روز سبز ایرانی: صدها هزار نفر: مرگ بر دیکتاتور

شهر جای ما شد!
عید مردماس، دیب گله داره
دنیا مال ماس، دیب گله داره
سفیدی پادشاس، دیب گله داره
سیاهی رو سیاس، دیب گله داره

پریا، شاملو
با اشکی در چشم و دستان لرزان این حروف را تایپ می‌کنم. این اشک چشم و لرزش دل و دست از ترس یا اندوه نیست اشک شوق و بغض فرو خورده‌ی سی ساله است که فوران کرده است. از بلوار کشاورز، و خیابان طالقانی و کریم‌خان زند می‌آیم تا حدود ساعت ۱۲ آن احوالی در میان جمیعت سبز پوش بودم تمام خیابان‌ها را جعیت به جان آمده از دیکتاتوری و خفقان فتح کرده‌اند.
درود بر زنان و مردان پیر و جوان دلاوری که امروز آبرو برای سرزمین خود خریدند. باور نمی‌کنید چه حماسه‌ای در خیابان‌های تهران دارد سطر سطر نوشته می‌شود.
حدود ساعت ده که به میدان فاطمی رسیدم. گروه حدودا صد یا حداکثر دویست نفری را دیدم با ماشینی پر از بلندگوهای بزرگ که شعارهای دولتی و حکومتی می‌دادند. جا خوردم و کمی ترسیدم تی‌شرت سبز پوشیده بودم. به طرف بلوار کشاورز رفتم و از دور صدای دست زدن جمعیت را شنیدم. وای باور نمی‌کنید ده‌هزار زن و مرد سبز پوش دست‌ها را بالا گرفته بودند و دست می‌زدندند. به بولوار کشاورز که رسیدم جمعیت زیادی در مقابل گارد ضد شور صف کشیده بودند و شعار می‌داند: ما اهل کوفه نیستیم پول بگیریم بیسیتم به طرف میدان حرکت کردم جمیعت هر لحظه زیاد می‌شد. ماشینی با بلندگو و حدود صد شعاردهنده پشتسرش در آنسوی بلور در حرکت بود. شعار می‌داد: مرگ بر اسرائیل و مردم می‌گفتند: مرگ بر روسیه و شعار دهنده که بور شده بود می‌گفت: «شعاری که رادیوهای خارجی در دهانتان گذاشته‌اند ندهید» و بعد می‌گفت: «مرگ بر آمریکا» که مردم یک صدا می‌گفتند: مرگ بر روسیه. تعداد انگشت شمار راهپیمایان همیشگی روز قدس متعجب و منفعل به جمعیت نگاه می‌کردند. به طرف میدان قدس رفتم در آن جا تعداد زیادی فیلم‌بردار بود و سرود فلسطینی گذاشته بودند و جمعیت به صد نفر نمی‌رسید رفتم طرف خیابان پهلوی، مصدق یا همین که الان ولی‌عصر می‌گویند و آن‌جا بود که ناگهان با جمعیت صدها هزار نفری روبه‌رو شدم که از بالا پایین می‌آمند. شعارهای مختلفی می‌داند. یا حسین میرحسین، مرگ بر دیکتاتور، نه غزه نه لبنان جدانم فدای ایران. کروبی دستگیر بشه/ ایران قیامت بشه. پیشنماز قاتله. به طرفداری از کروبی و میرحسین شعار می‌داند. به میدان ولی‌عصر که رسیدم جمعیت زیادی از کریمخان داشت می‌رسید داخل میدان تا به جمعیت قبلی بپیوندد. تا همین چند دقیقه پیش که در آن حوالی بودم هیچ درگیری رخ نداد امکان درگیری نبود چون جمعیت بسیار زیاد بود به طرز باور نکردنی زیاد و جسور…
نه امکان ندارد این نظام دیگر پا بگیرد. نیروهای طرف‌دار حکومت منفعل بودند و آه می‌کشیدند. کاملا بریده‌اند.
حالا می‌روم خبر جدید شد می‌نویسم باز.
زنده باد آزادی، زنده باد جنبش پرشکوه مردم ایران برای آزادی و شرافت انسانی.

ارسال به: Balatarin::Donbaleh::100C::oyax::Mohandes::Del.icio.us::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Comments Feed::Subscribe to Feed

Advertisements

2 دیدگاه »

  1. جواد said

    خيلي خوشحا لمان كردي توخارج از كشور تنها اميدمان به خدا وشما وبالاترين است باينده باد جنبش سبز ايران عزيز تا بيروزي مرك بر اهريمن

  2. […] چشمانی مالامال از اشک شوق یادداشت کوتاهی نوشتم به نام:«روز سبز ایرانی: صدها هزار نفر: مرگ بر دیکتاتور» اکنون قوی‌تر٬ بزرگ‌تر و آگاه‌تر از سال گذشته هستیم […]

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: