همان طور که انتظار میرفت مجوزی صادر نشد و خانهی مهدی کروبی محاصره شده و تهدید و فشارها بالاگرفت و حکومت نظامی نظامیتر شد. اما هنوز ۲۵ بهمن نیامده اولین ثمرهی این درخواست بسته شدن بازوبند سبز بر بازوی انقلابیون مصر بود و بار دیگر نام جنبش مردم ایران در جهان سر زبانها افتاد و مردم دنیا به جای مقایسه انقلاب مصر و تونس، چنانکه جمهوری اسلامی میخواهد، با انقلاب بهمن آن را با جنبش اخیر مردم ایران مقایسه میکنند و تداوم و گسترش آن در کشورهای دیگر میدانند. از سوی دیگر با ندادن مجوز راهپیمایی چهرهی تاریک ولیفقیه حقهباز بیش از پیش افشا شد و مردم مصر و تونس با وضوح بیشتری دیدند که خامنهای و احمدینژاد دشمنان انان هستند و اجازهی برگزاری راهپیمایی به سود مردم آنکشورها را نمیدهند.
بیشک جنبش مردم ایران درسهایی برای مردم مصر و تونس داشت اما جنبش مردم مصر درس بزرگی برای ما داشت و کاری را که باید در ۲۵ خرداد انجام میدادیم انجام ندادیم. روزی که ۳ میلیون مردم به خیابان آمدند روزی بود که موسوی و کروبی باید در میدان آزادی تحصن میکردند و از مردم میخواستند در میدان بمانند کاری که مردم مصر انجام دادند. اگر یک سوم جمعیت هم میمانند و یک میلیون نفر در میدان آزادی حضور خود را حفظ میکرد بسیار بعید بود که رژیم بتواند سرکوب کند. رفتن مردم به خانهها و آمدنشان در روزهای بعد موجب شد وقتی خامنهای فرمان جلوگیری از راهپیمایی را صادر کرد در ۳۰ خرداد عملا راهپیمایی شکل نگیرد اما اگر مردم در میدان باقی مانده بودند احتمالا نتایج بسیار بهتری بهدست میآمد و ممکن بود حداقل دولت احمدینژاد سقوط میکرد.
هر چند بعدا تعدادی از دانشجویان و روشنفکران برای روز ۱۳ آبان این درخواست را در اینترنت منتشر کردند که مردم در خیابان بمانند اما دیگر فرصت از کف رفته بود و شدنی نبود چون اصل آن است که مردم فرصت تجمع میلیونی پیدا کنند و این فرصت را در ۲۵ خرداد پیدا کردند و از کف دادند. از کف دادن آن فرصت حاصل راسترویی و مسامحه کاری رهبری جنبش در درون نظام، موسوی و کروبی و چپرویی و ندانمکاری اپوزیسیون خارج از نظام بود. موسوی و کروبی این پندارنادرست را داشتند که خامنهای و احمدینژاد در مورد خواست مردم عقبنشینی میکنند و بعد هم که سرکوب صورت گرفت با صدور بیانیههای بیبو و خاصیت جنبش را به بی تحرکی و طولانیمدتشدگی سوق دادند در صورتی که وقتی مردم پاشنهها را ورمیکشند و به خیابان میآیند باید همانطور به حرکت روبهجلو ادامه دهند وگرنه جنبش فروپاشیده و مضمحل میشود. اشتباه چپروانه در اپوزیسیون هم این بود که به جای درخواستهای معقول و شدنی مانند ماندن در خیابان و نرفتن به خانهها. درخواستهای عجیب و غریبی مانند بیحجاب آمدن زنان یا تسخیر صدا و سیما و اوین را میداند!
منظور از نقد موسوی و کروبی یا اپوزیسیون و چپروییها و راستروییها عقدهکشایی و محکوم کردن این و آن نیست بلکه صرفا درس تاریخی گرفتن است. اکنون با ابتکار خوب و قابل تقدیر موسوی کروبی موضوع ۲۵ بهمن و راهپیمایی مردم مسئله روز شده است. بعید میدانم که راهپیمایی عظیمی شکل بگیرد و جمعیت آنقدر بیایند که بتوانند به خانهها نروند اما به هر حال باید منتظر چنین روزی باشیم و تمام تلاش خود را بکنیم در ۲۵ بهمن مردم به خیابان بیایند و موجتازهیی از حضور مردمی در خیابان ایجاد شود. جمهوری اسلامی به هر حال در سراشیبی سقوط قرار دارد و این ثبات نسبی کاملا شکننده است. تنها ارادهیی قوی برای شکستن رخوت کنونی کافی است تا ان را بشکند. مردم قهرمان تونس و مصر نشان دادند اگر نیروهای اپوزیسیون بتوانند وحدت کنند و برنامهی متحد عملی برای شکستن سد دیکتاتوری داشته باشند بیشک موفق خواهند شد.
۲۵ بهمن در راه است اما روزهای بیشمار دیگری هم در پی آن خواهد آمد فرصتهای تاریخی خلق میشوند و اگر از آنها درست استفاده نشود به هدر میروند و فقط تاسف آن باقی میماند. امیدوارم روزهای آینده روزهایی باشد که لبخند شکوهمند حرکت بهسمت آزادی دوباره بر لبهای مردم ایران بشکوفد.


