ماتیکی بر لب‌های خوک

اگر انقلاب اخیر ایران را انقلابی زنانه بنامیم پربی‌راه نرفته‌ایم. یکی از بهترین راه‌های شناخت جریان‌های اجتماعی در کشورهای دیکتاتوری، که امکان نظرسنجی علمی وجود ندارد و گردش اطلاعات و نظرات مسدود و غیرآزاد است، دقت کردن در رفتار دیکتاتورهاست. دیکتاتورهای در حال زوال و در سراشیبی سقوط عکس‌العملی رفتار می‌کنند و با تحلیل عکس‌العمل آنان می‌توان عمل و خواسته‌ی مخالفان‌شان و فضای ذهنی و عینی جامعه را به خوبی دریافت. در سال پایانی «حکومت شاه» تغییر نخست‌وزیران عکس‌العمل‌های دیکتاتوری روبه‌زوال در مقابل رشد انقلاب مردم بود و اکنون کودتاچیان هم دچار همین رفتارهای عکس‌العملی هستند.
انتخاب مشایی به عنوان معاون اول ریاست جمهوری پیش از آن که به دلیل مرید و مرادی یا خویشآوندی و بحث‌های این‌چنینی، که در جای خود معتبر هم هست، باشد به دلیل معروف بودن مشایی به خوش‌مشربی و شرکت در مجالس رقص و تعریف از مردم اسرائیل است. یا انتقاد از وزیر ارشاد به طور مشخص به دلیل نارضایتی روشن‌فکران و هنرمندان از این وزارت‌خانه بود. اما شاخص‌ترین عمل احمدی‌نژاد معرفی سه زن در کابینه‌ی خود است که انعکاس روشن و دقیقی از زنانه بودن انقلاب مردم ایران است و نخستین ثمره‌ی خون ندا آقاسلطان بر سنگ‌فرش خیابان کارگر.
زنان در ۳۰ سال گذشته در پروسه‌یی متضاد درگیر ظلم و رشد مضاعفی بوده‌اند. تمام باری که مردان در حکومت جمهوری اسلامی به دوش کشیده‌اند بردوش زنان هم بوده است و علاوه بر آن زنان باید بارهای اضافه‌تری هم به دوش می‌کشیدند. پوشش اجباری و نداشتن حقوق برابر با مردان، در بسیاری از زمینه‌ها، مشکلات حقوقی و سیاسی زنان در جمهوری اسلامی است که همراه با سنت و مذهب عرفی و چند هزار سال تاریخ مردسالارانه فشارهای چند جانبه‌یی به زنان ایرانی وارد کرده است.
اما از سوی دیگر زنان ایرانی در ۳۰ سال گذشته از نظر اجتماعی رشد چشم‌گیر و حیرت‌انگیزی داشته‌اند. فشارهای اقتصادی موجب شده‌ است موانع سنتی مردسالارنه در خانواده‌ها برداشته شود و کار زنان و درآمد آنان اکنون بخش مهم و گاه تنها بخش درآمدی در بودجه‌ی خانوارها را تشکیل بدهد. تسخیر بازار کار توسط زنان فقط به بخش‌های کارگری یا آموزشی و پرستاری منحصر نمی‌شود و شامل سطوح بالای دانشگاهی و پست‌های مدیریتی میانه‌ی دولتی و موفقیت در بخش خصوصی نیز می‌شود. علاوه بر آن زنان در تحصیلات دانشگاهی و در زمینه‌ی ادبیات و هنر و فن و تکنولوژی و علوم پایه و فعالیت‌های حقوقی و بشردوستانه نیز جایگاه درخور توجهی پیدا کرده‌اند. فراموش نکنیم برنده‌ی جایزه نوبل در ایران یک زن است. این جایگاه و پیوندش با جنبش برابری‌طلبانه‌ی زنان و نقش مهم آنان در انقلاب اخیر موجب شده است زنان به عنوان یکی از اهرم‌های مهم قدرت در ایران غیرقابل نادیده‌گرفته شدن باشند.
تحلیل‌گرانی که عادت دارند سرنا را از سرگشادش بنوازند در تحلیل‌های خود وجود زهرا رهنورد در کنار میرحسین موسوی را عاملی برای معرفی سه وزیر زن توسط دولت کودتا می‌دانند در حالی که موضوع کاملا برعکس است آن چیزی که موجب شد زهرا رهنورد در کنار میرحسین موسوی قرار گیرد همان عاملی است که موجب شده است احمدی‌نژاد وزیر زن برای کابینه‌اش معرفی کند. فراموش نکنیم بیست سال پیش هم که موسوی نخست‌وزیر بود زهرا رهنورد همسر او بود اما هیچ نشانی از او در کنار همسرش نبود. هر چند زهرا رهنورد در قبل از انقلاب و سال‌های اول انقلاب به عنوان زن مسلمان روشنفکر فعالیت سیاسی و فرهنگی داشت اما تا همین چند ماه پیش کمتر کسی، در بین مردم عادی، می‌دانست میرحسین موسوی همسری به نام زهرا رهنورد دارد. این زهرا رهنورد نبود که زنان ایرانی را به فعالیت سیاسی کشاند این جنبش زنان ایران بود که زهرا رهنورد را در کنار موسوی نشاند و همین جنبش است که امروز موجب می‌شود احمدی‌نژاد، فاطمه رجبی را کنار بگذارد و زنانی را برای کابینه‌اش معرفی کند و فردا زنی مانند شیرین عبادی را روی صندلی ریاست جمهوری ایران خواهد نشاند.
البته نباید فراموش کرد مسئله مطلبه‌ی زنان برای کسب قدرت سیاسی و پست‌های بالای حکومتی منحصر به ایران نیست. در انتخابات چند ماه پیش آمریکا نقش زنان آنقدر بارز بود که محافظه‌کاری مانند مک‌کین، سارا پی‌لین را به عنوان معاون رئیس‌جمهور معرفی کرد. مک‌کین سعی داشت با کشیدن این ماتیک بر سیاست‌های ضدزن حزب محافظه‌کارش اندکی چهره‌ی آن را زیبا کند و البته شکست خورد. اما به هر حال اگر چهره‌ی محافظه‌کاران آمریکا امکان زیباشدن با ماتیک را داشت چهره‌ی کریه دولت کودتا در ایران نه با ماتیک و برداشتن زیرابرو که با هیچ عمل جراحی زیبا نخواهد شد.
نکته‌ی دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد این است که احمدی‌نژاد با معرفی سه زنان برای کابینه‌اش خود را برای جدال سختی که با مجلس پیش رو دارد آماده می‌کند. احمدی‌نژاد که قصد دارد به عنوان یگانه قدرت موجود در صحنه‌ی سیاسی ایران شناخته شود می‌خواهد کابینه‌یی یک سر همسو با خود تشکیل بدهد به همین دلیل کار مجلس را در ندادن رای اعتماد به زنان کابینه‌اش دشوار می‌کند. رای اعتماد نیاوردن این زنان موجب می‌شود چهره‌ی مجلسیان مخالف احمدی‌نژاد چهره‌ی متحجر و ضدزن معروفی شود و احمدی‌نژاد با این کار به هر حال برنده است. اگر مجلس رای ندهد عدم حضور زنان در کابینه‌اش را به گردن مجلس می‌اندازد و اگر رای بدهند خیال او حداقل بابت این سه وزیرش راحت می‌شود.
چیزی که احمدی‌نژاد و شریکش در سمت رهبر نمی‌دانند این است که جنبش مردم ایران و آگاهی و حضور در صحنه‌ی زنان ایرانی آنقدر رادیکال و پیشرفته شده است که دیگر با این مسکن‌ها و این ترفندها و آن سرکوب‌ها و شکنجه‌ها خاموش نمی‌شود و دولت کودتا و رهبر کودتاچی هرگز شبی را بی‌هراس سقوط به صبح نمی‌رسانند و صبح‌شان شام نمی‌شود مگر هر لحظه هزار بار مرگ را جلوی چشم خود نبینند.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

Advertisements

5 دیدگاه »

  1. کامنت غیرمرتبط:
    مبارک باشه دوست عزیز. دکمه‌ها رو خیلی دقیق کار کردید و هیچ مشکلی هم نداره.
    فقط همونطور که قبلن هم ذکر کردم این دکمه‌های وب3 بود. من تغییراتی در چندتا از دکمه‌ها ایجاد کردم و به دلیلی که عرض کردم چند دکمه را جایگزین دکمه‌های فعلی کردم. به هر حال شما از هر کدام که ترجیح می‌دهید می‌توانید استفاده کنید.
    * راستی شما هم به لیست پيوندها اضافه شدید.

    باز هم امری بود در خدمتم.

    • balva said

      سپاس بر تو دوست. در مورد تغییرات شما من متاسفانه نتوانستم فایل زیپ را باز کنم. که دارم مشکل کامپیوترم در باز کردن فایل‌های زیپ شده را سعی می‌کم حل کنم و بعد از آن‌ها استفاده کنم. وقتی برای بازکردن اقدام می‌کنم می‌گه پول بده! ما هم که عادت به این چیزها نداریم 🙂
      در مورد پیوند هم متشکرم هیچ‌ کاری پسندیده‌تر از گرفتن دست تازه‌کاران نیست.

      • کامنت غیرمرتبط:
        دوست عزیز٬ دو اشکال کوچک در بوکمارک‌ها بود. یکی نوشته هایی که وقتی ماوس روی آیکون قرار می‌گیرد قسمتی از نوشته‌ای که ظاهر می‌شود به‌هم ریخته است٬ مثلن «ارسال به ÈÇáÇÊÑíä»
        دوم دکمه نارنجی رنگ آخر که مربوط به فید وبلاگ شماست و باید تغییر کند. اگر روی دکمه آخر(دکمه نارنچی رنگ)٬ ماوس را نگه دارید پایین صفحه آدرس فید وبلاگ من (یا در بوکمارک‌های وب3 آدرس فید وب3 ظاهر می‌شود).
        برای اینکه راحت باشید٬ در یک فایل مشکل اول رو برطرف کردم و آدرس فید رو هم به وبلاگ خودتون تغییر دادم. فایل مربوطه رو براتون ای‌میل کردم تا دیگه مشکلی نداشته باشید.
        هر سوالی داشتی در خدمتم. اگر از یاهو مسنجر استفاده می‌کنی و دوست داشتی یاهو‌آدی من رو اد کن تا راحت‌تر ارتباط برقرار کنی.
        یاهو آیدی من :‌ Sundance_Moonlight

  2. balva said

    نمی‌دانم با چه زبانی تشکر کنم. اشکال اول از آنجا ناشی می‌شد که نوشته‌ها در فایل یونی‌کد نبود و من با سرچ و ریپلیس «ارسال به» را درست کرده بودم اما بقیه را نه دیده بودم. به هر حال فکر کنم دیگه درست شده باشه با لطف تو دوست نادیده‌ی بسیار عزیز. حالا پاسخ ایمیل را هم می‌دهم.
    ارادتمند
    آموزگار

  3. […] سه وزیر زن هر چند اهداف مختلفی را پی می‌گرفت که در «ماتیکی بر لب‌های خوک» به آن پرداختم اما هدف اصلیش جذب میانه‌روهای جنبش […]

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: