با دستگیری فرزند نخستین رئیس قوه قضاییه و با بستن دفاتر موسوی و کروبی سقوط دولت کودتا و کل جمهوری اسلامی در افق کوتاه مدتتری قرار میگیرد در بدبینانهترین نگاهی که میتوان به تحولات اخیر داشت نمیتوان تصور کرد دولت کودتا زمستان امسال را پشتسر بگذارد و پیش از شکوفه دادن درختان گیلاس نهال آزادی به باروبرنشنید و طومار دولت کودتا و رهبر بیکفایت رژیمی سراسر پوسیده و پلید در هم پیچیده نشود.
دولت کودتا میخواهد به بهای نابودی کل جمهوری اسلامی بقای خود را تضمین کند. آنها دارند در دادگاهها کسانی را بیاعتبار میکنند که بزرگترین سپردفاعی جمهوری اسلامی هستند. چه کسی بهتر از خاتمی میتوانست مردم را گروه گروه به پای صندوقهای رای بیاورد و جوانانی که روی گردان از اسلام و آخوند بودند دوباره با اسلام و روحانیت آشتی بدهد؟ چه کسی بهتر از کروبی میتوانست در حالی که حکم حکومتی ولایت مطلق فقیه را قبول دارد به رهبر جریان حقوق شهروندیخواهی ایرانیان تبدیل شود و قشرهای رادیکال جنبش دانشجویی را به هواخواهی از خود و در واقع جمهوری اسلامی به میدان بکشاند؟ چه کسی بهتر از میرحسین موسوی میتوانست شعار الله اکبر و گرفتن روزه و سبز سیدی را دوباره به میان آورد و نسلی به جان آمده را سبزپوش کند؟ چه کسی بهتر از ابطحی میتوانست جریان وبلاگنویسی را به سمت جمهوری اسلامی بکشاند یا چه کسی بهتر از حجاریان میتوانست بحرانها را مدیریت کند؟ حالا دارند تمام این سپرهای دفاعی جمهوری اسلامی را به دست خود از کار میاندازند مانده است روشنفکرانی که به هر حال اگر نق میزدند یا انتقادی میکردند در دل همین نظام حرف میزدند و سقف رادیکالیسمشان کف خط قرمزهای جمهوری اسلامی است و بخشی از جامعه به اینها اعتماد داشتند و اینها میتوانستند جوانان را پای صندوق بیاورند تا به یکی از گزینههای شورای نگهبان عبور کرده رای بدهند حالا دارند اینها را یا ساکت میکنند و یا به لجن همکاری با کودتا آلوده میکنند و این سپردفاعی را هم از کار میاندازند تا سرانجام «علی بماند و حوضش»
رفسنجانی در روزهای بحرانی مرگ آیتالله خمینی توانست اوضاع را کنترل کند و یکشبه رهبر بتراشد و مانع انشقاق و شکاف در حاکمان جمهوری اسلامی شود. خاتمی توانست در دوران مشهور به اصلاحات چهرهی جمهوری اسلامی را بزک کند و در جهان برایاش آبرو بخرد و جهان را متقاعد کند باید با جمهوری اسلامی کنار بیاید و موفق شد بحرانهایی مانند قتلهای زنجیری و جنبش دانشجویان در ۱۸ تیر را به نحوی مهار کند که کمترین آسیب به جمهوری اسلامی و خامنهای به عنوان رهبر وارد شود. کروبی توانست جلوی رادیکالیزم مجلس ششم را بگیرد و رهبر را به عنوان صاحب حکم حکومتی جا بیاندازد. در مقابل بیشترین ضربه را، به خامنهای و جمهوری اسلامی، دولت و باند احمدینژاد و اصولگرایان زدنند. احمدینژاد با فروکاستن خامنهای به یکی از بازیگران جناحها، عقبماندهترین طیفهای درون حکومت را به این باور رساند که خامنهای رهبری فراجناحی نیست و دستنشانده یا حداکثر یکی از اعضای جناح کودتاچیان است. یک هفته مسکوت گذاشتن دستور کتبی خامنهای مبنی بر عزل مشایی نشان داد خامنهای حتا رهبری جناح کودتا را هم به عهد ندارد و فقط یکی از اعضای ستاد کودتاست. معرفی وزیر زن و اصرار بر آن عقبمانندهترین مراجع تقلید را هم در مقابله خامنهای قرار داد. باهنر هم با رو کردن فرمان آقا برای رای دادن، به وزیران دولت کودتا، خود را نجات داد و آقا را به لجن کشید. آقای که دیگر آقای هیچکس نیست؛ عمامهی آقایی را احمدینژاد و باند کودتا از سرش برداشتند. رفسنجانی، خاتمی و کروبی و بسیاری دیگر از سران و لایههای میانی و لایههای مردمی طرفدار اصلاحات و حتا بسیاری از اپوزیسیون همسایهی اصلاحطلبان همواره آبروی خود را خرج کردند تا آبروی رهبر و نظام را بخرند اما احمدینژاد آبرو و حیثیت نیمه نصفهی رهبر را برای بقا و دوام خود به حراج گذاشت. سران موسوم به جبههی اصلاحات از رفسنجانی تا بهزاد نبوی و دیگران معماران و بناکنندگان جمهوری اسلامی بودند و میدانستند محور این نظام و ستون اصلی آن ولایت فقیه است و اگر ولایت فقیه فروریزد دیگر چیزی از نظام باقی نمیماند برای همین شانه و شان خود را زیر بار بردند تا سقفهای فروریزنده را که براثر سست شدن این ستون در حال رمبیدن بودن حفظ کنند اما احمدینژاد چون میمونی بازیگوش بالای سقف رفته است و جای دوست و دشمن به جهانیان نشان میدهد و بالا و پایین میپرد و تیشه برداشته است تا این شمعکهای حایل را بیاندازد و ستون را تخریب کند تا «جمهوری اسلامی» زیر بار سی سال غباری که رویش نشسته است فروریزد و در هم هم پیچیده شود.
کسانی مانند میرحسین موسوی و عبدالکریم سروش و محسن سازگار و کمکم کروبی و خاتمی دیگر امیدشان را به حفط جمهوری اسلامی از دست دادهاند و اکنون تمام تلاششان این است که «اسلام» را حفظ کنند و بتوانند در حیات سیاسی پس از جمهوری اسلامی باقی بمانند و به عنوان نیروی اجتماعی و فکری بخشی از قدرت سیاسی را در دست داشته باشند یا حداقل «اسلام غیرسیاسی» به کلی حذف نشود و اسلامستیزی در جامعه رواج پیدا نکند.
خامنهای اکنون در کنار احمدینژاد و فرمانده های کودتاچی سپاه پاسداران و قسمت اعظم جناح موسوم به اصولگرا بزرگترین دشمنان جمهوری اسلامی هستند. نماز جمعهی فردا میتواند در صورت به سر عقل آمدن خامنهای و نکوبیدن بر طبل حماقتی، که در این چند سال و چند ماه کوبیده است، فرصتی باشد در وقت اضافه تا شاید اندکی مرگ و سرنگونیاش را به تاخیر بیاندازد اما دیکتاتور و نخوت دیکتاتور چشم و گوشاش را کور و کر میکند و بر دلش مهر میزند تا نبیند و نشوند و احساس نکند و بوی تعفن خود را استشمام نکند و اسباب سقوط خود را فراهم کند و احتمالا خامنهای فردا چنین خواهد بود و سعی میکند جلوی امواج در راه، روز قدس و بازگشایی دانشگاهها و دبیرستانها، را با تهدید و ارعاب بگیرد و با حمایت از دولت کودتا و رای اعتماد مجلس به کودتاچیان خودش را بیش از پیش به لجن کودتا آغشته کند و به دلیل ارزیابی غلطی که از رشد و تعمیق جنبش سبز دارد سعی کند با چند انتقاد باسمهای و بیارزش از دولت کودتا کمی وجههی خود را در بین مراجع تقلید منتقد بازسازی کنید هر چند همین مقدار درایت هم از این ذهن بیمار و کودن بعید مینماید.
شاید اگر تنها سرنگونی جمهوری اسلامی را میخواستیم از همهی اینها خشنود میشدیم و میگفتیم بگذار تمام سپرهای دفاعی خود را از دست بدهند و تاریخ مصرفشان در سال اصلاح الگوی مصرف به سرآید و این جمهوری که جز جنایت و حماقت هیچ در انبان ندارد زودتر در هم پیچیده شود اما راستش را بخواهید تنها نکتهی منفی در این خواست مثبت بزرگ این واقعیت است که انقلابهایی که بر اثر حماقت حکومتها به پیروزی میرسد ممکن است فاجعه بار باشند زیرا حماقت حماقت میآورد. پیروزی انقلاب ۵۷ پیش از آن که مرهون تلاش انقلابیون باشد حاصل حماقت رژیم شاه بود و میوهی انقلاب کال چیده شد برای همین تلخترین و خفتبارترین سالهای تاریخ معاصر ایران رقم خورد. اگر انقلاب ایران چند سال به طول میانجامید چهرهی خودکامههایی که صورتک آزادیخواهی برچهره داشتند افشا میشد و روز به روز مردم آگاهتر میشدند، فردای پیروزی انقلاب دیگر زیر بار هیچ خودکامهای نمیرفتند. راستش را بخواهید من همانطور که آرزو نمیکردم رژیم شاه یک لحظه دیرتر سقوط کند آرزو نمیکنم این رژیم سراسرپوسیده لحظهای دیرتر سقوط کند اما امیدوارم انقلاب اخیر با روندی آگاهانهتر و با خواستهها و مطالبات روشنتر و دقیقتر به سرانجام برسد امیدوارم پایان جمهوری اسلامی پایان دیکتاتوری و استبداد در ایران باشد. اما تجربه نشان داده است که «عقلانیت» در اردوگاه دشمن همیشه بهتر از «حماقت» است. جمهوری اسلامی سقوط خواهد کرد در این هیچ شکی نمیتوان داشت اما چگونه رفتن و میزان خسارتی که مردم پرداخت میکنند و اتفاقاتی که بعد از آن میافتد مهم است.
اگر رضاشاه و بورژواهای حامیاش به جای دیکتاتوری سلطنتی جمهوری دیکتاتوری مانند آتاتورک تشکیل میدادند همان وقت یک گام به پیش نهاده بودم، اگر آمریکاییها در سال سی دو با کودتا دولت ملی مصدق را سرنگون نکرده بودن شاید الان برجهای مرکز تجاری هنوز در منهتن برافراشته بود. اگر در سال ۴۲، با حذف امینی، شاه قدرتی یکه نمیشد و با نخوت احزاب نمایشیاش را تعطیل نمیکرد و دیکتاتوری حماقت را بنا نمیگذارد و یا حتا صدای اعتراض مردم را زودتر شنیده بود و زودتر از قدرت کنار میگرفت و دموکراسی هدایت شدهیی مبتنی بر شورای سلطنت یا جمهوری تشکیل میشد فجایعِ بعدی اتفاق نمیافتد. همهی اینها میتوانست فرصتی باشد برای رهایی مردم اگر بروز و ظهورش با آگاهی و فعال بودن نیروهای اجتماعی صورت میگرفت اما پیروزی که بر حماقت نیروی مقابل استوار باشد سرانجامی جز شکست فاجعهبار ندارد. حماقت حماقت میآورد و از حماقت همه زیان میبینند سرنگون شده و سرنگون کننده.



آریو گفت
اعدام خامنهای تماشایی میشه! یک سرباز جوان ۱۸ ساله بازوهای دیکتاتور رو میگیره تا در نره و سرباز دیگر طناب رو به گردنش میاندازه. خامنهای به میان اتاقکی از پارچه مشکی میره و ناگهان طناب راست و مستقیم میشه و نشون میده که باری رو آویزان نگه داشته. لحظاتی بعد تکانهای طناب شدیدتر میشه و فریادهای حیرت و شوق از خبرنگاران حاضر بلند میشه. خامنهای داره خفه میشه… .
balva گفت
آریوی عزیز،
امیدوارم پایان جمهوری اسلامی با پایان حکم اعدام همراه باشد. اعدام کار درستی نیست حتا اگر اعدام خامنهای باشد. میدانم در این نفرتی که از او داریم پذیرش این حرف سخت باشد اما باور کنید نه خامنهای نه هیچ کس دیگر ارزش این را ندارد که دست کسی به خون آلوده شود. چه بهتر که او محاکمه شود و به حسب ابد محکوم شود و شاهد باشد حکومت اهریمنیاش در هم پیچیده میشود و هر روز شادی مردم را ببیند و از تب وهن دق کند.
eghtesadesabz گفت
سلام
نفر اول کنکور ارشد ، اما مردود شدم
http://eghtesadesabz.wordpress.com
حسن گفت
عالی بود
F.h گفت
خیلی جالبه. اول به دفتر کروبی و همچنین کمیته صیانت از آرا حمله کرده و تمام اسناد را بردند. بعد گفتند مدارکی که کروبی ارائه کرده، مستند نیستند. یک برنامه وقیحانه هم ساختند و در توهماتشان همه چیز را ماستمالی کردند.
soroosh گفت
تحليل خوبي بود اما راحع به زمان سقوط رژيم بيش از حد اميدوارانه بود.
چراكه حماقت حاكميت در ازبين بردن سپر هايش براي سقوط لازم هست اما كافي نيست.
كما اينكه تا به امروز جز پيشرفت كودتاچيان شاهد ديگر چيز نبوده ايم.
اما آنچه نياز امروز ماست بهره بردن ازين حماقت است. و اين يعني لزوم آگاهي و همراهي ملت تا رسيدن به هدف والا آنچه گفته شد بدون اين از هم اكنون كان لم يكون خواهد بود…
مجید گفت
اگرچیزی نیست چرا تک تک اعضای کمیته را دستگیر می کنید؟ اگر هراسی از اتفاقاتی که افتاده ندارید چرا در پی از بین بردن مدارک هستید؟ درجلسه آقای کروبی با کمیته سه نفره قوه قضاییه آنها از مدارک موجود متعجب شدند وفضای جلسه آنچنان مثبت بود که آقای کروبی گفتند که حتما ترتیب اثر داده خواهد شد. اما بعد دیدیم که نه تنها بساط کمیته را جمع کردند بلکه تک تک افرادی را که درجریان پیگیری های آزارواذیت های رخ داده بودند را دستگیر کردند.
yt گفت
خیلی جالبه. اول به دفتر کروبی و همچنین کمیته صیانت از آرا حمله کرده و تمام اسناد را بردند. بعد گفتند مدارکی که کروبی ارائه کرده، مستند نیستند. یک برنامه وقیحانه هم ساختند و در توهماتشان همه چیز را ماستمالی کردند.
tmnh گفت
اگرچیزی نیست چرا تک تک اعضای کمیته را دستگیر می کنید؟ اگر هراسی از اتفاقاتی که افتاده ندارید چرا در پی از بین بردن مدارک هستید؟ درجلسه آقای کروبی با کمیته سه نفره قوه قضاییه آنها از مدارک موجود متعجب شدند وفضای جلسه آنچنان مثبت بود که آقای کروبی گفتند که حتما ترتیب اثر داده خواهد شد. اما بعد دیدیم که نه تنها بساط کمیته را جمع کردند بلکه تک تک افرادی را که درجریان پیگیری های آزارواذیت های رخ داده بودند را دستگیر کردند.
فرهنگ گفت
احسنننت واقعا متنی عالی بود.
رضا پاينده گفت
مسلماً بهتر است هر كسي كه ميتواند براي راهپيمايي روزقدس به تهران برود ، اما به نظر شما بهترنيست بسياري از طرفداران شهرستاني جنبش سبزكه نميتوانند درتهران حاضر شوند براي راهپيمايي روزقدس به مركز استان خود بروند تا هم صداهاي پراكنده سبزهاي شهرستاني بهتر شنيده شود هم جنبش در سراسر كشور فعال شود هم فشار روي تهرانيها كمتر شود .اگرموافق هستيد لطفاً اين برنامه را تبليغ كنيد، .به اميد ديدار درجشن پيروزي در روز آزادي
پارلمان آزاد « بلوا گفت
[...] مطالب مرتبط تشکیل هستههای مقاومت از گل سرخ نخواهید بوی بنفشه بدهد شاهِ جمهوری دستگیری میرحسین و کروبی آخرین میخ به تابوت ج.ا.ا. [...]
بازار صدای انقلاب ما را شنید. خامنهای هم خواهد شنید گیرم دیر! « بلوا گفت
[...] مرتبط * دستگیری میرحسین و کروبی آخرین میخ به تابوت ج.ا.ا. * شیطان بزرگ، امام کوچک و ماه عسل زهرهماری * «حوزه» و [...]
از بامهای ایران تا خیابانهای نیویورک: مرگ بر دیکتاتور « بلوا گفت
[...] [...]
مردم به جان آمده و جنبشی که مرگ ندارد « بلوا گفت
[...] ۲۵ بهمن نشان داد عزم مردم برای تغییرات اساسی و حذف «ولایت فقیه» و دینزدایی از حکومت، عزمی موقتی و احساسی ناگهانی که قابل سرکوب یا فراموشی باشد نیست. عزمی است نهادینه شده در جان اکثریت ایرانیها. امروز ایرانیها دیگر نه فقط «جمهوری اسلامی» را نمیخواهند که زندگی تحت لوای نظامی که جز فقر و حقارت و مرگ و جنایات چیزی برایشان به ارمغان نیاورد ست را تاب نمیآورند. تضاد بین مردم و حکومت به نقطهی بدون بازگشت رسیده است. دیگر «جمهوری اسلامی» حکومت نیست چون نمیتواند «حکم» کند. حکمرانی که توان «حکم» کردن نداشته باشد به دلقکی میماند که خود را مضحکه میکند اما چون قدرتی در اختیار دارد فقط خنده بر لب نمیآورد که زحمت و عذاب را برای خود و دیگران دو چندان میکند. میرحسین موسوی و مهدی کروبی آخرین کسانی بودند که میتوانستند جمهوری اسلامی را نجات دهند و خامنهای و اتاق بیفکر و احمق پیرامونش با یورش به این دو و با حصر و زندانی کردنشان دارد با دست خود موجبات حذفشان را فراهم میکند تا هیچکس نباشد که طناب دار را از گردن این نظام بیمار بردارد. اگر موسوی و کروبی حذف شوند مبارزات مردم حذف نمیشود تنها رادیکالتر شده و تیزی این خنجر آخته رو به سوی شاهرگشان میآورد. اولین بار که زمزمهی دستگیری میرحسین و کروبی بلند شد در مرداد ۸۸ در مطلبی نوشتم: خامنهای اکنون در کنار احمدینژاد و فرمانده های کودتاچی سپاه پاسداران و قسمت اعظم جناح موسوم به اصولگرا بزرگترین دشمنان جمهوری اسلامی هستند. نماز جمعهی فردا میتواند در صورت به سر عقل آمدن خامنهای و نکوبیدن بر طبل حماقتی، که در این چند سال و چند ماه کوبیده است، فرصتی باشد در وقت اضافه تا شاید اندکی مرگ و سرنگونیاش را به تاخیر بیاندازد اما دیکتاتور و نخوت دیکتاتور چشم و گوشاش را کور و کر میکند و بر دلش مهر میزند تا نبیند و نشوند و احساس نکند و بوی تعفن خود را استشمام نکند و اسباب سقوط خود را فراهم کند و احتمالا خامنهای فردا چنین خواهد بود و سعی میکند جلوی امواج در راه، روز قدس و بازگشایی دانشگاهها و دبیرستانها، را با تهدید و ارعاب بگیرد و با حمایت از دولت کودتا و رای اعتماد مجلس به کودتاچیان خودش را بیش از پیش به لجن کودتا آغشته کند و به دلیل ارزیابی غلطی که از رشد و تعمیق جنبش سبز دارد«دستگیری میرحسین و کروبی آخرین میخ به تابوت ج.ا.ا.» [...]