بشنو و باور مکن

جان پسر، گوش به هر خر مکن……………. بشنو و باور مکن
تحربه را باز مکرر……………………….. مکن بشنو و باور مکن
ممکلت ما شده امن و امان ………………….از همدان تا تبس و سیستان
مشهد و تبریز و ری و اصفهان……………… ششتر و کرمانشه و مازندارن
…………………امن بود، شکوه دگر، سرمکن
…………………بشنو و باور مکن
یافته اجحاف و ستم خاتمه…………………… نیست کسی را ز کسی واهمه
هست مجازات برای همه……………………. حاکم مطلق چو بود محکمه:
…………………محکمه را مسخره و دیگر مکن
…………………بشنو و باور مکن
نسخ شد آئین ستم گستری…………………….. هیچ دخالت نکند لشکری
در عمل مذهبی و کشوری……………………. نیست به قانون شکنی کس جری
……………….شکوه سپس بر سر منبر مکن
……………….بشنو و باور مکن
تکیه‌ی دولت همه بر ملت است………………… ملت از آن، حامی این دولت است
لندن از حادثه، در خیرت است…………………. مسکو از این واقعه در زحمت است

………………..دولت حقه است، فغان سر مکن

……………….. بشنو و باور مکن

نیمه‌ی شب‌ها سر بیراه و راه………………….. کشته شد ار چند نفر بی‌گناه

بود غرض راحت خلق الاه……………………. هست سفارت سخنم را گواه

…………………. جان بده و مفسده‌ی شر مکن

………………….. بشنو و باور مکن

میرزاده عشقی، بخشی از شعر آماده است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: