کودتا حمایت نکند اماهمان‌طور که تو نوشتی نباید امیدی به آن‌ها داشت.

  3. محسن said

    balva جان تحریم جنگ هردو بر خلاف منافع مردم و کشور ماست. فقط به همین فکر کن که تحریم بنزین عملی بشه خب بعدش یه جیره بندی سفت و سخت وبازار سیاه مهیب گریبانگیر مردم میشه مطمئن باش دولت تولید داخلی را به نهادها و سازمانهای حساس اختصاص میده تا اقتدار و حاکمیتش با مشکل مواجه نشه و ضمنا هر اعتراضی را خشنتر و کوبنده تر پاسخ میده چون اتهام همراهی با خارجیان ودشمنان در این شرایط مقبولتره جنگ هم بنا به دلایل بیشمار مساویست با نابودی جبران ناپذیر و غیر قابل تصور کشور لطفا کمی فکر کنید

    • balva said

      محسن جان، حرف شما درسته اگر دولت توان سرکوب داشته باشه و بخواد تا آخر خط بره چون اگر دست به این اعمال بزنه و عقب‌نشینی نکنه بعدش باید بره زیر بار جنگ. به نظر من جمهوی اسلامی تا جایی که احساس خطرنکنه جلو می‌ره تا ببینه اوضاع پسه شدیدا عقب‌نشینی می‌کنه. که دیدیم الان هم در پنج بعلاوه‌ی یک چه عقب‌نشینی سخیفی کرد. این‌ها دیگر آن حکمان اول انقلاب که پایگاه مردمی داشتند یستند. اما اگر قرار باشد که همین‌جور شکسته بسته اوضاع جلو برود کم کم جنبش فرسایشی می‌شود و بعد لاریجانی و قالی‌باف می‌شوند اصلاح‌طلبش و دوباره بازی بد و بدتر و این حرف‌ها. بالاخره اگر مردم ایران آزادی می‌خوان باید بهاش رو بدن همان‌طور که سال‌هاست دارن بهای گزاف زندگی در سایه دیکتاتوری را می‌دن.

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: