بعد از تجاربی که از دو خرداد٬ و شکست اعتماد به یکی از جناح «جمهوری اسلامی» برای ایجاد فضای اندکی بهتر از آنچه بود٬ کسب کرده بودم٬ قصد نداشتم دیگر در انتحاباتی که شورای نگهبان ادارهاش میکند و ولیفقیه حکمش را تنفیذ میکند شرکت کنم. اما در مناظرههای انتخاباتی اتفاقی افتاد که نظر مرا تغییر داد و آن لحظهیی بود که مهدی کروبی از میرحسین موسوی پرسید: «آیا میداند با چه جریانی درافتاده است؟» و میرحسین موسوی با قطعیت گفت: «آری میداند و او یک انقلابی است.» من٬ و شاید بسیاری دیگر٬ همان لحظه تصمیم گرفتیم به موسوی رای دهیم و چنین کردیم و تا جایی که به من مربوط میشود از رای خود پشیمان نیستم. اما امروز پس از گذشت یک سال و اندی و ماجراهایی که پشت سر گذاشتیم بیشتر از هر وقتی این سوآل برایام مطرح شده است که آیا واقعا موسوی و خود کروبی میدانستند با چه جریانی روبهرو هستند؟
گویا همهی ما به خواب خرگوشی فرو رفتهایم فراموش کرده بودیم این همان نظامی است که در دههی شصت با قساوتی باور نکردی فرمان قتل هزاران انسان را صادر کرده بود٬ فراموش کرده بودیم به دختران باکرهمان تجاوز میکردند تا اعدامشان مجوز ورودشان به بهشت نباشد. اکنون پس از کهریزک پس از قتل ندا آقاسلطان جلوی دوربین خبری٬ با شلیک به مغز راهپیمایانی که جز دستبند سبزشان هیچ سلاح دیگری در کف نداشتند به ما یادآوری شد که با چه نظامی طرف هستیم. نظامی که گروه گروه جوانان این کشور را در تپههای اوین و مجنون و دشتعباس و فکه به کام مرگ فرستاد تا در آخرتی موهوم به دوزخ یا بهشت روند و پایههای «ولایت فقیه» از خدا حکم گرفتهاش را در زمین تحکیم کند.
اما امروز در کجای تاریخ کشورمان ایستادهایم. از سویی با نظامی طرف هستیم که از مرگ میلیونها انسان هم ککش نمیگزد و با توهومی باور نکردی در نقش شعیب بن صالح دلقکی را روانهی میدان کرده است که از صدور چهار هزار قطعنامه سازمان ملل باکیش نیست و تصور میکند این جمعه یا جمعهی بعد وقتی سرانجام «جمهوری اسلامی» به بمب اتمی دست یافت آقا امام زمان ظهور میکند و با شمشیر اتمیاش بساط کفر ابوسفیانی را بر هم میزند و نظم نوینی برای مدیریت جهان برقرار میکند. از سوی دیگر آمریکا٬ به عنوان رهبر نظام سرمایهداری٬ را داریم که با بحرانهای کمرشکن اقتصادی دست و پنچه نرم میکند و در جنگی ده سال در عراق و افغانستان به گل نشسته است. در این که جمهوری اسلامی حکم آن سگی را دارد که چون پارس میکند پاچه نمیگیرد شکی نیست. در این که بسیاری از عربدهکشیها اینان مانند تسخیر سفارت آمریکا در سه دههی پیش صرفا کارکرد داخلی و حذف مخالفان را دارد نیز لااقل من یکی شک ندارم. این که اینان جام زهر را صیغل میدهند تا سر بزنگاه ولیفقیهشان سر بکشد و دٌم برای دنیا تکان بدهند نیز شکی نیست اما چیزی که شک برانگیز است٬ این است که آیا انفجاری هستهیی برای ایجاد نظمی نوین در دستور کار آمریکا قرار ندارد؟ آیا مدال صلح نوبل که بر سینهی باراک اوباما چسباندهاند مانع از حملهی اتمی او خواهد شد؟ و اگر بشود٬ تفنگی که به جان اف. کندی شلیک کرد گیر گلوله ندارد؟
کمی بیشتر از نیم قرن پیش وقتی جنگی که برای تقسیم مجدد جهان راه افتاده بود به انتهای خودش نزدیک میشد و شکست جبههی متحدین کاملا واضح و آشکار بود و آلمان و ایتالیا و اسپانیا کاملا در هم شکسته شده بودند و ژاپن تمام توان نظامیاش به تحلیل رفته بود دو بمب اتمی با دو کارکرد متفاوت بر هیروشما و ناکازاکی فروافتاد صدها هزار انسان به خاک و خون کشیده شدند تا آمریکا آقایی خود را بر جهان نشان دهد و در تقسیم جهان پشت میز مذاکره دست بالا را داشته باشد. اکنون فیدل کاسترو این چریک پیر با تنی بیمار و دستانی لرزان از بستر بیماری برمیخیزد به پارلمان کوبا میرود و به جهان هشدار میدهد که جنگ اتمی در راه است و اینبار ایران طعمه این جنگ است. فیدل کاسترو کسی است که در نیم قرن گذشته در مرکز تمام حوادث مهم جهانی بوده است و تجربهی بحران اتمی در دههی شصت میلادی را٬ که جهان را به یک قدمی جنگ هستهیی برد٬ پشت سر دارد او تنها انسان زندهی آن بازی شوم و خطرناک است. بحرانی که ممکن بود موجب نابودی نسل بشر شود و میتوانست٬ پس از انقراض دایناسورها٬ مهمترین حادثهیی باشد که در زمین در شرف وقوع بود.
نمیخواهم ایجاد وحشت کنم اما ترسی بخردانه بهتر است از امیدی خوشباورانه و احمقانه. ما با نظامی بنهایت سفیه و بیرحم روبهرو هستم. به یاد آوریم چشمان فروافتادهی ندا در لحظهی مرگ بیش از آن که وحشتزده باشد متعجب بود. ما مگر چه میخواستیم که سزایمان شکلیک مستقیم تیر به قلب و مغرمان بود؟ مگر جز این بود که به نخست وزیر امامتان رای داده بودیم؟ ما که اسلحه در دست نداشتیم٬ ما که حتا شعار سرنگونی نمیدادیم٬ حجاب تحمیلیتان برسرمان بود وقتی سرمان را به گلوله میبستید.
شک نکنید اگر نتوانیم نظام ولایتی خامنهای و دولت دلقکش را خود به دست خود پایین بکشیم سرنوشت بسیار تلخ و اسفباری پیش رو داریم. موسوی عزیز٬ کروبی گرامی کار از دادن بیانیه و افشاگری گذشته است٬ کار از شعر و شاعری و شلهپزان سبز و زرد بسی خطیرتر است. امروز «ما» از دیندار و بیدین٬ زن و مرد٬ ترک و فارس و کرد و لر و بلوچ و … سبز و سرخ و سفید همه در یک کشتی قرار داریم کشتی که سکانش دست مخبطی مانند خامنهای و شومن یاوهگوی عنتری در پوست «لولو» افتاده است. آن «ممه» را «لولویی» مجازی نبرده است٬ سر بچه میخواهید گول بمالید؟ لولو با دهانی وقیح و حرصی سیری ناپذیر در کار مکیدن شیرهی جان این سرمین است.
خلاصه کنم. فرصت برای اختلاف بسیار است اما زمان برای آشتی اندک است. امروز چیره شدن بر این هیولا نیاز به از خود گذشتگی دارد باید تمام دعواهای گذشته از راست و چپ و میانه را کنار بگذاریم. در کار حذف هم نباشیم. موسوی و کروبی و تمام سران مخالف جناح حاکم توان مقابله با این طاعون را ندارند اپوزیسیون خارج از حکومت هم بهتنهایی توان مقابله ندارد که اگر میداشتند اکنون موسوی و کروبی «سران فتنه» خوانده نمیشدند! امروز یک راه نجات داریم و آن وحدتی خردمندان است. بدون حذف هیچ رنگ و مرام و اندیشهیی٬ بدون زمین گذاشتن سلاح نقد یک دیگر٬ با برنامهیی عملی برای چیره شدن بر این اژدهای هزار سر بیمغز. آقای موسوی دست از دوران طلایی امامات بردار از آن شب کلاه چیزی جز خامنهای و احمدینژاد بیرون نمیآید! دوستان٬ رفقایی که خواهری یا برادری٬ مادری یا پدری٬ دوستی یا رفیقی٬ در خاوران و در هزاران گورستان بینام و نشان٬ دیگر چون گنجی به یادگار گذاشتهاید فراموش نکنید آن سروهای دلاور٬ سرود آزادی بر لب٬ عزیزترین گوهر جان خویش را فدیه کردند برای آزادی و برابری و رفاه و سرسبزی کشوری که در آن به دنیا آمده بودند و در آن رشد کرده بودند اما باید کشوری٬ باید ایرانی باشد٬ تا بتوان آزاد و برابر و آبادش کرد؟ با از بین رفتن «ایران» چه میشویم؟ بیاید هر چند گذشتهی خود را فراموش نمیکنیم اما با دستانی بخشنده یک دیگر را در آغوش بگیریم و بر این هیولا چیره شویم.
من سرخوردهیی وحشتزده نیستم امیدواری عاشق هستم که با چشمانی خیس و قلبی تپنده به زندگی کودکانی میاندیشم که به دنیا میآیند تا زندگی کنند نه آن که چشم در این دوزخ بگشایند. اگر امروز خودمان با دستان خودمان تاریخ را ننویسیم برایمان خواهند نوشت چنان که در گذشته نوشتند و چه شوم و تاریک نوشتند! بیایید روایتگران نقزن تاریح نباشیم سازندگان خردمند و آگاه آن باشیم!



خُسن آقا گفت
باور کن هم موسوی میدانست با کی طرف است و هم آشیخ کروبی، فراموش نکنیم که این دو خودشان از ارکان همین نظام بودهاند و تا همین سال گذشته در پستهای حساس به این رژیم خدمت کردهاند، پس یقین بدان همگی میدانند چه رژیم سفاکی را هدایت کرده و پرورش دادهاند. چیزی که هست اینها در این 31 سال مارهایی بنام سپاه در آستین پروراندهاند که حالا گریبان خودشان را گرفته. در حقیقت مار چند سر سپاه را همه تحلیل گران می دانستند که پس از دوران جنگ به میدان خواهد آمد و سهم خودش را از قدرت طلب خواهد کرد و به همین دلیل هم قدم به قدم همه ارکان افتاد دست سپاهیان اسلام.
در مورد حمله نظامی آمریکا من گمان نمیکنم که چنین اتفاقی بیفتد. هم آمریکا میداند و هم متحدان آنها که رژیم ایران نیاز شدید به یک جنگ دارد تا بتواند دوباره ملت را پشت سر خود بسیج کند، مگر اینکه آمریکاییها و متحدانشان مغز خر خورده باشند که در چنین شرایطی که رژیم در حال سقوط است خود به دست خود دوباره مردم نا آگاه را پشت سر رژیم متحد کنند.
این رژیم با همین سیاست تحریم سقوط خواهد کرد، راه هم زیاد طولانی نخواهد بود، فقط چین مانده که هنوز دست از حمایت رژیم برنداشته آنها هم بزودی مجبور به این کار خواهند شد.
balva گفت
خسن آقای عزیز,
همین که میگویی مارهایی در آستین پرورانده بودند که خودشان هم خبر نداشتن همین است که من میگویم که خودشان هم نمیدانستند چنین میشود. تا اینجا اختلافی نیست.
اما در مورد آمریکا! از این که مغز خر خوردهاند یا نه که بگذریم تو میگویی:
«هم آمریکا میداند و هم متحدان آنها که رژیم ایران نیاز شدید به یک جنگ دارد تا بتواند دوباره ملت را پشت سر خود بسیج کند»
در این دو فرض است که ممکن است هر دو نادرست باشد:
۱- آمریکا میخواهد جمهوری اسلامی سقوط کند.
۲- با حملهی آمریکا به جمهوری اسلامی مردم دوباره پشت رژیم بسیج میشوند.
پاسخ سوآل اول در شرایط ذهنی و این که آمریکا میتوانست دستی از غیب برآورد و رژیم جمهوری اسلامی را با رژیم مطلوبتری عوض کند شکی نیست اما این که امریکا میخواهد جمهوری اسلامی برود و هر چه جای او بیاید برایش مهم نیست شک دارم.
به نظر من آمریکا بین رادیکال شدن اوضاع ایران و باقی ماندن جمهوری اسلامی دومی را ترجیح میدهد. به هر حال آمریکا اگر به ایران حمله کند برای ساقط کردن جمهوری اسلامی نیست برای حفظ آن است. همانطور که دیدی در عراق به پرچم لاالهالاالله هم دست نزد و شیعیان را آورد سر کار و البته این میان یک میلیون مردم عراق هم کشته شدند و هنوز که هنوز است به هیچ نتیجهی مهمی هم نرسیدهاند.
خلاصه این که من اینقدر خوشبین نیستم که با تحریم صرف این جمهوری اسلامی سقوط کند. البته تحریم ممکن است موجب عقب نشینی رژیم بشود و بخواهد افرادی مانند میرحسین بیایند اوضاع را جمع کنند که به نظر من کار از کار گذشته است و رژیم به سمت سقوط میرود.
در نهایت امیدوارم چنانچه تو هم اشاره کردی و من هم تنها نقطهی امیدم همین است که جمهوری اسلامی به دست مردم ایران سقوط کند.
NIA گفت
متن فوق العاده زیبا و درعین حال جامع بود.
نمیدونم چرا تا الان داغ نشده.
خودم هم شوربختانه فعلا انرژی ندارم + بدم.
balva گفت
نیای عزیز متشکرم. داغ میشود دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد!
پوینده گفت
زیبا نوشتی بلوای عزیز. بنظر من خطر حمله امریکا اگرچه فعلا غبر محتمل است ولی برایش برنامه ریزی طولانی مدت شده و در چند سال آینده غیر ممکن نیست.
اما گمان نمیکنم که رهبران اصلاح طلبان گوش شنوایی داشته باشند. متاسفانه هنوز تمامیت خواهی و نفی چند صدایی در تفکر آنها قوی است. در سال گذشته مثل کشیدن دندان در برابر موضوعات مهمی که از طرف ایرانیان آزادی خواه مطرح بوده عقب نشینی کرده اند. اما هنوز با روحیه دمکراتیکی که خواستار ایجاد جبهه ای ملی باشد فاصله زیادی دارند.
دوست خوب من راه حل بنظر من در اتحاد ایرانیان دمکرات در یک جبهه متحد در مرحله اول است. بنای این جبهه ناچارا در خارج ار کشور باید ریخته شود و در روندی با سازماندهی گسترده و غیر هرمی در ایران رشد کند. راه سخت است. اما جای امیدواری هست.
balva گفت
همهی امید من هم همین است پویندهی عزیز. همانطور که میدانی من مارکسیست هستم اما امیدوارم جهبهی فراگیری که همهی گروهها در آن هستند به وجود بیاید.
پوینده گفت
یلوا جان:
من و تو باید برای تشکیل چنین جبهه ای بکوشیم بنظر من برنامه ای بر اساس رعایت اصول مندرج اعلامیه جهانی حقوق بشر بسیاری از خواسته های عدالت اجتماعی رو هم در بر میگیره. هنوز که هنوزه تمامی مفاد این اعلامیه حتی در پیشرفته ترین و سوسیال دمکراترین کشورهای اروپایی بطور کامل نهادینه نشده.
ای کاش همه کسانی که ادعای مارکسیست بودن دارند مثل تو فکر میکردند.
balva گفت
من که کاری از دستم برنمیآد. من سیاستمدار نیستم. آدمی هستم که کار و حرفهی خودم را دارم و فقط احساس مسئولیت میکنم نسبت به سرنوشت خودم و مردمی که دوستشان دارم. دوستانی که دانش سیاسی دارند و توان قدرت این کار را دارند باید تلاش کنند که این جبهه شکل بگیرد. افرادی مانند من هم میتوانیم تا جایی که از دستمان برمیآید حمایت کنیم و توجهها را به آن جلب کنیم.
پرسشگر گفت
درود بر شما
می خواستم اگر ممکنه راهنمایی بفرمایید که چگونه افزونه فرستادن به شبکه های اجتماعی را زیر هر یک از مطالب خود اضافه کرده اید.
پیشاپیش سپاسگذارم و پیروز باشید.
balva گفت
پرسشگر عزیز٬ یک فایل هست که میتوانم اگر ایمیل را بدهی برایت بفرستم. هر بار باید آن را کپی کنی بگذاری انتهای مطلبات.
راستش را بخواهی من خودم آشنایی زیاد با این مسائل ندارم و هر چه آموختهام از وبلاگ بسیار خوب «دستنوشته» است میتوانید از ایشان سوآل کنید:
http://dastneveshteh.wordpress.com/
جواد گفت
واقعا» خوب نوشتی/ باهات موافقم
پیرزاد گفت
بسیارموثروزیبا-ماییم بی پناه ودرنده ترین وجنایتکارترین رژیم تاریخ درمقابل – میدانید چند سال پدرمومادرم هردومنتظرشنیدن جنین جملاتی ازدهان جوانان ایران بودند؟
پیرزاد گفت
گمان کنم باید درست قبل ازحمله غرب به کشوررهبران جنبش ازمردم بخواهند به خیابان بیایند وتا تسلیم شدن رژیم به خواسته های اساسی به خانه برنگردند مرگ یکبار شیون هم یکبار
hamed گفت
خوب خوب خوب خوب در اينكه متن خوبى بود كه شكى نيست، البته ای كاش اصلا نيازى به نوشتنِ اين متن نبود منظورمو كه مى فهميد (كاش همه اين حرفها فقط خيال بود) ولى حالا كه واقعیته ميشه از اين متنها و اين نگرانی بلوا براى روشن شدن اوضاع استفاده بهينه كرد… اما من يه انتقادِ كوچكى هم دارم خدمت بلوا يا بلواهای عزيز و گرامى؛ اينكه در جواب پوینده گفتيد كه شما سياستمدار نيستيد و فقط ميتونيد آگاه كنيد مگر مردمِ فرانسه كه به انقلابی بودن هم شهرت دارند همه سياسى بودند؟؟؟ آنها هم همه شغل و حرفه داشتند اما از جان خودشان گذشتند براى يك زندگى بهتر براى نصيحتى آينده! پس به قول خودت كه در پستى نوشته بودى بايد وحدت كلمه داشت و همه با هم برخیزیم. و حتى جان دهيم براى آزادى!
hamed گفت
tulani shod midunam taghriban shod ye notgh hal dashti bekhun vali!
balva گفت
حامد جان٬
اگر کیبورک فارسی نداری میتوانی به فارسی نگار که لینکش را همین سمت راست در قسمت «علمی، هنری، فنی» گذاشتهام بروی و متن خود را با حروف لاتین بنویسی و تبدیل کنی به فوت فارسی چنین که من انجام داد.
از لطف تو متشکرم. فقط یک نکته را میخواستم توضیح دهم. من منظورم این نبود که چون سیاستمدار نیستم کاری نمیکنم من در ایران زندگی میکنم و به سهم خودم در این مدت در تمام تظاهراتها شرکت کردم و خب اینجا هم که دارم مینویسم منظورم این بود که به هر حال امیدوارم کسانی که دانش سیاسی بالایی دارند کمک کنند تا گامهای عملی برای رهبری این انقلاب برداشته شود.
نسوان گفت
جنگ اتمی به نظر من نا محتمل است ، اما زمزمه ی جنگ روز به روز قوی تر می شود. با همه ی این ها در صورت وقوع جنگ هم من حالتی را نمی توانم تصور کنم که جمهوری اسلامی به همین شکل بتواند به حیاتش ادامه دهد. اوضاع یقینا عوض خواهد شد اما اینکه بهتر شود یا بدتر …
من هم امیدوارم مردم حرکتی کنند ، هیچ هم قصد نا امید کردن کسی را ندارم اما شرایط به نفع ما به نظر نمی رسد. مطالبات متفاوت مردم، جهالت توده های عظیمی از مردم که هنوز هم نمی دانند چه بر سرشان آمده، نداشتن رهبری ، حکومتی که از حمام خون کردن ایران ابایی ندارد. سخت است بلوا جان. حدیث پوست است و گلوله…
طلسم معجزتی مگر
رها کند از گزند خویشتنم
چنین که دست تطاول به خود گشاده منم….
balva گفت
نسوان عزیز٬
من فکر میکنم هر نوع حکومتی که جایگزین جمهوری اسلامی شود بهتر از اینی هست که اکنون موجود است. نگرانیهای تو را درک میکنم اما جای امیدواری هم کم نیست.
مجلس شورای ملی در تبعید.(طرح پیشنهادی) « بلوا گفت
[...] مرتبط * بیایید روایتگران نقزن تاریح نباشیم سازندگان خردمند… (بحثهای صورت گرفته در [...]
hamed گفت
کیبورد فارسی دارم یه چیز دیگه ندارم……..که اینجا جاش نیس بگم
شمازحمتشو کشیدی دیگه,نچ نچ نچ چه قدر علم پیشرفت کرده فارسی نگار!!! پیر شدیم رفت.
hamed گفت
فقط 2 موردشو باید تصیح کنم:از جان خودشان گذشتند براى يك زندگى بهتر براى نسل آینده.وحدت کلمه داشتن و با هم برخیزیم.به هر سو بازم ممنون و شاد باشی:)
۲۸ مرداد و جمهوری ایرانی « بلوا گفت
[...] مطالب مرتبط * مجلس شورای ملی در تبعید. (طرح پیشنهادی) * بیایید روایتگران نقزن تاریح نباشیم سازندگان خردمند… [...]
محارب گفت
طرح جبهه همبستگی ملّی
جبههٌ همبستگی ملی، نیروهای جمهوریخواهی را که با التزام به نفی کامل نظام ولایتفقیه و همهٌ جناحها و دسته بندیهای درونی آن، برای استقرار یک نظام سیاسی دموکراتیک و مستقل و مبتنی بر جدایی دین از دولت مبارزه میکنند، دربر میگیرد:
http://www.hambastegimeli.com/index.php?option=com_content&view=article&id=2142&Itemid=70
اعدام هم برچیده خواهد شد همانگونه که بردهداری برچیده شد. « بلوا گفت
[...] جوانان بر سر دار! * ضیافت شام زیر چوبههای دار * بیایید روایتگران نقزن تاریح نباشیم سازندگان خردمند… * شرمندهام که گرسنه و تشنه نیستم و کف پاهایم را شلاق [...]
fadayebasij گفت
سلام بر اساس امر بانک مرکزی نرخ تورّم به بیشتر از ۲۰ درصد رسیده. این یعنی حقوقها باید ۲۰ درصد بیشتر بشوند. همه میگویند بسیجیها بهترین حقوق و مزایا را دارند. ما که ندیدیم. نون برای ما هم گران شده. همه چیز برای ما هم گران شده. در یک بلاگ خواندم که ماها بهترین حقوق هارا میگیریم و نرخ تورّم به ما اثر نخواهد داشت.والله به امام قسم اگر این واقعیت داشته باشد.فقط همین را میخواستم بگویم.